جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای بهرام‌گور


دوره ۴، شماره ۱۴ - ( ۱۲-۱۳۸۵ )
چکیده

یکی از داستانهای هفت پیکر نظامی، بهرام گور و کنیزش فتنه در شکارگاه است. این داستان را نظامی از روایت بسیار ساده، کوتاه و طرح‌گونه و گذرای فردوسی گرفته، پرورده و بخش دومی بدان افزوده است. پس از نظامی این داستان را امیرخسرو دهلوی (۶۵۱- ۷۵۰) در هشت بهشت و عبدی بیک نویدی شیرازی (۹۲۱- ۹۸۸) در هفت اختر آورده‌اند که هر دو تقلید و نظیره‌ای از هفت پیکر نظامی است. امیرخسرو بخش میانی داستان را با تغییراتی اندک نسبت به روایت نظامی آورده و عبدی بیک بر دامنه تغییرات افزوده است.
با مقایسه و تحلیل این چهار روایت درمی‌یابیم که هنر نظامی در داستان‌پردازی و عناصر و بن‌مایه‌های داستانی و جنبه‌های اخلاقی و روانی بر روایتهای دیگر برتری دارد.
این مقایسه تنها از نظر ساختار روایی و داستانی است نه جنبه‌های زبانی و شگردهای بیانی و سبکی؛ تنها در پایان مقاله به عنوان نمونه، توصیف کنیز را از چهار روایت نقل می‌کنیم تا خواننده خود به این قیاس دست زند.
در آغاز مقاله نیز ضمن معرفی چهار اثر و گزارش چهار روایت می‌کوشیم به کمک نموداری، نقش مایه‌های داستانی را نشان داده و به وجوه شباهت و اختلاف روایتها بپردازیم.
 
 
سعید مهری، مهری مساعد،
دوره ۱۴، شماره ۵۴ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده

منظومۀ هفت­پیکر نظامی اثری است بسیار منسجم که ارتباطات معنایی و تناسبات نشانه‌شناختی گسترده­ای در آن مشاهده می­شود. مطالعۀ روایت­های نظامی در هفت­پیکر نگارندگان را متوجه کرد که میان خرده­روایتِ پادشاه سیاه­پوشان و کلان­روایتِ بهرام­گور در کلِ منظومۀ هفت­پیکر تشابه ساختاری و معناداری وجود دارد. از این رو در این پژوهش، گفتمان کنشی این دو شخصیت بررسی، تحلیل و مقایسه شد. بررسی­ها حاکی از آن است که هم بهرام­گور و هم پادشاه سیاه­پوشان متأثر از یک استعارۀ مفهومی کلان بوده­اند که آن را می‌توان نوعی از زیاده­خواهی دانست. هر دو شخصیت برای رسیدن به خواسته­های خود کنشی عظیم را آغاز می­کنند؛ همچنین این دو کنشگر در مسیر کنش خود  جهت رسیدن به خواسته­هایشان، طی فرایندی ناخواسته و غیرارادی تحولاتی درونی را تجربه می­کنند. البته پادشاه سیاهپوشان و بهرام‌­گور در بهره­گیری از تجارب و رهنمودهایی که در طول مسیر نصیبشان می­شود، رفتار مشابهی ندارند؛ بنابراین سرنوشتی متفاوت برایشان رقم می­خورد­: پادشاه سیاه‌پوشان پس از عروج به سرزمین برتر یا سرزمین خدابانو، به‌واسطۀ برخی تابوشکنی­ها و خروج از هنجارها، محکوم به هبوط می­شود و درعوض بهرام­گور با بهره­گیری از رهنمودها و کسب آگاهی، سعادت یک سفر معنوی و عروج به عالم معنا نصیبش می­گردد.


صفحه ۱ از ۱