جستجو در مقالات منتشر شده
۱ نتیجه برای روایتدرمانی
بهزاد پورقریب،
دوره ۱۶، شماره ۶۴ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده
از کارکردهای آثار ادبی بهویژه رمان رواندرمانگری است. روانشناسان بسیاری به آثار ادبی روی آورده و شخصیتها و کنش و واکنشهایشان را از این حیث بررسیدهاند. تروما یکی از مشکلات روانی آدمی بر اثر حادثه است و به هر گونه ضربه روحی گفته میشود که ناراحتی، استرس و ازدست رفتن احساس امنیت را درپی داشته باشد. جودیت هرمان در نظریه روایتدرمانی خود معتقد است شخص درگیر تروما، هوشیاری خود را ازدست میدهد و قادر به یادآوری جزئیات نیست یا به عمد به فراموشی روی میآورد و حتی به سوگواری نیز نمیپردازد. درمان تنها با روایت کردن واقعه و سپس پذیرش و بازگشت به زندگی عادی ممکن است مؤثر باشد. در این مقاله رمان خانه ارواح اثر ایزابل آلنده، که در قالب شرح حال خانوادهای به وجه نمادین اوضاع آن کشور تصویر میشود، از منظر تروما و روایتدرمانی هرمان بررسی شده است. پرسش اصلی مقاله این است که شخصیتهای این داستان با چه تروماهایی مواجهند و برای رهایی از آن چگونه عمل میکنند؟ هدف این است که ظرفیتهای این رمان در تصویر تروما در قالب رمان نشان داده شود. نتایج نشان میدهد که با مشخص شدن تروماهای اشخاص داستان از طریق گفتوگوها و کنش و واکنشهایشان و نیز گفتار دانای کل رنجهای روانی و بهبود آنها در قالب روایت و خاطرهدرمانی نشان داده میشود. روایت کردن تروماهای شخصیتهای داستان، سرانجام به رهایی آنها از درد و رنج منجر میشود. در این داستان سه مرحله درمان یعنی ایمنی، یادآوری و سوگواری، و تماس مجدد با زندگی عادی در زندگی شخصیتهای داستان دیده میشود.