۱۰ نتیجه برای کلیله و دمنه
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
تحول معنایی یکی از تغییرات زبانی است که در سطح واژهها رخ میدهد و منظور از آن، حفظ شکل ظاهری واژه و تغییر معنای نخستین و پذیرش معنایی تازه است. وامواژهها یکی از زمینههای به وجود آمدن تحول معنایی هستند. در این مقاله، به تحول معنایی برخی از وامواژههای عربی کتاب کلیله و دمنة فارسی میپردازیم. ابتدا عوامل و نحوه تحول معنایی را از نظر زبانشناسان مطرح میکنیم و سپس وامواژههای تحول معنایییافته کتاب کلیله و دمنه را براساس این اصول مورد بررسی قرار میدهیم. در این بررسی که مطالعهای طولی است، تحول معنایی وامواژههای عربی را در زبان فارسی قرن ششم هجری نسبت به قرون پیشین مقایسه کردیم. برای این کار، چهار لغتنامه عربی در قرنهای دوم، سوم و پنجم را انتخاب و معنی آنها را با لغتنامه دهخدا در زبان فارسی مقایسه کردیم. هدف این پژوهش بررسی جایگاه وامواژهها در ادبیات تطبیقی و اهمیت بررسی آنها در متون ادبی فارسی است. پس از بررسی چرایی تحول معنایی وامواژهها، چرایی اهمیت آنها در ادبیات تطبیقی را مشخص کردیم.
ناصر نیکوبخت،
دوره ۴، شماره ۱۴ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
دکتر جواد دهقانیان دکتر ناصر نیکوبخت چکیده کلیله و دمنه به دلیل ویژگی های منحصر به فرد داستانی- تعلیمی، نه تنها در ادبیات ایران، بلکه در تاریخ ادبیات جهان از شهرت و اعتبار خاصی برخوردار است. این کتاب برآیند تبادلات فرهنگی میان تمدن¬های بزرگ شرق (هند، ایران و اسلام ) است . دورن مایه اصلی آن بیشتر مفاهیم اخلاقی و سیاسی است که در لایه های مختلف(روساخت و زیرساخت) به هم پیوند خورده و اثری را پدید آورده که به سختی می توان حد و مرز اخلاق و سیاست را از یکدیگر باز شناخت تعمد نویسنده/ نویسندگان کلیله به لزوم تسلط اخلاق بر سیاست باعث شده که هر داستانی به نتایج اخلاقی خاصی منجر شود؛ اما در خلال داستان و خصوصاً زیر ساخت، شخصیتهایی مشاهده می شوند که همچون ماکیاولی به اخلاق زدایی از سیاست اعتقاد دارند . به همین دلیل شباهت های زیادی میان اندیشه های ماکیاولی و درون مایه برخی داستان ها و شخصیت ها¬ی کلیله و دمنه دیده می شود . این مقاله می کوشد به نقد اخلاق گرایی کتاب کلیله و دمنه و همچنین چالش و تضاد میان تئوری های نظری اخلاق -که عمدتا در روساخت جای دارند- با رفتار ها و کنش های فردی و سیاسی- زیر ساخت- بپردازد و در حد امکان علل و نتایج چالش های اخلاقی متن را بررسی کند . کلید واژه :نقد اخلاقی ، اخلاق و سیاست، کلیله و دمنه ، ماکیاولی .
دوره ۸، شماره ۳۱ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
این مقاله کوشیده است مهمترین داستان کلیله و دمنه، یعنی شیر و گاو را بازخوانی کند و بر پایه نشانههای درون متنی به قرائتی تازه از داستان دست یابد. از این دیدگاه در فرایند تحلیل و بازخوانی متن، مخاطب با این پرسش اساسی روبهروست که: «آیا میتوان به متن اعتماد کرد و آن را بر اساس قصد نویسندگانش خواند و پذیرفت؟» خوانشی که تاکنون در پژوهشهای ادبی رایج بوده بر درستی قرائت مؤلف تأکید داشته است. نگارنده بر این باور است که نشانههای فراوانی در این داستان هست که مخاطب را نسبت به روایت متن بی اعتماد می کند.
این داستان چهار شخصیت اصلی دارد که سهم همه آنها در پیشبرد جریان داستان یکسان نیست. بیشترین گفتوگو و کنش داستانی میان شیر، کلیله و دمنه به وقوع میپیوندد. شنزبه به نسبت کمتر از دیگران در جریان داستان نقش ایفا می کند و تقریبا شخصیتی منفعل است. به نظر میرسد با دقت در گفتگوی میان شخصیتها و کنشهای آنها، میتوان به برداشتی متفاوت از متن دست یافت.
در این خوانش جدید، تصویری تازه و متفاوت از شخصیتها و در نهایت روایت داستان به دست می آید. این تصویر میتواند الگویی از کارکرد قلب و دگرگونی واقعیت در نظام سنتی باشد و به بازخوانی متون دیگر نیز یاری رساند.
دوره ۸، شماره ۳۳ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
این پژوهش ضمن اشاره به ویژگیهای قصههای عامیانه، سیر پژوهش قصههای عامیانه و نقد آن با اشاره به قصههای عامیانۀ مشترک کرهای و ایرانی، به بررسی و تحلیل ساختار سه قصه عامیانه کرهای پرداخته است، که مشابه آنها در کلیله و دمنه دیده میشود. دو مورد از قصههای مشترک از نظر درونمایه و بسیاری از کنشها، همانند است و قصّۀ سوم که مفصّلتر بدان پرداخته شده در روایت کرهای و کلیله، آنقدر شبیه است که به نظر میرسد منشأ واحد دارد. تحلیل و مقایسه این داستانها، ضمن نشان دادن همانندیها و تفاوتهای آنها، دگرگونیها و تغییرات ساختاری روایت را در متن کلیله در مقایسه با روایت عامیانۀ آن آشکار میسازد.
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۹ )
چکیده
جایگیری سوژهها در متنهای ادبی، حاصل انواع مفصلبندی گفتمانی است که بنا به الگوهای معرفتی حاکم بر هر دوره شکل میگیرد. برای درک بهتر این نکته میتوان به حکایتهایی رجوع کرد که در چند دوره با جهانهای معرفتی متمایز به روایت یا تمثیل در آمدهاند؛ یکی از این موارد، حکایت «ماهیان و آبگیر» است که در کلیله و دمنه و مثنوی مولوی بهمثابۀ خردهروایت و در داستان ماهی سیاه کوچولو بهشکلی مستقل بازنمایی شده است. در این نوشتار چگونگی تأثیر پارادایمها بر جایگیری سوژههای داستانی از منظر کیستی و چرایی قهرمان نیز شکل و میزان اظهار هویت/ فردیت آنها به شیوۀ توصیفی ـ تحلیلی تبیین شده است. نتیجه حاکی از وجود دو الگوی معرفتی ـ هستیشناختی است: الگوی اول همان فردیتستیزی/ گریزی جهان کلاسیک است که متن کلیله و دمنه و مثنوی را در بر گرفته است. بر همین اساس قهرمانان اصلی هر دو تمثیل آن ماهیاناند که خود را به مردگی، بهشکلی نمادین هویت/ فردیت خود را پس میزنند. منتهی مردهنمایی ماهیِ کلیله و دمنه بهمثابۀ شکلی از حزم و فردیتگرایی ضمنی، او را در ساختار کاستبنیاد جهان متن، چونان رخدادی خطرناک جلوه داده است؛ ولی در مثنوی مولوی در مقام نوعی عاملیتگریزی برای تأیید یا وانمایی تجربۀ حالِ حضور آمده است. با وجود موارد قبلی، قهرمان تمثیل ماهی سیاه کوچولو اثر صمد بهرنگی، بنا به الگوی معرفتی فردگرایانۀ جهان معاصر، آن ماهیای است که عاملیت و فردیت وی بهشکلی نشاندار و نمادین از رنگ سیاه و خنجری بر کمر تا انواع پرسشهای هستی ـ معرفتشناختی و رویارویی فیزیکی، برجسته و تحسین شده است.
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده
متنهای کلاسیک ادبی دارای اهمیت فرهنگی خاصی هستند، با وجودی که گویشوران فارسیزبان هنوز میتوانند این متنهای کهن را پس از صدها سال بخوانند و بفهمند (و این ویژگی خاص زبان فارسی است)، ولی این امر، بهدلیل تغییرات واژگانی و تا حدی نحوی، برای نسل جوان و نوآموزان بهسختی امکانپذیر است. از این رو، بسیاری از این متنها برای کودکان و گاه بزرگسالان سادهسازی شده است. در این پژوهش، کوشش شده است با بررسی داستانِ «موش آهنخور» از کلیله و دمنه با نمونههای سادهشدۀ آن مقایسه شود تا ضمن بررسی چگونگی تغییرات متن ادبی در روند سادهسازیها، روشهای سادهسازی استخراج شود و درنهایت، الگویی کلی برای روند سادهسازی متنهای کهن و کلاسیک ارائه شود. درنتیجه، چگونگی سادهسازی و شناسایی ابزارهای واژگانی ـ دستوری مسئلهای این پژوهش بوده است. دلیل انتخاب کلیله و دمنه از یک سو این است که از نثرهای فنی و مصنوع فارسی بهشمار میآید و از سوی دیگر، بارها سادهنویسی شده است. در این بررسی، تغییرها در چهار سطح صرفی، نحوی، واژگانی و متنی طبقهبندی شده است. با توجه به بررسیِ انجامگرفته، سه نوع رویکرد به سازوکار سادهسازی متنهای ادبی کهن فارسی مشاهده میشود: ۱. گرایش به وفاداری هم به محتوا و هم در صورت متن اصلی، ۲. گرایش به وفاداری به محتوا و دستکاری در صورت متن اصلی و ۳. گرایش به دستکاری هم در محتوا و هم در صورت متن اصلی. بنابراین، صورت همیشه دستکاری شده است. همچنین، دستکاریها را میتوان در چهار سطح واژگانی، صرفی، نحوی و متنی دستهبندی کرد.
دوره ۱۲، شماره ۵۰ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
این پژوهش به بررسی میزان و چگونگی تأثیر ادبیات مانوی بر ادبیات فارسی می پردازد. برای
این کار، ابتدا قطعات تمثیلیِ آثار مانوی به زبا نهای ایرانی میانه بررسی ، و آن گاه به
جست وجوی نمونه های فارسیِ مشابه در میان آثار منثور فارسی پرداخته شد. در این پژوهش
سیوهفت اثر منثور شاخص فارسی، که زمان نگارش آنها پیش از حمله مغول بوده، بررسی
شده است که طیف وسیعی از موضوعات مختلف را دربرمیگیرد. برخلاف انتظار، نمونه های
مشابه فارسی از فراوانی بسیاری برخوردار نبودد و حکایتهایی که از نظر مضمون و ساختار
دقیقاً با تمثیلات مانوی مطابقت کند، فقط در کلیله و دمنه و سندبادنامه وجود داشت. همچنین
به نظر می رسد، حضور نمونه هایی از متون عرفانی، که از نظر مضمون به تمثیلات مانوی
نزدیک اسست، میتواند نمودی از تأثیر غیرمستقیم تفکر گنوسی مانویان در این گونه آثار باشد.
دوره ۱۴، شماره ۵۸ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
در طول تاریخ برداشتهای مختلفی از قدرت و روابط پیچیدۀ آن وجود داشته است که نظریهپردازان فلسفه سیاسی به تبیین آن پرداختهاند. در تلقی میشل فوکو، قدرت، کنشی تعاملی و دوطرفه است که مولد بوده، شیوههای مقاومت در برابر آن به ایجاد شکلهای جدیدی از رفتار میانجامد. در این دیدگاه، دانش و رژیم حقیقت بی طرف نیست و در هر دوره ای بر مبنای گفتمان قدرت شکل میگیرد. کلیله و دمنه مانند اندرزنامههای این دوره متاثر از اندیشه ایرانشهری است و بر سه اصل مهم اهمیت و توجه به خردورزی، دادگری و تفکر طبقاتی (نژادگی) بنا شده است. آنچه در ارتباط با مناسبات قدرت در داستان شیر و گاو، مشاهده میشود چالش در این سه وضعیت است. مخالفت دمنه با تعاریف پذیرفته شده از عقل و همچنین مهارت او در زبان آوری و به چالش کشیدن منطق و دادگری و نظم مستقر و شورش علیه تفکر طبقاتی از شیوههای مقاومت او در برابر قدرت و نظام گفتمانی حاکم است. از طرفی، سیاست قدرت حاکم در مجازات سریع شنزبه در تباین با نحوۀ مجازات دمنه و اصرار در اجرای شیوههای عقلانی در مجازات وی، پاسخی است که به دلیل ترس از معکوس شدن روابط قدرت با پیچیدگیهای خاص خود اعمال میشود. بازی قدرت در این داستان نه بر مبنای زور و سلطۀ یک طرفه که بر مبنای خوانشی از عقلانیت پیش میرود که کل نظام و ساختار داستان را باورپذیر ، منطقی و عقلانی جلوه میدهد و سایر قرائتها را به حاشیه میراند. این خوانش که حقیقت و دانش عصر را رقم میزند، شیوۀ سرکوب و استقرار قدرت را توجیه کرده، انضباط و نظم مستقر را حاکم میسازد و مبنای مشروعیت حکومت میگردد.
دوره ۱۵، شماره ۵۹ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
این پژوهش تحریر ملاحسین کاشفی از نویسندگان عصر صفوی را که تحریری ادبی است انتخاب کرده است و قصد دارد از جهت دو محور زبانی و ادبی مقایسهای تطبیقی از این دو اثر ارائه کند. لازم به ذکر است که تحریر ملاحسین در کلیت و برخی عنوانهای بلاغی و زبانی با ترجمه کلیله و دمنه همخوانی دارد، امّا به جای مقیّد بودن صددرصدی به متن مبدأ خصائص سبکی دوره صفوی در هند را مدّنظر قرار داده است و نماینده سبک ادبی آن دوران است؛ از این رو علیرغم برخی تشابهات، تمایزانی هم میان دو اثر مشهود است. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی سعی در تحلیل و تطبیق این شباهتها و اختلافها دارد.
دوره ۱۶، شماره ۶۵ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده
نویسندگان در این مقاله به رمزگشایی نشانههای ارتباط غیرکلامی در سه راه نشانههای دیداری (۷۰ نشانه)، نشانههای آوایی (۲۲ نشانه) و نشانههای مربوط به فاصله بدنی (۱۲ نشانه) پرداخته، و نشان دادهاند که چگونه نصرالله منشی با کاربرد آگاهانه از زبان بدن -حتی برخی حالات و حرکات حیوانات- زمینه افزایش ظرفیت نمایشی قصّهها و ملموستر ساختن آنها فراهم آورده است. در این تحلیل نشان داده شده است که رمزگان زبان بدن در کلیله و دمنه صرفاً خاستگاه ارادی و اختیاری ندارد، بلکه برخی از این حالات مانند حالات پیشانی بیشتر جنبه وراثتی و غیرارادی دارد. افزون بر این در این رمزگشایی نشان داده شد که بهرهگیری از رمزگان ارتباط غیرکلامی در کتاب کلیله و دمنه نه تنها از حالات و هیجاناتِ شخصیتها پرده برداشته، بلکه بهعنوان عنصری اصلی به وقوع برخی از حوادث اصلی در حکایات منجر شده است.