۱- دانشجوی دکتری، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران
۲- عضو هیأت علمی، گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران ، jalili_khosro@yahoo.com
۳- عضو هیأت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد آستارا، دانشگاه آزاد اسلامی، آستارا، ایران
چکیده: (۳۷۶۴ مشاهده)
در نقد کهنالگویی شعر پستمدرن، میتوان نشانههای واضحی از ضمیر ناخودآگاه جمعی را مشاهده کرد. ازجملۀ این نشانهها، کهنالگوی ضدقهرمان است. کهنالگوی ضدقهرمان در شعر پستمدرن به صورتهای مختلف بهخصوص «آنیما»، «آنیموس» و «خویشتن» چنان پررنگ و متنوع حضور یافته است که گاه خواننده را در تشخیص جایگاه قهرمان از ضدقهرمان دچار تردید و سردرگمی میسازد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، سعی کرده است تا جایگاه و کارکرد کهنالگوی ضدقهرمان را در جریان روایت شعری پستمدرن مشخص کند. نتایج این بررسی نشان داد که شاعران پستمدرن تا زمانی که کهنالگوی ضدقهرمان در برابر شرایط اجتماعی دست به اعتراض میزند، مورد ستایش قرار گرفته و در زمرۀ قهرمانان از او ستایش میشود، اما زمانی که این نقش سبب آسیب دیدن کهنالگوی خویشتن یا سایر کهنالگوهای مثبت فرد میشود، دیگر مورد حمایت قرار نمیگیرد.
نوع مقاله:
مروری تحلیلی |
موضوع مقاله:
نظریه ادبی دریافت: 1402/2/25 | پذیرش: 1402/10/27 | انتشار: 1402/11/10