جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای نظریۀ ارتباط


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

از آنجا که نظریه‌های یادگیری اغلب در آموزش ترجمه نادیده گرفته شده‌اند، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر کاربست نظریۀ یادگیری ارتباط‌گرایی در آموزش ترجمه با استفاده از یکی از ابزارهای ترجمۀ مبتنی بر هوش مصنوعی، Matecat، انجام شد. شرکت‌کنندگان سی نفر از دانشجویان سال سوم مترجمی بودند که برای واحد ترجمۀ اسلامی از انگلیسی ثبت نام کرده بودند. قبل از شروع دوره، یک پیش‌آزمون برای ارزیابی مهارت‌ ترجمه دانشجویان برگزار شد. سپس بر اساس نتایج آن، دو گروه آزمایش و کنترل تشکیل شد. همگنی این دو گروه با استفاده از آزمون Tمستقل در SPSS بررسی شد. برخلاف گروه کنترل، گروه آزمایش در طول دوره بر اساس اصول ارتباط‌گرایی و مدل طراحی‌شده آموزش دید. در پایان برنامه، یک پس‌آزمون برگزار شد و نمرات با استفاده از آزمون Tمستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد اگرچه هر دو گروه در ابتدای دوره تقریباً در یک سطح بودند، در پایان دوره، کیفیت ترجمه‌های گروه آزمایش بیش از گروه کنترل افزایش یافته بود. همچنین، گروه آزمایش در موارد مربوط به انسجام و همبستگی، ساختار، سبک و موارد فرهنگی بهتر از گروه کنترل عمل کرده بود. در واقع، یافته‌ها نشان داد که به کارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به خودی خود منجر به بهبود قابل توجه در کیفیت ترجمۀ یادگیرندگان نمی‌شود مگر اینکه آموزش در چارچوب نظریۀ یادگیری مانند ارتباط‌گرایی صورت گیرد که برآمده از نیازهای عصر دیجیتال است.
کلثوم میری اصل، مریم مشرّف،
دوره ۱۴، شماره ۵۳ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده

خوانش دیدگاه‌های انتقادی شاعران با هدف طبقه‌بندی و تحلیل رویکردهای نقد ادبی، ضمن شناسایی معیارهای ارزش‌گذاری آنان در نقد ادبی، می‌تواند محکی برای ارزیابی آثارشان براساس وجوه مثبت و منفی اثر ادبی از منظر آنان باشد. اخوان‌ثالث علاوه‌بر شاعری، در حوزۀ نقد ادبی دارای دیدگاه‌های انتقادی است که نویسندگان این مقاله به‌دلیل جایگاه ویژۀ اخوان به‌عنوان شاعر ـ منتقد به تبیین نظریات وی براساس نظریۀ ارتباط یاکوبسن با شیوۀ تحلیل محتوا و بیان رویکردها و ویژگی‌های نقد در آرای وی پرداخته‌اند. اخوان در بیان آرای انتقادی و نقد شعر شاعران، بر مربع گوینده، مخاطب، زمینه و پیام تأکید کرده و کارکردهای عاطفی، ترغیبی، ارجاعی و به‌ویژه ادبیت متن (کارکرد هنری) را درنظر داشته است. وی شعر موفق را شعری برخاسته از احساس و درک شاعر (کارکرد عاطفی) از موضوعی اجتماعی و انسانی (کارکرد ارجاعی) با زبان و بیانی هنری (کارکرد ادبی) و قدرت اثرگذاری بر گسترۀ وسیع مخاطب (کارکرد ترغیبی) می‌داند که ناشی از اهمیت چهار عنصر اصلی در خلق اثر ماندگار است. اخوان در آرای انتقادی خود نه در دام فرمالیسم محض افتاده و نه شعر شعاری عاری از وجوه ادبی را پذیرفته است. اهمیت دو مؤلفۀ صورت و محتوای اثر ادبی در آرای وی ناشی از تمایلات و گرایش‌های اجتماعی در نظام اندیشگانی و دل‌بستگی وی به جنبه‌های بلاغی ادب کلاسیک است. نکته‌سنجی و دقت‌نظر، احاطه و علم وی بر موضوع مورد بحث و مستند و مستدل بودن از جنبه‌های مثبت و پراکنده‌گویی و برخی نقدهای غیرعلمی و ذوقی از جنبه‌های منفی نقد اوست.


صفحه ۱ از ۱