جستجو در مقالات منتشر شده


۱ نتیجه برای پادشاه سیاه‌پوشان

سعید مهری، مهری مساعد،
دوره ۱۴، شماره ۵۴ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده

منظومۀ هفت­پیکر نظامی اثری است بسیار منسجم که ارتباطات معنایی و تناسبات نشانه‌شناختی گسترده­ای در آن مشاهده می­شود. مطالعۀ روایت­های نظامی در هفت­پیکر نگارندگان را متوجه کرد که میان خرده­روایتِ پادشاه سیاه­پوشان و کلان­روایتِ بهرام­گور در کلِ منظومۀ هفت­پیکر تشابه ساختاری و معناداری وجود دارد. از این رو در این پژوهش، گفتمان کنشی این دو شخصیت بررسی، تحلیل و مقایسه شد. بررسی­ها حاکی از آن است که هم بهرام­گور و هم پادشاه سیاه­پوشان متأثر از یک استعارۀ مفهومی کلان بوده­اند که آن را می‌توان نوعی از زیاده­خواهی دانست. هر دو شخصیت برای رسیدن به خواسته­های خود کنشی عظیم را آغاز می­کنند؛ همچنین این دو کنشگر در مسیر کنش خود  جهت رسیدن به خواسته­هایشان، طی فرایندی ناخواسته و غیرارادی تحولاتی درونی را تجربه می­کنند. البته پادشاه سیاهپوشان و بهرام‌­گور در بهره­گیری از تجارب و رهنمودهایی که در طول مسیر نصیبشان می­شود، رفتار مشابهی ندارند؛ بنابراین سرنوشتی متفاوت برایشان رقم می­خورد­: پادشاه سیاه‌پوشان پس از عروج به سرزمین برتر یا سرزمین خدابانو، به‌واسطۀ برخی تابوشکنی­ها و خروج از هنجارها، محکوم به هبوط می­شود و درعوض بهرام­گور با بهره­گیری از رهنمودها و کسب آگاهی، سعادت یک سفر معنوی و عروج به عالم معنا نصیبش می­گردد.


صفحه ۱ از ۱