جستجو در مقالات منتشر شده


۸ نتیجه برای پسامدرنیسم

منصوره تدینی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده

در این مقاله ابتدا پسامدرنیسم و مهم‌ترین مؤلفه‌های آن، مثل محتوای وجودشناسانه، آشکار کردن تصنّع، اتصال کوتاه، عدم قطعیت، آشفتن زمان، تغییر راوی و زاویه دید، شخصیت‌های شورشگر، فرجام‌های چندگانه و... به‌طور مختصر مرور شده، سپس حضور برخی از این مؤلفه‌ها در دو داستان کوتاه از ابوتراب خسروی، با نام‌های «پلکان» و «حضور»، با ذکر مستنداتی از متن، اثبات شده است. با توجه به وجود عنصر غالب پسامدرنیسم در این متون، یعنی محتوای وجودشناسانه، می‌توان گفت این داستان‌ها وارد حیطه پسامدرنیسم شده‌اند؛ اما عناصری از مدرنیسم، مثل وجود پیرنگ را نیز در خود دارند.
سحر غفاری،
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده

شگردهای چاپی و نوآوری در شیوه روایت، رمان بیوتن را به یک فراداستان شبیه کرده است: فراداستان، یکی از شایع ترین انواع داستانهای پسامدرن، داستانی است خود-ارجاع که با فنون گوناگون، نظیر اتصال کوتاه، بینامتنیت، فرجام های چندگانه، افشای صنعت، و غرابت در حروف چینی نحوه برساخته شدن خود را افشا می کند. در نگاه اول چنین به نظر می رسد که بیوتن نیز یک فراداستان است؛ بدین معنا که نویسنده سعی کرده با بازیگوشی های چاپی ورود به داستان ارائه ی چند فرجام برای داستان چاپ علامت های مختلف در حاشیه ی متن داستان را به تقلید از رمان های پسامدرن غرب وارد حیطه ی پسامدرنیسم کند ولی با تحلیل متنی شگردهای به کاررفته در این داستان و با استفاده از آرای برایان مک هیل و پتریشیا وُ، دو نظریه پرداز مطرح پسامدرنیسم، معلوم می شود که این رمان نتوانسته وارد حیطه پسامدرنیسم شود.زیرا شرط اول و اساسی ورود به پسامدرنیسم فقدان یک نظریه یا ایدئولوژی آوانگارد است اصلی که به تمامی در بیوتن نقض شده.

دوره ۸، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

​اگر چه تاریخچه ادبیات تطبیقی در کشور اردن، همگام و همپای دیگر کشورهای عربی از جمله مصر نبوده است، اما این کشور نمونه دیگری را از رشد ادبیّات تطبیقی در جهان عرب عرضه می‌کند؛ تطبیقگران اردنی، ابتدا به بررسی روابط تأثیر و تأثّر آثار پیشین ادبیّات عربی و سایر ملل؛ به ویژه غرب می‌پرداختند. لذا، پژوهش‌های دوره نخست، بیشتر بر محور ادبیّات سنّتی و پیشین؛ به طور خاص شعر، می‌چرخید. با ظهور مدرنیسم، پژوهش‌های تطبیقی در اردن نیز وارد مرحله جدیدی شد. تطبیقگران درصدد کشف میزان اثرپذیری ادیبان عرب‌زبان از تحولّات ادبیّات جهانی و جنبش‌های آزادی‌بخش غرب برآمدند. توجّه به سایر شاخه‌های ادبیّات در کنار شعر؛ داستان‌ها و نمایشنامه‌ها از جمله ویژگی‌های پژوهش‌های تطبیقی این دوره است. با رشد ملّی‌گرایی و پان عربیسم و همچنین نقد روش‌ها و نظریات کشورهای سابقاً استعمارگرِ جهان، تطبیقگر اردنی دریافت که پافشاری‌های نخ‌نما شده برای ردیابی خاستگاه اثر ادبی، دیگر مطلوب و شایسته ادبیات تطبیقی نیست. از این‌رو، پژوهش‌های تطبیقی پسامدرنیسم به عرصه مطالعات تطبیقی اردن گام نهاد.
مقاله حاضر، با رویکردی توصیفی- تحلیلی، در صدد آن است تا ضمن به تصویر کشیدن تاریخ تحوّل ادبیّات تطبیقی در اردن به دوره پژوهش‌های تطبیقی آثار سنّتی (المقارنات التراثیه)، پژوهش‌های تطبیقی ادبیّات عصر تجدد (مقارنات أدب الحداثه) و پژوهش‌های تطبیقی- فرهنگی ادبیّات عصر پساتجدّد (المقارنات الثقافیه وما بعد الحداثه)، تحوّلات این دانش را در این کشور عربی بررسی و تحلیل نماید.
فاطمه زمانی، محمد رضایی،
دوره ۱۰، شماره ۴۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

در مورد پسامدرنیسم دو دیدگاه کلی وجود دارد: دیدگاه اول آن را متعلق به دوره تاریخی خاصی می­داند و دیدگاه دوم آن را همچون سبک هنری و ادبی می­نگرد. مطابقِ دیدگاه دوم، هر اثری که از ساختار و فرم آثار پسامدرن، مانند عدم انسجام، عدم قطعیت، ناباوری به فراروایت­ها، عنصر وجودشناسی، طنز و آیرونی، نقیضه­گویی و بینامتنیت، برخوردار باشد، پست‌مدرن شمرده می‌شود. از آنجا که ساختارشکنی، طنز، نقیضه، اعتراض به کلان­روایت­ها و... از ویژگی­های سبکی مسلّم غزلیات حافظ است، این فرض تقویت می‌شود که حافظ از سبک پسامدرن برخوردار است. بنابراین با توجه به دیدگاه دوم، نگارنده در مقاله حاضر سنجش غزلیات حافظ با تکیه بر ویژگی­های سبکی مکتب پست­مدرن را پیش روی قرار داده است. بر اساس نتیجه این بررسی شاید بتوان گفت از میان شاعران کلاسیک ایران حافظ تنها شاعری است که نه همچون نویسندگان عصر حاضر با تکیه بر خودآگاهی پسامدرنی، بلکه با تکیه بر نوعی ناخودآگاهی پسامدرنی، به ساختارشکنی مؤلفه­های بلاغی و ستیز با مطلق‌اندیشی­های عصر خویش برخاسته و شاهکار پسامدرن دوران خویش را خلق کرده ­است.

دوره ۱۳، شماره ۵۴ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده

این مقاله‌ در ابتدا در پی این پرسش، که کدامین عامل از عوامل داستانهای پسامدرنیستی بر تشکیک اثر می­افزاید، این ویژگیها را به دو گروه ساختاری و محتوایی تقسیم کرده و عواملی را مورد بازبینی قرار داده است که در زیر مجموعه‌ هر یک از این دو گروه قرار می‌گیرد و بر مبنای پاسخی که از این پرسش به دست می­دهد، یکی از رمانهای معاصر فارسی یعنی رمان «هیس» اثر محمد رضا کاتب را مورد بررسی موردی قرار داده است و به  تبیین این نکته پرداخته که این رمان به عنوان رمان پست مدرن با استفاده از کدام یک از این عوامل به عدم قطعیت و شک برانگیزی در خود دامن زده و چه چیزی رمان را به سمت تشکیک پسامدرنیستی سوق داده است به طوری که دستیابی به روایتی واحد از آن غیر ممکن است. 

دوره ۱۵، شماره ۶۰ - ( ۸-۱۳۹۷ )
چکیده

برخی از نویسندگان ایرانی با اقبالی که به سمت داستان‌نویسی پسامدرن از خود نشان دادند، با تأثیرپذیری از آثار فراداستانی غربی و گفتمان ترجمه به خلق آثاری روی آوردند که اگرچه در ظاهر آثار فراداستانی به شمار می‏آید، ماهیت تقلیدی و تصنعی آنها با ماهیت بازی‌گونگی فراداستان در تعارض قرار می‏گیرد. این پژوهش بر مبنای نقد جریان فراداستان‌نویسی در کشور نگاشته شده و با بررسی فراداستانهای ایرانی به این نتیجه دست یافته که آثاری که تحت عنوان فراداستان در کشورمان مطرح است به دور از ماهیت هنجارگریز پسامدرنیسم و دقیقا بر اساس ملاکها و عواملی از پیش تعیین شده نگاشته شده‏، و وجوه تصنعی و مکانیکی این داستانها با ماهیت هنجارگریز پسامدرنیسم در تعارض است.

دوره ۱۷، شماره ۲ - ( ۳- )
چکیده

سینمای کیارستمی، به مثابه نمونه بارزی از ظرفیت جهانی شدن فرهنگ نمایشی ایران و با تأکید خاص بر نقش مشارکت تماشاگران در فرایند معناسازی فیلم، تأملاتی پسامدرن را برمی‌انگیزد. برخی ازمهم‌ترین وجوه خاص این نوع سینمای نیمه-برساخته عبارتند از: سبک خود-بازتابنده ، بعدنمایی‌های نمودارگونه، روایت‌های بینا بین و کمینه‌گرایی فردی. ارزشمندترین دستاورد پسامدرن این نوع سینما، برجسته سازی فرایند معناسازی در حین تجربه بی‌واسطه فیلم است. به‌علاوه، نماهای نزدیک فیلم‌های اخیر او، واحدهای معناساز مستقلی هستند که به نحوی فزاینده عامل تکثیر و تولید بی‌وقفه احساس و عاطفه‌ای شرقی است. از این حیث، سبک خلاقانه کیارستمی قابل تفسیر و تطبیق با برخی از مهم‌ترین آرای متفکران سینمای پسامدرن نظیر ژیل دلوز است. فیلم‌های اخیر او، در حقیقت، با بهره‌گیری از جلوه‌هایی واقعگرا وعناصری بومی، روایتگر میکرو درام‌های نوینی است که در بینا بین شکاف میان نماهای نزدیک و دریافت فعال مخاطبان خود شکل می‌گیرد.
امید طبیب زاده قمصری،
دوره ۱۷، شماره ۶۶ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده

نخستین فصل از رمانِ ملکوت اثر بهرام صادقی، با کتیبه‌ای آغاز می‌شود که آیه‌ای است از قرآن: «فَبَشِّر هُم بِعذاب الیم» [آن‌ها را به عذابی دردناک بشارت بده] (انشقاق: ۲۴). می‌دانیم که از واژۀ «بشارت» در زبان عربی برای بیان اخبار شادی‌بخش و خجسته استفاده می‌شود، اما در این آیه از واژۀ «بشارت» برای بیان اخبار دردناک و عذاب‌آور استفاده شده است! در اینجا با آرایه‌ای ادبی سروکار داریم که اصطلاحاً آن را «استعارۀ تَهکّمیه» یا استعارۀ تمسخرآمیز می‌نامند، و رمان ملکوت را می‌توان شکل گسترش‌یافتۀ همین استعاره دانست که تمثیل‌وار و با استفاده از برخی تمهیدات رایج در آثار پسامدرن تکرار و تکرار می‌شود. ما در این مقاله می‌کوشیم تا با استفاده از رویکرد نقدیِ پسامدرنیستی، این رمان را نقد کنیم و به تکنیک‌ها و ویژگی‌های خاص آثار پسامدرن در آن بپردازیم. در اینجا ابتدا رمان ملکوت را معرفی می‌کنیم و خلاصه‌ای از آن را به‌دست می‌دهیم، سپس دربارۀ پسامدرنیسم در آثار ادبی بحث می‌کنیم و تکنیک‌های ادبی آثار پسامدرن (فراداستان، بینامتنیت، ازهم‌گسیختگی، طنز سیاه، تقلید ادبی، اعوجاج زمانی، کمینه‌گرایی، و نیز گروتسک) را معرفی می‌کنیم، و سرانجام در بخش پایانی مقاله از چگونگی استفاده از آن تکنیک‌ها در ملکوت سخن می‌گوییم.
 


صفحه ۱ از ۱