جستجو در مقالات منتشر شده


۵ نتیجه برای نظریه دریافت

حسین پاینده،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده

نسبی‌گرایی که در نظریه‌های نقادانه جدید، اصلی پذیرفته‌شده محسوب می‌شود، حاصل تحولات فکری‌ای است که ریشه در فلسفه پدیدارشناسیِ هوسِرل دارد و در نقد ادبی، بویژه با آرای نظریه‌پردازانِ «مکتب کنستانس» در نیمه دوم قرن بیستم رواج یافت. تا پیش از پیدایش این نظریه‌ها، سمت‌وسوی اصلیِ نقد ادبی را تلاش برای یافتن معنایی تغییرناپذیر در متن تشکیل می‌داد. این رویکردِ مطلق‌گرا، غایت نقد ادبی را در «کشفِ» معنایی می‌دید که مؤلف در مقام خداوندگارِ متن در آن استتار کرده است. در بخش‌ نخستِ این مقاله، ابتدا به پس‌زمینه مطلق‌گرایی در نقد ادبی سنتی در قرن نوزدهم خواهیم پرداخت، سپس نشان خواهیم داد که حتی «نقد نو» در چند دهه نخستِ قرن بیستم- که داعیه رهانیدن متن از بند زندگینامه مؤلف و ملاحظات برون‌متنی‌ای مانند تاریخ را داشت-، در نهایت نتوانست از نسبی‌ستیزی در نقد مصون بماند. در بخش بعدی استدلال خواهیم کرد که دیدگاهِ پدیدارشناختی‌ای که ثنویت سوژه/ اُبژه را محل تردید قرار داد، راه را برای نسبی‌گرایی به منزله دیدگاهی نافذ در نقد ادبی جدید باز کرد. مطرح شدنِ «نظریه دریافت» توسط هانس رابرت یاوس و ولفگانگ آیزر سهم بسزایی در ترویج این نظر داشت که عملِ نقد ماهیتی بین‌الاذهانی و لزوماً نسبی دارد. بخش پایانیِ این مقاله، به نتیجه‌گیری از بحث‌های ارائه‌شده اختصاص دارد.

دوره ۷، شماره ۲۹ - ( ۱۲-۱۳۸۹ )
چکیده

این نوشتار می­کوشد روش متن­شناسیک نظریه دریافت را از دیدگاه آیزر در رمان «دل فولاد» (۱۳۶۹) نوشته منیرو روانی پور(۱۳۳۳) جستجو کند.
پیش خواست آغازین نوشتار این است که دریافته شود، خواندن این متن در سال انتشار آن، چه تفاوتهای معنایی را در مقایسه با خواندن آن در سالهای اخیر داراست. این پژوهش در مسیر ارزیابی رمان به این دستاورد رسیده است که غیر از مفهوم «جنگ»، که خوانش چیره سال (۱۳۶۹) بوده است، در سال(۱۳۸۹) می­توان ردپای معناهای دیگری را در این رمان دید. معناهایی مانند زن نویسنده، دیکتاتورهای فردی و عرفی جامعه، تاریخ قدرت و غیره. هم­چنین می­توان در لابه­لای این رمان، «افق انتظار» جامعه را در این فاصله ۲۰ ساله بازنگری کرد.
جستار پیش­رو بر پایه روش توصیفی-تحلیلی شکل گرفته و به شیوه تحقیق کتابخانه­ای انجام شده است. از آنجا که تاکنون با این شیوه به رمان «دل فولاد» پرداخته نشده، امید است این گزارش بتواند گامی در راه «معناآفرینی» و «خواننده محوری» بردارد.
فیرور فاضلی، فاطمه تقی نژاد رودبنه،
دوره ۹، شماره ۳۶ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده

شعر «ری‌را» نیما یوشیج، یکی از برترین شعرهای مدرن است. خصوصیات ساختاری، وزنی و واژگانی این شعر، موجب شده که در طول دهه‌ها، خوانندگان به خوانش‌های متفاوت و گاهی هم ارز از آن بپردازند. استفاده از برخی واژگان، به ویژه کلمۀ «ری‌را» و همچنین استفاده از نماد در اشعار نیما، معنای این شعر را در هاله‌هایی از ابهام قرار‌داده‌ است که موجب شده تا این شعر در طول زمان مورد خوانش‌های مختلفی قرار‌ بگیرد. نظریۀ‌ دریافت در پی خوانش‌های متفاوت از یک متن است. خوانش شعر نیما، این حُسن را دارد که ابعاد گوناگون شعر او را آشکار می‌کند. در این نوشتار برآنیم تا به بیان قرائت‌های مختلف از شعر «ری‌را» در دو ساحت فرم و تکنیک و همچنین ساختار محتوایی آن بپردازیم و چگونگی دریافت مخاطبان را از هاله‌های پیش‌روندۀ معناییِ این شعر در طول زمان – سیر درزمانی و هم‌زمانی- مورد تحلیل و بررسی قرار‌دهیم. این پژوهش نشان می‌دهد که نیما ابژۀ خود را از طریق فراهم ‌آوردن منظرهای متعدد می‌آفریند و با ایجاد خلاهایی در متن، عدم تعینی را رقم ‌می‌زند که خواننده را به رابطه دیالکتیکی با متن فرا می‌خواند. معنا در این شعر، به واسطه درهم‌آمیزی افق‌های ، در طول زمان شکل می‌گیرد و آگاهی خواننده در طول شعر کامل می‌شود. افق انتظار غالب در شعر «ری‌را» از نوع افق انتظار اجتماعی است و خوانندگان با استفاده از رمزگان زیبایی‌شناسی و داشته‌های معنوی خود، شعر را تفسیر می‌کنند؛ اما به دلیل خاصیت ذاتی ابهام‌آمیز بودن این شعر، می‌توان هربار خوانش جدیدی از آن ارائه‌ داد.
اسماعیل شفق، علی اصغر آذرپیرا،
دوره ۱۰، شماره ۳۷ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده

آیزر و یائوس تحت تأثیر مکتب پدیدارشناسی، نظریه دریافت و زیبایی‌شناسی دریافت را ارائه کردند. آن‌ها معتقدند متن‌های ادبی معنای ذاتی یا ثابتی ندارند و این خواننده است که با خوانش خود، معنا را کشف می‌کند. آیزر کوشید تا فرایند کشفِ معنا توسط خواننده را قاعده‌مند کند. او در ابتدا با مطرح کردن بحث شکاف‌ها و خلأهای موجود در متن‌های ادبی، خوانندگان را به مشارکت در تولید معنا سوق داد. از نظر آیزر، خوانندگان با پُر کردن شکاف‌ها و نانوشته‌های متن‌ها، به آنها حیاتی دوباره می‌بخشند. حذف و برجسته‌سازی، فرضیه‌سازی، استراتژی خواندن/ خواننده و افق انتظارات دیگر فرایندهایی است که آیزر و یائوس با طرح و بسط آن‌ها، راه را برای تشریح فرایند کشف معنا هموار کردند. در این جستار، شعرِ «آی آدم‌ها» و تفسیرهای متعدد آن از منظر فرایندهای زیبایی‌شناسی دریافت بررسی و تحلیل شده است. به همین منظور، ضمن معرفی و طبقه‌بندی تفسیرهای متعدد این شعر، فرایند درک خوانندگان تحلیل و فضاهای خالی متن تشریح شده است. 

 

دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۳ )
چکیده

ادبیات تطبیقی از گرایش‌های جذّاب و بسیار با ارزش و مفیدِ عرصه نقد ادبی است و چون شیوه­های پژوهش در ادبیات تطبیقی مختلف و متعدّد است؛ به گونه­ای که هر پژوهشگر بر اساس شیوه پژوهشِ خویش، مکتب یا منهجِ مناسب را برمی‌گزیند. با پیدایش نظریه دریافت در سال ۱۹۸۹م ، به نقش خواننده توجه بیشتری شد و منهجِ تلقی یا دریافت‌محوری، رسمیت یافت. از  موضوعات پژوهشی در عرصه نظریه دریافت، برداشت صاحبانِ فن و ادیبانِ عربی زبان از شعر فارسی است. در این زمینه، حافظ شیرازی توجه ادیبان و پژوهشگران عرصه ادبیات در زبان‌های دیگر را جلب کرده است و ادیبان عربی زبان در برداشت از شعر حافظ، سهم بسزایی دارند. ابراهیم امین الشواربی و علی عباس زلیخه از ادیبانی هستند که به شعر حافظ توجه ویژه­ای داشته و برداشت خویش را به صورتِ شعر و نثر عرضه داشته­اند. در این پژوهش دریافت دو ادیب از غزل ۱۷۵ حافظ (بر اساس نسخه غنی قزوینی) عرضه شده و مورد بررسی و تحلیل و مقایسه قرار گرفته و در نهایت برداشت نگارنده نگارش می­شود. بطور عموم می­توان گفت، دریافتِ الشواربی از ابیات غزل حافظ، جامع‌تر از دریافتِ زلیخه است؛ ولی از نظر عاطفی و احساسات، دریافتِ زلیخه برتر از دریافتِ الشواربی است
 

صفحه ۱ از ۱