۱۸ نتیجه برای سخن
قدرت قاسمی پور،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
یکی از مسائل مهمی که در نظریه ساختارگرایی بدان پرداخته شده، رابطه میان زبان و روایت و چگونگی تبلور زمان در روایت است. از منظر برخی فیلسوفان، همچون پل ریکور، فهم زمان بهگونهای تجریدی بسیار مشکل است؛ اما یکی از راههایی که باعث ملموس و عینیشدن این امر انتزاعی میشود، کنش روایت است. بهطورکلی بر مبنای تحلیل ساختارگرایان، بهویژه بارت و ژرار ژنت، زمان یکی از مؤلفههای اصلی پیشبرد هر روایت است که به همراه علیّت، خط داستان را به پیش میبرد؛ بهعلاوه هر متن روایی دارای دو زمان است: یکی زمان دال روایت (یعنی مقدار زمان خوانش متن روایی) و دیگر زمان مدلول (یعنی مقدار زمان رخدادهای داستان). ساختارگرایان، بهویژه ژنت، درخصوص زمان «در» روایت سه مسئله را مطرح کردهاند: ۱. ترتیب: چگونگی نظم و توالی و آرایش رخدادها در سخن روایت؛ ۲. دیرش: مناسبات میان طول زمان داستان و زمان سخن یا دال روایت؛ ۳ بسامد: شمار دفعاتی که رخدادی روی میدهد و شمار دفعاتی که آن رخداد نقل و روایت میشود. علاوه بر اینها، در پایان مقاله، انواع روابط میان زمان روی دادن رخدادها در داستان و زمان نقل و روایت آنها از جانب راوی هم توصیف شده است.
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۸۲ )
چکیده
از ویژگیهای بسیار برجسته و سرآمد سرودههای حافظ، ساختار بسیار استوار و هندسه بسیار سنجیده و بهنجار آنهاست. در این هندسه سنجیده و بهنجار، واژهها و سازهها از میان واژگان همرده چنان هشیارانه و استادانه گزینش شده و چنان تردستانه و شیرینکارانه از پی هم آمده و چنان سنجیده و اندازه گیری شده، همنشین گشته است که دستکاری و دگرگون سازی هنری را بر نمیتابد و بسیار کم پیش میآید که بتوان بر این ساختار سنجیده انگشت نهاد و امّا و اگری پیش آورد یا واژه ای را با واژهی همخوان دیگری جا به جا کرد و به هندسه سنجیده و بهنجار آن آسیبی نرساند و پارهای از خردهکاریهای هنری آن را از دست نداد. در این گفتار که با درآمدی در باره ساخت، ساخت زبانی و ساخت هنری آغاز شده است، کوشیده ایم با یادکرد نمونههایی از سرودههای حافظ، گوشههایی از هندسه سنجیده و دگرگون ناپذیر سخن او را بازنماییم.
ابوالفضل حرّی،
دوره ۲، شماره ۷ - ( ۹-۱۳۸۸ )
چکیده
این مقاله، همبستگی میان بازنمایی وجوه مختلف گفتار و اندیشه را در متون روایی بررسی و بر سخن غیر مستقیم آزاد تأکید می کند. پس از اشاره به بازنمایی گفتار و اندیشه از نظر ژنت، در بخش میانی مقاله، به وجوه رنگارنگ گفتار و اندیشه از محاکاتی ترین تا خودگوترین حالت اشاره و همبستگی میان این وجوه در پرتو آراء و نظرات صاحب نظران بررسی می شود. سپس، از میان این وجوه، بر سخن غیرمستقیم آزاد تمرکز و آرای نظریه ردازان از بالی تا چتمن، تولان و سرانجام مک هیل در پرتو اشاره به نمونه های داستانی مرور می شوند. در پایان این نتیجه حاصل می آید که وجوه اندیشه و گفتار، سخنان و افکار اشخاص داستانی و نیز راوی را بازتاب داده و سخن غیرمستقیم آزاد به سبب ماهیت دو پهلوی خود، به ابهام هنری و نیز کنایه دامن می زند.
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
فرهنگ بزرگ سخن پژوهشی به نسبت جدید در زمینه فرهنگ نویسی زبان فارسی به شمار می آید که ضمن بهره گیری از دستاوردهای فرهنگ های پیشین، دارای نوآوری های برجسته ای است. این فرهنگ ضمن استفاده از پیکره زبانی در انتخاب واژه ها، به آوانویسی، ترکیبات واژه ها و ارائه مثال ها و شواهد مناسب پرداخته است. یکی از ویژ گی های این فرهنگ، ریشه یابی واژه ها به ویژه واژه های دخیل در زبان فارسی است که در میان آن ها نَود واژه روسی نیز دیده می شود. اما با بررسی دقیق، در شناسایی ریشه این واژه ها کاستی هایی مشاهده کردیم که در مقاله حاضر به آن می پردازیم. هم زمان با بررسی این گونه واژ ها در فرهنگ بزرگ سخن، موارد دیگری را نیز تحلیل می کنیم. در بعضی از وام واژه های روسی تغییرات معنایی و یا حوزه معنایی، در برخی از آن ها گاه تغییرات آوایی و در گروهی دیگر نیز تغییرات دستوری پدیده آمده است. وام واژه هایی نیز روسی انگاشته شده اند؛ ولی پس از بررسی مشخص شدند که آن ها واژ ه های اصیل فارسی بوده اند که به زبان روسی وارد شده و سپس با تغییرات آوایی به زبان فارسی بازگشته اند.
دوره ۴، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده
آواشناسی حقوقی، از زیرگرایش های زبان شناسی حقوقی است که در آن از دانش اکوستیک و کاربرد ویژگی های آواشناختی داده های صوتی، برای تکمیل مدارک پرونده های حقوقی استفاده می کنند و یکی از شواهد موجود در آن ها مربوط به داده های صوتی فرد مجرم است. از مهم ترین اموری که آواشناسان حقوقی انجام می دهند، بازشناسی حقوقی سخنگو است. در «بازشناسی حقوقی سخنگو»، از آواشناس خواسته می شود تا میزان مشابهت میان داده صوتی از پیش موجود مربوط به صدای مجرم را با صدای فرد یا افراد مظنون تعیین و مشخص کند که آیا صدای فرد مظنون با صدای مجرم که در حین ارتکاب جرم ضبط شده، هم خوانی دارد یا خیر؟ هدف از این پژوهش که روی داده های صوتی مربوط به ۱۰ سخنگوی مرد و زن فارسی زبان دارای گویش فارسی معیار انجام گرفت، بررسی امکان استفاده از نمودارهای طیف نگاشتی لگاریتمی واکه ها، به عنوان یکی از کلیدهای بازشناسی حقوقی سخنگو است. نتایج بررسی های انجام گرفته در این پژوهش نشان می دهد که این مشخصه می تواند به عنوان یکی از کلیدهای کارآمد با درصد اطمینان بالا در فعالیت های مربوط به بازشناسی حقوقی سخنگو، کاربرد داشته باشد.
دوره ۴، شماره ۱۶ - ( ۶-۱۳۸۶ )
چکیده
مثنویمولانا به گونه ای دنبالۀ سنّت معارف گویی است که در خاندان وی معمول بوده است. ارتجالی بودن کلام، دخالت اقتضائات آنی و فی المجلس در سیر طبیعی مطالب، الزامات بلاغتِ منبری و در نتیجه گسستگی سخن از نشانه های ناگزیر این گونه آثار است. حضور مستقیم و بالفعل مخاطبان در زمان آفریده شدن مثنوی، فضایی مدرسی ایجاد می کند و بالطبع نقش گویا و خاموش آنان را در جای جای این منظومۀ تعلیمی، که محصول تعامل گوینده و شنونده است، میتوان دید. از سوی دیگر، علائق و سلائقِ مولانا نسبت به برخی مطالب و مضامین دلخواه، سبب می شود تا در شکل گیری نهایی حکایات، کلام او را در اختیار خود بگیرد نه او کلام را.تذکارهای مکرر مولانا در توجه خواننده به معنای انفسی، نه آفاقی، حکایات و پیمانۀ معنی شمردن قصه به مخاطب او می آموزد که در ظاهرِ حکایات نماند و مثنوی را به منزلۀ کتاب قصه نخواند. در این مقاله به این موضوعات پرداخته میشود: استطراد در مثنوی به شکلها و انگیزه های گوناگون پیدا می شود. واکنشهای مخاطبان حاضر در مجالس اعم از سخنان یا حالات، تداعیهایی که بی اختیار در ذهن مولانا شکل می گیرند، بیخود شدن گوینده در هنگام طرح مطالبی که روح حساس او شدیداً به آنها وابسته است، همچون عشق، توحید، فنا، یاد شمس تبریزی و...در زمرۀ انگیزه های این گریزهاست.
دوره ۵، شماره ۹ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
موضوع مبالغه در علوم گوناگون زبان عربی مورد توجه بوده اما کمتر به این مفهوم در افعال مزید- به ویژه در قرآن کریم- توجه شده است. فراوانی مبالغه در افعال مزید قرآن و نهفتههای معنایی این صیغهها و عدم توجه کافی مترجمان در برگردان آنها، پژوهش و بررسی این موضوع را ضروری مینماید. در پژوهش حاضر، با روش توصیفی- تحلیلی چالشهای مفهوم مبالغه و برگردان آن در افعال مزید قرآن مورد بررسی قرار گرفته است که هدف آن، معرفی این چالشها و در نهایت ارائه ترجمهای دقیقتر از قرآن است. بر اساس یافتههای این پژوهش، میتوان دستکم سه چالش مهم در این زمینه برشمرد که عبارتاند از: تعدد معانی بابهای مزید و غلبه معانی مشهورتر، درهمتنیدگی دو مفهوم «کثرت» و «مبالغه»، و اشتباه در تشخیص موضوع مبالغه. دیگر آنکه بررسی آیاتِ نمونه در این پژوهش نشان میدهد که عموم تفاسیر و ترجمههای فارسی از همهگیری گونهای ضعف و نارسایی در شناخت و انتقال مفهوم مبالغه افعال مزید در قرآن رنج میبرند. افزون بر این، شیوه تحلیل آیات در این پژوهش آَشکار میسازد که تشخیص دلالت افعال بر مبالغه، ساده نیست و تنها با تکیه بر معنای صرفی صیغهها و کلیاتی که در کتابهای صرف در این باره آمده است نمیتوان بدان پیبرد، بلکه تدقیق در بافت آیات و تحلیل فضای آن با استفاده از قرینههای درون و فرامتنی برای تشخیص دلالت مبالغه در افعال قرآن ضروری است.
دوره ۷، شماره ۷ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
امروزه سخنرانی علمی کلاسی مهمترین شیوه تدریس در دانشگاهها است. با توجه به ازدیاد مطالب شفاهی و بصری بیانشده در طی یک سخنرانی علمی و اهمیت بخشی از این مطالب در ارزیابی پایانترم، دانش چگونگی پررنگ یا کمرنگ کردن مطالب در این سخنرانیها میتواند برای فارسی آموزان مفید واقع شود. هدف از انجام این پژوهش بررسی چگونگی کمرنگ کردن یا بیاهمیت جلوه دادن مطالب در سخنرانیهای علمی فارسی است. این پژوهش بهطور ویژه سعی دارد تا با استفاده از روش تحقیق ترکیبی و مبتنی بر یک رویکرد پیکره محور، نقشهای کلامی نشانگرهای مطالب کم یا بیاهمیت را بررسی نماید. این نشانگرها از ۶۰ سخنرانی مندرج در پیکره فارسی سخن استخراج شدند. پس از استخراج، نشانگرها ازلحاظ نقش کلامی دستهبندی شدند. نتایج پژوهش حاکی از این است که: ۱) پنج نقش کلامی برای نشانگرهای نکات کماهمیت یافت شد. این نقشها عبارتاند از: «سازماندهی کلام»، «تعامل با مخاطب»، «پوشش موضوع»، «وضعیت مطلب» و «ارتباط با امتحان». ۲) از این پنج دسته نشانگر، «پوشش موضوع» و «وضعیت مطلب» به ترتیب بیشترین شمار را به خود اختصاص دادند. ۳) «سازماندهی کلام»، «تعامل با مخاطب» و «ارتباط با امتحان» کم تکرارترین نشانگرها بودند. بهطورکلی، نتایج بدست آمده نشان میدهد که کمرنگ کردن مطالب در سخنرانی علمی لزوماً مستلزم تعامل با مخاطب و یا تقسیم کلام به نکات مهم و غیر مهم نیست. در عوض، مطالب غیرضروری سخنرانی را میتوان با استفاده از عباراتی که بهصورت صریح یا تلویحی بین آنچه ارائهدهنده میخواهد پوشش بدهد یا بگذرد مرز ایجاد میکنند، کم یا بیاهمیت جلوه داد.
محمود فتوحی رودمعجنی،
دوره ۷، شماره ۲۷ - ( ۸-۱۳۹۳ )
چکیده
.
دوره ۷، شماره ۲۷ - ( ۳-۱۳۸۹ )
چکیده
مولوی یکی از شاعران نظریهپرداز ادب فارسی است که آثارش- بویژه کلیات شمس و مثنوی- سرشار از دیدگاههای نقادانه است. در این مقاله، دیدگاههای زبانی و ادبی او مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش با تکیه بر نظریههای نقد ادبی معاصر خصوصاً نظریه ارتباط رومن یاکوبسن انجام شده است. تحلیل عناصر اصلی ارتباط یعنی اوصاف و ویژگیهای زبان، پیام (شعر)، فرستنده (شاعر) و گیرنده (مخاطب) در اشعار مولوی، محور اصلی مقاله را تشکیل داده و هر کدام از این عناصر به بخشهای جزئیتری تقسیم شده است. برای مشخص شدن جایگاه نظریات مولوی در دوره معاصر به مقایسه اجمالی دیدگاههای او با برخی از مکاتب و نظریههای نقد ادبی پرداخته شده که از مهمترین آنها نقد نو، فرمالیستها، ساختارگرایان و طرفداران نظریههای معطوف به خواننده است. خواننده توانا و مبتدی، فعال و منفعل، همپیوندی عینی، انسجام شکل و محتوای شعر، رابطه ذهن و زبان، ارتباط دال و مدلول، رمزگان زبان و... از مباحث مشترک مولانا و این مکاتب است.
حسین صافی پیرلوجه،
دوره ۸، شماره ۲۹ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
در سنت ساختارگرایی سوسوری، فرض بر این است که دستگاه زبان پس از تعریف سلبیِ نشانههای کلامی و چینش بعضی از آنها در پی یکدیگر، مدلولهای معینی را در کالبد یک متن مستقل گرد میآورد و از وحدت مضمونیِ متن در برابر شرایط ناپایدار بافتی محافظت میکند. بسیاری از منتقدان عرصهی ادبیات نیز تحت تأثیر زبانشناسی سوسوری و به پیروی از بوطیقای ساختارگرا چنین میپندارند که نقد ادبی برابر است با سخنکاوی اثر در راه تأویل آن به مقصود آفرینندهاش. در این مقال اما به جای کوششی بیفرجام برای وصول به فلان مدلول در بهمان اثر سترگ ادبی، به چندوچون در این باره خواهیم پرداخت که اساساً متنیت اثر از کجا(ها)ی زبان مایه میگیرد و چرا نمیتوان فرایند خوانش متن را به روالهای مکانیکیِ سخنکاوی فروکاست و هدف از نقد ادبی را نیل به مضمونی بیبدیل انگاشت. در تبیین دلالتمندی پردامنهی متن و کرانگشودگی خوانش، چند نمونهی ظاهراً ناهمگون را فراتر از نقدهای سخنکاوانه، بر پایگاهی متشکل از دیدگاههای خوانشبنیاد بارت، پاشایی و متز تحلیل خواهیم کرد تا سرانجام به الگوی تازهای از نقد ادبی دست یابیم. بنا بر این الگو اگرچه تنها سخنسنجی اثر برای تأویل آن کافی است، اما این سنجه را تنها یکی از شرایط لازم برای تحلیل متن باید دانست. در راه چنین تحلیلی همچنین باید عوامل متنیت هر اثر را نیز با توجه به شبکهای از روابط بینامتنیاش تحلیل کرد؛ تحلیلی که از شناسایی انواع تقابلهای پنهان در پوستهای از روابط مجازی و استعاری آغاز میشود.
مهدی جاویدشاد،
دوره ۱۰، شماره ۴۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده
گزیدههای ادبی یکی از مهمترین ابزار انتقال روح و جسم ادبیات کشورها هستند. از طریق این کتب، تصویر ادوار مختلف ادبی کشورها و نویسندگان و آثار بزرگشان در ذهن مخاطب شکل میگیرد. با وجود میزان اثرگذاری زیاد گزیدههای ادبی در جوامع انسانی و دانشگاهی، مبنای نظری دقیق و مشخصی برای تجزیه و تحلیل آنها وجود ندارد. در نتیجه در قیاس با میزان نفوذشان، توجه کافی نقادانه به ابعاد مختلف آنها نشده است. یکی از گزیدههای مهم و اثرگذاری که نیازمند تجزیه و تحلیلهای گسترده و همهجانبه است، کتاب گزیده تاریخ ادبیات انگلیسی نورتون است که نقش محوری در رشته زبان و ادبیات انگلیسی ایفا میکند. این متن عمدتاً در دو نسخه اصلی دوجلدی و خلاصهشده تکجلدی در ایران یافت میشود. این کتاب را از منظرهای مختلفی میتوان بررسید که هر یک چهبسا موضوع مقالهای باشد. پژوهش حاضر خواستار بررسی نوع انتخاب آثار و نویسندگان بزرگ ادبیات انگلیسی در دو نسخه موجود در ایران، یعنی نسخه اصلی و نسخه خلاصهشده سخنور است. بدین منظور، سیری از روند تغییرات در رشته ادبیات انگلیسی در دهههای اخیر ارائه میشود و میزان مطابقت دو نسخه مذکور با این تغییرات ارزیابی خواهد شد.
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
پژوهش حاضر برای تحلیل وضعیت مهارتهای زبانی و ادبی بروندادهای نظام متوسطه کشور، شامل دانشآموختگان پایۀ دوازدهم انجام شده است. براساس پرسشهای پژوهش مهارتهای خواندن، نوشتن، شنیدن و سخن گفتن دانشآموختگان و تأثیر متغیر جنس و رشته از طریق نمونهگیری هدفمند در هفت مرکز استان شامل آذربایجان شرقی، کردستان، کهگیلویه و بویراحمد، مازندران، فارس، یزد و مرکزی، در سال تحصیلی ۱۳۹۶ ـ ۱۳۹۷، با نمونۀ آماری ۲۸۲ پسر و ۳۲۷ دختر در سه رشتۀ تحصیلی انسانی، تجربی، ریاضی بررسی شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد دانشآموختگان در هیچ یک از مهارتها به امتیاز سطح تسلط در مهارتهای زبانی دست نیافتهاند. با این حال، دستِکم در سه مهارت نوشتن، شنیدن و سخن گفتن موفق به دریافت امتیاز کمینه و عبور از سطح ناتوانی شدهاند. همچنین، دختران در تمامی مهارتهای چهارگانه امتیاز بالاتری کسب کردهاند و تفاوت امتیاز آنها با گروه پسران معنادار بوده است. از نظر رشتههای تحصیلی، در رشته انسانی بیشترین امتیاز مربوط به مهارت سخن گفتن و با فاصلهای اندک، مهارت نوشتن بوده است. در رشتههای تجربی و ریاضی بیشترین امتیاز به مهارت نوشتن تعلق یافته است. اختلاف نتایج در مهارتهای خواندن و نوشتن برای رشتههای انسانی در مقایسه با رشتههای تجربی و ریاضی معنادار بوده است، در حالی که بیشترین توجه ساختار آموزشی بر مهارت خواندن است، نتایج حاصل نشان میدهد که در تمامی رشتههای تحصیلی پایینترین امتیاز مربوط به مهارت خواندن بوده است. واکاوی نتایج ارزشیابی بیانگر آن است که دستیابی، حتی به کمترین سطح تسلط در مهارتهای زبانی و ادبی برای دانشآموختگان ممکن نشده و سیاستهای آموزش زبان و ادبیات فارسی در مدارس با موفقیت همراه نبوده است.
دوره ۱۲، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده
یکی از روشهای شفافسازی معنا در فرهنگنویسی استفاده از تصاویر است. مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی مدخلهای مصور سه فرهنگ یکزبانه فارسی از منظر دستوری و معنایی به الگوی ردهشناختی تصویرگری در این فرهنگها دست یابد. این پژوهش با تکیه بر طبقهبندی اشتاین (۱۹۹۱) با بهکارگیری روشی تحلیلی ـ توصیفی، شیوههای تصویرگری در فرهنگ عمید، فرهنگ معین و فرهنگ بزرگ سخن را مطالعه کرده و انواع تصاویر این فرهنگها را بهلحاظ حوزه معنایی و هویت دستوری سرمدخل، ویژگیهای دیداری تصاویر و محل درج آنها واکاوی کرده است. به این منظور، تحلیل پیکرۀ بنیادی صورت گرفت تا به این پرسشها پاسخ داده شود که چه مدخلهایی بیشتر مصور شدهاند و چگونه میتوان کارآمدی تصاویر در فرهنگهای لغت را افزایش داد. نتایج تحلیل توصیفی دادهها حاکی از آن است که مهمترین عامل در افزایش کارکردهای ارتباطی تصاویر، بومیسازی، بافتمند کردن تصاویر و ارجاع درست آنها به سرمدخلشان است که گاه با محل درج مناسب و گاه بهواسطه شرح تصویر میسر میشود. همچنین مشخص شد که اسامی ذات در هر سه فرهنگ بیشترین تصاویر را به خود اختصاص دادهاند. این پژوهش نشان میدهد که تحلیل ردهشناختی تصاویر فرهنگهای یکزبانه فارسی امکان درک بهتر ساختار تصویرگری در این فرهنگها را فراهم آورده و برنامهریزی برای جنبههای دیداری نسل نوین فرهنگنویسی یکزبانه فارسی را تسهیل میسازد.
علیرضا انوشیروانی،
دوره ۱۲، شماره ۴۷ - ( ۸-۱۳۹۸ )
چکیده
ندارد
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیده
سخنان نفرتزا که میتوان آن را به طور خلاصه به حمایت از بیزاری و نفرت مبتنی بر ملیت، نژاد یا مذهب تعریف کرد، موقعیتی استثنایی در حقوق بینالملل دارد و حتی نوع خاصی از این سخنان که منجر به تحریک نسلکشی میشود، در کنار جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، یکی از چند جرم بینالمللی است.
بعضی از وقایع دهههای اخیر حاکی از این است که حرکتهای نژادپرستانه که محرک اصلی آن سخنان نفرتزا است در دنیا و حتی اروپا که خود را پرچمدار حرکت حقوق بشر میداند، در حال گسترش است و این نشانگر اهمیت بحث درخصوص این سخنان است. این ضرورت باعث شده تا غیر از ممنوعیتهای عامی که در اسناد حقوق بشری برای حق آزادی بیان در نظر گرفته شده، بعضی از اسناد به طور ویژه به ممنوعیت این سخنان اشاره کنند که از جمله میتوان از میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، و کنوانسیون بینالمللی رفع هر گونه تبعیض نژادی نام برد.
البته اسناد بینالمللی در تعریف این مفهوم دچار اختلاف شدهاند. این اختلاف که بهویژه بین کنوانسیون بینالمللی رفع هر گونه تبعیض نژادی از یک طرف و سایر اسناد بینالمللی از طرف دیگر دیده میشود، اهمیت شناسایی این مفهوم را افزایش داده است.
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده
چکیده اگرچه در مورد ممنوعیت افترا به عنوان یکی از محدودیت های مجاز حق آزادی بیان، تردیدی نیست، اما درباره مرزهای این ممنوعیت، اختلاف نظر وجود دارد و یکی از اختلاف های اساسی در مورد نوع و ماهیت قربانی افترا است. در این مورد، گروهی از حقوقدانان معتقدند فقط انسان ها، موضوع افترا هستند و ارزش های ذهنی همچون هویت ملی، ادیان یا نمادهای ملی نمی توانند موضوع افترا باشند. در مقابل، گروهی دیگر از حقوقدانان معتقدند موضوع افترا منحصر به انسان ها نیست. تصویب قطعنامه ای تحت عنوان «افترا به ادیان» در کمیسیون حقوق بشر در سال ۱۹۹۹ و تکرار تصویب قطعنامه ای با این عنوان، در سال های بعد توسط کمیسیون و شورای حقوق بشر و حتی مجمع عمومی سازمان ملل، نشانگر عمق اختلاف فوق است. به رغم آن که نهادهایی همچون کمیسیون و شورای حقوق بشر، با تصویب قطعنامه های فوق الذکر، امکان وقوع افترا به دین را تأیید کرده اند، بعضی از حقوقدانان و به ویژه گزارشگران موضوعی کمیسیون و شورای حقوق بشر، ضمن مخالفت با این قطعنامه ها، مفهوم افترا به دین را غیر قابل قبول دانسته اند. مقاله حاضر ضمن انعکاس گستره مخالفت با قطعنامه های فوق الذکر، دلایل مخالفان این قطعنامه ها را مورد نقد و بررسی قرار می دهد. در مجموع، مؤلف نتیجه می گیرد که این قطعنامه ها، عملاً به منظور حفظ حقوق و حیثیت افراد و گروه های مذهبی به تصویب رسیده اند و می توان آن ها را با معیارهای بین المللی حقوق بشر سازگار دانست.
دوره ۱۹، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده
در رأس مجلس نمایندگان آمریکا، بهعنوان مجلس ملی این کشور و یکی از دو رکن کنگره، سخنگوی مجلس نمایندگان قرار دارد و در رأس مجلس شورای اسلامی ایران، رئیس مجلس. اگرچه متون اساسی و قوانین بنیادی، جایگاه ویژهای برای این دو تن تدارک ندیدهاند، با این حال، دارای نقشی انکارناپذیر هم در ساختار حکومت و هم در صحن مجالس خود هستند. بررسی مقایسهای این دو سمت حاکی از آن است که سنتهای ستبر پارلمانی و رویههای جاافتاده تاریخی، گستره وسیعی از اختیارات و صلاحیتها را برای سخنگو پدید آورده است که شاید مشابه آن را بهسختی بتوان در مجلس شورا دید. آییننامه داخلی رئیس مجلس شورای اسلامی را برای بسیاری از این قبیل اختیارات محدود ساخته و صراحتاً تکلیف این مسائل را با تقسیم کار روشن ساخته است. البته باید این نکته را خاطرنشان ساخت که رئیس مجلس شورای اسلامی در قیاس با همتای خود در ایالات متحده، دارای اختیارات اداری گستردهتری است.
* نویسنده مسؤول مقاله: E-mail: gorji۱۱۰@yahoo.fr
.