استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
چکیده: (۱۱۴۵۱ مشاهده)
لوتمن با الهام از نگرشهای زبانشناختی دوسوسور و یِلْمْزلِف و تکیه بر روششناسی ساختارگرا نظریات بکر و بدیعی در بابِ چگونگی تحلیلِ ساختارِ اثر هنری به دست میدهد. او با طرحِ موضوعِ «هنر به مثابۀ نظامِ نظامها» نشان میدهد که اثر هنری نوعی «نظامِ الگوسازِ ثانوی» است که بر اساسِ الگوی اولیۀ زبان شکل میگیرد. با این همه، اثر هنری از آنجایی که اطلاعاتِ بیشتری را در فضای محدودتری میگنجاند، نسبت به زبانِ معمول ساختار پیچیدهتری دارد. بنابراین مقالۀ پیش رو میکوشد ضمنِ بررسی خاستگاههای نظری اندیشۀ لوتمن، استدلالهای وی را در این باره بررسی و تحلیل کند. در این بررسی مشخص میشود که در اثر هنری، تمامی فرمها قابلیتِ آن را دارند که سمانتیره یا دلالتمند شوند. بر این اساس، در اثر هنری چندین نظام به طور همزمان فعّال میشوند؛ تنش و برخورد بین این نظامها موجبِ تشدید یا تقویتِ دلالتمندی اثر و در نتیجه غنای آن میشود. در پایان این بررسی، نگارنده با طرحِ موضوع «انتظام معنایی» یا «بازی مدلولها» میکوشد نکتهای هرچند مختصر در حوزۀ نشانهشناسی شعر پیش روی نهد.
نوع مقاله:
نظری |
موضوع مقاله:
نقد نشانه شناختی دریافت: 1394/6/1 | پذیرش: 1394/8/4 | انتشار: 1394/10/1