استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه ، smdadras@gmail.com
چکیده: (۲۴۳۱ مشاهده)
مقالۀ حاضر به مقایسۀ تطبیقی اصول خوابگزاری سنّتی ایرانی با خوابگزاری روانکاوانه، با تأکید بر آرای زیگموند فروید، میپردازد. عمدۀ مطالعاتی که تا به امروز در باب متون خوابگزاری اسلامی صورت گرفته، به بررسی جنبههای تاریخی، ادبی، نسخهشناختی، فلسفی و اجتماعیِ این متون اختصاص داشته است. باوجوداین، شماری از محققان، اشارات گذرایی به دقتهای روانکاوانۀ قدما کردهاند. در این پژوهش، علاوهبر گردآوری این اشارات، برای بسیاری از مصطلحات روانکاوانه در زمینۀ تفسیر رؤیا، شواهدی از خوابگزاریهای فارسی نقل شده است. این مواد و یافتهها، نشانگر همسانی فراوان میان روانکاوانیِ نوین و خوابگزاری کهن، چه دراصول و چه در فروع و جزئیات، است. برای نمونه، اصول فلسفی و حرفهای مشابهی نزد اصحاب خوابگزاری و اصحاب روانکاوی ملاحظه شده است؛ و یا شرح کارکردهای رؤیا و تبیین فرایندهای تولید رؤیا، در هر دو مکتب، مشابهت چشمگیری دارد. نگارنده به پیروی از روانکاوی لَکانی، به مبحث انواع استعاره و مَجاز ورود کرده و نهایتاً برخی مضامین استعاری نادر را در شعر دَری، مأخذیابی کرده است.
نوع مقاله:
پژوهشی اصیل |
موضوع مقاله:
نظریه ادبی دریافت: 1401/7/13 | پذیرش: 1401/6/10 | انتشار: 1401/6/10