جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای نقد روان‌کاوانه

حامد یزدخواستی،
دوره ۵، شماره ۱۸ - ( ۶-۱۳۹۱ )
چکیده

داستان گاوخونی از داستان‎هایی است که ساختاری رؤیاگونه دارد. در این مقاله کوشیده ایم در خوانشی روان کاوانه بر اساس نظریه فروید، ساختار رؤیاگونه این داستان و شیوه معنادهی آن را بررسی کنیم. این خوانش دو لایه را دربرمی‎گیرد: ۱. لایه آشکار یا روساخت داستان؛ ۲. لایه پنهان یا زیرساخت داستان. در لایه آشکار نشان داده می‎شود که داستان زمانی ذهنی دارد و رخدادهای آن در پیرنگی نامنسجم که اصل علیت و ترتیب زمانی در آن رعایت نمی شود، روایت می‎شود. در لایه پنهان، دو پیرنگ حذفی و استعاری داستان را از هم تفکیک کرده ایم. در پیرنگ استعاری، متن روایی گاوخونی نمادشناسی شده است و دو نماد رودخانه زاینده‎رود و باتلاق گاوخونی به عنوان دو نماد پرکارکرد که نشان دهنده جنس مادینه و بازگشت درون رحمی هستند، بررسی می شود. بسیاری از شخصیت‎های متن بسته به رابطه‎ای که با این دو نماد دارند، روان کاوی می‎شوند. در پیرنگِ حذفی، رابطه راوی با اصل لذت (غریزه زندگی) و غریزه مرگ بررسی می‎شود تا تعلیقِ بی پایانِ راوی در فرایند جبر، تکرار و حرکت به سوی مرگ تبیین شود.
سیدمهدی دادرس،
دوره ۱۴، شماره ۵۵ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده

روایات صوفیانه به‌لحاظ عمق و نوع تجربه‏ای که بیان می‏کنند و کارکرد اصلی آن‏ها، یعنی برانگیختنِ نوعی تجربۀ عرفانی در خواننده، و تنبّه، استحاله و هدایتِ او، قابلیت بررسی‏های روان‏کاوانۀ جدی را دارند. مقالۀ حاضر به‌نوبۀ خود می‏کوشد با چنین رویکردی، طبقه‏بندیِ جدیدی از این روایات، با نظر به مفهوم روان‏کاوانۀ «انتقال»، ارائه دهد. در این طبقه‏بندی، مجموعۀ روایات صوفیانه ـ و حکایات اسرارالتوحید به‌طور خاص ـ به‌عنوان روایتی کلان درنظر گرفته شده که فرایند روان‏درمانی را به محوریت مفهوم انتقال، به‌تصویر می‏کشد؛ و هر خرده‏روایتی ذیل یکی از مراحل این فرایند قابل‏طبقه‏بندی است. با این نگاه، کارکرد اغلب روایاتِ تذکره‏ها را می‏توان با یکی یا شماری از این مراحل متناظر دانست. پس در‏واقع، خوانندۀ متنی واحد در خاتمۀ خواندنِ متن، به انحاء مختلف، مجموع این مراحل را ـ گرچه در روندی غیرخطی ـ ازسر می‏گذراند. این مراحل که با ارجاع به آراء زیگموند فروید و شارح ساختارگرای او، ژاک لکان، تبیین شده‏اند، عبارت‌اند از: ۱) برساختنِ سوژۀ مفروض‏به‏دانستن، ۲) مقاومت/ انکار، ۳) ابژۀ تصادفیِ نشانه، و ۴) رسالت. اما انتخاب اسرارالتوحید در این مطالعۀ موردی، به دلایل متعدد صورت گرفته است؛ ازجمله، اشتمال بر روایاتِ فراوان‏تر و متنوع‏تر نسبت‌به دیگر مقامات و تذکره‏ها، و دیگر، تأثیر عمیقِ این متن بر روایات صوفیانۀ پسین.
سیدمهدی دادرس،
دوره ۱۵، شماره ۵۹ - ( ۶-۱۴۰۱ )
چکیده

مقالۀ حاضر به مقایسۀ تطبیقی اصول خواب‌گزاری سنّتی ایرانی با خواب‌گزاری روان‏کاوانه، با تأکید بر آرای زیگموند فروید، می‏پردازد. عمدۀ مطالعاتی که تا به امروز در باب متون خواب‌گزاری اسلامی صورت گرفته، به بررسی جنبه‏های تاریخی، ادبی، نسخه‏شناختی، فلسفی و اجتماعیِ این متون اختصاص داشته است. باوجوداین، شماری از محققان، اشارات گذرایی به دقت‏های روان‏کاوانۀ قدما کرده‏اند. در این پژوهش، علاوه‌بر گردآوری این اشارات، برای بسیاری از مصطلحات روان‏کاوانه در زمینۀ تفسیر رؤیا، شواهدی از خواب‌گزاری‏های فارسی نقل شده است. این مواد و یافته‏ها، نشان‏گر همسانی فراوان میان روان‏کاوانیِ نوین و خواب‌گزاری کهن، چه دراصول و چه در فروع و جزئیات، است. برای نمونه، اصول فلسفی و حرفه‏ای مشابهی نزد اصحاب خواب‌گزاری و اصحاب روان‏کاوی ملاحظه شده است؛ و یا شرح  کارکردهای رؤیا و تبیین فرایندهای تولید رؤیا، در هر دو مکتب، مشابهت چشم‏گیری دارد. نگارنده به پیروی از روان‏کاوی لَکانی، به مبحث انواع استعاره و مَجاز ورود کرده و نهایتاً برخی مضامین استعاری نادر را در شعر دَری، مأخذیابی کرده است.

مجید هوشنگی، مهدیه طهماسبی،
دوره ۱۶، شماره ۶۲ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده

محوریت نقد روان‌کاوانه، تعامل میان حوزۀ هنر، به‏ویژه ادبیات با موضوعات روان‌کاوی است که در این روش، سوژۀ متن به بستری برای شناخت نشانه‏ها، ریشه‏ها و عوامل روان‏نژندی در سه محور مؤلف، متن (ساختار و شخصیت‏ها) و مخاطب است؛ و در مواردی نادر به روش عبور از بحران و ابزاری برای روان‏درمانگری تبدیل خواهد شد. در این حوزه، مقولۀ اضطراب و وسواس از موضوعات مهمی است که در روان‌شناسی با رویکردهای شناختیِ متفاوتی بدان پرداخته‏ شده است و می‏تواند یکی از موضوعات کاربردی در تحلیل متن‏محورانۀ آثار ادبی قرار گیرد. از سویی، آثار گلشیری به‌سبب آگاهی او از دانش روان‌شناسی و کاربست آگاهانۀ تکنیک‏ها و شاخصه‏های مهم آن در پردازش و تقویت شخصیت، از ظرفیت بالایی در جهت تحلیل روان‌کاوانه برخوردار است. لذا این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی به بررسی مقولۀ اضطراب در مجموعه داستان نمازخانۀ کوچک من پرداخته و نتیجه گرفته است که ریشۀ اضطراب‏ در شخصیت‏های این داستان‏ها، ترس از وقوع یک حادثۀ ناگوار در آینده است و شخصیت‌ها اغلب به پاسخ ابتدایی اجتناب و گریز از موقعیت و مکانیسم‏های دفاعی ابتدایی روی می‏آورند. اکثر شخصیت‏ها در مواجهه با اضطراب، مبتلا به افسردگی، خشم و انزوا شده که در نشانه‏های رفتاریِ متعددی چون مصرف الکل، بی‏خوابی و بی‏قراری، پرخاش کردن و جیغ و فریاد کردن این بحران را بازنمایی خواهند کرد. درمجموع می‏توان اضطراب و افسردگی را در این مجموعه به‌عنوان وجه غالب در نظر داشت.
 


صفحه ۱ از ۱