جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای جهان ممکن


دوره ۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده

کشف تفاوت‌های نظام‌های گوناگون منطق موجهات، از جمله مزایای ابداع معناشناسی کریپکی بود. یکی از نمونه‌های بارز آن، تعبیر ضرورت به اثبات‌پذیری در منطق‌های اثبات‌پذیری است و به قول بولوس، با کشف این منطق، می‌توان گفت که باب فهم مطالب جدید در زمینه برهان باز شد. در این مقاله با رویکردی فرمال و با روش توصیفی-تحلیلی و مقایسه‌ای، نظام‌های اصل‌ موضوعی گزاره‌ای GL، Grz و H و سمانتیک جهان ممکنی آن‌ها بر مبنای سمانتیک کریپکی مورد بررسی قرار گرفته و نیز نظریه برهان حساب رشته‌ای GL (در حساب پئانو) و GLS (در مدل استاندارد) ارائه و در نهایت، فراقضایای صحت، سازگاری و تمامیت GL تقریر و اثبات شد.


دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

جملۀ شرطی جمله‌ای مرکب است که از دو بند شرط و جزای شرط تشکیل شده است. هدف ما در این پژوهش، بررسی جمله‌های شرطی زبان فارسی معاصر بر اساس رده‌شناسی دکلرک و رید (۲۰۰۱) است. بر اساس این رده‌شناسی معنایی، جهان ممکنِ بند شرط به دو دستۀ حقیقی و نظری تقسیم می‌شود. جهان ممکن نظری می‌تواند خنثی یا غیرخنثی باشد و غیرخنثی، به چهار نوع بسته، باز، غیرقطعی و ضدحقیقی تقسیم می‌شود. در تحقیق حاضر، تلاش می‌شود این انواع با توجه به پیکره‌ای بالغ بر ۲۸۶ جملۀ شرطی ـ که از ۱۰ کتاب داستانی معاصر استخراج شده است ـ بررسی شود و بسامد وقوع هر یک به تفکیک مشخص شود. تحلیل جمله‌های شرطی فارسی نشان می‌دهد که ساخت شرطی فارسی با رده‌شناسی مذکور مطابقت دارد و جهان ممکن نظری باز، بالاترین بسامد وقوع را دارد و جهان‌های ممکن خنثی، بسته، حقیقی، غیرقطعی و ضدحقیقی به­ترتیب، بیشترین بسامد را بعد از جهان ممکن باز
به­خود اختصاص داده‌اند. بالاتر بودن بسامد وقوع جهان ممکن باز از آنجا نشئت می‌گیرد که در این جهان ممکن، موقعیتی فرضی که احتمال وقوع دارد، در نظر گرفته می‌شود و قطعیتی دربارۀ وقوع آن وجود ندارد و این تعبیر با کارکرد ساخت شرطی بیشترین تطابق را دارد. همچنین، این تحقیق نشان می‌دهد که علاوه ‌بر کلمات ربط شرطی معمول مانند «اگر، اگه، به­شرطی ‌که، والاّ، وگرنه و حتی اگر، که، تا و چنانچه» کلمات ربط دیگری مانند «چه ... چه؛ همچین ‌که، وقتی‌ که، به مجرد اینکه، حالا که، فرضاً، ولو، وقتی، آنگاه ‌که، هروقت، همین ‌که» نیز در نقش کلمۀ ربط شرطی به­کار می‌روند.

 
 
مسعود آلگونه جونقانی،
دوره ۱۴، شماره ۵۶ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده

پژوهش حاضر برآن است تا با طرح جهان ادبی به‌مثابۀ جهان ممکن، ضمن قول به خودبسندگی اثر ادبی، بدیلی دربرابر آن دسته از نظریاتی به‌دست دهد که اثر ادبی را بازتاب وضع امور در جهان واقع تلقی می‌کنند. به همین سبب پس از طرح بحثی درباب خودبسندگی اثر ادبی که به‌واسطۀ نیروهای درون‌سو شکل می‌گیرد، موضوع بافت‌گرایی را از موضع کلانِ فرهنگی، پدیدارشناختی و زبان‌شناختی می‌کاود. این پژوهش به‌لحاظ روشی، تلفیقی از رویکردهای پدیدارشناختی و زبان‌شناختی را در بررسی بافت ادبی به‌کار می‌بندد تا اصول موضوعۀ جهان ممکن ادبی را در پرتو موضوعاتی مانند صورت‌های سمبلیک، تمامیت، ناهمسانی معناشناختی، ناممکنِ محتمل، منطق درونی اثر و خوانش نشانه‌شناختی تبیین کند. در این بررسی، مشخص می‌شود که در معناشناسی جهان ممکن ادبی، نظریۀ هماهنگی صدق در قیاس با نظریۀ تطابق صدق کارایی بیشتری دارد و جهان ادبی، ضمن تعلیق کارکرد ارجاعی متن، شکل‌گیری معنا را نه از طریق ارجاع به وضعیت امور در جهان خارج، بلکه از طریق انتظام درونی اثر ممکن می‌سازد. 


صفحه ۱ از ۱