جستجو در مقالات منتشر شده
۲ نتیجه برای شمولگرایی
ندا سادات مصطفوی، رضا روحانی،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده
مولوی، صاحب اثر عظیم مثنوی، از عارفان آزاداندیشی است که صلح و تسامح با دیگراندیشان را یکی از مبانی فکری و رفتاری خود قرار داده یا معرفی کرده است. او در آثار متعدد خود، به زبان و شیوههای مختلف اندرز، تمثیل و حکایت، در ترویج این اندیشه کوشیده و همگان را به پیروی از این سلوک فردی و اجتماعی فراخوانده است. اندیشۀ تسامح مولوی، مانند بسیاری دیگر از دیدگاههای وی، با نقد و انکار همراه شده است. در نوشتار حاضر، با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی و با استفاده از شیوههای علمی تحلیل متن و استناد، نقدهای واردشده به این اندیشۀ مولوی بررسی شده است. هدف از این ارزیابی، علاوهبر معرفی و نقد دیدگاههای منکران اندیشه تسامح در عصر حاضر، رسیدن به شناختی روشن و حقیقیتر از کمّوکیف این اندیشه مولوی است. براساس بررسیهای انجامشده، چنین برداشت میشود که همزیستی مسالمتآمیز پیروان ادیان مختلف در جامعه (پلورالیسم اجتماعی) در اندیشۀ مولوی، به پیروی از منابع و مبانی اسلام، جایگاه ویژهای دارد؛ اما تکثرگرایی (پلورالیسم) دینی، علیرغم برخی مشابهتها و همگونیها، مورد قبول و تأیید مولوی نیست. همچنین با تحلیل و استناد به اصل حکایتها و ابیات مولوی مشخص میشود که درواقع پلورالیست خواندن او درک ناقصی است که برخی روشنفکران یا منتقدان، با خلط یا مغالطه در افکار و اندیشهها و استناد نامناسب به ابیات و حکایتهایی از مثنوی، بهدست آوردهاند.
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
امروزه در چارچوب مناسباتی که کل یا بخشی از آن خارج از قلمرو دولت-ملت واقع میشود، میتوان از انواع مختلفی از تعاملات حقوقی انتظام بخش ارتباطات بشری صحبت کرد. این ارتباطات توسط گروهی از نظریهپردزان ذیل «نظریه حقوق فراملی» تشریح شدهاست. نظریه حقوق فراملی به مثابه نظریهای با سابقه نه چندان طولانی از زمان طرح، مسائل و مباحث زیادی را پیرامون خود به همراه داشتهاست. در این میان ارزیابی چرایی ظهور حقوق فراملی مسألهمسألهای کلیدی و بلکه اولین قدم مهم در بررسی نظریه حقوق فراملی است که مطالعه آن دو مبنای نظری لازم را در همین راستا در اختیار اندیشمندان قرار میدهد.
از نقطهنظر مبانی نظری ظهور حقوق فراملی میتوان گفت که حقوق فراملی متأثر از دو عامل مختلف یعنی تکثرگرایی و جهانشمولگرایی ظهور نمودهاست که هر دوی این عوامل، پیامدهای جهانیشدن قلمداد میشوند. در این مقاله تلاش بر آن است تا ضمن ارزیابی دو مبانی نظری ظهور حقوق فراملی یعنی تکثرگرایی و جهانشمولگرایی حقوقی، این مسألهروشن شود که چرا حقوق فراملی ظهور نمودهاست تا ضمن مطلعه علل و عوامل ظهور هنجارهای حقوق فراملی، مبادی و مبانی نظری ذیربطی که توجیهکننده پذیرش دیدگاه ظهور حقوق فراملی است، مورد مطالعه قرار گیرد و علاوه بر آن، به کمک این مبانی، راه شناخت فرآوردههای هنجاری متمایزی که در قلمرو حقوق فراملی ظهور مینمایند قابل شناسایی، فهم و نقد شود.