۱- دانش آموخته دانشگاه خوارزمی ، shahbazi_nastaran@yahoo.com
۲- دانشیار دانشگاه خوارزمی
۳- عضو هیات علمی دانشگاه خوارزمی
چکیده: (۴۹۶۹ مشاهده)
براساس دستهای از نظریههای روایتشناسی، گاه ممکن است راوی و بینندۀ رخدادهای داستانی با هم تفاوت داشته باشند. پیوند ایندست نظریهها در قالبهای داستانیای که خود بهلحاظ ساختمان، صناعتمحور و دارای ساختارهای غیرمتعارفاند، باعث پیچیدگی فزایندۀ روایت میشود. «خانهروشنان» از مجموعهداستان نیمۀ تاریک ماه اثر هوشنگ گلشیری، از اینگونه داستانهاست. روایت این داستان با ساختاری مبتنی بر زاویۀ دید اولشخص جمع، در کنار برهمخوردگی نظم زمانی و ابهامهایی که در فرایند فهم کیستی روایتگر داستان وجود دارد، شناخت راویان را با مشکل مواجه کرده است. این نوشته سعی دارد با تکیه بر زاویۀ دید این داستان، ویژگیهای منحصربهفرد راویان را که شامل سیلان آگاهی و انسانوارگی است، بررسی کند و نشان دهد گزینش هوشمندانۀ روایتگر جمعی چگونه توانسته است با منسجم نگه داشتن زبان روایی، درعین غیرمتوازن بودن آگاهی راوی در بخشهای گوناگون روایت، انسجام ساختاری داستان را حفظ کند.
نوع مقاله:
پژوهشی اصیل |
موضوع مقاله:
روایت شناسی دریافت: 1399/2/25 | پذیرش: 1399/6/29 | انتشار: 1399/6/10