جستجو در مقالات منتشر شده


۱۴ نتیجه برای بیدل

کاووس حسن لی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده

هنگامی که عناصر و اجزای اثر ادبی بررسی، و چگونگی پیوند آن‌ها با یکدیگر و ارتباط آن‌ها با ساختمانِ کلی اثر بازیابی می‌شود، خوانشی شکل‌مبنایانه (فرمالیستی) صورت گرفته ‌است. با چنین خوانشی است که می‌توان درباره میزان پیوند اجزای اثر (پیوندهای افقی و عمودی) سخن گفت. در این مقاله، شکل و ساختار غزلی از بیدل دهلوی، با مطلع زیر(به یاریِ نشانه‌های درون‌متنی) بازخوانی شده است: یک تار مو گر از سر دنیا گذشته‌ای صد کهکشان ز اوج ثریا گذشته‌ای بن‌مایه این غزل در همه بیت‌ها «سفارشِ مکرّر به بازگشت به خویشتن و توجه به درون خود در بستر زمانِ شتابان و گذرا» ست. مضمونِ حرکت، عبور، گذر و دگرگونی در همه بیت‌های غزل گسترش یافته و جریان پیدا کرده است؛ امّا پیوندی که میان بیت‌های این غزل دیده می‌شود، «ساختاری اندام‌وار» را پدید نیاورده، بلکه هر سطرِ این غزل همچون مهره‌ای جداگانه است که با رشته‌ای (مضمونِ حرکت و گذر زمان) به هم پیوند یافته و گردنبندی (غزلی) را پدید آورده‌ است.

دوره ۲، شماره ۵ - ( ۶-۱۳۸۳ )
چکیده

یکی از جریانهای عظیم ادبی و اجتماعی فرهنگ و تمدن ایران، که نزدیک به یک و نیم قرن،
یعنی از اواخر قرن دوازدهم تا ابتدای قرن چهاردهم هجری قمری، بخش بزرگی از جهان
ایرانی را در ماوراء النّهر تحت نفوذ خود قرارداده بود، بیدل گرایی و رسوخ افکار و آثار، شکل
۱۷۲۱ م ) شاعر - ۱۱۳۳ ه .ق/ ۱۶۴۴ - بیان و اسلوب گفتار میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی ( ۱۰۵۴
جغتایی نژادِ فارسی گوی هندوستان بود.
۱۹۵۴ م ) بنیانگذار ادبیات نوین تاجیک، نقش بسیار مهمی در - صدرالدین عینی ( ۱۸۷۸
معرفی این جریان بزرگ و تأثیرگذار ادبی و اجتماعی داشته است . در این مقاله، چشم انداز
روشنی از وضعیت این جریان با تکیه بر آثار عینی در ماوراءالنّهر ترسیم، و در شش بخش
تنظیم شده است:
۱. پیشگامان و طراحان نظریه بیدل گرایی در ماوراءالنّهر
۲. آشنایی عینی با بیدل
۳. نخستین تحقیق عینی درباره بیدل
۴. عینی و بیدل در نمونه ادبیات تاجیک
۵. بررسی و تحلیل کتاب میرزا عبدالقادر بیدل
۶. بیدل در یادداشتها

دوره ۲، شماره ۷ - ( ۹-۱۳۸۸ )
چکیده

یکی از دشواری های شعر بیدل دهلوی مربوط به فهمِ معانی و کاربردهای خاصّ واژه ها و اصطلاحات در اشعار اوست. بیدل بعضی واژه های فارسی را با معنای وضعی و لغت نامه ای به کار می برد و با معنای اصطلاحی و کاربردهای اصلی آن واژه ها در زبانِ فارسی بیگانه است. «تضمین» یکی از این واژه هاست که بیدل آن را در معنای متفاوتی به کار برده و گاه با آن ترکیبِ «مصرعِ تضمین» را ساخته است.
       
در این مقاله ابتدا تعاریف و معانیِ تضمین در لغتنامه ها و کتب بلاغی بررسی و سپس معنای این واژه در اشعار بیدل واکاوی می شود. همچنین اصطلاح «مصرعِ تضمین» مورد بررسی قرار می گیرد. روش نگارنده در تحلیل معنای این اصطلاح استفاده از اشعار خود بیدل است و برای این کار، کاربردهای این واژه در اشعار بیدل، تعیین و تبیین شده است. در پایان معنای «تضمین» و «مصرعِ تضمین» در اشعار تعدادی از شاعرانِ هم عصرِ بیدل بررسی و با معنای آن ها در اشعار بیدل مقایسه می شود. این مقاله نشان می دهد اصطلاحات «تضمین»، «مصرع تضمین» و «مضمون» در قرن ۱۲ هجری قمری در شبه قارۀ هندوستان، به اصطلاحاتی تخصصی در حوزۀ نقد ادبی تبدیل شده است و تعاریفی جدید را پذیرفته. در این تعاریف، «مضمون» اختصاصا به معنی «مصراع برجسته» به کار می رود و «تضمین» به فرایند «مصرع رسانی» یا «پیش مصرع رسانی» اطلاق می شود به این فرایند «مضمون بستن» نیز می گویند. «مصرع تضمین» اصطلاحی است که برای «مصرع یا پیش مصرعِ رسانده» به کار می رود.


دوره ۲، شماره ۷ - ( ۹-۱۳۸۸ )
چکیده

یکی از دشواری های شعر بیدل دهلوی مربوط به فهمِ معانی و کاربردهای خاصّ واژه ها و اصطلاحات در اشعار اوست. بیدل بعضی واژه های فارسی را با معنای وضعی و لغت نامه ای به کار می برد و با معنای اصطلاحی و کاربردهای اصلی آن واژه ها در زبانِ فارسی بیگانه است. «تضمین» یکی از این واژه هاست که بیدل آن را در معنای متفاوتی به کار برده و گاه با آن ترکیبِ «مصرعِ تضمین» را ساخته است.
       
در این مقاله ابتدا تعاریف و معانیِ تضمین در لغتنامه ها و کتب بلاغی بررسی و سپس معنای این واژه در اشعار بیدل واکاوی می شود. همچنین اصطلاح «مصرعِ تضمین» مورد بررسی قرار می گیرد. روش نگارنده در تحلیل معنای این اصطلاح استفاده از اشعار خود بیدل است و برای این کار، کاربردهای این واژه در اشعار بیدل، تعیین و تبیین شده است. در پایان معنای «تضمین» و «مصرعِ تضمین» در اشعار تعدادی از شاعرانِ هم عصرِ بیدل بررسی و با معنای آن ها در اشعار بیدل مقایسه می شود. این مقاله نشان می دهد اصطلاحات «تضمین»، «مصرع تضمین» و «مضمون» در قرن ۱۲ هجری قمری در شبه قارۀ هندوستان، به اصطلاحاتی تخصصی در حوزۀ نقد ادبی تبدیل شده است و تعاریفی جدید را پذیرفته. در این تعاریف، «مضمون» اختصاصا به معنی «مصراع برجسته» به کار می رود و «تضمین» به فرایند «مصرع رسانی» یا «پیش مصرع رسانی» اطلاق می شود به این فرایند «مضمون بستن» نیز می گویند. «مصرع تضمین» اصطلاحی است که برای «مصرع یا پیش مصرعِ رسانده» به کار می رود.


دوره ۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده

نهضت باروک از ایتالیا آغاز شد و تمام اروپا را فراگرفت. مکتب باروک پس از عصر باشکوه رنسانس و سبک هندی پس از دوره عراقی شکل گرفت. این دو رابطه ای استوار با هم دارند. برای مثال، قالب رایج در هر دو مکتب، غزل است و مضامینی چون حرکت و استحاله، تأکید بر صورت‌های عینی و تجسمی، تکیه بر زیبایی‌های جسمی، چگونگی وصف طبیعت، تسلط دکور، آشنایی‌زدایی و... در هر دو مشترک است. در ادبیات باروک عدم تقلید از قدما، ناپایداری جهان، استعاره‌های حرکت، مرگ، نمایش، اغتنام فرصت لحظه‌های زودگذر، عصیان هنرمند، پیچیدگی فلسفی، پارادوکس، مطلق نبودن علم بشری، آزادی بیان و... به‌وضوح مشاهده می‌شود؛ این عناصر در شعر بیدل دهلوی هم نمود یافته است. هدف این پژوهش، بررسی ارتباط مکتب باروک و سبک شعری در هند و ایران با تکیه بر اشعاری از بیدل دهلوی است.

دوره ۵، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۶ )
چکیده

ابن‌عربی از شخصیت‌های مهم عرفان اسلامی است که نظریاتش مکتب و رویکرد خاصی را در بینش عرفانی پدید آورد. آرای وی در میان اشعار عرفانی ظهور بسیار داشته است. در این مقاله، خاستگاه آموزه‌های عرفانی مثنوی محیط اعظم از بیدل دهلوی بررسی شده است. با توجه به مباحثی که شیخ اکبر مطرح کرده، به‌نظر می‌رسد در تصنیف این مثنوی توجه خاصی به این اثر شده است. در این پژوهش، تناظر مورد نظر میان فصوص‌الحکم و مثنوی محیط اعظم با ذکر قراینی که در صورت ظاهری این مثنوی و مضامین عرفانی‌ آن آمده‌، بررسی شده است. در این میان علاوه‌بر صورت‌بندی، تعبیرات و اصطلاحات، آموزه‌های عرفانی مثنوی محیط اعظم نظر مذکور را تأیید می‌کند؛ بحث سریان وجود حق در همه هستی- که در مکتب ابن‌عربی وحدت وجود خوانده شده- و مراتب این ظهور و ویژگی‌های آن ازجمله مضامین عرفانی طرح‌شده در مثنوی یادشده است که برخاسته از بنیان‌های مکتب فکری ابن‌عربی است. این مقاله با ارائه شواهد مربوط، اثرپذیری بیدل دهلوی از فصوص ‌الحکم را در ساختار صوری و محتوایی مثنوی محیط اعظم تأیید می‌کند. 
 

دوره ۶، شماره ۲۴ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده

اشعار بیدل دهلوی به­عنوان یکی از شاعران طراز اول شعر فارسی ـ که خارج از مرزهای ­جغرافیایی ایران می­زیسته ـ دربرگیرندۀ تنوع فرهنگ عامه و به­ویژه، فرهنگ عامۀ ایرانی است. در پژوهش حاضر تلاش می­شود غزلیات وی از منظر تبلور فرهنگ عامه بررسی شود. از این رو، در وهلۀ اول نشان داده شد که بیدل دهلوی با وجود آنکه شاعری غیر­ایرانی است، در بازتاب فرهنگ عامه در بطن اشعار خود، به انحای مختلف و به­صورت خودآگاه یا ناخودآگاه، به­شدت متأثر از فکر و فرهنگ ایرانی بوده است. در این پژوهش، سرچشمه­ها و خاستگاه­های برخی از سنن و اعتقادات عامیانۀ مستتر در شعر بیدل ـ که در فرهنگ­های هندی و ایرانی دارای بن­مایه­های مشترکی هستند ـ تحلیل و بررسی و مشخص شد که در این زمینه نیز نگاه اجتماعی و ادبی بیدل به­سمت پیشینۀ فرهنگی ایران است و شعر او رنگ و بوی ایرانی دارد.
 

دوره ۷، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده

مضمون شعر سبک اصفهانی و هندی در نهایت دقّت، انتخاب‌شده است و چون شعر سعدی و حافظ، انسان را به فکر کردن فرونمی‌برد. چنین سبک شعری باارزش‌های ادبی ایران تاریخی در دوره‌های خراسانی و عراقی سنخیّت ندارد، از سوی ادیبان و شاعران دوره بعد و نیز از سوی تذکره‌نویسان مورد توجّه واقع نشد و در تذکره‌ها نوشتند از ده‌ها هزار بیت صائب چند بیت او به دشواری انتخاب شد و همین‌که تا امروز شعر بیدل برای استادان و دانشجویان ایرانی ناآشناست به شگفتی نامأنوس شعر او برمی‌گردد. بدین‌جهت تحقیق حاضر تا حدودی می‌تواند تمایزها و تفاوت‌های سبک­های اصفهانی و هندی و دو نماینده این دو سبک یعنی صائب و بیدل را روشن و مشخّص نماید. بر همین مبنا مقالۀ پیشِ رو با بررسی و تحلیل دو سبک مذکور، فرضیه‌های زیر را اثبات می‌نماید؛ اکثر منتقدان ادبی، سبک هندی و اصفهانی را یکی دانسته‌اند و وجوه مشترک فراوانی برای آن‌ها ذکر کرده‌اند، امّا با اندکی درنگ می‌توان دریافت که این دو سبک باوجود ویژگی‌های مشترکِ فراوان، کاملاً بر هم منطبق نیستند. توجّه به سه عنصر زبان، زمان و مکان در شعر صائب و بیدل نمایانگر تفاوت‌های شعری این دو شاعر و اثبات همسانی سبکی آن‌هاست.
 

دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۹ )
چکیده

یکی از شگردهای مطرح در گستره سبک‌شناسی، مقایسه آثار ادبی مشابه با هم در دوره‌های گوناگون تاریخی است که نتیجه این شباهت‌ها و تفاوت‌ها، رمز و راز برتری شاعری بر دیگری و نیز میزان تأثیرگذاری‌های زبانی و تاریخی و فرهنگی بر متن ادبی، نشان خواهد داد. با نگاهی گذرا به اشعار سبک هندی و اصفهانی، به‌وضوح می‌توان گرایش فزاینده سرایندگان آن‌ها را در به‌کارگیریِ شگردها و فنون شاعری نسبت به پیشینیان دریافت. فنون و ابزاری که در جنبه‌های مختلف (فرمی و محتوایی) سبب فاصله‌گیری گفتار سراینده بر روی زنجیره زبان، از هنجار و زبان معیار و نزدیکی آن به زبان ادب و شعر می‌شود. در این راستا، تعیین سبک یک شاعر نیز، تشخیص و شناسایی همین ابزارها و شگردها در بسامد است که از شاعری به شاعر دیگر متفاوت هست و این‌چنین است که سبک‌های فردی به وجود می‌آید. بر این اساس، باید گفت که تفاوت اصلی شیوه شاعران سبک اصفهانی و هندی در میزان رویکرد شاعران این روزگاران به شعر شاعران و مضمون‌های مرسوم ادبی (motiv) در سبک عراقی رایج در ایران است. بیدل به‌عنوان سرآمد سبک هندی می‌کوشد که تحت‌تأثیر سبک اصفهانی نباشد (نظریه اضطراب تأثیر)؛ به‌گونه‌ای که این رویکرد در برابر شاعران سبک عراقی با شدّت کمتر و در برابر امثالِ صائب با شدّت بیشتر، صورت گرفته است.
 

دوره ۸، شماره ۳۶ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده

اشعار بیدل دهلوی، یکی از شاعران برجستۀ سبک هندی، که خارج از مرزهای جغرافیایی ایران می­زیسته، بازتابی از فرهنگ عامه، آداب، سنن و باورهای مردمی هند است. این شاعر عارف فارسی­زبان که آثار او برآمده از فرهنگ پایۀ سرزمین خویش است، توانسته بخشی از گزاره­های فرهنگی و باورهای عامۀ زیستگاه خود هند را به­صورت خودآگاه یا نا خودآگاه به گونه­های مختلف در اشعارش بازتاب دهد. در این پژوهش برآنیم تا باورهای عامه، آیین­ها، مراسم و مناسک مذهبی بازتاب­یافته در مثنوی «عرفان» را بررسی کنیم. حاصل این پژوهش، که با روش تحلیلی ـ توصیفی انجام شده است، بیانگر آن است که اعتقاد به تناسخ، آیین ستی، رسم وداد، آداب سوزاندن مردگان، بخشی از آداب و رسوم و باورهای مردم سرزمین هند است که شاعر با دست­مایه قرار دادن این آداب و رسوم به مضمون­پردازی­های هنری و تبیین اندیشه­های عرفانی و مذهبی برای مخاطب پرداخته است. همچنین قصۀ عاشقانۀ «کامدی و مدن» نیز در مثنوی «عرفان» شرایط پرزرق­و­برق دربارهای شاهان هند و آداب اجتماعی آن­ها را نشان می­دهد. این پژوهش می­تواند فرهنگ عامه و آداب و رسوم هندوان را بازنمایاند و در مطالعات قوم‌شناسی، علوم اجتماعی و پژوهش­های فرهنگی و عرفانی ثمربخش و کارآمد باشد.

بهمن بنی‌هاشمی،
دوره ۱۱، شماره ۴۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

یکی از دشواری‌های شعر بیدل دهلوی مربوط به فهم معانی و کاربردهای خاص واژه‌ها و اصطلاحات در اشعار اوست. بیدل بعضی واژه‌های فارسی را با معنای وضعی و لغت‌نامه‌ای به‌کار می‌برد و با معنای اصطلاحی و کاربردهای اصلی آن واژه‌ها در زبان فارسی بیگانه است. «تضمین» یکی از این واژه‌هاست که بیدل آن را در معنایی متفاوت به‌کار برده و گاه با آن ترکیب «مصرع تضمین» را ساخته است. در این مقاله ابتدا تعاریف و معانی تضمین در لغت‌نامه‌ها و کتب بلاغی و سپس معنای این واژه در اشعار بیدل واکاوی می‌شود. همچنین اصطلاح «مصرع تضمین» مورد بررسی قرار می‌گیرد. روش نگارنده در تحلیل معنای این اصطلاح استفاده از اشعار خود بیدل است و برای این کار، کاربردهای این واژه در اشعار او تعیین و تبیین می‌شود. در پایان معنای «تضمین» و «مصرع تضمین» در اشعار تعدادی از شاعران هم‌عصر بیدل بررسی و با معنای آن‌ها در اشعار بیدل مقایسه می‌شود. این مقاله نشان می‌دهد اصطلاحات «تضمین»، «مصرع تضمین» و «مضمون» در قرن دوازدهم هجری قمری در شبه‌قارۀ هندوستان به اصطلاحاتی تخصصی در حوزۀ نقد ادبی تبدیل شده و تعاریفی جدید را پذیرفته است. در این تعاریف، «مضمون» اختصاصاً به‌معنای «مصراع برجسته» به‌کار می‌رود و «تضمین» به فرایند «مصرع‌رسانی» یا «پیش‌مصرع‌رسانی» اطلاق می‌شود؛ به این فرایند «مضمون بستن» نیز می‌گویند. «مصرع تضمین» اصطلاحی است که برای «مصرع یا پیش‌مصرعِ رسانده» به کار می‌رود.


دوره ۱۱، شماره ۴۳ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده

بابافغانی و بیدل دو شاعر جریان‌ساز شعر فارسی هستند که یکی در طلیعه سبک هندی و دیگری در نقطه اوج آن قرار گرفته ‌است. هنر بابافغانی، شکستنِ فضای خشک و بی‌روح شعر فارسی در دوران فترت است که با گرایش به روانی و سادگی زبان، زمینه ظهور مکتب وقوع و واسوخت را فراهم آورد. بیدل هم با ساختارشکنی‌ها و آشنایی‌زداییهایی که ابهام و پیچیدگی شعر او را به همراه داشت، سبک هندی را به نقطه اوج خود رسانید و مسیر پیدایش سبک بازگشت را هموار کرد؛ با این توصیف، بیدل و بابافغانی در دو قطب مخالف هم قرار می‌گیرند، امّا بررسی سبک‌شناسانه، شباهت ویژگیهای سبکی این دو را نمایان می‌کند.
این پژوهش در پی آن است که با بررسی این مسائل، به ترسیم جایگاه بابافغانی در سبک هندی و پیگیری ویژگیهای سبکی او در شعر بیدل بپردازد. روش تحقیق به صورت اسنادی و با استفاده از امکانات کتابخانه‌ای و شیوه تحلیل محتوا و طبقه‌بندی داده‌هاست. بایستگی مطالعه در خصوص سبک هندی و چهره‌های برجسته آن در زبان و ادبیّات فارسی، اهمّیت و ضرورت تحقیق را مشخّص می‌کند و نتیجه آن، ترسیم خطّ سیری است که روشن می‌کند ظهور بیدل، نتیجه سیر طبیعی سبک جدید شعر فارسی است که از بابافغانی آغاز شده بود.
ساسان نجفی، علیرضا مظفری،
دوره ۱۵، شماره ۶۰ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده

تقریباً همۀ پژوهشگران حوزۀ نقد ادبی پذیرفته‌اند که معنا در تلاقی ذهن مؤلف، متن و ذهن مخاطب شکل می‌گیرد. اما این حکم بدون درنظر گرفتن مفهوم گفتمان ناقص و غیرقابل دفاع است، چراکه نحوۀ کار و تحلیل ذهن مؤلف، موضوع و سازماندهی متن و همین‏طور ذهن مخاطب توسط قواعد گفتمانی هر دوره تعیین می‌شوند. مقالۀ حاضر، از دیدگاه فلسفۀ میشل فوکو و با درنظر گرفتن بیدل دهلوی به عنوان مصداق کار، تلاش می‏کند یک مدل مفهومی برای مطالعۀ دقیق نسبت گفتمان و معنا طراحی کند. این مدل یک نظام جامع مطالعاتی برای آثار شاعران ادبیات فارسی است و اکثر پژوهش‏های پیشین و آینده را ذیل یک روش تحقیقاتی جامع قرار می‏دهد تا یک نتیجۀ بنیادین پیرامون اشعار ادبیات فارسی اخذ شود.

علیرضا رعیت حسن آبادی،
دوره ۱۶، شماره ۶۳ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده

یکی از اصلی‌ترین گزاره‌ها در فهم حجم‏گرایی این است که این جریان هیچ ادعایی مبنی بر تازه بودن بوطیقای تصویری خود ندارد. در بیانیۀ حجم‏گرایی به‌صراحت به وجود موارد مشابه در شعر کلاسیک فارسی اذعان و اشاره شده است. رؤیایی نیز به‌عنوان رهبر جریان حجم، بارها در یادداشت‌های خود به این موضوع اشاره کرده است که حجم‌گرایی تجربه‌ای جدید نیست، بلکه حاصل تمرکز بر شکل خاصی از تصویرپردازی و نگاه است.
از سوی دیگر ذهنی‌گرایی شعر حجم هنگام ساخت تصاویر حجمی، شباهت معناداری با مدلی از تصویرپردازی انتزاعی شاعران سبک هندی، به‌ویژه بیدل دهلوی دارد. در این مقاله پس از تعریف و توضیح اصطلاحِ تصویر حجمی، نمونه‌هایی از این شکلِ تصویرپردازی در شعر حجم تحلیل شده است، سپس با تحلیل نمونه‌هایی از این مدل تصویرپردازی در شعر بیدل، نشان داده شده که تصویرحجمی یکی از ویژگی‌های سبکی مشترک شعر یدالله رؤیایی و بیدل دهلوی است.
 


صفحه ۱ از ۱