جستجو در مقالات منتشر شده
۲ نتیجه برای رویکردهای نقد
محمدرضا حاجی آقابابایی، سمانه عباسی،
دوره ۱۲، شماره ۴۶ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
نقد ادبی که در گذشته بدون داشتن معیاری علمی و مشخص بیشتر در قالب نقد الفاظ و معانی اثری ادبی مطرح بود، از دورۀ قاجار و بهویژه پس از نهضت مشروطه در اثر عواملی همچون امنیت و رفاه نسبی، تشویق شاعران درباری، میل به تجدد، رواج نهضت ترجمۀ آثار ادبی، رونق کار انجمنهای ادبی و انتشار روزنامهها و مجلات متعدد، با رویکردی جدید و علمیتر در، مقایسه با گذشته، مورد توجه منتقدان و محققان قرار گرفت. از آنجا که مطبوعات در این دوره در راستای تنویر افکار عمومی نقشی بسزا ایفا میکردند، در زمینۀ گسترش نقد ادبی با درج مقالات متعدد از نویسندگان منتقد نیز بسیار تأثیرگذار بودند و به عاملی مهم در رواج روحیۀ انتقادی و تألیف آثار برجستۀ ادبی تبدیل شدند. در این مقاله بهشیوۀ توصیفی ـ تحلیلی و با مرور این نوع مقالات در نخستین مطبوعات ایران، انتقادات ادبی برمبنای موضوع آنها در سه حوزۀ «بحثهای نظری دربارۀ نقد»، «نقد یک جریان یا نوع ادبی» و «نقد آثار ادبی» مشخص شده است تا نخستین تلاشها در راستای ارائۀ مفهومی صحیح از نقد علمی و جهتگیریهای منتقدان ادبی در این سه حوزه و درنتیجه نقش آنها در گسترش نقد علمی و عملی در دورههای بعد مورد بررسی قرار گیرد.
کلثوم میری اصل، مریم مشرّف،
دوره ۱۴، شماره ۵۳ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
خوانش دیدگاههای انتقادی شاعران با هدف طبقهبندی و تحلیل رویکردهای نقد ادبی، ضمن شناسایی معیارهای ارزشگذاری آنان در نقد ادبی، میتواند محکی برای ارزیابی آثارشان براساس وجوه مثبت و منفی اثر ادبی از منظر آنان باشد. اخوانثالث علاوهبر شاعری، در حوزۀ نقد ادبی دارای دیدگاههای انتقادی است که نویسندگان این مقاله بهدلیل جایگاه ویژۀ اخوان بهعنوان شاعر ـ منتقد به تبیین نظریات وی براساس نظریۀ ارتباط یاکوبسن با شیوۀ تحلیل محتوا و بیان رویکردها و ویژگیهای نقد در آرای وی پرداختهاند. اخوان در بیان آرای انتقادی و نقد شعر شاعران، بر مربع گوینده، مخاطب، زمینه و پیام تأکید کرده و کارکردهای عاطفی، ترغیبی، ارجاعی و بهویژه ادبیت متن (کارکرد هنری) را درنظر داشته است. وی شعر موفق را شعری برخاسته از احساس و درک شاعر (کارکرد عاطفی) از موضوعی اجتماعی و انسانی (کارکرد ارجاعی) با زبان و بیانی هنری (کارکرد ادبی) و قدرت اثرگذاری بر گسترۀ وسیع مخاطب (کارکرد ترغیبی) میداند که ناشی از اهمیت چهار عنصر اصلی در خلق اثر ماندگار است. اخوان در آرای انتقادی خود نه در دام فرمالیسم محض افتاده و نه شعر شعاری عاری از وجوه ادبی را پذیرفته است. اهمیت دو مؤلفۀ صورت و محتوای اثر ادبی در آرای وی ناشی از تمایلات و گرایشهای اجتماعی در نظام اندیشگانی و دلبستگی وی به جنبههای بلاغی ادب کلاسیک است. نکتهسنجی و دقتنظر، احاطه و علم وی بر موضوع مورد بحث و مستند و مستدل بودن از جنبههای مثبت و پراکندهگویی و برخی نقدهای غیرعلمی و ذوقی از جنبههای منفی نقد اوست.