جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای تسامح


دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده

تحقیقات وسیعی درباره سعدی و غرب تا به‌حال انجام شده است، اما سهم سعدی در آثار ولتر، این فیلسوف روشنگر که امروز حتی به‌نام پیش‌کسوتِ تساهل و تسامح شناخته شده است و تمام دوران طولانی زندگیش را برای بهبود جوهره وجود انسانی چه از طریق حکایات (معروف‌ترین آن‌ها زدیگ یا صادق) و چه از طریق تحقیقات تاریخی (تاریخ شاهان یا تتبع بر اخلاقیات) صرف کرد بسیار است. فیلسوفی چون ولتر در سعدی همان آنی را پیدا کرد که تا آخر قرن ۱۷ افکار مسالمت‌جویانه‌اش به‌خصوص نزد سیاحان پروتستان ستایش شد. از اوایل قرن ۱۸ روشنگران برای اشاعه مرام فلسفی خود بر پایه انسانگرایی مسیحی کلاسیک جدید خلاف کلاسیک یونان باستان در جهت بهبود وضع سیاسی و مذهبی جامعه فرانسه بر مبنای وضع قوانین و اعتلای اخلاقیات احتیاج به منابع زنده و مستدل از کشورهای بر سر زبان و دور از اروپا داشتند. خواهان آن بودند که با نشان‌دادن فرهنگ غنی دیگری کمبودها و خود‌باوری‌های بی‌محتوای طبقه فرهنگ‌زده فرانسه را انتقاد کنند. شواهد و تحقیقات نشان می‌دهد که ولتر بیش از آنچه به‌طورگذرا بخواهیم در‌باره اثر‌پذیریش از سعدی در قسمتی از حکایاتش بگوییم به او مدیون است. جای پای او را چه مستقیم آنجا که خود اعتراف می‌کند و چه غیر‌مستقیم آنجا که در تأملات و واکنش‌هایش انعکاس می‌یابد، می‌توان جست‌وجو کرد. در ادبیات ولتر نه تنها شرق افسانه‌ای با طنز و استعاراتش نفوذ دارد، بلکه فلســـفه اخلاقی، خداپرستی و سیاسی و بالاخره ایده‌آل انسان‌دوستی سعدی نیز در نوشته‌هایش(۱) حلول کرده است؛ به‌همین دلیل هم منابعی را که نشان می‌دهند ولتر از سعدی بهره‌ها برده است، نباید از نظر دور داشت، زیرا این منابع می‌توانند ادعای تفاهم ولتر با سعدی را در این پژوهش ثابت کنند و دلایلی بر پیشرفت تأثیر افکار سعدی بر میراث‌گذاران اواخر قرن و شعرا، محققان و مترجمین قرن ۱۹و ادبیات نوین باشند.
بهجت السادات حجازی، بهجت السادات حجازی،
دوره ۴، شماره ۱۴ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده

پیشینه تاریخی پلورالیزم یا کثرت گرایی به زمان سوفسطائیان می رسد.درعصر حاضر جان هیک در حوزه مقایسه آیین مسیحیت با سایر ادیان نوعی پلورالیزم دینی را مطرح می کند. وپژوهشگران وصاحب نظران هر کدام به تفحص و تبیین این موضوع از زوایای متفاوتی پرداخته اند. حاصل کلام ایشان را البته با تفاوت هایی، در متون عرفانی نیز به نوعی می توان مشاهده کرد. از جمله پرسش های مهم در این راستا ، این است که آیین اسلام با کدام نوع پلورالیزم سازگاری دارد؟ استدلال های کثرت گرایان وانگیزه اصلی ایشان از پذیرفتن پلورالیزم دینی چیست؟ آیا تسامح وتساهل نوعی پلورالیزم رفتاری و اجتماعی است؟ نگارنده در این جستار به تحلیل این اندیشه در کتاب آسمانی قرآن و سروده های مولانا مبادرت می ورزد. زیرا مثنوی به لحاظ جامعیتی که نسبت به سایر متون عرفانی دارد؛ بهتر به شرح مبسوط وصحیح این موضوع ورفع سوء تعبیرها می پردازد. همچنین نقدی بر اندیشه بعضی صاحب نظران در این خصوص دارد.

دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۵ )
چکیده

چکیده قاعده کلی و عمومی این است که یک قرارداد به هیچ وجه نباید اظهار دروغی را به طرف دیگر ارائه دهد تا از رهگذر آن مخاطب وارد قرارداد شود. حقوق با موشکافی دقیق در خصوص نبود چنین وظیفه مراقبتی، تخلف صورت گرفته را تحت عنوان سؤعرضه قابل تعقیب می‌داند. نظامهای حقوقی در این باره دیدگاه واحدی ندارند. سؤعرضه در حقوق انگلیس وقتی قابل تعقیب است که اظهار دروغین واقعیتی عمده و مهم راجع به امور واقعی، ‌قبل از انعقاد و با قصد ترغیب طرف دیگر به انعقاد قرارداد باشد. سؤعرضه در حقوق ایران نیز متأثر از فقه امامیه با شرایطی قابل تعقیب است؛ از جمله باید عمل فریبنده‌ای صورت گرفته باشد و این عمل منتسب به طرف قراردادی بوده و در عمل هم موجب فریب طرف مقابل شده باشد. به طور کلی سؤعرضه در حقوق ایران هر نوع فعل یا ترک فعل و عدم افشایی که منجر به گمراهی و فریب مخاطب شود را دربر می‌گیرد. قواعد مربوط به سؤعرضه در هر دو سیستم با استثنائاتی برخورد می‌کند، از جمله اعمال و اظهارات تبلیغاتی، اظهار عقیده، ‌اظهار قانون و اظهارات غیر جدی و... شایان ذکر است که قواعد سؤعرضه در حقوق انگلیس بر «کامن لا» و «قواعد انصاف» قانون سؤعرضه سال ۱۹۶۷ مبتنی است. اما در حقوق ایران بر قواعدی از قبیل «قاعده غرور»، «قاعده تحذیر» و «لاضرر» در قالبهایی نظیر «تدلیس»، «غش»، «نجش»، «رقابت مکارانه» و... استوار است.
ندا سادات مصطفوی، رضا روحانی،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده

مولوی، صاحب اثر عظیم مثنوی، از عارفان آزاداندیشی است که صلح و تسامح با دیگراندیشان را یکی از مبانی فکری و رفتاری خود قرار داده یا معرفی کرده است. او در آثار متعدد خود، به زبان و شیوه‌های مختلف اندرز، تمثیل و حکایت، در ترویج این اندیشه کوشیده و همگان را به پیروی از این سلوک فردی و اجتماعی فراخوانده است. اندیشۀ تسامح مولوی، مانند بسیاری دیگر از دیدگاه‌های وی، با نقد و انکار همراه شده است. در نوشتار حاضر، با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی و با استفاده از شیوه‌های علمی تحلیل متن و استناد، نقدهای واردشده به این اندیشۀ مولوی بررسی شده است. هدف از این ارزیابی، علاوه‌بر معرفی و نقد دیدگاه‌‌های منکران اندیشه تسامح در عصر حاضر، رسیدن به شناختی روشن و حقیقی‌تر از کمّ‌و‌کیف این اندیشه مولوی است. براساس بررسیهای انجام‌‌شده، چنین برداشت می‌شود که هم‌زیستی مسالمت‌آمیز پیروان ادیان مختلف در جامعه (پلورالیسم اجتماعی) در اندیشۀ مولوی، به پیروی از منابع و مبانی اسلام، جایگاه ویژه‌ای دارد؛ اما تکثرگرایی (پلورالیسم) دینی، ‌علی‌رغم برخی مشابهت‌ها و همگونی‌ها، ‌مورد قبول و تأیید مولوی نیست. همچنین با تحلیل و استناد به اصل حکایت‌ها و ابیات مولوی مشخص می‌شود که درواقع پلورالیست خواندن او درک ناقصی است که برخی روشن‌فکران یا منتقدان، با خلط یا مغالطه در افکار و اندیشه‌ها و استناد نامناسب به ابیات و حکایت‌هایی از مثنوی، به‌دست آورده‌اند.


صفحه ۱ از ۱