جستجو در مقالات منتشر شده


۲۲ نتیجه برای ترتیب

قدرت قاسمی پور،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده

یکی از مسائل مهمی که در نظریه ساختارگرایی بدان پرداخته شده، رابطه میان زبان و روایت و چگونگی تبلور زمان در روایت است. از منظر برخی فیلسوفان، همچون پل ریکور، فهم زمان به‌گونه‌ای تجریدی بسیار مشکل است؛ اما یکی از راه‌هایی که باعث ملموس و عینی‌شدن این امر انتزاعی می‌شود، کنش روایت است. به‌طورکلی بر مبنای تحلیل ساختارگرایان، ‌به‌ویژه بارت و ژرار ژنت، زمان یکی از مؤلفه‌های اصلی پیشبرد هر روایت است که به همراه علیّت، خط داستان را به پیش می‌برد؛ به‌علاوه هر متن روایی دارای دو زمان است: یکی زمان دال روایت (یعنی مقدار زمان خوانش متن روایی) و دیگر زمان مدلول (یعنی مقدار زمان رخدادهای داستان). ساختارگرایان، به‌ویژه ژنت، درخصوص زمان «در» روایت سه مسئله را مطرح کرده‌اند: ۱. ترتیب: چگونگی نظم و توالی و آرایش رخدادها در سخن روایت؛‌ ۲. دیرش: مناسبات میان طول زمان داستان و زمان سخن یا دال روایت؛ ‌۳ بسامد: شمار دفعاتی که رخدادی روی می‌دهد و شمار دفعاتی که آن رخداد نقل و روایت می‌شود. علاوه بر این‌ها، در پایان مقاله، انواع روابط میان زمان روی دادن رخدادها در داستان و زمان نقل و روایت آن‌ها از جانب راوی هم توصیف شده است.

دوره ۵، شماره ۵ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیرات ترتیب/ سن اکتساب واژگان در زمان پاسخ تصمیم واژگانی در دو‌زبانه‌های فارسی- انگلیسی است. ۴۰ دانشجوی سال اول دانشگاه که به لحاظ مهارت زبان دوم در سطح مبتدی بودند در این مطالعه شرکت کردند. ۴۵ کلمه انگلیسی و تعدادی شبه‌کلمه، به‌عنوان محرک، انتخاب و با استفاده از نرم‌افزارDMDX  ارائه شدند. این ۴۵ واژه به سه گروه مجزا تقسیم شدند: ۱۵ کلمه هم در فارسی و هم در انگلیسی به‌سرعت فرا‌گرفته شدند؛ ۱۵ کلمه هم در فارسی و هم در انگلیسی به‌کندی فرا‌گرفته شدند و ۱۵ کلمه در فارسی به‌کندی، ولی در انگلیسی به‌سرعت فرا‌گرفته شدند. هدف از این تقسیم‌بندی این بود که مشخص کنیم آیا پردازش و تصمیم واژگانی در زبان دوم تحت تأثیر سن اکتساب معادل‌های این کلمات در زبان اول می‌باشد یا این‌که واژگان در زبان دوم از الگوی سن اکتساب خود پیروی می‌کنند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون تحلیل واریانس استفاده کردیم. نتایج نشان داد زمان پاسخ تصمیم واژگانی در لغاتی که در زبان دوم به‌سرعت فرا‌گرفته شده بودند، به‌طور معناداری از لغاتی که به‌کندی یاد گرفته شده بودند، کمتر است. به عبارت دیگر، سن/ ترتیب اکتساب لغات در زبان دوم، صرف نظر از سن اکتساب همان لغات در زبان اول، تأثیر معناداری در پردازش این لغات در زبان دوم داشت. نتایج این مطالعه اثرات سازنده‌ای را در روشن کردن سیستم واژگانی دوزبانه‌ها و نحوه بازنمایی و پردازش در این سیستم خواهد داشت.

دوره ۵، شماره ۲۱ - ( ۹-۱۳۸۷ )
چکیده

این مقاله نتیجه پژوهشی است که براساس نظریه «زمان در روایت» به شیوه استقرایی به بررسی زمان در تاریخ بیهقی پرداخته است. منظور اصلی نظریه «زمان در روایت» بحث در زمانبندی روایت است این مقاله براساس نظریه ژرار ژنت به آن می‌پردازد ، که در سه محور نظم، تداوم و بسامد شکل می‌گیرد. اگرچه نظریه‌پردازی درباره شگردها و روشهای زمان در روایتهای تاریخی و ادبی به قرن بیستم مربوط است، تجزیه و تحلیل اطلاعات، حاکی است که بیهقی با تسلط هنرمندانه به طور ناخودآگاه از این فنون بهره برده و اثری پدید آورده است که جنبه‌های داستانی آن از جنبه تاریخیش کمتر نیست. بنابر نتیجه تحقیق، فشردگی، گسترش دادن، گذشته‌نگری، آینده‌نگری و تناوب از مهمترین شگردهای زمانی است که نویسنده به منظور نزدیک کردن تاریخ به ساحت ادبیات از آن بهره برده است.
 
 

دوره ۶، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۸۵ )
چکیده

در این مقاله از یک مدل سه بعدی المانهای محدود برای مطالعه پاسخ ورقهای ضخیم که تحت جوشکاری چند لایه مختلف قرار گرفته‌اند استفاده شده است. برای شبیه‌سازی پاسخ مکانیکی از مدل ویسکو پلاستیک آناند استفاده شده و مدل‌سازی حرارتی محدوده جوش با استفاده از روش حوضچه تک دما صورت پذیرفته است. در تحقیق حاضر تغییرات دمایی خواص حرارتی و مکانیکی ماده مد نظر قرار گرفته و پارامترهای جوشکاری نظیر حرکت قوس, سرعت جوشکاری و تأخیر زمانی بین هر مرحله از جوشکاری مدل شده است. در نهایت نیزدر مدل المان محدود, افزوده شدن ماده جوش به مدل با استفاده از روش تولد مجدد المانها مدل‌سازی شده است. نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهد که با افزایش تعداد لایه‌های جوش, مقدار حداکثر دما و همچنین زمان رسیدن به این دما به طور قابل ملاحظه‌ای تغییر می یابد. این تغییرات برای نقاط نزدیک به خط جوش تأثیر قابل ملاحظه‌ای بر روی پیچیدگیها و مؤلفه تنش در راستای ضخامت ورق به جا می‌گذارد ولی تأثیر آن بر روی مؤلفه‌هایی از تنش که در صفحه ورقها حادث می شوند قابل ملاحظه نمی‌باشد.

دوره ۶، شماره ۵ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده

رده‌شناسی زبان هم بر همگانی‌های زبانی و هم بر تنوعات زبانی تأکید دارد وهمگانی‌های زبانی در رده‌شناسی زبان بر‌اساس ملاحظات معنایی، کاربردشناختی، گفتمانی، پردازشی و شناختی تبیین می‌شوند. در تحقیق حاضر، ترتیب ‌واژه زبان سمنانی بر‌اساس مؤلفه‌‌های بسیت و چهارگانه درایر (۱۹۹۲) از منظر رده‌شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. هدف این تحقیق تعیین ترتیب‌ واژه زبان سمنانی از منظر رده‌شناسی است که نتایج تحقیق می‌تواند در مطالعات رده‌شناسی زبان تأثیرگذار باشد. داده‌های تحقیق نیز از طریق مصاحبه با گویشوران سمنانی جمع‌آوری شده است. داده‌های تحقیق حاکی از آن است که زبان سمنانی دارای ۱۷ مؤلفه‌ از مؤلفه‌‌های فعل پایانی قوی و ۱۶ مؤلفه‌ از مؤلفه‌‌های فعل میانی قوی در مقایسه با گروه زبان‌های اروپا- آسیا و همچنین دارای ۱۶ مؤلفة‌ فعل پایانی قوی و ۱۴ مؤلفة‌ میانی قوی در مقایسه با گروه زبان‌های جهان است. بنابراین زبان سمنانی گرایش به رده زبان‌های فعل پایانی دارد. البته فاصله چندانی بین مؤلفه‌‌های فعل پایانی قوی و فعل میانی قوی در تحقیق نیست که این نکته نشان‌دهنده تحول و تغییر زبان سمنانی به سمت رده زبان‌های فعل میانی است. همچنین داده‌های تحقیق نشان می‌دهد که مطابقه جنسیت دستوری بین فاعل و فعل وجود دارد و تمامی مصدرها دارای نشانه نمود کامل هستند.  

دوره ۶، شماره ۷ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده

در زبان­های دنیا دو نقش دستوری فاعل و مفعول مستقیم که آن­ها را روابط دستوری نیز می­نامند، در جمله از طریق سه راهکارِ ترتیب واژه­ها، مطابقه و نظام نشانه­گذاری حالت قابل تمایز از یکدیگرند. زبان­های دنیا ممکن است یک یا دو راهکار و گاهی در برخی موارد هر سه راهکار را برای تمایز روابط دستوری به کار گیرند. هدف از پژوهش حاضر تعیین راهکارهای اتخاذ‌شده برای تمایز بین دو نقش دستوری فاعل و مفعول مستقیم در جمله­های دارای فعل گذرا در شوشتری است. به همین منظور داده­های پیکرۀ پژوهش از طریق مصاحبه از گویشوران شوشتری بر‌اساس پرسش‌نامه‌ای حاوی ۶۲ جمله، گردآوری و تحلیل شدند. در گویش شوشتری برای تمایز دو رابطۀ دستوریِ فاعل و مفعول مستقیم از دو راهکار نظام نشانه­گذاری حالت و مطابقه استفاده می­شود. راهکار ترتیب واژه­ها در این گویش بدین منظور کاربردی ندارد. از آنجا که این گویش با زبان فارسی در یک گروه گویشی قرار دارد، تصور می­شود که راهکارهای مشابهی با فارسی به کار گرفته شوند و تحلیل داده­های پیکره نیز صحت این موضوع را تأیید می­کند.
 

دوره ۸، شماره ۷ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده

در این جستار، رفتار قید در جملات سادۀ فارسی بر پایۀ اصل لایه‌ای‌بودن ساختار بند در دستور نقش‌و‌ارجاع بررسی می‌شود. در دستور نقش‌وارجاع عناصر معنایی لایه‌ها را می‌سازند و عملگرهای آن عناصر نحوی‌اند که به توصیف لایه‌ها می‌پردازند. هرلایه عملگرهای خاص خود را دارد و ترتیبی میان عملگرهای هرلایه و لایه‌های مختلف حاکم است. در این نظریه قیدها عملگر محسوب نمی‌شوند؛ اما با عملگرها در تعامل‌اند؛ بنابراین، انتظار می‌رود که قیدها نیز متعلق به لایه‌های مختلف و ایفا‌کنندۀ نقش‌های نحوی متفاوتی باشند. برخلاف تصور دستور سنتی، قیدها نه‌تنها از آزادی جایگاهی تام در جمله برخوردار نیستند؛ بلکه قائل‌شدن به تقسیم‌بندی دوگانۀ قید جمله و قید فعل، که برخی زبان‌شناسان مطرح کرده‌اند، کامل نیست و به شق سومی نیاز دارد. درنتیجه، مقولۀ قید در فارسی مشمول اصل لایه‌ای بند و شامل زیرطبقات قیدی بند، مرکز و هسته است.

دوره ۹، شماره ۵ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده

بر اساس نظریۀ کنشی ترتیب واژگانی۱ و اصول بهره‌وری۲ در دستور (Hawkins, ۱۹۹۴, ۲۰۰۴)، چیدمان سازه‌ها‌ی زبانی متأثر از راندمان پردازشی است. به بیان شفاف‌تر، سازه‌ها به­نحوی مرتب می‌شوند که پردازش زبانی را تسهیل کنند. این پژوهش با بهره‌گیری از تکلیف برخط خوانش جمله، با هدف بررسی نقش وزن دستوری در عملکرد حرکت سازه‌ها به جایگاه پسافعلی و تحلیل سطح پردازشی جملات در صورت‌بندی‌های متناظر شکل‌ گرفت. تکلیف پیش‌گفته به‌عنوان الگویی مناسب برای تحلیل سطح پردازشی ساخت‌های نحوی، در محیط نرم‌افزار Open‌Sesame طراحی‌ شد. دو مجموعۀ ۲۴ جمله‌ای در سه ‌سطح وزنی (سبک، متوسط و سنگین) و دو سطح ساختاری (سازه‌ در جایگاه بی‌نشان پیش‌فعلی و پسافعلی) برای ۴۰ آزمودنی فارسی‌زبان دارای تحصیلات دانشگاهی (سنین ۱۸ تا ۴۰ سال) ـ که ‌به‌شیوۀ تصادفی انتخاب ‌شدند ـ ارائه‌ شد. مجموعۀ نخست شامل جملات دارای بند موصولی و مجموعۀ دوم جملات حاوی سازۀ پسایند‌شده و جملۀ متناظر غیرمقلوب بود. پس از هر جمله، یک پرسش بلی/ خیر مطرح ‌شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس تحلیل ‌شد. در وزن دستوری سبک، وقتی سازۀ مورد مطالعه در جایگاه بی‌نشان قرار‌ دارد، سرعت زمان خوانش به­نسبت جملات متناظر پسافعلی بیشتر است، حال آنکه این الگو با افزایش وزن دستوری برعکس می‌شود؛ به بیان دیگر، در وزن دستوری متوسط، حرکت پسافعلی سازه‌ها، به کاهش میانگین خوانش جمله‌ منجر می‌شود. این کاهش به‌مراتب در حالت سنگین معنادارتر است. ترتیب سازه‌ها و گشتار حرکت نسبت به وزن دستوری سازه‌‌ها حساس است؛ درنتیجه، گرایش سنگینی پایانی در زبان فارسی در رابطه با ساخت‌های ‌پیش‌گفته با انگیزش افزایش راندمان پردازشی تأیید‌ می‌شود.
 
 

دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده

زبان آلمانی در جمله­های پایه ردۀ فعل ـ مفعول و در جمله­های پیرو ردۀ مفعول ـ فعل دارد. علاوه بر این ویژگی، در زبان آلمانی ترتیب آزاد واژگانی را مشاهده می­کنیم. نقش­های دستوری نظیر فاعل، مفعول و قید جایگاه معینی در جمله­ ندارند؛ بلکه می­توانند پیش از فعل صرف­شده، در جایگاه میان فعل صرف­شده و مصدر و همچنین پس از مصدر قرار گیرند. موضوع مقالۀ پیش رو، نحوۀ چینش سازه­ها در جایگاه میانی جمله، بر اساس قواعد ساخت اطلاع و دیگر فاکتورهای دخیل در این ارتباط نظیر معرفگی، جان­داری و ضمیرگذاری است. اهمیت پرداختن به این موضوع از این روست که در جایگاه میانی جمله محدودیتی برای تعداد سازه­ها وجود ندارد. در این مقاله با استناد به قواعد ساخت اطلاع و معرفی دیگر فاکتورهای دخیل در چینش سازه­ها در جایگاه میانی جمله، نشان می­دهیم که علاوه بر آزادی نسبی در ترتیب قرارگرفتن اجزای نقش­دار جمله، فاکتور­های معناشناختی و کاربردشناختی نیز در ترتیب واژگان جمله مؤثر هستند.
 
Informationsstruktur


دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۸ )
چکیده

هرچه صورت یک نشانه پیچیده­تر یا نشان­دارتر باشد درنتیجه معنی هم پیچیده­تر خواهد بود. نشان­داری می­تواند شکل یک رابطۀ دوتایی را به خود بگیرد یا به صورت طیفی باشد که از بی­نشانی آغاز می­شود و به نشان­دارترین صورت ختم می­شود. در مورد نشان­دار بودن و پیچیده بودن آنچه در بدو امر مطرح می­شود این نکته وجود دارد که صورت پیچیده یا نشان­دار، تکواژهای بیشتری نسبت به صورت بی­نشان دارد و بسامد وقوع آن­ها نیز کمتر از صورت­های بی­نشان است. بنابراین، بین نشان­دار بودن یک مقوله و تنوع معنایی و پیچیده بودن آن رابطۀ مستقیم وجود دارد. فرایندهای نحوی که ترتیب کلمات جمله را تغییر می­دهند فرایندهای مؤکدسازی ازجمله مبتداسازی، اسنادی­سازی، سازه­آمیزی، مجهول­سازی و فراگذری هستند که باعث نشان­دار شدن جمله می­شوند. ساخت نحوی ویژۀ دیگر، ساخت افعال متوالی است که ساختی نشان­دار است و در این مقاله به آن اشاره خواهد شد. فرضیۀ اصلی مقالۀ حاضر عبارت است از اینکه تغییر ترتیب متعارف کلمات در جملات فارسی که منتج از فرایندهای نحوی است با نشان­داری مرتبط است. هر کدام از موارد ترتیب کلمات و نشان­داری به تنهایی تاکنون در پژوهش­های مختلفی بررسی شده­اند؛ اما در این مقاله ارتباط چگونگی و چرایی تغییر آرایش و ترتیب کلمات در جملات نمونۀ فارسی معیار با موضوع و مفهوم نشان­داری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.  برای نخستین بار نوعی متفاوت از انواع نشان­داری با عنوان نشان­داری حرکتی در این مقاله مطرح خواهد شد که از نوآوری پژوهش حاضر است.
 

دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده

در این مقاله ترتیب واژه در ساختهای نحوی زبانِ آمیختۀ ترکی ـ فارسی گونۀ بافتی با استفاده از ۲۴ مؤلفۀ هم‌بستگی درایر (۱۹۹۲; ۲۰۰۹ & ۲۰۱۳) بررسی شد تا مشخص شود این زبان در مقایسه با گروهزبانهای اروپا ـ آسیا و جهان با چه ردۀ زبانی مطابقت دارد. همچنین، کارایی نظریههای هسته ـ وابسته، سوی انشعاب و اصل توازن فرامقولهای در تبیین رفتار ردهشناختی این گونۀ زبانی مطالعه شد.  یافته‌ها نشان داد که زبانِ آمیختۀ ترکی ـ فارسی درمقایسهبا زبانهای اروپا ـ آسیا دارای شانزده مؤلفه از مؤلفههای زبانهای فعلپایانی قوی (فعل پس از مفعول) و پانزده مؤلفه از مؤلفههای فعلمیانی قوی (فعل پیش از مفعول) است. همچنین، این زبان درمقایسهبا زبانهای جهان برخوردار از پانزده مؤلفه از مؤلفههای گروهزبانهای فعلپایانی قوی و چهارده مؤلفه از مؤلفههای گروهزبانهای فعلمیانی قوی است. این یافتهها تأییدی است بر اینکه این گونۀ زبانی در مقایسه با زبانهای اروپا ـ آسیا و جهان، با گروهزبانهای فعلپایانی قوی مطابقت دارد. دارا بودن مؤلفههای زبانهای فعلمیانی قوی در مقایسه با زبانهای اروپا ـ آسیا و جهان نیز مؤید آن است که این گونۀ زبانی در حال حرکت به سوی زبانهای فعلمیانی قوی است و به‌لحاظ ردهشناسی زبانی، یکدست هستهپایانی و یا هستهمیانی نیست، بلکه زبانی آمیخته است و این آمیختگی به‌سبب محیط اجتماعی است که دوزبانگی گسترده در آن رایج است. افزونبراین، نمونههای این گونۀ زبانی نشان داد که نظریههای هسته ـ وابسته، سوی انشعاب و اصل توازن فرامقولهای تبیینکنندۀ رفتار ردهشناختی زبان آمیختۀ ترکی ـ فارسی نیست.



 

دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده

پژوهش حاضر با موضوع «جهت میانه در زبان فارسی» با به‌کارگیری آرای موجود در رویکرد کمینه‌گرای بوورز (۲۰۱۰, ۲۰۱۸) شکل گرفته ‌است. این رویکرد از تازه‌ترین تعدیل‌های شکل‌گرفته در چارچوب برنامه کمینه‌گراست که در آن کاستی‌های موجود در نظریات پیشین ازمیان رفته است و مهم‌ترین دستاورد آن ارائه ترتیب جهانی ادغام است؛ ترتیبی که از منظر بوورز با کمک آن می‌توان فرایند ادغام نحوی در زبان‌های گوناگون را سامان‌دهی کرد. پیش‌تر بوورز (۲۰۰۲) در چارچوب برنامه کمینه‌گرا تحلیل ساخت‌های متعدی معلوم، میانه و مجهول را با استفاده از دو مقوله «اِسناد» و «گذرایی» ممکن می‌دانست. با حذف گره گذرایی از تحلیل‌های متأخر وی و نیز جایگزین شدن مقوله نقشی «جهت»، ویژگی‌های هسته این گروه عامل تمایز چنین ساخت‌هایی است. پژوهش حاضر ضمن پذیرش کارآمدی رویکرد بوورز، به مقایسه «جهت میانه» در زبان فارسی و ساخت‌های تک‌موضوعی نامفعولی و ناکُنایی پرداخته است. در این مقاله با استناد به بررسی‌های نحوی صورت‌گرفته بر روی داده‌های مستخرج از «پایگاه اینترنتی دادگان: پیکره وابستگی نحوی زبان فارسی» نشان خواهیم داد که نه‌تنها در زبان فارسی امروز جهت فعل «میانه» کاربرد دارد، بلکه ترتیب جهانی مطرح‌شده توسط بوورز در فرایند ادغام ساخت‌های نحوی موسوم به «ترتیب جهانی ادغام» در زبان فارسی نیز رعایت می‌شود. مطابق با چنین ترتیبی جایگاه ادغام موضوع فعل با نقش معنایی کنش‌گر پایین‌ترین جایگاه در نمودارهای درختی خواهد بود و سایر موضوع‌های فعل پس از گروه کنش‌گر و با ترتیب ویژه‌ای ادغام می‌شوند. تحلیل شیوه ادغام موضوع‌های فعل در قالب گِره‌های نحوی و نیز بازنمایی شیوه ادغام نحوی سه ساخت تک‌موضوعی میانه، نامفعولی و ناکنایی در زبان فارسی دستاوردهای این پژوهش در چارچوب برنامه کمینه‌گراست. 
 

دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده

هدف این پژوهش بررسی تأثیر وزن دستوری بر پسایندسازی سازه‏های مختلف در زبان فارسی معاصر گفتاری است. با اینکه زبان فارسی زبانی فعل‏پایان است، اما در موارد متعددی برخی سازه‏ها در جایگاه پس از فعل قرار می‏گیرند و اصطلاحاً پسایند می‏شوند. یکی از عواملی که در این جابه‏جایی تأثیرگذار است، وزن دستوری است. منظور از وزن دستوری تعداد کلمات درون هر سازه است. در مطالعات رده‏شناسی عنوان شده است که در اکثر زبان‏های جهان گرایش کلی به قرار دادن سازه سبک قبل از سازه سنگین است که به تسهیل در تولید و درک گفتار کمک می‏کند. اما مطالعاتی نیز صورت گرفته است که در زبان‏های فعل‏پایانی مانند ژاپنی و کره‏ای، سازه‏های سنگین پیش از سازه‏های سبک قرار می‏گیرند. درواقع دو نوع رده از این حیث در زبان‏های جهان وجود دارد. در این پژوهش، با تکیه بر پیکره گفتاری زبان فارسی، به بررسی تأثیر وزن دستوری بر سازه‏های پسایند‏شده در زبان فارسی پرداخته‏ایم. این مطالعه نشان می‏دهد در زبان فارسی، سازه‏های سنگین بیش از سازه‏های سبک در جایگاه پس از فعل قرار می‏گیرند. به عبارتی فارسی از این حیث در جایگاه پس از فعل، مانند زبان‌های فعل‏پایانی همچون کره‏ای و ژاپنی نیست. درمورد چهار سازه مفعول غیرمستقیم، مسند، فاعل و قید مکان، اصل سازه سنگین پس از سازه سبک دیده می‏شود و البته موارد محدودی هم وجود دارد که این گرایش در آن‌ها رعایت نشده است.
 

دوره ۱۳، شماره ۶ - ( ۱-۱۴۰۱ )
چکیده

ترتیب‌واژه در پژوهش حاضر با هدف تعیین ردۀ زبانی زبان ارمنی‌ شرقی نسبت‌به گروه‌ زبان‌های «اروپا ـ آسیا» و «جهان» برمبنای «نظریۀ سوی انشعاب» درایر (۱۹۹۲) مورد توجه قرار گرفته است. درایر (۱۹۹۲) در این مقاله با عنوان «هم‌بستگی‌های ترتیب‌واژه گرینبرگی»، ۲۳ جفت هم‌بستگی «هم‌الگو با فعل» و «هم‌الگو با مفعول» را برای تعیین ترتیب‌واژه در زبان‌ها معرفی کرده و نیز «نظریۀ هسته ـ وابستۀ» گرینبرگ (۱۹۶۳) را موردانتقاد قرار داده و با ارائۀ «نظریۀ سوی انشعاب» به این نتیجه رسیده است که زبان‌ها تمایل دارند راست ـ انشعاب یا چپ ـ انشعاب باشند. بر این مبنا در پژوهش حاضر بر روی زبان ارمنی‌ شرقی برآنیم تا به پرسش‌ زیر بپردازیم: زبان ارمنی‌ شرقی در مقایسه با زبان‌های اروپا ـ آسیا و همچنین در مقایسه با زبان‌های جهان به کدام‌یک از رده‌های مفعول ـ فعل یا فعل ـ مفعول‌ تعلق دارد؟ در رسیدن به هدف پژوهش، نوزده جفت از هم‌بستگی‌های درایر که در گونۀ ارمنی‌ شرقی دارای مصداق هستند، با استناد بر داده‌های زبانیِ گردآوری‌شده به روش مصاحبه و نیز از متون مکتوب این گونۀ زبانی، موردبررسی قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش نمایانگر آن است که زبان ارمنی‌ شرقی نسبت‌به زبان‌های «اروپا ـ آسیا»، چهارده مؤلفه از مؤلفه‌های زبان‌های با ترتیب مفعول ـ فعل قوی و پانزده مؤلفه از مؤلفه‌های زبان‌های با ترتیب فعل ـ مفعول قوی و در مقایسه با زبان‌های «جهان»، چهارده مؤلفه از مؤلفه‌های زبان‌های با ترتیب مفعول ـ فعل‌ قوی و ۱۴ مؤلفه از مؤلفه‌های زبان‌های با ترتیب فعل‌ ـ مفعول قوی را دارد. نتایج همچنین نشان می‌دهند که ارمنی‌ شرقی در مقایسه با زبان‌های «اروپا ـ آسیا» به زبان‌های با ترتیب فعل ـ مفعول قوی و در مقایسه با زبان‌های «جهان»، به هر دو گروه زبان‌های با ترتیب مفعول ـ فعل قوی و فعل ـ مفعول قوی گرایش دارد. برمبنای نتایج پژوهش می‌توان اذعان داشت که زبان ارمنی‌ شرقی برخلاف ادعای درایر (۱۹۹۲) تمایل به راست ـ انشعاب بودن یا چپ ـ انشعاب بودن ندارد و می‌توان وضعیتی بین این دو یعنی ردۀ «بینابین» را به‌عنوان رده‌ای مستقل برای ارمنی‌ شرقی درنظر گرفت.
 

دوره ۱۳، شماره ۶ - ( ۱-۱۴۰۱ )
چکیده

مقالۀ حاضر به موضوع ساختار گروه اسمی در زبان آلمانی و ترتیب عناصر تشکیل‏دهندۀ آن می‏پردازد. این ویژگی در زبان آلمانی که وابسته‏های هستۀ گروه اسمی می‏توانند در هر دو سوی آن قرار گیرند، جزو خصوصیاتی است که بر پیچیدگی ساخت و ترتیب ارکان گروه اسمی می‏افزاید. یکی از اهداف این پژوهش که ماهیتی توصیفی دارد، پاسخ به این پرسش است که آیا چینش عناصر بسط‏دهندۀ گروه اسمی در هر دو سوی آن، از قاعده‏ای پیروی می‏کند؟ به عبارت دیگر، آیا قرار گرفتن این عناصر در دو سوی گروه اسمی تصادفی است؟ نتایج نشان می‏دهد، عناصری که در سمت چپ هسته واقع می‏شوند، با هستۀ گروه اسمی مطابقۀ دستوری دارند. این درحالی است که این روابط در سمت راست هسته مشاهده نمی‏شود. علاوه بر این، از طریق نمونه‏هایی نشان می‏دهیم که این دسته‏بندی در مواردی نقض می‏شود. همچنین نشان می‏دهیم که قرار گرفتن انواع صفت در سمت چپ هسته از الگوی خاصی پیروی می‏کند. علاوه بر این، در موضوع نشانه‏گذاری حالت دستوری در گروه اسمی ملاحظه می‏کنیم که دلیل پاره‏ای از ناهمگونی‏ها در صرف صفت در گروه اسمی، به جایگاه نحوی اجزاء تشکیل‏دهندۀ گروه اسمی بازمی‏گردد.
 

دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۲۸ )
چکیده

یعتبر التفسیر بحسب ترتیب النـزول أحد ألوان التفسیر وأسالیبه التی یلتزمها المفسر حیث یقسّم عمله إلى تفسیر بحسب ترتیب نزول الآیات وتفسیر بحسب ترتیب نزول السور، والتقسیم الثانی - وهو التفسیر بحسب الترتیب النـزول - یعدّ أسلم لونی التفسیر بحسب النزول لأنّه أقلّ عرضهًَ للتناقض وأکثر جمعاً للفوائد. ومن المسائل التی عُنِی الکاتب بها هی: إمکانیه الوقوف على ترتیب النزول، ضرورته، أهمیّته وشرعیته، حیث وجّه الکاتب هَمّه للإجابه عنها وبیان الوجه فیها، وفی نهایه الأمر- مع الأخذ بعین الأعتبار ما ینطوی علیه کلا النوعین من الفوائد، وما یرد علیها من إیرادات- وجد الکاتب أنﱠ الطریق الأمثل هو الجمع بینهما، والإفاده من کلیهما للوصول إلى طریقه واضحه المعالم یتوفّر فیها الناحیتان العلمیه والعملیه.

دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۵-۱۳۹۰ )
چکیده

مقوله رضایت مشتری بیانگر یک رویکرد نوین نسبت به کیفیت در مؤسسات اقتصادی و سازمان ها و همچنین ایجاد یک مدیریت و فرهنگ مشتری مدار واقعی می باشد. اندازه گیری رضایت مشتریان، ارایه کننده یک بازخورد فوری، معنی دار و عینی در خصوص انتظارات و اولویت های مشتری می باشد. بدین ترتیب، می بایست عملکرد سازمان ها در ارتباط با مجموعه ای از ابعاد رضایت مورد ارزیابی قرار گرفته که بیانگر نقاط قوت و ضعف یک سازمان باشد. در این تحقیق و برای اولین بار در ایران، روش تجزیه و تحلیل چندمعیاره رضایت (MUSA) جهت اندازه گیری و تجزیه و تحلیل رضایت مشتریان بانک توسعه صادرات ایران استفاده شده است. این روش به صورت یکپارچه، سطح رضایت مجموعه ای از مشتریان را بر پایه ارزش ها و اولویت های بیان شده آنها، ارزیابی می کند. این تحقیق بنا به درخواست اداره امور مشتریان و هماهنگی شعب بانک توسعه صادرات ایران انجام شده است که با حل چندین مدل برنامه ریزی خطی (با توجه به ساختار سلسله مراتبی ابعاد رضایت تعیین شده توسط خبرگان)، میانگین سطح رضایت در هریک از ابعاد و نیز رضایت کلی و همچنین اهمیت (وزن) هریک از ابعاد رضایت به دست می آید و در نهایت با ایجاد و توسعه مجموعه ای از شاخص های کمی و نمودارهای ادراکی به ارزیابی و اندازه گیری بهتر رضایت کمک می نماید.

دوره ۱۵، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۲۹ )
چکیده

التفسیر الموضوعی اتجاه جدیده فی الدراسات التفسیریه یحاول أن یفسر قضایا محدده فی القرآن الکریم یتمایز عن الطریقه السائده فی التفسیر طیله القرون التی سبقت القرن الرابع عشر الهجری والتی عرفت باسم طریقه التفسیر التجزیئی أو التسلسلی أو الموضعی. وسبب نشوء هذه الظاهره هو التطورات العظیمه التی حصلت فی واقع المسلمین على مختلف الصعد اجتماعیاً وسیاسیاً وثقافیاً وإصلاحیاً والتحدیات التی واجهت المسلمین فی مختلف مجالات الحیاه وتطلبت من علمائهم رداً وموقفاً سریعاً لا یستطیع انتظار الفراغ من تفسیر القرآن من أوله إلى آخره على طریقه التفسیر الترتیبی مما أضفى على التفسیر الموضوعی أهمیه وفوائد کثیره. ومع أن عقودا عدیده مرت على الکتابات التی تعرضت للتفسیر الموضوعی إلا أن تباینا لا زال یلقی بظلاله على عدد من القضایا المرتبطه بالتفسیر الموضوعی من قبیل المراد بالتفسیر الموضوعی بشکل دقیق. وعند إطلاقه على أی نوع من أنواعه یدل؟ بمعنى هل یدل على التفسیر الموضوعی فی القرآن کله أم على التفسیر الموضوعی للسوره أم على التفسیر الموضوعی للمفرده القرآنیه؟ ثم ما هو المراد من الموضوع وضوابط تحدیده وبحثه وهل یجب أن یکون کما یقول سماحه المجاهد الشهید السیّد محمد باقر الصدر من خارج النص أم أنه یمکن أن یکون الموضوع من النص بدایه ونهایه؟ ثم ما هی دلائل مشروعیه هذا النوع من التفسیر وکیف یجاب عن الإشکالات الکثیره التی وجهت إلى التفسیر الموضوعی والناشئه أساسا من عدم وضوح الجانب النظری للتفسیر الموضوعی أو من سوء ظن مسبق به وبمن تبناه.

دوره ۱۵، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۹۴ )
چکیده

ترافیک، یک واژه‌ی شناخته شده‌ی بین المللی است که یکی از مهمترین عوامل ایجاد آن در کشورهای توسعه یافته افزایش جمعیت می‌باشد. بررسی‌ها نشان می‌دهد که بهترین راه کنترل ترافیک و به مفهوم دیگر به حداقل رساندن ضرر و زیان ناشی از آن، استفاده از عواملی است که گزارشات ترافیک را در بهینه ترین زمان ممکن انجام دهد. لذا در این پژوهش به منظور کنترل ترافیک، پس از مدل‌سازی ربات پرنده‌ی چهارپره توسط رابطه‌ی نیوتن- اویلر، یک مسیر سه بعدی بهینه‌ی مقید با استفاده از تکنیک ترتیب مستقیم طراحی شده است. به عبارت دیگر، ابتدا مسئله‌ی مطرح شده در این پژوهش به عنوان یک مسئلۀ کنترل بهینه فرموله شده است و سپس مسئله‌ی کنترل بهینه با استفاده از رویکرد ترتیب مستقیم که یکی از روشهای حل عددی مسائل کنترل بهینه است، کاملا گسسته شده و به یک مسئلۀ برنامه ریزی غیرخطی تبدیل گردیده است. در نهایت حل مسئله‌ی برنامه ریزی غیرخطی فوق الذکر از طریق حل کننده‌ ی SNOPT صورت گرفته است که برای حل از روش های گرادیانی نظیر SQP بهره می گیرد. لازم به ذکر است از آنجایی که هدف غایی طراحی مسیر در این پژوهش، کنترل ترافیک شهری می‌باشد، لذا قیدهای در حین مسیر تعریف شده در حل این مسئله از نوع قیدهای شهری هستند بدین صورت که هر ساختمان در مسیر پروازی با یک استوانه مدل شده است. نتایج حاصل از شبیه سازی نشان می‌دهند که روش فوق الذکر، یک روش کارامد و موثر در طراحی سه بعدی مسیر بهینه‌ی پروازی می‌باشد.

دوره ۲۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

امروزه ظهور خدمات مبتنی‌بر وب مانند تجارت الکترونیکی، بانک‌داری الکترونیکی و موارد مشابه موجب ایجاد تغییرات اساسی در روش زندگی انسان‌ها شده است. وب یک رسانه‌ ارتباط مستقیم با هزینه‌ کم را برای ارائه خدمات کسب و کارها به مشتریانشان فراهم می‌کند. کسب و کارها برای فعالیت‌های ترویجی و بازاریابی هدفمند نیاز به ثبت، بررسی و تحلیل رفتار کاربران و کشف دانش نهفته در آن را دارند تا بتوانند محتوا و ظاهر وب سایت خود را با علایق و نیازهای کاربران سازگار و شخصی‌سازی کنند. در این راستا برای تحلیل رفتار کاربران و ارائه پیشنهادات پویا و متناسب با الگوهای رفتاری آن‌ها می‌توان از تکنیک‌های وب‌کاوی استفاده کرد. در این پژوهش مدلی ارائه شده است که به کمک آن می‌توان رفتار کاربران الکترونیکی را تحلیل و پیش‌بینی کرد. در این مدل ابتدا کاربران به کمک الگوریتم انتشار کشش خوشه‌بندی شده‌اند و سپس به وسیله الگوریتم کاوش الگوهای ترتیبی سی.‌ام. اسپید رفتارشان تحلیل شده است. در گام بعد برای هر خوشه پروفایل کاربری مختص آن خوشه تشکیل می‌شود. سپس به کمک این پروفایل‌ها می‌توان توصیه‌هایی را به کاربران جدید ارائه کرد. نتایج به‌دست‌آمده حاکی از این است که مدل ارائه شده کارایی قابل قبولی دارد.

صفحه ۱ از ۲    
اولین
قبلی
۱