جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای مقالات علمی ـ پژوهشی


دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده

در این پژوهش به بررسی چگونگی استفاده از ساخت استعارۀ دستوری و کاربرد آن در دو گونه متون علمی تخصصی و متون علمی همگانی در یک­صد مقالۀ علمی ـ پژوهشی پزشکی و یک­صد مقالۀ علمی همگانی با موضوعات مشابه در رسانه­های گروهی می­پردازیم. هدف از این پژوهش یافتن وجه تمایز ساختارهای زبانی مورد استفادۀ خبرنگاران علمی و نویسندگان متون علمی آکادمیک برای انتقال نظرات متخصصان موضوعی در متن بر پایۀ دستور نظام­مند نقش­گراست. مفهوم استعارۀ دستوری اصطلاحی است که هلیدی به­کار می­برد و منظور از آن تغییر مقوله­ای دستوری به مقوله­ای دیگر است؛ بدین ترتیب که در جریان این فرایند فعل­ و صفت­ به اسم و بند به گروه­ اسمی تبدیل می­­شود که در نتیجۀ آن تراکم واژگانی متن و میزان انتزاع و پیچیدگی آن افزایش می­یابد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که نویسندگان متون علمی همگانی که بیشتر گزارش­گران علمی رسانه­های گروهی هستند در روند ساده­سازی مقالات علمی تخصصی برای انتشار در رسانه­های گروهی علاوه بر پرداختن به واژه­ها، در سطحی دیگر به ساده­سازی ساختارهای دستوری نیز می­پردازند. در راستای انجام این امر مهم، به­منظور انطباق متن ساده­شده با روند طبیعی انتقال معنا از طریق زبان و کاهش تراکم واژگانی جمله­ها، پرهیز از به­کارگیری استعارۀ دستوری یا تبدیل فرایند به ماهیت از مواردی است که آشکارا از سوی نویسندگان متون علمی ساده­شده، رعایت شده است.
سیده مریم عاملی رضایی،
دوره ۱۵، شماره ۵۷ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده

نقد کهن‌الگویی از رویکردهایی است که در چند دهۀ اخیر در نگارش مقالات علمی گسترش چشمگیری یافته است. این نقد در مطالعات ادبی کاربرد بسیار دارد و به‌نوعی با ادبیات درهم‌تنیده است. در این مقاله که برگرفته از طرحی پژوهشی است، با نگاهی جریان‌شناسانه به ‌نقد کهن‌الگویی در ایران ــ به‌شکل جریانی مطرح در نقد ادبی ــ به بازشناسی و تحلیل آن در مقالات دانشگاهی مرتبط با ژانر حماسی پرداخته و گفتمان حاکم بر این نقد، مؤلفه‌های تکرارشونده و سیر تطور این مؤلفه‌ها در مقالات تحلیل شده است. جامعه آماری شامل پیشینه‌ای از مقالات و کتاب‌هایی درحوزۀ شاهنامه‌پژوهی است که از ابتدای قرن به‌تحریر درآمده و نیز مقالات علمی ـ ‌پژوهشی‌ای که از دهه هفتاد به‌بعد، با رویکرد نقد کهن‌الگویی، متون مربوط به ژانر حماسه را واکاوی کرده‌اند. در این پژوهش، افراد شاخص و اثرگذار در معرفی رویکرد نقد کهن‌الگویی، گفتمان‌های حاکم بر آن و سیر تطور تاریخی و موضوعی رویکرد مذکور در ژانر حماسه با روش توصیفی ـ تحلیلی بررسی شده است. از حدود دهۀ چهل شمسی، مطالعات میان‌رشته‌ای با رویکرد نقد کهن‌الگویی مورد توجه قرار ‌گرفت. در دهۀ شصت و هفتاد، غالب نویسندگان، به‌ویژه نویسندگانی که امروز در این عرصه شناخته شده‌اند، راهی تازه در مطالعات نقد کهن‌الگویی ‌گشودند. از مشخصات بارز مقالات این دوره، غلبۀ تحلیل‌های محتوایی، خوانش‌های تطبیقی و کشف معناست. در دهۀ هشتاد و نود، حجم انبوهی از مقالات دانشگاهی تولید شد که گرچه در ساختار نظام‌مندتر است، آسیب‌های فراوانی نیز در نگارش و تحلیل‌های آن‌ها وجود دارد که به‌تفصیل در متن مقاله به آن پرداخته شده است.
 


صفحه ۱ از ۱