جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای معرفت‌شناختی


دوره ۲، شماره ۲ - ( ۸-۱۴۰۱ )
چکیده

نقد تاریخ فلسفه و معرفت‌شناختی قطعا جسارتی بزرگ می‌خواهد، چرا که آثار و تبعات آن می‌تواند خطرناک باشد. زمانی که از هرگونه موجود متافیزیکی و فرا انسانی و به طور کل، تبیین هرگونه مبحث معرفت‌شناختی در تشریح راهبرد دانشی خود چشم‌پوشی کنیم، آنگاه نتیجه کار می‌تواند به سمت نیهیلیسم و پوچ‌گرایی و بی‌نظمی و آنارشیسم سوق پیدا کند که می‌تواند برای فرد و جامعه خطرناک و سمی باشد. در حالی که انتظار داریم در فلسفه رورتی با چنین اندیشه پوچ‌گرایانه‌ای روبه‌رو شویم، وی مدعی است که چنین نتیجه‌ای حاصل نخواهد شد و درصدد لذت، شادکامی و خوشبختی برای انسان هست؛ زیرا اگر چه دیگر صحبت از حقیقت و خیر مطرح نیست ولی با گسترده‌تر کردن هرچه بیشتر همبستگی بین "ما"های انسانی درصدد تغییر این جاده و سوق به سمت اتوپیای انسانی است. هدف ما از نگارش این مقاله بررسی و تحلیل جایگاه مبانی معرفت‌شناختی اخلاق در اندیشه رورتی است.
 


بهناز وهابیان، مسعود دهقان، ابراهیم بدخشان،
دوره ۱۴، شماره ۵۵ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده

بازنمایی جهان‏های زیرشمول در انگارۀ جهان‏های متن مورد‏نظر وِرث (۱۹۹۹) براساس رویکرد شعرشناسی شناختی، هدف اساسی پژوهش حاضر بوده است. نگارندگان در نوشتار پیش‏رو، با بررسی داستان بوف‏ کور براساس جهان‏های زیرشمول نشان دادند که نویسندۀ داستان به چه میزان از عناصر سازندۀ جهان‏های زیرشمول شامل اشاره‏ای، نگرشی و معرفت‏شناختی استفاده کرده است. ماهیت روش‏شناسی این پژوهشِ کیفی، توصیفی ـ تحلیلی بوده و داده‏ها از داستان بوف‏ کور انتخاب شده‏اند. گفتنی است که تمامی بندهای موجود در این داستان موردبررسی قرار گرفته‏اند، اما به‌دلیل محدودیت در حجم مقاله، صرفاً در بیست بند از داستان مذکور، لایه‏های سه‏گانۀ جهان‏های زیرشمول، به‌مثابۀ یکی از لایه‏های معنایی در انگارۀ جهان‏های متن در رویکرد شناختی تحلیل شده‏اند. نگارندگان در صددند تا نشان دهند که بازنمایی جهان‏های زیرشمول سه‏گانه در داستان بوف‌کور چگونه بوده و اینکه نویسنده چگونه از این لایه‏ها در داستان استفاده کرده است. یافته‏ها حاکی از آن است که داستان بوف‏ کور به وجه معرفت‏شناختی، به مراتب بیشتر از دیگر وجوه جهان‏های زیرشمولِ اشاره‏ای و نگرشی توجه داشته است. همچنین، نتایج نشان داد که اکثر بندها روایی و گفتمانی بوده و جهان زیر‏شمول معرفت‏شناختی در این داستان بازتاب گسترده‏ای داشته است.

دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده

«جو معرفت‌شناختی» کلاس درس را می‌توان از عناصر اصلی تعیین‌کنندۀ روند آموزش در کلاس و بازده فراگیری دانست. مطالعۀ قوم‌شناختی موردی حاضر، جهت‌گیری معرفت‌شناختی مواد درسی، معلم و دانش‌آموزان یک دورۀ برخط درس زبان انگلیسی را در مقطع دهم دورۀ دوم متوسطه در ایران، از منظر ابعاد اساسی معرفت‌شناسی (یعنی ثبات، سادگی، منبع و توجیه دانش زبان دوم) بررسی می‌کند. داده‌های پژوهش شامل یادداشت‌های تأملی و مشاهده‌ای محقق، و مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند با معلم و دانش‌آموزان بود. تحلیل داده‌های مصاحبه، ۹ مضمون مرتبط با معرفت‌شناسی به‌دست داد. نتایج حاکی از مطلقگرایی غالب در مواد درسی و همچنین در میان دانش‌آموزان، و عقاید پیشرفتۀ معرفت‌شناختی معلم مبنی‌بر ماهیت بافتارـ‌محور، ترکیبی و یکپارچۀ دانش زبان دوم، با قابلیت حصول از منابع متعدد و امکان انتقادگری بافتاری در به‌کارگیری این دانش بود. باوجوداین، عقاید معرفت‌شناختی معلم با عملکرد او و جهت‌گیری غالب در مواد درسی و در میان دانش‌آموزان ناهماهنگی قابل‌ملاحظه‌ای داشت که او به ماهیت مواد درسی و ذهنیت دست‌اندرکاران امر آموزش نسبت‌به یادگیری زبان دوم نسبت داد. یافته‌های این پژوهش، اهمیت بررسی اساس معرفت‌شناختی آموزش و یادگیری زبان دوم را از بُعد تعاملی با هدف تسهیل تکامل معرفت‌شناختی دانش‌آموزان و پیشبرد ادراک آن‌ها نسبت‌به ماهیت بافتارمحور دانش و دانستن زبان دوم به‌تصویر می‌کشد.

 

دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده

اضطراب زبان یکی از موضوعات مهمی است که یادگیرندگان هنگام یادگیری یک زبان خارجی ممکن است سطوح مختلفی از آن را تجربه کنند. در بین مهارت‌های مختلف زبان، مهارت نوشتن با توجه به اهمیت آن می‌تواند اضطراب بیشتری ایجاد کنند و بر عملکرد زبان‌آموزان تأثیر زیادی داشته باشد. بنابراین این پژوهش نقش واسطه‌ای سیستم خودهای انگیزشی زبان در رابطۀ بین باورهای معرفت‌شناختی و اضطراب نوشتن زبان دوم را در دانش‌آموزان متوسطۀ دوم مورد بررسی قرار داد. روش تحقیق از نوع هم‌بستگی با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری این پژوهش را تمام دانش‌آموزان دورۀ متوسطۀ دوم تشکیل دادند که تعداد ۲۰۳ دانش‌آموز به روش نمونه‌گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و به پرسش‌نامه‌های سیستم خودهای انگیزشی زبان پاپی (۲۰۱۰)، اضطراب نوشتن زبان دوم چنگ (۲۰۰۴) و فرم کوتاه  باورهای معرفت‌شناختی شومر (۱۹۹۹) پاسخ دادند. نتایج نشان داد که باورهای معرفت‌شناختی بر اضطراب نوشتن زبان دوم و سیستم خودهای انگیزشی زبان بر اضطراب نوشتن زبان دوم اثر مستقیم دارند. همچنین، باورهای معرفت‌شناختی از راه سیستم خودهای انگیزشی زبان بر اضطراب نوشتن زبان دوم اثر غیرمستقیم دارند. مدل پژوهش نیز تأیید شد و نتیجه نشان داد مدل‌های اندازه‌گیری متغیرها از برازش خوبی دارند و ۴۵ درصد واریانس اضطراب نوشتن زبان توسط متغیرهای پزوهش تبیین می‌شوند. براساس یافته‌های این پژوهش می‌توان نتیجه گرفت که بین متغیرهای باورهای معرفت‌شناختی، سیستم خودهای انگیزشی زبان و اضطراب نوشتن زبان دوم به صورت مستقیم و غیرمستقیم رابطۀ علّی وجود دارد و نقش واسطه‌ای سیستم خودهای انگیزشی زبان در رابطۀ بین باورهای معرفت‌شناختی و اضطراب نوشتن زبان دوم تأیید شد.
 

صفحه ۱ از ۱