جستجو در مقالات منتشر شده


۲۲ نتیجه برای شعر معاصر فارسی


دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده

این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مکتب امریکایی ادبیات تطبیقی، بنمایه­های همگون ادبیات پایداری را با محوریت دیوان «مرایا الیاسمین» از صالح محمود هُواری- شاعر معاصر و در قید حیات فلسطینی- و سه مجموعه شعری از طاهره صفارزاده- مهین بانوی ادبیات پایداری ایران- که هر دو از شاعران متعهد در برابر سرزمین و مردم خود هستند با هم مقایسه کند و بیش از پیش، زوایای پنهان و ناگشوده ادبیات پایداری را در ایران و فلسطین معاصر بنمایاند. یافته­های این پژوهش نشان می­دهد که بنمایه­های اشعار این دو شاعر، وطن­دوستی، آزادیخواهی و عدالت‌طلبی، یاد قهرمانان و مبارزان وطن، اعتراض به اختناق، امید به آینده و دعوت به مبارزه و پایداری است. «صالح محمود هواری» از اوضاع داخلی و ظلم اسرائیل می­نالد و شکوه سر می­دهد و در این میان از زبانی نمادین بهره گرفته و صفارزاده نیز از حاکمان داخلی قبل از انقلاب و متجاوزان بعثی به ستوه آمده است.

دوره ۲، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

نوستالژی یا دلتنگی برای گذشته، حالتی است روانی که به صورت ناخودآگاه در فرد ظاهر و تبدیل به یک اندیشه می­شود. در عرصه ادبیات، این حالت برای شاعر یا نویسنده­ای رخ می­دهد که پیرو انگیزش­های فردی یا اوضاع اجتماعی- سیاسی پیرامون خود، به نوعی احساس دلزدگی از زمان حاضر دچار می­شود و اندیشه بازگشت به گذشته و خاطرات شیرینش را در سر می­پروراند. عبدالوهاب بیاتی و محمدرضا شفیعی کدکنی، به‌عنوان دو شاعر پرآوازه ادبیات معاصر عربی و فارسی و پرچمدار مکتب ادبی رمانتیسم، با توجه به شرایط فردی و اجتماعی عصر خویش به بازآوری خاطرات گذشته پرداخته­اند و فضایی سرشار از دلتنگی و نوستالژی را به تصویر کشیده­اند. نگارندگان در این پژوهش، با تأکید بر روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد هرمنوتیک، به بررسی و تطبیق چگونگی نمود نوستالژی در شعر این دو شاعر پرداخته­اند. برخی از یافته­های پژوهش نشان داد که دو شاعر با توجه به مکتب رمانتیسم، در جلوه­های نوستالژیکی مانند دوری از سرزمین، معشوق، کودکی، از دست رفتن ارزش‌ها و اسطوره­ها اشتراک داشتند.    

دوره ۲، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده

داستان پیامبران، بیان معجزات و سرگذشتِ پر‌ماجرا و آموزنده آنان از دیر‌باز به عنوان عناصری مؤثر به صفحات شعر و ادب راه ‌یافته و اسباب زیبایی اثر و توجه خواننده را موجب شده است. یکی از زیباترین، مؤثرترین و مورد‌توجه‌ترین این داستان‌ها، داستان عیسی مسیح (ع) است. در ادبیات گذشته، بیشتر برداشت‌های شاعرانه از ایشان، برگرفته از نگرش اسلامی به این شخصیت الهی بوده و نگرش مسیحی که در موارد مهمی با نگرش اسلامی در تضاد و تقابل است کمتر بروز یافته است. اما در ادبیات جدید و به‌ویژه شعر معاصر عربی و فارسی، این تلقی از مسیح (ع) با چرخشی قابل‌ملاحظه، سویه‌ای مسیحی به خود گرفته و مفاهیمی هم‌چون رنج‌های مسیح (ع)، مصلوب‌شدن ایشان، قربانی‌شدن ایشان برای پرداخت کفاره گناهان بشر و رستاخیز مسیح (ع) پس از مرگ، از انجیل به ابیات شاعران راه یافته است. این مفاهیم که امروزه به مفاهیمی اسطوره‌ای و نمادین در هنر مسیحی تبدیل شده‌اند، شاعران را در بیان آنچه از اضطراب‌های درونی، رنج ملت‌های ستمدیده، جور حاکمان و حکومت‌های بیدادگر و... می‌بینند، بسیار یاری می‌رسانند. ادونیس و احمد شاملو از شاعران نوپرداز و متجددی هستند که بخشی از اشعار خود را به ترسیمی نمادین و اسطوره‌ای از مسیح (ع) اختصاص داده‌اند. این پژوهش تطبیقی می‌کوشد با تکیه بر مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، به تحلیل و بررسی تطبیقی اشعار ادونیس و شاملو، با موضوع مسیح (ع) بپردازد و جلوه‌های مسیحی یا اسلامی این شخصیت دینی در شعر دو شاعر، نوع اسلوب دو شاعر در این‌گونه شعرها، نقاط اختلاف و اشتراک میان آن دو در برداشت‌های نمادین از مسیح (ع) میزان موفقیت یا ناکامی هر‌یک در استخدام این نماد را به بوته تحلیل و بررسی بسپارد.

دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده

این جستار در صدد تبیین مضامین مشترک اشعار شهریار و فوزی معلوف است با طرح این پرسش، که مضامین مشترک اشعار آنها درباره طبیعت چه بوده است. برای پاسخ‌گفتن به این پرسش در فرایند تحقیق از شیوه تحلیلی‌ـ توصیفی با تکیه بر مطالعات کتابخانه­ای و تحلیل محتوایی داده­ها بهره گرفته شده است. یافته­های این جستار بیانگر این است که شهریار به‌دلیل سپری‌کردن مقطعی از عمر خویش در دامان طبیعت و فوزی با توجه به گرایشهای رومانتیکش در طبیعت تأملات خاصی کردهاند. نگرش شهریار نسبت به طبیعت حاصل تجربیات و دریافتهای شخصی وی است در حالی‌که در نگاه فوزی، طبیعت منشأ الهام مفاهیم فراوانی است. توصیف شهریار از طبیعت، بیشتر جنبه رئالیستی دارد در صورتی‌که در شعر فوزی رنگ آرمانگرایی به‌خود می‌گیرد.
داوود عمارتی مقدم، حسین فاطمی،
دوره ۳، شماره ۹ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده

نهضت کوبیسم که در دهه¬های نخست سده¬ی بیستم انقلابی در هنرهای تجسمی به وجود آورد، بر ادبیات نیز تاثیرات تعیین کننده¬ای داشته است، تا آن¬جا که بسیاری کوبیسم را «شیوه¬ی بیان قرن بیستم» می¬دانند. این مقاله می¬کوشد تاثیر این جریان هنری را بر شعر حجم به مثابه¬ی آوانگاردترین جریان شعر معاصر ایران بررسی کند. با توجه به این که جهان¬بینی واحدی بر هر دو جریان حاکم است، پرسش اصلی مقاله این است که به-کارگیری اصول زیبایی¬شناختی یک مکتب تجسمی در یک هنر اساساً زبانی یعنی شعر چگونه ممکن است و استفاده از چه تمهیداتی را درپی خواهد داشت. مقاله به سه بخش تقسیم شده و در هر بخش یکی از مفاهیم بنیادین مشترک میان کوبیسم و حجم¬گرایی معرفی شده است. این مفاهیم عبارتند از ذات شیء و بازنمایی واقعیت، تصویر سه بعدی و خلق حرکت تصویری، مادیت زبان. هر یک از این مفاهیم به¬کارگیری تمهیداتی را در شعر موجب می¬شود که با تکنیک¬های تصویری نقاشان کوبیست متناظر است. این تمهیدات عبارتند از تعریف فرم براساس شرایط ادراک واقعیت، تعویض جایگاه زمینه و موضوع، حذف زاویه¬دید و روایت از شعر، بسامد پایین واژگان حسی همچون اسم¬ خاص و صفت، حذف کارکرد رسانه¬ای زبان از طریق توجه به ویژگی¬های مادی آن. به¬کارگیری این تمهیدات در هنرهای زبانی همان تاثیر تابلوهای کوبیستی را به وجود می¬آورد، تاثیری که مهمترین پیامد آن، به چالش کشیده شدن اصل «بازنمایی» در هنر است.

دوره ۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

ژولیا کریستوا با تکیه بر همگرایی ها و همپیوندی های دو حوزه زبان­شناسی و روانکاوی، نظریات نوینی در باب تحلیل متون ادبی ارائه کرده است. او در نظریه «آلوده­انگاری» که برآمده از کنکاش­های پساساختارگرایانه اوست، بر این عقیده است که آفرینشگر ادبی به مثابه فاعل سخنگو از خلال زبانی شاعرانه و نشانه­ای از نابسامانی­های جهان پیرامون خود اعلام برائت می­کند و سپس برای تطهیر خویش و جامعه پیرامون از آلودگی­ها، به جست وجوی راه حل روی می آورد. کریستوا امکان کاربست این نظریه را به ادبیات اروپایی با مثال­های فراوانی مورد بررسی قرار داده است. ما در این مقاله برای مطالعه موردی کاربست ابزارهای تحلیلی نظریه آلوده انگاری بر ادبیات فارسی، شعر «دلم برای باغچه می­سوزد» فروغ فرخزاد را انتخاب کرده ایم و دو هدف کارکردی عمده را مورد توجه قرار داده ایم؛ نخست چشم اندازی جامع از آنچه امروز تحت عنوان «نظریه آلوده انگاری» کریستوا مطرح می شود را ارائه می کنیم و سپس با تکیه بر مبانی و ابزارهای واکاوانۀ نظریه آلوده انگاری، امکان تأویل پذیری و خوانش های بدیع از این شعر فرخزاد را به بوتۀ آزمون می آوریم و درصدد پاسخ به این پرسش هستیم که آیا امکان کاربست چنین رویکردی در خوانش اشعار فروغ فرخزاد و دیگر شاعران معاصر فارسی وجود دارد یا نه؟

دوره ۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده

در نیمه اول قرن بیستم با ترجمه ادب قدیم فارسی، نخستین گام‌های معرفی شعر و ادب فارسی به جهان عرب برداشته شد و در اندک زمانی شعرهای شاعران بزرگی چون فردوسی، مولوی، حافظ، سعدی، عطار، نظامی و خیام به زبان عربی نیز ترجمه و منتشر شد، زان پس، مترجمان عربی روی به سوی ترجمه ادبیات معاصر فارسی نهادند.
با توجه به این که شناسایی روند ترجمه ادبیات فارسی در دوره معاصر، بیانگر چگونگی عملکرد مترجمان و نمایانگر چالش‌ها و راهکارهای ترجمه ادبیات معاصر فارسی برای حضور در عرصه جهانی است، پژوهش حاضر بر آن است که با تکیه بر روش توصیفی، جریان ترجمه شعر معاصر فارسی به زبان عربی را مورد کاوش و بررسی قرار دهد تا بدین وسیله بستر ارتباطات ادبی و فرهنگی بین دو زبان همچون سابق فراهم شود.
یافته‌های این پژوهش بیانگر آن است که شعر معاصر فارسی در سال ۱۳۲۹هـ.ش با ترجمه دیوان «پیام مشرق» توسط عبد الوهاب عزام به جهان عرب راه یافت. از سال ۱۳۷۹هـ.ش روند ترجمه شعر سرعت گرفت و در سال‌های ۱۳۸۴هـ.ش تا ۱۳۸۸هـ.ش آثار بسیاری ترجمه و به جهان عرب ارائه شد؛ البته وضعیت ترجمه شعر در سال‌های اخیر با ضعف و رکود همراه شده است که توجه و تلاش دانشگاه‌ها، مراکز فرهنگی و مؤسسات نشر آثار را می‌طلبد تا به حمایت مترجمان همت گمارند و به ترجمه ادبیات فارسی، بیشتر توجه کنند.

دوره ۵، شماره ۷ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

در این جستار بخشهایی از ترجمه اشعار فریدون مشیری در کتاب مختارات من الشعر الفارسی الحدیث از محمد نورالدین عبدالمنعم، که برگردان گزیده‌ای از اشعار معاصر فارسی به عربی است از دید مطالعات توصیفی فرایند- مدار ترجمه و با تکیه بر نظریه هنجارهای گدئون توری بررسی می­شود. این شیوه به فرایند ترجمه یا خود عمل ترجمه می­پردازد. نظریه وی به قالبهای ادبی اشاره می‌کند که در هر فرهنگ خاصی وجود دارد و  یکی از دستاوردهای اصلی آن این بود که توجه همگان را از رابطه تک متون مبدأ و مقصد به روابطی معطوف ساخت که میان خود متون مقصد وجود دارد. نتیجه اصلی ارزیابی کیفی تعریب عبدالمنعم حاکی است که اثر وی از پذیرش در فرهنگ مقصد برخوردار است؛ اما از بسندگی  وکفایت در مبدأ به دور است. دو دیگر مسئلۀ فهم نادرست معانی کلمات، اصطلاحات، عبارات یا جملات است که به تحریف دلالتی، سبکی یا معنایی منجر می ‏شود.

دوره ۵، شماره ۷ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده

نگارندگان در این جستار با مطالعات کیفی و در پیش گرفتن  روش کاربرد­شناسی زبان  بر آنند تا زبان ایدئولوژیک را  در سروده های  سعاد الصباح شاعر کویتی و سیمین بهبهانی، شاعر ایرانی، مشخص کنند. دستاورد تحقیق بیانگر این است که در انتخاب ساختارها و الگوهای زبانی، سعاد و سیمین پیرو الگوهای خاص گونه­ زبانی جنس خود هستند. بسامد استفاده زنان به این دلیل که از دسترسی به قدرت در جامعه و از پایگاه اجتماعی شایسته‌ خویش، محروم بوده‌اند از جمله‌های تأکیدی در سروده­هایشان زیاد است تا شاید سخنانشان مورد توجه قرار گیرد. این دو شاعر با استفاده از ضمیر متکلم، قصد برهم زدن موازنه قدرت و اثبات حضور فعّالتر زنان را عرصه­های فرهنگی و اجتماعی دارند. سعاد الصباح، «دجاجه» را استعاره از زن معاصر عربی آورده است تا بیان کند که زن معاصر، آزادی خود را از دست داده و وطن برای او به زندان تبدیل شده است. سیمین بهبهانی نیز با به­‌کارگیری استعاره «کولی» برای زن معاصر ایرانی، بیان می‌کند که از سرسپردگی، ضعف، ظلم‌پذیری، خانه‌نشینی و تسلیم بیزار، و خواستار حقوق انسانی، آزادی، عشقی پاک و دو سویه است.

دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۹ )
چکیده

 بعد از شهریور ۱۳۲۰ با رونق بازار کتاب و مجله در ایران، ترجمه­ی آثار غربی به فارسی بیش از پیش رواج یافت. از جمله زمینه­هایی که از این زمان به فارسی منتقل شد، شعر معاصر فرانسه بود  که به واسطه­ی آن بسیاری از شاعران ایرانی به مطالعه­ و ترجمه­ی آثار شعری فرانسوی پرداختند. احمد شاملو  از شاعرانی است که اشعار چند شاعر فرانسوی، از جمله پل الوار، را به زبان اصلی خوانده و برخی را ترجمه کرده است و  از آنها  تاثیراتی نیز پذیرفته است. در مقاله­ی حاضر سعی شده است به شیوه­ای روشمند، و  بر اساس رویکردی تطبیقی، تأثیرپذیری شاملو از الوار در سطح فرم شعر مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد و برای پرسش­هایی پیرامون اشکال مختلف تأثیرپذیری شاملو از الوار پاسخ­هایی ارائه گردد. حاصل پژوهش حاضر، بیانگر این است که: شاملو، در سطح واژگان، ترکیب­ها، حروف ربط، تکرار، کاربست خاص صفت و قید در موسیقی شعر، حذف و سبک شروع شعر از الوار تأثیر پذیرفته است. البته این تأثیرپذیری به شکلی نیست که شاملو را مقلدی صرف بدانیم، بلکه او با استادی تمام، ساختارهای شعر الوار را به فارسی منتقل کرده، با در هم آمیختن آن با ساختارهای متون کهن فارسی، نقش خاص خود را رقم زده است.

 
علیرضا رعیت حسن آبادی،
دوره ۸، شماره ۳۱ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده

مانیفست و تلقی از آن در گفتمان شعر مدرن و پسامدرن فارسی چکیده بین منتقدان، صاحب نظران و شاعران در زمینۀ شعرنوی فارسی سه تلقی نسبت به مانیفست (که گاه بیانیه نیز گفته شده) وجود دارد. نخست متونی که معمولاً از دیدگاه‌ها و اصول ادبی و هنری برگرفته و با امضای فرد یا افرادی، تحت عنوان مانیفست، بیانیه یا سایر عناوین مشابه منتشر شده‌اند. دوم متون منتشرشده‌ای که تحت عنوان‌های یادشدۀ پیشین منتشرنشده، لکن به علت محتوای ویژه، به عنوان بیانیۀ جریانی خاص شناخته شده‌اند. سوم اشعاری که به علت فرم یا محتوای خاص، بیانیۀ جریان شعری یا شاعری خاص تلقی شده اند. این پژوهش پس از ارائۀ ریشه‌شناسی واژۀ مانیفست، هفت ویژگی برای مانیفست ارائه و نمونه‌های شاخص تلقی‌های سه‌گانه را معرفی کرده و سپس نقد،تحلیل و ریشه‌یابی ایجاد این سه تلقی را در شعر مدرن و پسامدرن فارسی(از نیما تاکنون) انجام داده است. کلمات کلیدی شعر معاصر فارسی، گفتمان شعری، مانیفست نویسی، توضیح دهندگی
اسحاق طغیانی، محمد ظاهر فایز، حسین آقاحسینی،
دوره ۹، شماره ۳۶ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده

پس از سقراط و افلاطون بحث‌های فراوانی در مورد آیرونی صورت گرفته اما تاکنون تعریف واحدی که حد و مرز آن را مشخص کند انجام نشده است، اما تمامی محققان بر این نکته اتفاق نظر دارند که آیرونی با نوعی پنهان کاری مطلبی را برخلاف نظر حقیقی شاعر ارائه می‌دهد. آیرونی در واقع نوعی از نگاه و جهان بینی است که صناعات ادبی دیگری چون کنایه، هجو، طعنه، تضاد و پارادوکس را نیز در درون خود جای داده است. آیرونی به شکل متمایزی خنده و گریه را به هم پیوند می‌دهد چنانکه سایر شگردهای ادبی از انجام آن ناتوانند. مقاله پیش رو معرفی واصف باختری یکی از شاعران معاصر افغانستان است که به شکل چشمگیری از شگرد آیرونی استفاده کرده است، واصف در منظومۀ «بیان نامۀ وارثان زمین» صدای دردها و آمال مردم افغانستان است که دچار دگم اندیشی و جزمیت ویرانگر حاکمیت طالبان شده است، او در این منظومه با درآمیختن عواطف متناقض و نگاهی آیرونیک به بیان مسایل اجتماعی، فرهنگی و عقیدتی افغانستان می‌پردازد. این مقاله با تحلیل آیرونی‌های این منظومه نشان می‌دهد تا چه اندازه شاعر در بیان وضعیت تاریخی، سیاسی و اجتماعی کشور خود با موفقیت از شگرد آیرونی بهره برده و شعر آیرونیک خود را به یکی از مصادیق موفق شعر معاصر فارسی در افغانستان تبدیل کرده است.

دوره ۱۰، شماره ۳۹ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده

شعر سپهری علاوه بر اینکه در ایران بارها به چاپ رسیده، به زبانهای دیگر نیز ترجمه شده است و این مهم ما را بر آن می‏‏دارد تا هر چه دقیقتر به بررسی و تجزیه و تحلیل شعر و افکار او بپردازیم. بیان این مطلب که سهراب سپهری به شرق و عرفان خاور دور توجه داشته است حرف تازه‌ای نیست، اگر به نوشته‌های او در اتاق آبی و هنوز در سفرم نگاهی بیندازیم، نشانه‏های تأثیرپذیری او از مکتب ذن- که تلفیق تائوییسم و بوداییسم است- را خواهیم دید. مهم این است که دریابیم شناخت ذن تا چه حد می‌تواند ما را به سپهری نزدیک کند. برای پی بردن به این مطلب در ابتدا باید بدانیم ذن چیست؟ در این مقاله سعی بر آن بوده است که ذن و سپهری به طور دقیق در کنار هم بررسی شوند و مفاهیمی که در ذن مهم است و در حقیقت شالوده‏های آن را تشکیل می‌دهد با مفاهیم و مضمونهایی که در شعر سپهری به آن اهمیت داده شده است به طور هم زمان بررسی شوند. شباهتهای زیادی بین آنها وجود داشت و مهمتر آنکه، اصطلاحاتی از ذن در شعر سپهری آورده شده بود که بدون شناخت ذن، بخشهایی از شعر سپهری در پرده‌ای از ابهام قرار می‌گرفت.

دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده

   آرمان¬شهر دورنمایی است وسوسه¬انگیز از جهان آمال و آرزوها.جایی است که هیچ اثری از رنج و درد و بیماری  در آن نیست و نمادی از یک واقعیت آرمانی و بدون کاستی است. در شعر معاصر، شاعران برای رهایی از دغدغه¬ها و دلتنگی¬های زمانه به ترسیم آرمان¬شهر در سروده¬های خود می¬پردازند. جستار حاضر با رویکردی تحلیلی-تطبیقی، پس از گذری کوتاه به زندگانی فدوی طوقان و ژاله اصفهانی، به بررسی خاستگاه پدیداری اندیشه¬ی آرمان¬شهر در شعر این دو بانوی شاعر می¬پردازد و وجوه اشتراک و تفاوت آن¬ها را مورد بررسی و تحلیل قرار می¬دهد. هدف از این پژوهش آشنایی بیشتر با اشعار این  دو بانوی سراینده با تکیه بر اندیشه¬ی آرمان¬شهر است. از مهم¬ترین دستاوردهای این جستار، آن است که منشأ شکل¬گیری آرمان¬شهر در سروده¬های این دو شاعر، مشکلات سیاسی اقتصادی و سقوط آرمان¬های ملی و قومی است  و آرمان¬شهر در شعر این دو بانوی شاعر در محورهایی چون بازگشت به دوران کودکی و خاطرات گذشته¬ی سرزمین، آسایش و آرامش مطلق  و وطنِ آرمانی، نمود می‌یابد.

دوره ۱۴، شماره ۵۷ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

یکی از شگردهای عمده بیانی در غزل نو ، نمادپردازی است. از این رو دیدگاهی شایسته برای مطالعه نوغزلسرایی در شعر جوان و بویژه آثار زنان شاعر انگاشته شد. بر این اساس مجموعه غزلهای سه تن از زنان نام­آشنای شعر جوان (مریم جعفری آذرمانی، نجمه زارع و پانته­آ صفایی بروجنی) از دید نمادپردازی و شیوه بسامدگیری دقیق و توصیف ـ تحلیل داده­ها مورد مطالعه قرار گرفت. بسامدها نشان داد که نمادها به ترتیب بسامد، عبارت است از: «نمادهای محیطی (طبیعی و سازه­ای) بویژه نمادهای طبیعت جاندار»، «نمادهای تاریخی بویژه تاریخ پیامبران»، «نمادهای اساطیری و حماسی، بیش از همه تحت تأثیر شخصیتهای شاهنامه فردوسی»، «نمادهای دینی، با محوریت شیطان­هراسی»، «نمادهای غنایی، محدود به شخصیتهای آثار غنایی نظامی»،  «نمادهای ادبی، با هویت­بخشی معنایی به اصطلاحات ادبی» و کمتر از همه «نمادهای فرهنگی (ملی و قومی)».
در نتیجه نمادپردازی یکی از ویژگیهای بیانی نوغزلسرایی شاعران زن جوان به‌شمار می­آید و مبنای آن بر استفاده از نمادهای رایج در شعر معاصر قرار گرفته است؛ ازاین رو بسامد نمادهای بدیع و نیز کشف ابعاد نو در نمادهای رایج، محدود و اندک ارزیابی می­شود و تنها در نمادپردازیهای «ادبی» و در مواردی معدود در نمادهای «دینی» و «طبیعی»، نوآوری­هایی در این زمینه مشهود است.
 

دوره ۱۴، شماره ۵۷ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

این مقاله، نوستالژی و عوامل موجد آن را در اشعار منصور اوجی، شاعر برجستۀ معاصر استان فارس، بررسی کرده است. این تحقیق به روش کتابخانه­ای به بررسی مهمترین عوامل موجد نوستالژی در اشعار منصور اوجی می­پردازد. منصور اوجی، «شاعر طبیعت» است. در شعر او، تصویرسازی موج می­زند. تصویرسازیهای اوجی برگرفته از تجربیات زندگی­ اوست. در شعر منصور اوجی مفاهیم نوستالژیک بسیاری را می­توان یافت که پر بسامدترین آنها را جلوه­های طبیعت تشکیل می‌دهد. مرگ و پیری، دو  مفهوم نوستالژیک پرکاربرد دیگر در اشعار این شاعر معاصر است که بخش عمده­ای از افکار او را دربر می­گیرند.
 

دوره ۱۴، شماره ۵۷ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

از جمله شاعران مدرن امروزی که در قالب سپید طبع­آزمایی کرده، سارا محمدی اردهالی است که در اشعار او عوامل مدرنیسم، بویژه تنهایی، بسامد فراوانی دارد. این عامل در ۱۹ شعر او از دید تصویرپردازی و حوزه واژگان، انواع جمله، ترکیبات و ساختمان افعال بررسی شد. جان‌بخشی پربسامدترین صنعتی است که او استفاده کرده و حوزه واژگان مورد استفاده­اش، بیشتر مسائل مربوط به خانه و خانواده و طبیعت است. شاعر همچنین از جملات سه جزئی، ترکیبات اضافی و افعال مادی بسیار استفاده کرده است. با اینکه تنهایی مفهومی انتزاعی است، انتزاعی و مجرد بیان نشده است و شاعر باوجود ستایش تنهایی و نیازی که به آن دارد از طرفی هم از آن می­گریزد و نمود این موضوع در شعر او زمانی است که به­طور مثال تصویر خانه را به­عنوان پربسامدترین تصویر، و جان­بخشی را به­عنوان پربسامدترین صنعت می­بینیم؛ هردو حدود ۹۰ درصد اشعار را دربرمی­گیرد. شاعر در قالب سپید توانسته است امروزی­ترین تصاویر را از تنهایی انسان مدرن ارائه کند. 
 

دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده

تقابل فرهنگ «خودی»  و «دیگری»  در اسناد آموزشی ، به‌ویژه دروس ادبی مربوط به رشتۀ زبان فرانسه در دانشگاه‌های ایران، امری طبیعی است و نیاز به رویکردی میان‌فرهنگی که بتواند دانشجویان را در فضایی بینافرهنگی، تعدیل‌شده و به دور از شوک فرهنگی  قرار دهد، ایجاد کرده‌ است. با توجه به اینکه راهبردهای عاطفی ـ اجتماعی ، با تکیه بر تفاوت‎های فردی، تلاش‎ دارند تا زبان‌آموزان را در فرایند یادگیری کمک و روند آموزش زبان را تسهیل کنند، هدف این پژوهش، ارائۀ روشی کاربردی به‌منظور پیوند بیشتر ادبیات و آموزش زبان فرانسه از طریق فعال ‎کردن ظرفیت‎های حسّی ـ هیجانی و به‌‌کارگیری راهبردهای عاطفی ـ اجتماعی نزد دانشجویان و علاقه‌مند کردن آنان به محتوای ادبی (شعر) است. همچنین، جامعۀ آماری تحقیق، شامل ۱۱۰ نفر از دانشجویان زبان فرانسه در ترم آخر مقطع کارشناسی، در دو گرایش ادبیات و ترجمه در دانشگاه‌های مختلف ایران است که به صورت تصادفی انتخاب شده‌اند. ازاین‌رو، با طراحی پرسش‌نامه‌ای محقق‌ساخته و در ۲۰ سؤال ۵ گزینه‌ای، ابتدا در قالب پیش‌آزمون، میزان استفادۀ دانشجویان از راهبردهای عاطفی ـ اجتماعی و علاقه‌مندی‌شان به شعر را سنجیدیم. سپس، طی یک دورۀ آموزشی مجازی و تعامل‌محور (درمجموع به مدت ۵۰ ساعت) به آموزش میان‌فرهنگی پرداختیم. در ادامه نیز، از فراگیران، پس‌آزمون به عمل آمد. براساس نتایج آزمون تی (T test)، می‌توان چنین استنباط کرد که اختلاف معناداری بین میانگین دانشجویان در پیش‌آزمون و پس‌آزمون در زمینۀ استفاده از راهبردهای عاطفی ـ اجتماعی و علاقه‌مندی به محتوای ادبی (شعر)، دیده شده ‌است.
 


دوره ۱۶، شماره ۶۴ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده

موضوع این جستار تحلیل انتقادی گفتمان دو اثر طنزآمیز «دیوان خروس لاری» از ابوالقاسم حالت و «مجموعه آثار محمدعلی افراشته» به کوشش نصرت‌الله نوح، براساس الگوی ون لیوون (۱۹۹۶م.) است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر قدرتهای حاکم و فرایندهای ایدئولوژیکی دوران پهلوی دوم بر میزان صراحت و پوشیدگی کلام در  این دو اثر است. در این مقاله کارگزارانی که در این اشعار طنزآمیز حضور و مشارکت دارند براساس عوامل الگوی ون لیوون چون حذف، تشخص‌زدایی، مشخص‌سازی، نامشخص‌سازی، نامدهی، طبقه‌بندی، پیوند زدن، جدا ‌کردن، جنس ارجاعی و نوع ارجاعی بررسی می‌شوند. دلیل انتخاب این دو اثر این است که دیدگاه‌های این طنزپردازان در دوران پهلوی دوم از آبشخورهای مشترک سیاسی و اجتماعی سرچشمه می‌گیرد؛ اما آنان ایدئولوژی و گرایشهای متفاوتی نیز دارند. بنابراین وجود مشترکات و مفترقات گوناگون، زمینه مقایسه میان آنها را فراهم می‌سازد. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد با اینکه هر دو طنزپرداز به پوشیده‌گویی تمایل بیشتری دارند و طبقه‌بندی و تشخص‌زدایی در اشعار آنان بیشترین بسامد را دارد؛ اما محمدعلی افراشته بر خلاف ابوالقاسم حالت با نامدهی کارگزارانی که بر مسند قدرت قرار دارند و هم‌چنین انتقاد از ارکان اصلی قدرت چون شاه، دربار، روحانیون و نیروهای امنیتی بر صراحت کلام خود افزوده است. محمدعلی افراشته هم‌چنین به‌دلیل گرایش سوسیالیستی از عامل جنس ارجاعی برای بازنمایی توده و خلق بیشتر بهره برده است. ابوالقاسم حالت نیز با کاربرد بیشتر عامل نامشخص‌سازی یعنی ضمایر و صفات مبهم، کلام خود را پوشیده‌تر کرده است.


دوره ۲۰، شماره ۸۱ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده

پریسکه یکی از انواع شعر کوتاه فارسی معاصر است. در سالهای اخیر، گرایش به قالبهای کوتاه مورد توجه شاعران قرار گرفته است و هرکس به فراخور ذوق خود نامهای گوناگونی بر اشعار کوتاه فارسی می‌گذارد. بر همین اساس برخی که با پریسکه آشنایی ندارند آن را هایکوی فارسی یا تقلیدی از هایکو می‌نامند در صورتی که پریسکه قواعدی دارد که آن را از هایکو و دیگر اشعار کوتاه متمایز می‌کند. در این پژوهش با روش تحلیل محتوا به بررسی پریسکه از نظر ساختار و محتوا پرداخته شده است تا پریسکه به عنوان قالب کوتاه مستقل شعری، معرفی، و ویژگیهای آن بیشتر شناسانده شود. بر اساس این پژوهش نتیجه گرفته شد که پریسکه، قالب کوتاه مستقلی است که ویژگیهای خود را دارد و با هایکو از نظر ساختاری و محتوایی به گونه‌ای محسوس متفاوت است.

صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱