۲۱ نتیجه برای صورت
علی محمد حق شناس،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
در این نوشته کوشیدهام پاسخی برای این سؤال پیدا کنم که: آیا در شعر حافظ هیچ نشانهای دال بر اثرپذیری حافظ از شعر مولانا هست یا نه؟ در انجام این کار، خود را به دو دلیل ناگزیر از تفکیک حساب محتوای شعر این دو شاعر از حسابِ صورت آن یافتهام: یکی به دلیل سرشتِ تغییرگریز و ایستای معانی و مضامین در هر فرهنگ سنتی از جمله در فرهنگ ایران؛ و دیگری به دلیل ضرورت بهرهگیری از دو پایگاه نظری متفاوت (یعنی نظریه بینامتنیت و نظریه استعاره و مجازِ مرسل)، به ترتیب، برای تحلیل محتوای شعر و تحلیل صورت آن. حاصل کوشش من این بوده است که، به لحاظ محتوی، تنها میتوان نشان داد که میان این دو شاعر نوعی همدلیِ معطوف به همفرهنگی وجود دارد و، به لحاظ صورت، شعرِ این دو هیچ شباهتی با یکدیگر ندارد؛ چه، اولاً شعر مولانا شعری صورتشکن است؛ حال آنکه شعر حافظ شعری است سخت صورتگرا؛ ثانیاً شعر مولانا شعر سلوک در راستای محور همنشینی است؛ حال آنکه شعر حافظ شعر عروج در راستای محور جانشینی است؛ و ثالثاً حافظ، به شهادت شعر او، از مولانا بیش از آن مضمون و صورت در جهت بهینهسازی وام نگرفته که از شاعران دیگر مضمون و صورت وام گرفته است.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
معرفت بشری در هر دوره و با توجه به روح یا پارادایم آن دوره، به صورتبندیهایی در عرصۀ خود دست میزند. یکی از این تقسیمبندیها و صورتبندیها که در قرن نوزدهم شکل گرفت، دانشهای تطبیقی بود. دانشهای تطبیقی، مجموعه ای از دانشهایی است که دو یا چندین پیکرۀ مطالعاتی داشته باشند. این دانشها با ویژگیهایی، خود را هم از مطالعات تطبیقی و هم از دانشهای ناب متمایز میکنند.
موضوع این نوشتار، بررسی کلان اینگونه از دانشها و به ویژه فلسفۀ وجودی آن ها است. متأسفانه جامعۀ علمی ما فاقد اینگونه نگرش کلان است. یکی از آسیبهای مطالعۀ دانشهای تطبیقی همچون ادبیات تطبیقی یا هنر تطبیقی، نبود چنین نگرش کلانی در خصوص دانشهای تطبیقی است. در این مقاله میکوشیم تا تصویری کلان از ویژگیها و چگونگی تکوین این دانشها ارائه کنیم.
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
«انسانها برمبنای قواعدی که استنتاج میکنند ممکن است آنچه را که بر زبان میآورند همان استنتاجشان نباشد اما رباتها و ماشینهای هوشمند برمبنای قواعد استنتاج، همانی را بازگو میکنند که استنتاج کردهاند. آنها انسان نیستند که دروغ هم بگویند !!!!!!!! ».rnدر دنیای ابهامآمیز و بدون اطمینانی به سر میبریم، عوامل بیرونی که بر تصمیمهای ما اثرگذارند هر یک با احتمالات مختلفی مورد انتظارند و ترکیب تصمیم اتخاذی ما با عواملی که رخ میدهند، پیامدها یا نتایج تصمیم ما را میسازند. پس در چنین دنیای مبهمی، بهکارگیری ابزارهای توانمند که به زبان طبیعی نزدیک بوده و توانایی استنتاج به سبک و شیوه ذهن انسان، اما با دادههایی بیشتر و روابطی پیچیدهتر را داشته باشند،میتوانند ما را به سوی اخذ تصمیمهای مناسب رهنمون سازند.rnهدف این مقاله نشان دادن چگونگی بهکارگیری مفهوم مجموعههای فازی در تجزیه و تحلیل و مدیریت جریانهای نقد میباشد و سپسبه اتخاذ رویکرد منطق فازی برای تجزیه و تحلیل آسان روابط میان متغیرهای عدم اطمینانبر روی تصمیمگیری با بهکارگیری مجموعهای از تکنیکهای ریاضی میپردازد .rnاهمیت بسیار بالای وجوه نقد و جریانهای آن برای واحدهای تجاری بهعنوان یکی از مهمترین منابع سازمانی، بر هیچ کس پوشیده نیست ودر این مقاله تلاش بر آن است تا با بهکارگیری ابزاری به نام سیستم خبره فازی، تصمیمگیرندگان واحدهای تجاری را در جهت رساندن به اهداف خود در زمینه مطلوبیتهای نقدی و مدیریت هر چه بهتراین منبع، رهنمون سازند. مبنای اطلاعاتی ما در این مقاله برای نشان دادن شکل عملی هدف مزبور در یک دنیای واقعی تجاری، اطلاعات صورت جریان وجوه نقد تهیه شده برمبنای استانداردهای حسابداری ایران بهوسیله شرکتهای بورسی میباشد.rn
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۳-۱۳۸۳ )
چکیده
معارف بهاء ولد از جمله نثرهای صوفیانه فارسی است که به دلیل سبک منحصر به فرد و اسلوب بیانی خاص در توصیف عوالم روحی و احوال عرفانی نویسندهاش، برجستگی و امتیازی خاص یافته است. این اثر که یادداشتهای تنهایی بهاء و نیز دفتر ثبت شادیها و احوال روحانی وی است از منظری زیباشناختی دارای جلوهها و ویژگیهایی است که نه تنها در چارچوب بوطیقاهای (نظریههای ادبی) کهن نمیگنجد بلکه بررسی دقیق آن را از دیدگاه نظریههای ادبی جدید - از جمله صورتگرایی - پذیرفتنی و منطقیتر ساخته است. صراحت و صمیمیت در بیان عواطف روحی و مکنونات قلبی، ابهام شاعرانه و عادت ستیزیهای زبانی و معنایی در بیان عوالم رازناک روحی، الهامها رؤیتها و مکاشفهها، گریز از زبان علمی و رسمی و نگارش خود به خود یادداشتها بدون طرح و اندیشه قبلی، جهشها و چرخشهای ناگهانی کلام، صور خیال تازه و بدیع، همه و همه از دیدگاه صورتگرایان، جزو شگردهایی است که از زبان خودکار و معیار, آشنایی زدایی کرده، موجب شاعرانگی زبان اثر میگردد. این مقاله جنبههای زیباشناختی معارف را از این دیدگاه مورد بررسی قرار داده است.
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
دیدگاه نوخاستهگرایی شباهتهایی با دیدگاه حکمت متعالیه در باب رابطه نفس و بدن دارد. در عین حال و علیرغم این شباهتها، به نظر میرسد تفاوتهایی اساسی در تصویر هستیشناسانه حکمت متعالیه و نوخاستهگرایی در این باره در کار باشد. مسأله اصلی مدنظر این مقاله، تشخیص این تفاوتهاست. نتیجه این تلاش را به طور خلاصه میتوان چنین بیان داشت که مبانی هستیشناختی نوخاستهگرایی، سازگار با یافتههای علمی است در حالی که این امر درباره حکمت متعالیه صدق نمیکند و این مهم، تفاوتهایی اساسی را میان تصویر هستیشناختی حکمت متعالیه و نوخاستهگرایی در باب رابطه نفس و بدن رقم میزند؛ تفاوتهایی که ریشه در مغایرت تصویر کلاسیک یا ارسطویی با تصویر جدید علمی از جهان دارند.
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده
از براهین حکیم سبزواری بر اتحاد عاقل و معقول برهان «ماده و صورت» است که وی در اقامه آن، از یکسو به مبادی هستیشناختی ماده و صورت و نفس نظر دارد و از دیگر سو، نگره علمالنفس صدرایی را زیربنای تتمیم این برهان قرار داده است. مقالهای در جهت مخدوشنمایی همه ادله حکیم سبزواری اتهاماتی را به نگارش سپرده و حکیم را متهم به «خلط فاحش» در تشخیص مطالب ابتدایی فلسفه نموده است. در این راستا در مردودنمایی برهان ماده و صورت، به دو اتهام عمده روی آورده است. از سویی حکیم را به کاربرد قیاس تمثیلی به جای قیاس برهانی متهم کرده و از دیگر سو به ایراد مصادره به مطلوب محکوم پنداشته است. واکاوی نشان میدهد این برهان بر اتحاد تام است و آن مقاله هم در مقام گزارش دچار تحریف شده، هم در مقام داوری به اتخاذ مواضع غیرمنطقی منحرف گشته است.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
در این مقاله به جایگاه علت فاعلی در تبیین وجود موجودات مادی در مقاله ششم از الهیات خواهم پرداخت. تعبیرات ابنسینا در خصوص علت فاعلی حقیقی ما را با دو ابهام مواجه میکند؛ نخست تمایز علت فاعلی، به عنوان یکی از علل، با علت تامه که وجود یک شی مادی را کفایت میکند، و دوم تعبیر او از علت فاعلی به مثابه «علت وجوددهنده». خواهم کوشید مشکلات تفسیری برآمده از این ابهامات را ابتدا روشن سازم و در نهایت به آنها پاسخ گویم. استدلال خواهم کرد که علت فاعلی حقیقی، که برای ابنسینا در این موضع از بحث همان «عقل فعال» است، چیزی جز علت حلول صورت در ماده نیست؛ علیتی که ابنسینا از آن تعبیر به علت ایجاد ترکیب مادی نیز میکند.
دوره ۴، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
تغییر در ترکیب اسید چرب فیله کپورنقرهای با روکش خوراکی و بدون روکش پس از سرخکردن سریع، نگهداری بهصورت منجمد و سرخکردن نهایی بررسی شد. فیلهها پس از فرایندسرخکردن سریع بهمدت ۳۰ ثانیه، سرد و بستهبندی شده و پس از انجماد بهمدت سه ماه در فریزر نگهداری شده و سپس مجدد تحت تیمار سرخکردن نهایی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که سرخکردن سریع و نهایی باعث افزایش میزان چربی کل آنها شده، بهطوریکه محتوای چربی نمونههای خام در روز صفر (۰۷/۵ درصد) بهترتیب به ۹۷/۱ ± ۵۲/۹ و ۸۰/۲ ± ۵۴/۷ درصد پس از سرخکردن سریع و به ۷۰/۰ ± ۳۳/۹ و ۲۴/۰ ± ۳۹/۹ درصد پس از سرخکردن نهایی در نمونههای بدون روکش و با روکش تغییر یافت. محتوای رطوبت نمونهها پس از سرخکردن کاهش و بعد از نگهداری به مدت ۳ ماه در فریزر افزایش نشان داد (۰۵/۰p<). تعداد ۲۶ نوع اسید چرب از انواع اشباع وغیراشباع در نمونهها شناسایی گردید. نسبت اسیدهای چرب امگا-۳ به امگا-۶ در نمونههای شاهد ۳۷/۳ بود. این نسبت در تیمار بدون روکش و روکشدار پس از سرخکردن سریع بهترتیب ۸۲/۰ و ۶۵/۰ بود و در روز ۹۰ پس از سرخکردن نهایی به ۶۶/۰ و ۲۸/۰کاهش یافت. شاخصهای آتروجنیک (AI) و ترومبوجنیک (TI) در روز ۹۰ پس از سرخکردن نهایی بهترتیب در تیمار بدون روکش و تیمار روکشدار، ۶۰/۰، ۵۳/۰ و ۵۷/۰، ۶۹/۰ بود.
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
گنجینهی کلماکره به طور اتفاقی در سال ۱۳۶۸ هـ..ش توسط یک شکارچی محلی در غار کلماکره واقعدر بیست کیلومتری شمالغرب شهرستان پلدختر لرستان کشف شد. این مجموعه شامل انواع ظروف، ریتونها، مجسمههای انسانی و حیوانی، صورتکها، پلاکها، زیورآلات و... است. ویژگی منحصر به فرد این اشیا وجود کتیبه هایی به خط ایلام نو روی برخی از آنهاست. استفاده از کتیبههای میخی و نامهای ایلامی، رابطهای کاملاَ نزدیک با افق فرهنگی ایلام نو را نشان میدهد. خوانده شدن این کتیبهها توسط لامبرت، فرانسوا والا، رسول بشاش و تجزیه و تحلیل باستان شناختی آنها، سبب آشکار شدن نام یک سلسلهی گمنام محلی از دوران ایلام نو در لرستان شد که عرصهی جدیدی را در مطالعات باستانشناسی و تاریخ هنر این دورهی تاریخی در غرب ایران گشود. به جز تعدادی صورتک، که جنس آنها از طلاست، سایر اشیای این مجموعه از نقره ساخته شدهاند، زیرا در آن زمان، معیار مبادله در داد و ستد نقره بوده است. نگارندگان، قصد دارند در این مقاله به بحث و بررسی دربارهی صورتکهای طلایی این گنجینه و مقایسهی آنها با نمونههای مشابه در سایر فرهنگها بپردازند.
دوره ۶، شماره ۵ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
این مطالعه به مقایسه تأثیر دو نوع بازخورد مکتوب صورتمحور (بازخورد اصلاحی مستقیم و توضیحات فرازبانی که به کل کلاس داده میشود) بر صحت و درستی بهکاربردن جمله شرطی نوع سوم و حروف تعریف نامعین توسط زبانآموزان ایرانی میپردازد. در هر دو نوع بازخورد، یکبار فرصت بازنویسی به زبانآموزان داده شد و در بار دیگر چنین فرصتی به آنها داده نشد. صحت و درستی در نوشتارهای جدید زبانآموزان سنجیده شد. بازخورد، منجر به افرایش صحت و درستی نوشتار درخصوص جملات شرطی غیر واقعی گردید. در این پژوهش نشان داده شد که کارآیی و اثربخشی بازخورد اصلاحی مستقیم، طولانیمدتتر از توضیحات فرازبانی میباشد. همچنین دادن فرصت برای بازنویسی، تأثیر بازخورد را افزایش داد. درکل، در این مطالعه نشان داده شد که بازخورد اصلاحی مستقیم همراه با دادن فرصت برای بازنویسی، مؤثرترین نوع بازخورد میباشد.
نتایج حاکی است چنانچه بازخورد مکتوب صورتمحور، درباره چند ویژگی باشد که پیچیدگی و برجستگی آنها متفاوت باشد، به احتمال قوی، زبانآموزان بر ساختاری تمرکز خواهند نمود که کمک بیشتری به فهم معنای کلی متن میکند. نتایج همچنین نشان داد که اصلاح مستقیم خطا و اشتباهات زبانآموزان، در رابطه با ساختارهای نحوی پیچیده، سودمندتر از دادن توضیحات فرازبانی در آن خصوص است.
مصطفی جلیلی تقویان،
دوره ۶، شماره ۲۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
نزدیک به دو دهه از رواج جدی نظریه ادبی در ایران می گذرد. در این مدت چندین بار این پرسش مطرح شده است که آیا نظریه ادبی برای ادبیات فارسی مفید بوده است؟ آیا کاربران این نظریات توانسته اند آن ها را بومی کنند و به صورتی طبیعی با ادبیات ما پیوند دهند؟ این پرسش ها همچنان مطرح هستند. این امر نشان از آن دارد که نظریه ادبی نتوانسته است به اهداف خود دست یابد. پیش از هر چیز باید میان طرح نظریه ادبی در غرب و در ایران تفاوت گذاشت چرا که نحوه برخورد ما با این نظریات، متفاوت است با نحوه برخورد غرب که در واقع صاحبِ نظر هستند. برای یک غربی تفاوت چندانی میان آموزش ادبیات و آموزش نظریه ادبی وجود ندارد. از آنجا که این نظریات از یک سو ریشه در متون ادبی خود آن ها دارد و از سوی دیگر زاده تحولات علمی و فلسفی جوامع آن هاست بنابراین کسی که می خواهد در آنجا در حوزه ادبیات فعالیت کند به صورتی طبیعی با این گونه نظریات آشنا می شود و شاید با اندکی اغراق بتوان گفت در آن ها نفس می کشد. اما درست به سبب نبود این دو علت در ایران و بنابراین وارداتی بودن نظریه، کاربر ادبیات نظریه ادبی را به چشمی بیگانه می نگرد. از آشنایی تا بیگانگی فاصله ای است که توسط اشتباهات پر می شود. بنابراین نحوه برخورد با این موجود بیگانه دشواری ها و ظرافت های زیادی می طلبد
عبدالله حسن زاده میرعلی، حسن اکبری بیرق، هادی یاوری، محمد صادقی،
دوره ۷، شماره ۲۸ - ( ۱۰-۱۳۹۳ )
چکیده
«نظریه عام کلیشهها» یکی از نگاههای صورتگرایانه قرن بیستم به ادبیات عامیانه است که به تأثیر از مطالعات عامیانه، عبارتشناسی و واژگانشناسی صورت گرفت. جی. ال. پرمیاکوف زبانشناس و نویسنده روسی، با نوشتن کتاب از مثل تا قصههای عامیانه (۱۹۶۸) چارچوب نظری این نظریه را بنیان نهاد و با بررسی عناصر بازتولیدی زبان از قبیل ضرب المثلها، چیستان، کنایات، قصهها، و هرگونه عبارت قالبی و فرمولوار زبان در تقابل با متون تولیدی و خلاق زبان، نظریه عام کلیشهها را معرفی نمود. پرمیاکوف و برخی همنظران وی برخلاف گروهی که عقیده داشتند در آفرینشهای ادبی باید از عناصر کلیشهای زبان پرهیز شود و چندان نظر مساعدی بهاینگونه عبارات نداشتند، تلاش کردند که علت وجودی کلیشهها و فواید ساختار آن را توجیه کنند. و نشان دهند که کلیشهها صرفاً مشتی عبارات دستدوم، کهنه و پیشپا افتاده نیست. پرمیاکوف از منظر زبانشناسی، نظریه عام کلیشهها را ارائه میکند و حدود طرح کلی نظریهاش از ضربالمثلها (کوچکترین واحد ادبیات عامیانه) تا افسانهها (بزرگترین واحد ادبیات عامیانه) را شامل میشود و بیشتر به دنبال تحلیل ساختاری واحدهای ادبیات عامیانه است. با استناد به عنوان فرعی این کتاب: «یادداشتهایی درباره نظریه عام کلیشهها» میتوان ادعا نمود که این نظریه هنوز کامل نیست و پرمیاکوف بیشتر به دنبال طرح مقدماتی این نظریه بودهاست. هدف ما از ارائه این نوشته، معرفی این نظریه و جایگاه آن در نقد ادبی است و برای این منظور، تلقی زبانشناسان و منتقدان ادبی را از منظر محققان شعر شفاهی و نیز صورتگرایان درباره ادبیات عامیانه جستجو نمودهایم.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده
در ادبیات جهان تا به امروز صرفنظر از اینکه نویسندگان یا شاعران از کدام اقلیم جغرافیایی باشند و به کدام دوره از تاریخِ کدام کشور تعلّق داشته باشند؛ همواره از دنیای زنان نوشتهاند و چه بسا اندیشههایی یکسان و مشابه را نیز در خلق آثارشان متجلّی ساختهاند. در این پژوهش تطبیقی در وهله نخست جایگاه، نقش و ویژگیهای زنان و سپس نیازها و خواستههای آنان در جامعه و خانواده در ادبیات ایران و اسپانیا مورد بررسی قرار میگیرد. در جهت محدود ساختن حوزه مطالعاتیِ پژوهش به داستان کوتاه"لاک صورتی" جلال آلاحمد و نمایشنامه "یرما" از فدریکو گارسیا لورکا به عنوان دو اثر از دو نویسنده صاحب نام و صاحبنظر در هر دو کشور اکتفا شدهاست. در آغازِ جستار برای آشناییِ بیشتر با گرایشهایِ فکریِ هر دو نویسنده به معرّفی اجمالی تاریخ زندگی و فعالیّتهای سیاسی- اجتماعی- فرهنگی ایشان پرداخته شده؛ در ادامه با تکیه بر متن دو داستان و تحلیل محتوای آن، دربارۀ نیاز و خواستۀ زنان که در این پژوهش درونمایۀ اصلی داستان قلمداد شده سخن به میان آمده است. اینکه در این دو داستان چگونه این خواستهها و نیازها در ارتباط با مردان، خانواده، جامعه و سنّتهای آن توصیف و تعریف شده است و اینکه چگونه با توجه به تفاوت مردان و زنان با یکدیگر به این خواستهها و نیازها پاسخ داده میشود از جمله مباحثی است که در این پژوهش بررسی گردیده است.
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱- )
چکیده
چکیده -شناسایی صورت از طریق تصاویر مادون قرمز حرارتی یکی از جدیدترین راهکارهای شناسایی صورت بوده و هم اکنون مورد توجه بسیاری از محققان میباشد. این شناسایی که از طریق ثبت ویژگیهای دمایی و چگونگی موقعیت رگهای صورت انسان انجام میشود دارای مزیتهای بسیاری نسبت به روشهای مبتنی بر تصاویر مرئی متداول میباشد. دراین تصاویر اثر تغییرات نور محیط که یکی از مهمترین معضلات شناسایی صورت در تصاویر مرئی است مرتفع میشود. مهمترین مشکل شناسایی در تصاویر مادون قرمز حرارتی وجود موانع انتشار مانند عینک بوده که مانع استخراج دقیق موقعیت رگهای صورت میگردند. در این تحقیق، برای اولین بار الگوریتمی پیشنهاد شده است که این مشکل نیز تا حد زیادی برطرف میگردد. دراین مقاله جهت استخراج ویژگی صورت از موقعیت انشعاب رگها استفاده شده است. همچنین با انتخاب دستهبندی مناسب، رگهای تقلبی و انشعابات نادرست حذف شدهاند. از طرفی با استفاده از الگوریتم تطبیق زمانی پویا بهترین بردارهای ویژگی استخراج میشوند. با بررسی نتایج شبیهسازی شده بر روی بانک داده UTK-IRIS نرخ شناسایی بر روی تصاویر با عینک ۹۵٪ است که نسبت به بهترین نتایج بدست آمده قبلی در بانک داده یکسان، حدود ۱۰٪ بهتر میباشد
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
زبان در حین فرایند بازجویی و گفتمان موجود در آن مشخصههای خاصی دارد که میتواند محمل بسیاری از پژوهشها و مطالعات زبانی باشد. از مهمترین مسائلی که در فرایند مذکور میتوان به آن اشاره کرد، چگونگی پیشبرد ارتباط کلامی ازسوی بازجو بهمنظور دستیابی به حقیقت از گفتههای بازجوشونده است. در این راستا، فرد بازجو از راهبردهایی برای پیشبرد گفتمان به شیوۀ موردنظر خود استفاده میکند. در پژوهش حاضر، شرکتکنندگان در تعامل بازجویی به دو دسته افراد متخصص و غیرمتخصص تقسیم شدند و مراد از دستۀ نخست افرادی هستند که آشنایی کامل با قانون و زبان قانونی دارند و شامل پلیس، قاضی، وکیل و غیره میشوند و درمقابل، دستۀ دوم افرادی که با قانون آشنایی ندارند (یا دستکم آشنایی کمی دارند) و شامل متهم، شاکی، شاهد میشوند. در جستار حاضر، بر مبنای پیکرهای متشکل از ده پروندۀ قضائی و تحلیل تعامل گفتاری بین فرد متخصص (قاضی) و فرد غیرمتخصص (متهم، شاکی) تلاش شد انواع راهبردهای مورد استفادۀ بازجو استخراج شود. راهبردهای مذکور شامل صورتبندی پرسش، استفاده از پرسش مکرر، بندهای نقلقول، تقابل، استفاده از عبارت «خب» بهمنزلۀ نشانگر گفتمانساز و قطع کلام هستند.
ابوالفضل حری،
دوره ۱۱، شماره ۴۱ - ( ۴-۱۳۹۷ )
چکیده
این مقاله کتابِ روایتپژوهی داستانهای عامیانه ایرانی (۱۳۹۴) را از منظر صورت و محتوا، بررسی و تحلیل میکند. پس از ذکر مقدمه، ابتدا موضوع و محتوای کتاب و سپس روش کار نویسنده در ارائه موضوع و محتوا به معاینه درمیآید. در بحث محتوایی، ابتدا از موضوع، مسئله و اهداف کتاب، آن گونه که نویسنده ادعا کرده است، سخن گفته میشود. برای این امر، تعاریف، مفاهیم و واژگان کلیدی کتاب مرور و سپس در بحث صورت و شکل کتاب، روش کار نویسنده تبیین میشود و بهویژه از اینکه نویسنده چگونه موضوع و محتوای کتاب را عملیاتی کرده است، سخن گفته میشود. همچنین به برخی اشکالات در شیوههای ارجاعدهی و بهویژه استفاده از منابع بههمراه ذکر شواهدی اشاره شده، در پایان یافتهها و نتایج کتاب مرورِ انتقادی میشود. بهنظر میآید نویسندۀ کتاب ضمن آنکه تلاش کرده داستانهای عامیانه را از منظر نقد و نظریۀ روایتشناسی بکاود که در نوع خود تازگی و بداهت دارد، در کاربست رهیافت روایتشناختی، بهمثابه چارچوبی نظری و عملی برای مطالعۀ قصههای عامیانۀ فارسی، کاستیهایی برطرفشدنی دارد که امید است در چاپهای بعدی اصلاح شوند.
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۸- )
چکیده
روشی نوین برای لایه نشانی کاتالیست نیکل با استفاده از محلول گزارش می شود. لایه نشانی کاتالیست مرحله ای ضروری در رشد نانولوله های کربنی می باشد. در این مقاله پس از لایه نشانی کاتالیست، رشد نانولوله های کربنی بر روی بستر سیلیکن و اکسید سیلیکن انجام گرفت. نتایج حاصل با استفاده از میکروسکوپ روبشی الکترونی، رامان و پراش اشعه X مورد مطالعه قرار گرفت. این روش دارای قدرت انتخاب بالایی نسبت به اندازه نانو ذرات کاتالیست می باشد که به امکان کنترل بر روی قطر نانولوله های رشد یافته در محدوده ۳۰ تا ۱۵۰ نانومتر منجر می گردد. به علاوه این تکنیک به پوشش دهی یکنواخت تری بر روی سطح نمونه در مقایسه با روش های مرسوم لایه نشانی بر پایه خلا می گردد و رشد نانولوله های کربنی بر روی سطوح ناهموار را ممکن ساخته است. روش لایه نشانی کاتالیست پیشنهاد شده، روشی سریع،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۱ )
چکیده
هدف مقالۀ حاضر معرفی رویکردی تازه به ساختواژه با عنوان «ساخت و تعبیر» بوده است. برای تحقق این هدف بخشهایی از نظریۀ نقش و ارجاع، به ساختواژه تسری داده شده، با دیدگاه تازهای تلفیق یافته و رویکرد جدیدی با عنوان «ساخت و تعبیر» را شکل داده است. این رویکرد جدید برای تحلیل چگونگی مفهومسازی در زبان و نحوۀ کارکرد دو پدیدۀ چندمعنایی و هممعنایی و علت همبستگی میان آنها در قالب ساختواژۀ اشتقاقی و بسیط و براساس تحلیل تعدادی وند و واژه که بهصورت تصادفی انتخاب شدهاند، ارائه و در سه مرحله اجرا شده است: در مرحلۀ اول، دیدگاههای ساختواژی متفاوتی در زمینۀ چندمعنایی موردنقد و بررسی قرار گرفته، در مرحلۀ دوم رویکرد پیشنهادی ارائه شده و در مرحلۀ سوم موارد مشکلساز رویکردهای پیشین در چارچوب پیشنهادی، موردتحلیل قرار گرفته و به نتیجه رسیده است که کاربرد با معنا تفاوت دارد. کاربرد بنیاد زبان و محور مفهومسازی است. کاربرد بهصورت همزمان و پیوسته هم با معنا و هم با صورت سازهها در حال تعامل است و همین تعامل همزمان و دائمی علت شکلگیری چندمعنایی و هممعنایی همبسته و در رقابت است. همچنین توانش کاربردی در ذهن گوینده است، بنابراین گوینده در بستر شناخت فرهنگی و بافت، با ایجاد تعامل میان کاربرد، معنا و صورت، ارجاع میدهد و شنونده واحد ارجاعی یا «ساخت» را تعبیر و استنباط میکند و بدین گونه مفهومسازی صورت میگیرد.
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
سیستم سروالکتروهیدرولیک به دلیل عملکرد مناسب در گشتاور اینرسی بار بالا و همچنین دستیابی به سرعت پاسخ سریع در محدوده وسیعی از کاربردهای صنعتی مدرن مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به طیف گسترده کاربرد این سیستم، موضوع کنترل شامل کنترل سرعت، کنترل موقعیت و کنترل گشتاور در آن از اهمیت خاصی برخوردار است. روش های پیشنهادی که برای کنترل سیستم ارائه شده اند با در نظر گرفتن یک سری عوامل عدم قطعیت در سیستم بوده که می توان به وجود اصطکاک داخلی، شار داخلی، اثر غیر خطی مدل و نویز خارجی اشاره کرد. در این مقاله از یک کنترل کننده هوشمند فازی با استفاده از روش جبران توزیع شده به صورت موازی و بر پایه مدل تاکاگی سوگنو استفاده شده است. نتایج تحقیق حاضر در مقایسه با سایر کنترل کننده ها عملکرد بهتری در پاسخگویی سیستم (کنترل سرعت) نشان می دهد.
دوره ۱۹، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده
شرط ماهوی «منحصر به فرد بودن» یا «متمایز بودن» که در دو نظام حقوقی اتحادیه اروپا و استرالیا بهعنوان معیاری برای ارزیابی طرحهای صنعتی مورد تقاضای ثبت به کار میرود، با هدف افزایش انگیزههای طراحان و همچنین ارتقای کیفیت طرحهای صنعتی، در کنار شرط نو بودن، به حوزه شروط ماهوی حمایت از طرحهای صنعتی وارد شده است. در معیار یاد شده با کنار گذاشتن دقت موشکافانه کارشناس در ارزیابی طرح صنعتی و جایگزین کردن آن با دیدگاه «استفادهکننده آگاه» درارزیابی «صورت کلی طرح صنعتی»، تغییری در فرایند پذیرش طرحهای صنعتی ایجاد شده است. البته این دیدگاه نوپا در حقوق طرحهای صنعتی از ایرادات و ابهامات نیز مصون نمانده است. دیدگاه اصالت طرحهای صنعتی در نظام حقوقی ایران در قانون جدید ثبت اختراعات، طرحهای صنعتی و علائم تجاری (مصوب ۱۳۸۶) با رویکردی جدید نسبت به تعریف مصطلح اصالت، به شرط ماهوی «منحصر به فرد بودن» یا «متمایز بودن» نزدیک گردیده که در این نوشتار بر آنیم تا نقاط قوت و ضعف آن را بیان کنیم.