۱۷۲ نتیجه برای تصویر
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
ژرار ژنت با مطرح کردن مقولۀ پیرامتنیت، توانست تا مرزهای تحلیل و مطالعۀ تصویر روی جلد کتاب را به سوی آراء نشانهشناسی بکشاند تا لایههای معنایی طرح روی جلد کتاب را بازشناساند. محمد تیمور، اولین مجموعه داستان کوتاه جامعۀ عرب را با عنوان «ماتراه العیون» نوشت. حال مسأله آن است که ارتباط و انسجام معنایی طرح روی جلد کتاب «ماتراه العیون» با ارزیابی نشانهشناسی تا چه میزان قابلیت پیرامتنی طرح را با درونمتن کتاب هموار میسازد. پژوهش حاضر بر آن است تا لایهها و اجزای نمادین طرح روی جلد کتاب «ماتراه العیون» را به عنوان پیرامتنِ کتاب، مورد هدفِ واکاوی نشانهشناسی قرار دهد تا بتواند به درک لایههای معنایی و ارتباطی طرح روی جلد کتاب با متن داخلی و اهداف ثانوی نویسنده دست یابد و در این راستا از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد نشانهشناسی دیداری بهره جسته است. نتایج حاکی از آن است که پیرامتن طرح روی جلد کتاب با کاربرد رنگها که برجستهترین جزء کاربردی طرح هستند، کاربرد شکلِ چشم و خطوط شکستۀ پشت چشم و کاربرد حرف «م» و «الف» متصل به «م» قادر بوده تا انعکاسی از عنوان کتاب و تجربیات نویسنده باشد و به طور موازی با متن داخلی ارتباط معنایی داشته باشد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی داستانهای اجتماعی بر برخی ویژگیهای صرفی گفتار کودکان مبتلا به اُتیسم از جمله قید، حرف اضافه، مالکیت، حرف تعریف، اسم مرکب، صفت و صورت جمع اسم ها انجام شده است. این پژوهش مداخله ای-نیمه تجربی تک گروهی با طرح پیشآزمون و پسآزمون است. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که شامل ۱۰دختر و پسر۷ تا ۱۵ساله مبتلا به اُتیسم سطح یک (نیازمند نظارت و حمایت) از کل جامعه اُتیسم در مرکز اُتیسم شهر قزوین در سال ۱۳۹۸ بود. چارچوب نظری بر مبنای الگوی بِراون ۱۹۷۳و نایگلس ۲۰۱۴ (برگرفته از پژوهش تِک و همکاران ۲۰۱۴) بود. داستانهای اجتماعی براساس الگوی گِری ۱۹۹۳طراحی و تنظیم شد. این کودکان برنامه مداخله را طی ۱۰ جلسه انفرادی ۳۰ الی ۴۵ دقیقهای دریافت کردند. مقایسه پیش آزمون و پس آزمون مقوله های صرفی در آزمون تصویری و آزمون خودانگیخته نشان داد که میانگین استفاده از اسمها و حرفها در پسآزمون برای همه موارد بیشتر از پیشآزمون بود. بیشترین اختلاف مربوط به حرف اضافه است. نتیجه حاصل از تحلیل آزمون ویلکاکسون نشان داد آموزش تنها در آزمون تصویری (با توجه به میانگین پیش آزمون و پس آزمون، مقدار آماره و سطح معنی داری= p˂۰,۰۵) و در مورد حرف تعریف اثر معناداری داشته است.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
این پژوهش با استفاده از روش آزمایشگاهی به بررسی تاثیر تصویرگونگی و انسجام متنی بر سهولت پردازش روابط سببی در گفتمان فارسی پرداخته است. برای این منظور، یک آزمایش خواندن با طرح درونازمودنی طراحی شد. مواد آزمایش شامل ۱۲ سناریوی سهجملهای و ۱۲ سناریوی پرکننده بودند. تصویرگونگی و انسجام متنی بهعنوان متغیرهای مستقل آزمایش لحاظ شدند. بهواسطه متغیر انسجام، میزان انسجام جملات اول و دوم سناریوها دستکاری شد. بهواسطه متغیر تصویرگونگی، ترتیب جملات دوم و سوم سناریوها (توالیهای علت-معلول) دستکاری شد. تعداد ۴۸ آزمودنی فارسیزبان سناریوها را خواندند و درستی جملۀ هدف را که رابطه سببی ضمنی بین توالیهای سببی سناریو را با صراحت بیان میکرد، قضاوت کردند. زمان خواندن جملات هدف در هر کدام از گروهها توسط نرمافزار DMDX ثبت و تحلیل شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که هر کدام از متغیرهای تصویرگونگی و انسجام اثر معنیداری را بر زمان واکنش آزمودنیها داشتهاند. بهعلاوه، هیچگونه اثر تعاملی بین متغیرهای تصویرگونگی و انسجام یافت نشد. جمله هدف در گروه دارای انسجام بالا و توالیهای سببی تصویرگونه سریعتر از جمله هدف سایر گروهها خوانده شد. همچنین جمله هدف در توالیهای سببی تصویرگونه با انسجام پایین تقریباً همزمان با جمله هدف در توالیهای سببی غیرتصویرگونه اما دارای انسجام بالا خوانده شد. نتایج این پژوهش تاییدی تجربی بر اهمیت اصل تصویرگونگی در زبان و سهولت درک توالیهای تصویرگونه در توالیهای سببی است. همچنین نتایج نشان میدهند چنانچه بنابر اقتضائات گفتمانی، اطلاعات بهصورت غیرتصویرگونه ارائه شود، وجود رابطه انسجامی بالا با بافت قبلی میتواند کندی پردازش در ساختهای غیرتصویرگونه را جبران سازد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
پسوند اشتقاقی «ـَک» از جمله وندهایی است که هم به پایههای مختلف متصل میشود و هم معانی بسیار متنوعی حاصل میکند. شواهد تاریخی نشان میدهد که علیرغم این تنوع رفتاری، تمامی مشتقات از وندی واحد حاصل شدهاند که از قابلیت چندمعنایی بالایی برخوردار است. نوشته حاضر از رهیافت شناختیـردهشناختی پدیده چندمعنایی پسوند مذکور را دنبال کرده و ضمن معرفی (زیر)طرحوارههای ساختی مشتقات و تعیین روابط سلسلهمراتبی آنها در چارچوب صرف ساختی، به فرایندهای استعاره و مجاز به عنوان دو بستر دخیل در این گسترش معنایی پرداخته است و سپس با پیوند دستاوردهای بخش نخست با ملاحظات ردهشناختی نشان میدهد چه ارتباطی میان فرایندهای شناختی دخیل در چندمعنایی و انگیزههای ردهشناختی مترتب بر آنها یعنی اقتصاد و تصویرگونگی برقرار است و چگونه تبیینهای ردهشناختی و به طور خاص مفهوم نقشه معنایی نه تنها صحهای بر دیدگاههای شناختگرایان است، بلکه علاوه بر توضیح چندمعنایی کلان مترتب بر وندافزایی «ـَک»، میتواند موضوعات خاصتری چون وجود چندمعنایی در درون خود یک مشتقِ منفرد را نیز تبیین کند. در این بررسی فرضیه پیوستگی نقشه معنایی در مورد مشتقاتی که توأمان بر بیش از یک معنا دلالت دارند، یا در طول زمان دستخوش تغییر معنا شدهاند نیز تأیید میشود.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
در این پژوهش هندسۀ فضایی انواع کاربردهای حرف اضافۀ «در» در زبان فارسی معاصر از دیدگاه زبانشناسی شناختی بررسی و تحلیل میشود. چهارچوب نظری مورد استفاده در این مطالعه، رویکرد شناختی تالمی دربارۀ ساختاربندی فضایی در زبان است. این پژوهش تنها بر کاربردهای فیزیکیِ حرف اضافۀ «در» تأکید دارد و به کاربردهای استعاری نمیپردازد. از پیکرۀ همشهری بهعنوان منبع اصلی برای جمعآوری دادهها استفاده و سپس چهارده کاربرد فیزیکی و متفاوت حرف اضافۀ «در» استخراج شد. در هریک از این کاربردها هندسۀ فضایی نما و زمینه هر یک بهتنهایی و ارتباط آنها با یکدیگر مورد مطالعه قرار گرفت و درنهایت، طرحوارههای آنها ترسیم شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که کاربردهای فیزیکی حرف اضافۀ «در» نماها و زمینههایی با ویژگیهای هندسی متنوع را شامل میشود و از تعامل و یا تقابل آنها با یکدیگر هندسههای بدیعی به دست میآید که در همۀ آنها دو عامل «دربرگیرندگی» و «منبع کنترل» منجر به انتخاب «در» بهعنوان حرف اضافۀ مناسب میشود. همچنین، در یک نوع از هندسهها یک شئ زمینه سوم هم برای جانمایی دقیق نما در صحنه حضور دارد. برپایه یافتههای این پژوهش طرحوارۀ «راه» نیز به شکلی سهبعدی و حجمی مورد تحلیل قرار گرفته است. یافتهها نشان میدهد که در برخی نمونهها نیز آنچه در روساخت جمله بهعنوان زمینه مشخص شده است، مجاز از زمینۀ واقعی است.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
طرحوارههای تصویری الگوها و ساختارهای کلان شناختیای هستند که زیربنای فرایندهای زبانی، ذهنی و ادراکی ما را تشکیل میدهند؛ و کارکرد آنها بر اساس رابطۀ استعاری- تشبیهی بین تجربههای عینی و مفاهیم انتزاعی مکرر و روزمره است. در ضربالمثلها هم، مانند طرحوارههای تصویری، کاربرد استعاری-تشبیهی برای انتقال یک مفهوم آشنای ذهنی بین گوینده و شنونده مشهود است. ایوانز و گرین دو زبانشناس شناختی معاصر، طرحوارههای تصویری را به ۸ نوع تفکیک کردهاند. یکی از این انواع، طرحوارۀ تصویری قدرت است. از آنجا که تأمل در ساختار طرحوارههای تصویری میتواند چگونگی ساختار ذهنی و شناختی گویشوران یک زبان را آشکار کند، در پژوهش حاضر طرحواره تصویری قدرت در ضربالمثلهای بیرجندی موجود در فرهنگ بزرگ ضرب المثلهای فارسی به شیوۀ توصیفی- تحلیلی و بر اساس استقراء تام بررسی و تحلیل شده است. بر اساس نتایج، از مجموع ۱۲۹۱ ضربالمثل بیرجندی، در ۳۱۴ مورد آن انواع ۷ گانۀ طرحوارۀ تصویری قدرت وجود دارد؛ که بیشترین آنها از نوع انسداد و سپس توانمندسازی و نیروی متقابل هستند که با ماهیت طرحوارۀ قدرت تناسب دارد. همچنین، طرحوارههای قدرتی که بر حوزههای مقصد روابط انسانی، اخلاق و اقتصاد تأکید دارند، بیشترین بسامد را دارند؛ ضمن اینکه بسامد حوزههای مبدأ و مقصد این طرحوارهها و عوامل فرهنگی- محیطیای چون نقش جنبۀ جسمانی انسان و حیوان و ابزار در رفع موانع، اهمیت غذا و اقتصاد در حفظ بقا، عدم تنوع گیاهی و اقلیم بیابانی و نیمه بیابانی منطقۀ بیرجند، در شکلگیری و تداوم ضربالمثلهایی با انواع خاصی از طرحوارههای تصویری قدرت رابطۀ معناداری داشته است.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی داستانهای اجتماعی بر برخی ویژگیهای صرفی گفتار کودکان مبتلا به اُتیسم از جمله قید، حرف اضافه، مالکیت، حرف تعریف، اسم مرکب، صفت و صورت جمع اسم ها انجام شده است. این پژوهش مداخله ای-نیمه تجربی تک گروهی با طرح پیشآزمون و پسآزمون است. آزمودنی ها با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که شامل ۱۰دختر و پسر۷ تا ۱۵ساله مبتلا به اُتیسم سطح یک (نیازمند نظارت و حمایت) از کل جامعه اُتیسم در مرکز اُتیسم شهر قزوین در سال ۱۳۹۸ بود. چارچوب نظری بر مبنای الگوی بِراون ۱۹۷۳و نایگلس ۲۰۱۴ (برگرفته از پژوهش تِک و همکاران ۲۰۱۴) بود. داستانهای اجتماعی براساس الگوی گِری ۱۹۹۳طراحی و تنظیم شد. این کودکان برنامه مداخله را طی ۱۰ جلسه انفرادی ۳۰ الی ۴۵ دقیقهای دریافت کردند. مقایسه پیش آزمون و پس آزمون مقوله های صرفی در آزمون تصویری و آزمون خودانگیخته نشان داد که میانگین استفاده از اسمها و حرفها در پسآزمون برای همه موارد بیشتر از پیشآزمون بود. بیشترین اختلاف مربوط به حرف اضافه است. نتیجه حاصل از تحلیل آزمون ویلکاکسون نشان داد آموزش تنها در آزمون تصویری (با توجه به میانگین پیش آزمون و پس آزمون، مقدار آماره و سطح معنی داری= p˂۰,۰۵) و در مورد حرف تعریف اثر معناداری داشته است.
دوره ۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۶ )
چکیده
چکیده
از تجزیه و تحلیل شاهنامه بایسنقری و هفت اورنگ جامی، به کشف مبانی گرافیک بکار برده شده در کتابت این
دو اثر می رسیم که کاربرد علمی در گرافیک نوین پایه گذاری م یشود. یکی از مه مترین اهداف بررسی نگارگری
ایران کشف رموز و اثبات رابطه این آثار با سایر هنرهای سنتی و ادبیات ایران م یباشد و در نگاهی خا صتر رابطه
آن، با هنر کتا بآرایی و گرافیک مشخص م یشود. رشد این هنر که جدای از تاریخ زندگی حامیانش نم ی باشد، در
شیو ههای تولید نگارگری نیز منشا اثر گردیده و همواره در ارتباطی تنگاتنگ با محتوای غنی ادبیات ایران بوده
است. این امر نیز، بستری برای رشد و متعالی شدن فرهنگ این مرز و بوم گردیده و طی این طریق، نیروی
خار قالعاد های را در وجود هنرمندان زبردست این آثار احیا نموده که ایشان را به منبعی ورای قدر ت های مادی
متصل ساخته است. ۱ - حال این سئوال مطرح می شود که چگونه با به کارگیری این دانش نهفته، م ی توان هنر
گرافیک ایران را در شاخه کتا بآرایی و تصویرسازی متحول ساخت؟ ۲ - آیا این شیوه خاص م ی تواند پای ه گذار
سب کهای نو در هنر کتا بآرایی ایرن باشد؟ ۳ - چگونه م یتوان دانشی را که متعلق به قر نهای پیش م یباشد؛ با
اید ههای نو اما پیوسته به اصول و ریشه کهن، پای هگذاری کرد.
دوره ۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۶ )
چکیده
چکیده
این مقاله به بررسی سابقه بال و فرشته در آثار هنری قبل از اسلام می پردازد. بررسی نمون ههای تصویری متعدد
ب هجا مانده از حیوانات بالدار و به طور اخص انسان بالدار؛ نشان می دهد که تجسم فرشته فقط به صورت انسان بالدار
نم یباشد و فقط یک نماد ایرانی نیست . در هر صورت، بال در قبل از اسلام در اکثر موارد، نماد قدرت و علامت
ایزدی است . به احتمال قوی، منشاْ فرشته و بال بر اساس شواهد و دلایل، باید از بین النهرین باشد . شکل بال ها
در ابتدای بکار گیری آن ها - یعنی هزاره ی سوم ق.م. (بر اساس قدیمی ترین نمونه ی انسان بالدار، که به دوره ی
اکد باز می گردد) - شکلی ساده است؛ اما بال سه قسمتی هخامنشی شکلی خاص و پیکر سه قسمتی است که آن
را از سایر دوران ها جدا م یکند.
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده
تصویرپردازی یکی ازمباحث اساسی زیباییشناسی در کلام است که از دیر باز مورد توجه اهل ذوق و فن بوده است. شاعران، تصویر را جزء جدایی ناپذیر شعر خود می دانستند و ناقدان از این منظر به تحلیل و ارزیابی آثار ادبی پرداختند. نقد تصویری، به ویژه در دوران معاصر، بسیار مورد توجه اهل ادب قرار گرفته است.
از طرفی شعر عاشورایی به عنوان بخش عظیمی از میراث ادبیات متعهد ملل همواره تصویرگر عاشورا بوده و هست. این هنر ادبی همواره با شکل و محتوا به دنبال ترسیم زیبا و در عین حال روشن حوادث و آرمان های این نهضت عظیم بوده است.
روشن کردن این بخش از زیبایی های ادبی در شعر عاشورایی معاصر هدفی است که در این پژوهش تلاش می کنیم با در پیش گرفتن روش توصیفی- تحلیلی و براساس اصول مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی و از طریق بررسی شعر بیش از چهل شاعر از شاعران صد سال اخیر دو ملت، به آن دست یابیم؛ لذا پس از استخراج تصویرهای استعاری از اشعار گزیده شده دو زبان که به میزان برابر از دو شعر انتخاب شده اند، از جدول ها و نمودارهای مورد نیاز استفاده کردیم تا خواننده دیدی آماری نیز به دست آورد.
وسعت و تنوع تصاویر در شعر فارسی، ابتکار و نوآوری و ارائه تصاویر جدید در این زبان بیش از شعر عربی، حضور برجسته عناصر عاشقانه و عارفانه در شعر عاشورایی فارسی و تنوع و گستردگی عناصر تشکیل دهنده تصاویر در شعر فارسی، بخشی از نتایج این پژوهش به شمار می روند.
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
شمایل¬گونگی به عنوان مفهومی بنیادین در زبان¬شناسی شناختی، به وجود انگیختگی میان صورت و معنای ساخت¬های زبانی اشاره دارد و بیانگر هر گونه تطابق، قیاس و یا شباهت میان صورت یک نشانه و مصداق آن می باشد. در رویکرد شناختی زبان بخشی از نظام شناختی در نظر گرفته می¬شود که سازمان مفهومی ذهن را باز می¬تاباند و نشانگر جهان در ذهن گوینده است. بر اساس این نگرش، تجربه جهان خارج و شناخت در ساختار زبان منعکس می¬شود و صورت¬های زبانی کاملاً مرتبط با ساخت¬های معنایی که قرار است بیان دارند. از برجسته ترین مدل ها ی این رویکرد می¬توان به انگاره دستور شناختی لنگکر اشاره کرد. این دستور ماهیت زبان را نمادین می داند و زبان را مجموعه ای از واحدهای نمادین فرض می کند که به نمادین سازی معنا و تفکر می پردازند. در این مدل اعتقاد بر آن است که ساخت های زبانی از طریق فرآیندهای شناختی بر انگیخته می شوند و وجود ساخت های شمایل گونه و انگیخته در زبان امری کاملاً طبیعی تلقی می شود. از جمله ساخت های انگیخته در زبان می¬توان ساخت¬های سببی را نام برد. بر این اساس، در مقاله حاضر از منظر دستور شناختی به بررسی شمایل گونگی در ساخت های سببی زبان فارسی پرداخته می شود و یافته های آن حاکی از آن است که ساخت¬های سببی زبان فارسی بازتابنده انواع پنجگانه شمایل گونگی نموداری (فاصله، استقلال، ترتیب، پیچیدگی و مقوله بندی) هستند. از این منظر است که نگارنده تمامی این پنج نوع را «شمایل های سببی» در فارسی می نامد.
دوره ۲، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
با افزایش توجه جهانی به کاهش فشار مداخلات انسانی بر محیط زیست، مطالعه نحوه تعامل ساختمانهای سنتی و اجزای آن ها با محیط جهت شناخت روش های طراحی طبیعی رشد چشمگیری داشته است. در مناطق گرمسیری به ویژه مناطق مرطوبِ گرم، نیاز به سایه و کوران هوا مهمترین عواملی هستند که سبب خلق راهکارهای معماری برای تامین شرایط آسایش حرارتی شدهاند. برای مثال در مطالعه ریخت شناسانه و اقلیمی شهر دزفول تمهیدات حیرت انگیزی جهت ایجاد سایه و کوران هوا در شهرسازی و معماری آن صورت گرفته است. از میان صدها راه کار، یکی از آنها استفاده از خوونچینیهای آجری است که علاوه بر عملکرد بصری، به نظر میرسد کارکردی اقلیمی نیز دارد. در مقاله حاضر کوشش شده تا با شناخت نحوه شکل گیری الگوهای خوون های آجری، نقش این الگوها در تعدیل شرایط اقلیمی از طریق بررسی میزان سایه اندازی آنها بر روی بدنه ها مورد ارزیابی قرار گیرد. برای انجام این تحقیق نمونههای متداول خوون چینی های آجری انتخاب شده و میزان سایه ایجاد شده بر هریک از آنها در ساعات مختلف روز و در جهتگیریهای مشخص شبیه سازی شدهاند. مقدار سایه ایجاد شده با استفاده از پردازش تصویری محاسبه و مورد تحلیل قرار گرفتهاست. با توجه به اندازه گیری ساعات تابش خورشید بر بدنه ها چنین الگوهایی، در زاویههای مختلف، مقدار سایه ایجاد شده بر روی سطوح را حدود ۵/۲ تا ۵/۴ برابر افزایش میدهند. بررسی های انجام شده نشان میدهد که در شکلگیری چنین الگوهایی علاوه بر توجه به جنبههای زیباشناختی، به نقش اقلیمی این الگوها بر افزایش میزان سایه ایجاد شده بر سطوح نیز توجه شده است.
دوره ۲، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
نسخه مهم هفت اورنگ سلطان ابراهیم میرزا از نمونههای بیبدیل هنر نگارگری است که توسط هنرمندان مکتب مشهد مصوّر شده است. داستان نجات حضرت یوسف (ع) از چاه، یکی از موضوعات مثنوی هفت اورنگ است که توسط نگارگران آن زمان به تصویر کشیده شده است.
در این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی به تطبیق و مقایسه اشعار جامی در مثنوی «یوسف و زلیخا»ی هفتاورنگ با نگاره «نجات حضرت یوسف از چاه» منسوب به مظفرعلی، پرداخته شده است. این تحقیق درصدد پاسخ به این پرسشها است: الف. آیا ادبیات و شیوه بیان ادبی جامی در هفتاورنگ بر تصویرسازی نگاره نجات حضرت یوسف از چاه تأثیرگذار بوده است؟ ب. تطابق تصاویر مصوّرشده با متن اشعار براساس معیار کمّی به چه میزان است؟ به این منظور نگاره «نجات یوسف از چاه» منسوب به مظفرعلی، بهعنوان یکی از نمونههای این نسخه انتخاب شد. یافتههای این تحقیق حاکی از آن است که نگارههای ذکرشده با اشعار جامی ۲۲ درصد تطابق دارد و به میزان ۷۸ درصد عدم تطابق اشعار با نگارههای یادشده وجود دارد که نشاندهنده آزادی عمل نگارگران در تصویرگری داستان ذکرشده، عدم سرسپردگی آنان به شعر، استفاده از قوه تخیّل خود و بهرهگرفتن از محیط پیرامون و آنچه دیدهاند، در خلق این آثار است.
دوره ۲، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
بازتاب طبیعت در آثار شاعران و هنرمندان که غالباً از ناخودآگاه ذهن آنان برخاسته، از وجوه مشترک آثار ادبی و هنری، بهویژه شعر و سینما است که خود بر پیوند بینامتنی آنها دلالت میکند. در اشعار سهراب سپهری و آثار سینمایی عباس کیارستمی، عناصر طبیعت بهصورت نمادهای اسطورهای جلوه یافته و حتی نام آثارشان با عناصر طبیعی گره خورده است. نگارندگان در این پژوهش تطبیقی کوشیدهاند تا با استفاده از نظریه نقد تخیلی گاستون باشلار، به ذهنیت مشترک شاعر و هنرمند در برخورد با عناصر اولیه طبیعت اشاره کنند. در مجموعه اشعار سپهری، با نام هشت کتاب و آثار سینمایی کیارستمی، نیروی خلاق خیال از عناصر چهارگانه و وجوه مختلف آن شکل یافته (گذشته از آتش که نمود چندانی در این آثار ندارد) و از آن طریق، درونیّات شاعر و هنرمند به تصویر کشیده شده است: خاک دربردارنده نقش دوگانه مرگ و معاد است؛ باد میتواند نماد مبدأ الهی و هم دربردارنده مفهوم اضمحلال باشد؛ آب نیروی حیاتبخش عالم است و غالباً با گیاه، بهویژه درخت زندگی (کیهانی) که نشاندهنده رمز تعالی است، درآمیخته است. تکرار و تقارنِ تصاویر طبیعت و توصیفات مکرر آب و گیاه در شعر سپهری و فیلمهای کیارستمی، بیانگر پیوند بینامتنی و بیناذهنی کهنالگوهای مشترک «خویشتن»، «سفر/ تشرف» و «تکامل» در مجموعه آثار بررسیشده است. طبیعتگرایی در شعر سپهری مبتنی بر گفتمان عارفانه است، اما کیارستمی در سینمای شاعرانه خود با نگاهی فلسفی و انسانشناختی به طبیعت مینگرد.
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۵-۱۳۹۶ )
چکیده
این جستار طی خوانش تطبیقی با در پیش گرفتن روشی توصیفی –تحلیلی به دنبال بررسی همسانیها و ناهمگونیهای این دو متن از دو فرهنگ و زبان متفاوت از حیث نوع تصویر شخصیتهاست.
ترسیم بعد حماسی و انقلابی شخصیت امام در دودفتر، نگاه فرازمانی دو شاعر به ایشان وپیوند با عصر و جامعه حاضر، گرایش به پیچیدگی و پرهیز از صراحت گویی از اشتراکات دو دفتر بوده،در عین حال، تنوع و گستردگی ابعاد شخصیت، آمیختگی تصویر برخی شخصیتها با مفاهیم حزن و اندوه وتعدد از ویژگیهای دفتر شعر عربی است.
فرید یاحقی،
دوره ۲، شماره ۵ - ( ۱-۱۳۸۸ )
چکیده
هنرها از آنجا که خاستگاه مشترک انسانی دارند، ذاتاً یکسان و تنها در صورت متفاوت اند؛ بنابراین، می توان چگونگی رسیدن به شیوه های بیانی در یک رسانه هنری را با اندکی تغییر ظاهری برای رسانه ای دیگر مورد استفاده قرار داد. در این مقاله، ضمن معرفی جناس به عنوان یکی از شیوه های بلاغی زبان، معادل های بصری آن در دنیای تصویر و به ویژه در انیمیشن جست وجو شده است. جناس، هم نشینی دو کلمه است که در شکل یا تلفظ همسان و در معنا متفاوت باشند. از جناس معمولاً در نظم و نثر به عنوان یک آرایه ادبی برای زیبایی و گاه طنزآمیز کردن کلام استفاده می شود. اما با توجه به نظریات مدرنی که در باب جناس به ویژه از دیدگاه نشانه شناسی مطرح شده است، تعاریف سنتی جناس -که آن را به کلمات محدود می کرد- جایگاهی ندارد. از این دیدگاه، جناس را دو نشانه متشابهی می دانند که بر دو دال متفاوت دلالت کند. بنابراین، دو نشانه تصویری متجانس که دو مفهوم متفاوت را نشان می دهند نیز می توانند گونه ای جناس بصری قلمداد شوند؛ مانند تصویر چهره انسان و ماه که هر دو گرد هستند. با جابه جایی تصویر و کلمه، می توان برای انواع جناس های لفظی، که پیشتر تعریف شده اند، معادل های تصویری قابل بحثی در انیمیشن عرضه کرد که خوانش آن همانند زبان وابسته به زمان است. این مقاله بر آن است با مقایسه تطبیقی جناس در ادبیات و تصویر متحرک، تحلیل روشمندتری از بازی های تصویری به دست دهد که معمولاً به طور ذوقی و تصادفی در نگاه هنرمندان به وجود می آید.
دوره ۲، شماره ۷ - ( ۳-۱۳۸۴ )
چکیده
خیام نیشابوری از اندیشمندان و سخنسرایان نامدار ایرانی است که با سروده هایی اندک، ولی پرمایه، آوازه جهانگیر یافته و نام خود را در همه زبانهای زنده دنیا در گسترده است.
درباره خیام، تاکنون نوشتههای فراوان پدیدآمدهاست. امادرنگ اندیشمندانه او در راز و رمز هستی و پرسشهای حیرتآلود او در پیوند با وجود آدمی و آغاز و انجام او،توجه خیام پژوهان را آن قدر به سوی خود درکشیدهاست که آنها را به یکباره از بررسیزیباییشناسانه رباعیات خیام بازداشتهاست. این بیتوجهی تا آنجاست که بسیاری به اشتباه میپندارند، سرودههای خیام از ارزشهای زیباییشناسی بیبهره یا از آن دید، کم مایه است.
در این جستار، کوشششده تا پیوندهنری واژگان و تصاویررباعیاتخیام برای هماهنگی صورت و معنادرآنها بازنموده، وعناصرزیباییشناسیسرودههای اودراینسهقسمتواکاویشود: الف. پیوند هنری واژگان ب. تصویرسازی ج. تأکید، تکرار
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
در این پژوهش ویژگیهای معنایی دوگانساختهای فارسی در چارچوب نظریه تصویرگونگی بهطور عام و اصل تصویرگونگی کمیت بهطور خاص بررسی شده است. مطالعات انجامشده در باب ویژگیهای معنایی دوگانساختها در اغلب زبانها، حاکی از ارتباط این نوع ساخت با معانی/ مفاهیمی همچون فزونی، کثرت، شدت، تداوم، تکرار، کمال، تمامیت، توزیع و... است. ازاینرو، هدف این پژوهش، نشان دادن ارتباط دوگانساختهای فارسی با معانی/ مفاهیم یادشده و تبیین این ارتباط در چارچوب نظریه تصویرگونگی، اصل تصویرگونگی کمیت و مدل تجدیدنظرشده «ریگر» است. این مهم پس از پژوهشی گسترده در باب رابطه صورت و معنای دوگانساختهای فارسی، در قالب یک طبقهبندی معنایی (جدولهای۲-۶) محقق شده است.
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
اقتباس از آثار ادبی برای سینما که در گستره مطالعات بینرشتهای دستهبندی شده است، در دهههای اخیر توجه تطبیقگرایان زیادی را به خود جلب کرده است. در این دیدگاه، ادبیات تطبیقی میکوشد با ایجاد ارتباط میان علوم انسانی و بهویژه ادبیات با سایر علوم و دانشها، آن را از حالت صرفاً نظری خارج کند و در ارتباط با دیگر هنرها و بهویژه سینما، غنایی تازه ببخشد. در این مقاله، با تکیه بر جایگاه و اهمیت اقتباس از آثار ادبی در سینما، خاوراننامة ابنحسام خسفی را بهعنوان اثری واجد شرایط اقتباس، با رویکردی تطبیقی و تعاملی میان ادبیات و سینما مورد بررسی قرار میدهیم و برخی وجوه نمایشی آن را مشخص میکنیم. وجوه نمایشی که خاوراننامه را اثری واجد شرایط برای اقتباس سینمایی میکنند، عبارتاند از: بهرهمندی از نمود داستانی و روایتگونه، شخصیتهای نمایشی، تعلیق، تنوع کشمکش و همچنین برخورداری از غنای محتوایی و هماهنگی بین محتوا و فضا و تصاویر ارائهشده در متن. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و با محوریت متن خاوراننامه و استفاده از تئوریهای پذیرفتهشده در ارتباط با مسئله اقتباس در سینما است که با توجه به رویکرد مکتب آمریکایی و نگاه بینرشتهای آن در ادبیات تطبیقی، پیش رفته است.
دوره ۳، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
مهارتهای سیاسی و مدیریت تصویرپردازی ذهنی دیگران، دو موضوع جدید و مهم در حوزه رفتار سازمانی هستند که ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. در این پژوهش سعی شده است تأثیر این دو مقوله بر یکدیگر بررسی شود. پژوهش حاضر کاربردی و با توجه به ماهیت موضوع و اهداف آن، از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی کارکنان استانداری خراسان شمالی میباشند. ابزار جمعآوری دادهها دو پرسشنامه مهارتهای سیاسی فریز و همکارانش و پرسشنامه فنون مدیریت تصویرپردازی بولینو و تورنلی میباشد. دادهها در پژوهش حاضر با استفاده از آزمونهای همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی ساده و چندگانه و نیز مقایسه میانگین یک جامعه آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند.
نتایج این پژوهش نشان داد که مهارتهای سیاسی (هوشیاری اجتماعی، نفوذ بین شخصی، توانایی شبکهای و صداقت ظاهری) بر توانایی استفاده از فنون مدیریت تصویرپردازی ذهنی دیگران مؤثر هستند و میزان استفاده کارکنان از مهارتهای سیاسی و نیز استفاده از فنون مدیریت تصویرپردازی در حد متوسط به بالا میباشد.