جستجو در مقالات منتشر شده
۲ نتیجه برای تحلیل روایت
نرگس خادمی،
دوره ۴، شماره ۱۳ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
یکی از جایگاه هایی که زن گاهی در آثار کلاسیک فارسی در آن قرار می گیرد، جایگاهی است که در آن به عنوان کنیز، در خدمت فرد یا گروهی از افراد دیگر است. زن در این جایگاه، در نقشی منفعل و اغلب به عنوان یک هدف جنسی صرف و در خدمت غرایز فردی در جایگاه اجتماعی بالاتر است. هدف این جستار ارائه تحلیلی از کنیزک به عنوان عاملی داستانی در مثنوی مولوی است. بدین منظور از الگوی کنشگرهای گریماس که الگویی کارآمد در تعیین میزان کنش مندی یا کنش پذیری یک عامل داستانی است، استفاده نمودیم. گریماس در معنا-شناسی روایی الگویی را پیشنهاد می دهد که شامل شش کنشگر است. این کنشگرها تمامی کنش های داستانی را تحت پوشش قرار می دهند.این شش کنشگر عبارتند از کنشگر، شئ ارزشی، فرستنده، گیرنده، بازدارنده و سود برنده. در راستای هدف این جستار، با بررسی شخصیت کنیزک در ارتباط متقابل او با عوامل داستانی دیگر، طبق یک بررسی آماری به این نتیجه رسیدیم که شخصیت کنیزک، تقریبا در تمام موقعیت های چهارده گانه ی بررسی شده، در جایگاه شئ ارزشی و به عنوان مفعول شخصیت هایی چون شاه، خلیفه و پهلوان قرار می گیرد و از آنجایی که در تمام موارد بررسی شده، نیروی تحریک کننده ی کنشگر عامل شهوت است، کنیزک در تمام موقعیت های بررسی شده، کاملا منفعل و در نقش یک هدف جنسی است.
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
ایران کشوری چندفرهنگی و چندزبانه است. بررسی تأثیر دوزبانگی بر تواناییهای زبانی کودکان و روند فراگیری و یادگیری زبان هم از منظر روانشناسی زبان و هم جامعهشناسی زبان در مقوله برنامهریزی زبانی مهم است. هدف پژوهش حاضر ــ که از نوع توصیفی ـ تحلیلی و مقایسهای است ــ بررسی و تحلیل روایتهای داستانی شفاهی کودکان دوزبانۀ مازندرانی ـ فارسی جویبار است تا از یکسو تأثیر سن بر رشد ساختار روایی کودکان و از سوی دیگر، مهارت روایی کودکان در هر یک از این دو زبان بررسی و از دو منظر پیچیدگی ساختار و طول روایت مقایسه شود. به این منظور، ساختار ۳۲ روایت شفاهی مازندرانی و فارسی ۱۶ دختر و پسر ۴ تا ۶ سالۀ دوزبانه (در چهار گروه سنی الف: ۴ - ۵/۴، ب: ۵/۴ - ۵، ج: ۵ - ۵/۵، د: ۵/۵ - ۶) بررسی شدهاند. نتایج نشان میدهند که متغیر سن بر پیچیدگی ساختار روایت در هر دو سطح کلان و خرد و در هر دو زبان مازندرانی و فارسی تأثیر معناداری دارد. مقایسۀ روایتهای فارسی و مازندرانی کودکان دوزبانه نشان میدهد که روایتهای فارسی این کودکان پیچیدهتر از روایتهای مازندرانیشان است و این تفاوت به لحاظ آماری معنادار است. این تفاوت ناشی از تفاوت معنادار در مقولههای کنش، پیامد، حروف ربط همپایه و نیز کاربرد افعال ذهنی و بیانی است. بررسی و مقایسه و طول روایت با استفاده از محاسبۀ میانگین طول پارهگفتار و تعداد واژه تفاوت معناداری را با توجه به متغیر سن و زبان نشان نمیدهد، هر چند که طول روایت با بالا رفتن سن بیشتر شده است.