۱۷ نتیجه برای بازآفرینی
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
نشانه - معناشناسی گفتمانی رویکردی نوین در تحلیل متون است که با بررسی روابط میان نشانهها، گفتمان و بافت، به کشف لایههای پیچیده معنایی میپردازد. این رویکرد، علاوه بر تحلیل ساختار متن، تعاملات معنایی و نقشهای زبانی و غیرزبانی را در تولید معنا مورد توجه قرار میدهد. متن قرآن، به دلیل غنای معنایی و پیچیدگی زبانی، زمینهای مناسب برای بهرهگیری از این رویکرد فراهم میآورد و امکان درک عمیقتر ابعاد گفتمانی و معنایی آنها را مهیا میسازند.
پژوهش حاضر به تحلیل آیه ۲۵۹ سوره بقره از منظر نشانه - معناشناسی گفتمانی میپردازد و تلاش میکند بازنمایی مفاهیمی چون فروپاشی، بازآفرینی الهی، شگفتی و ایمان را بررسی کند. بدین خاطر، مسئله اصلی پژوهش کنونی اینست که چگونه میتوان روایتی چندلایه و پویا از تعامل انسان با قدرت الهی را در آیه ۲۵۹ با استفاده از ابعاد گفتمانی و نشانهشناختی، آشکار ساخت، به گونه ای که، علاوه بر معنای ظاهری، تجربهای عمیقتر و حسیتر را برای مخاطب فراهم سازد.
روش تحقیق این پژوهش از نوع کیفی- تحلیلی بوده و بر اساس رویکرد نشانه-معناشناسی گفتمانی انجام شده است. در این روش، آیه مورد بررسی به لایههای گوناگون معنایی تفکیک شده و ارتباط میان این لایهها در فرآیند تولید معنا و تأثیرگذاری بر مخاطب تحلیل شده است.
نتایج نشان میدهد که این آیه با ترکیب لایههای گفتمانی و معنایی، بستری برای درک معانی پنهان و ارتباطی عمیقتر با مخاطب فراهم میکند.
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
مفهوم امروزی منظر فرهنگی نتیجه روند توسعۀ جامعۀ معاصر و ارزش های حاکم بر آن است. پس از جنگ جهانی و ویرانی های حاصل از آن و توسعۀ عظیم صنعتی، از دهۀ ۱۹۵۰ مردم دریافتند که زندگی شان ارتباط نزدیکی با محیطی دارد که در آن زندگی و کار م یکنند و این امر، تشخیص هویت فرهنگی و مرجعی روحی و روانی برای روشی متعادل در زندگی شد. از آن جای یکه بازآفرینی مناظر فرهنگی تأثیری قابل توجه بر مطلوبیت مؤلفه های کیفیت، در محیط زندگی شهروندی دارد بدین منظور در طی این پژوهش مفاهیم کیفیت، زندگی شهروندی و تأثیر شاخص های کیفیت عینی بر زندگی شهروندی بررسی خواهند شد. همچنین با توجه به اینکه مجموعه های شهری، یکی از جلوه های اصلی شکل گیری شهرهای بزرگ در طول تاریخ بوده و امروزه کم توجهی مدیران شهری به این گونه فضاها، این مراکز را با مشکلات متعددی روبرو کرده و باعث کاهش کیفیت محیط زندگی شهروندی در آن ها شده است؛ مجموعه زندیه شیراز که در واقع نوع خاصی از مناظرفرهنگی در محیطی درون شهری است مطالعه می شود و رهنمودهایی مبتنی بر بازآفرینی، به منظور ارتقای کیفیت زندگی شهروندی در این مجموعه شهری ارائه خواهد شد. روش تحقیق این نوشتار بر مبنای روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد مورد پژوهی تاریخی بنا نهاده شده است. منابع تحقیق، منابع کتابخانه ای و مشاهدات میدانی است.
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
اهداف: این پژوهش با هدف حفاظت از منظر آرامستانهای تاریخی شهر از دریچه شناخت ابعاد، لایه ها و مؤلفههای آشکار و پنهان در سطوح عمیق ادراک به آشکارسازی ظرافتها و پیچیدگیهای دشوار در بازآفرینی این مکانهای ارزشمند تاریخی در خلال مرور تجارب زیسته مراجعه کنندگان میپردازد.
روشها: این پژوهش بهصورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسانه و با روش ابداعی کوشنباخ از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته حول پنج محور اصلی و همچنین توزیع پرسشنامه های تکمیلی، ثبت و دریافت معانی تجارب زیسته مراجعین به منظر و تحلیلی کیفی، صورت پذیرفته است.
یافته ها: بررسی تجارب زیسته پیرامون منظر آرامستانهای تاریخی در شش محور «مراجعه، تصویر ایده آل، فعالیت، بهبود و ابعاد ذهنی» نشان میدهد گورستانهای تاریخی دارای کیفیتهای چندبعدی و تنوع، تکثر و پیچیدگی بسیار شگرفی در لایه های ادراکی برخوردار است.
نتیجه گیری: فروکاست نقش گورستانها به یک زیرساخت ضروری برای شهر و محلی برای دفن اموات منجر به قطع ارتباط میان دنیای زندگان و مردگان گشته، آن را بدل به زمینی جهت دفن پسماند شهری در خارج شهر می نماید. حفاظت از منظر تاریخی به دلیل دارا بودن ساختارها و عناصر ارزشمند، اصالت و ارزشهای نهفته که نشاندهنده ی تعامل فرهنگ و طبیعت در طول زمان است، از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است، چراکه این ارزشها حافظ هویت و خاطرات جمعی و حافظه تاریخی جامعه هستند. لذا بدون بررسی لایه های عمیق ادراکی نهفته در روح این مکان امکان خوانش مجدد این ویژگیها در بازآفرینی آرامستانها آن میسر نیست.
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۴-۱۴۰۱ )
چکیده
بیان مسئله: مناظر روستایی بهعنوان مناظر متداوم فرهنگی، نشاندهنده عینی تکامل جامعه انسانی و استقرار آن ها در طول زمان هستند، مناظری که تحت تأثیر جریانهای فرهنگی و یا طبیعی بستر خود تغییر و تکامل مییابند. تعامل انسان با طبیعت و تداوم این مناظر، ارزشهای برجسته متعددی را در مناظر روستایی به وجود آورده که بیانگر ارزشهای ملموس و ناملموس یا به عبارتی اهمیت معنایی آن است. در اسناد بینالمللی بر ضرورت توسعه چارچوب مفهومی و شناسایی این ارزشها بهعنوان مؤلفهای کلیدی در فرآیند حفاظت این مناظر تأکید ویژه گردیده است، بهطوریکه هر کوششی در راستای حفاظت و بازآفرینی مناظر روستایی، در اصل کمکی به بقای فرهنگ و پایداری طبیعت یک سرزمین است.
هدف: شناسایی و دستهبندی ارزشهای موجود در مناظر روستایی بهمنظور بازآفرینی و حفاظت پایدار از چنین محیطهایی و انتقال دانش جمعی و معانی فرهنگی آن به نسلهای آینده
روشها: این پژوهش ابتدا از طریق بازخوانی اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی و بررسی دیدگاههای صاحبنظران، به تعریف مفهوم منظر فرهنگی و تدوین چارچوب مفهومی و جایگاه منظر روستایی میپردازد. سپس با توجه به بررسیهای به عمل آمده، ارزشهای موجود در مناظر روستایی دستهبندی و تبیین میشوند و در نهایت مدلی برای بازآفرینی و حفاظت از مناظر روستایی ارائه میشود.
یافتهها: در این پژوهش ارزشهای موجود در مناظر روستایی به دو گروه ارزشهای طبیعی و ملموس و ارزشهای فرهنگی و ناملموس دستهبندی شدند، ارزشهای طبیعی و ملموس شامل ارزشهای زیستمحیطی، کالبدی، اقتصادی و آموزشی و ارزشهای فرهنگی و ناملموس شامل ارزشهای فرهنگی، معنوی، اجتماعی و تفریحی هستند، اگرچه در برخی موارد، ارزشها تلفیقی از هر دو دسته هستند و تدقیق آن ها بسیار دشوار است.
نتیجهگیری: با توجه به ارزشهای موجود، مدلی برای بازآفرینی و حفاظت از مناظر روستایی ارائهشده است که ضروریست بهمنظور هماهنگی با تغییر در اولویتبندی این ارزشها، در حفاظت از آن ها به جنبههای پویا و چند عملکردی ارزشهای منظر توجه بیشتری شود.
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
مفهوم باغایرانی در طی تاریخ به عنوان جوهرهای پویا برای تجلی فضایی متعالی در پارادایمهای فکری و عقیدتی مختلف حضوریافتهاست. باغایرانی یک سیستم به هم پیوسته و چندسطحی است که جدای از ساختار اصلی باغ، یک حستعلق و حسمکان ایجاد میکند؛ در نتیجه ایجاد باغ ایرانی با تقلید صرف از شکل ساختاری آن دیدی سادهانگارانه و تکبعدی خواهدبود. کهن-الگوی باغ ایرانی که در ارتباط کامل با زندگی روزمره و حیات پویای شهر حضور داشته و عنصر اساسی از ساختار طبیعی-مصنوع شهر را شکل میدادهاست متاسفانه از کالبد شهرهای معاصر امروزی رخت بربستهاست. به منظور بازگرداندن باغایرانى به عرصه معماری و شهرسازی معاصر و انطباق آن با نیازهای نوین زندگی شهری، هدف این پژوهش ارائه راهکارهای بازیابی باغ ایرانی در تلفیق و ارتباط تنگاتنگ با کاربریهای شهر امروزی ، به عنوان الگویی برای باغشهر ایرانی-اسلامی ،تحت عنوان ایده باغشهر تماتیک (موضوعی)، میباشد. لذا ابتدا به بررسی چگونگی استفاده از کهنالگوی باغایرانی بدون نیاز به تقلید صرف از شکل ساختاری و کالبدی آن در ترکیب با شهرهای امروز میپردازد؛ سپس چگونگی ادراک و شناسایی باغ توسط بیننده و حسمکان و لایههای معنایی آن را جهت بهرهگرفتن از آن در طراحی سایر فضاها و محوطههای شهری مورد بررسی قرار میدهد.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
تحول بازآفرینی شهری، داستان تعامل و گاه تضاد اولویت های اقتصادی و فرهنگی بوده و این موضوع دربسترتغییر پارادایم ها و الگوهای حاکم برنظام های سیاسی-اقتصادی و تحولات اجتماعی رخ داده است. نقش فرهنگ دربازآفرینی شهری نسبت به دیگر عوامل تغییر معناداری داشته است؛ چنانچه در دهه های اخیر تاکیدات فرهنگی اصلی ترین رویکرد در بازآفرینی شهری شده است. دراین میان نظریه شهرخلاق که در چارچوب تحولات اجتماعی-اقتصادی عصر حاضر جهانی شدن را در محتوای اصلی خود داراست، از سویی توجه ویژه به سرمایه های انسانی و اجتماعی دارد و از سوی دیگردر قالب پرداختن به ویژگی های مکانی، سعی درایجاد رقابت اقتصادی، انسجام اجتماعی و تنوع فرهنگی دردستیابی به تصویری یکتا از شهر را دنبال می کند. لذا پرداختن به ظرفیت های این نظریه در عرصه بازآفرینی میتواند چشم اندازهای جدیدی را پیش روی سیاستگزاران این عرصه در کشورمان قرار دهد. پژوهش حاضر به دنبال تدقیق ادبیات شهر خلاق و تبیین جایگاه آن دربازآفرینی فرهنگ مبناست بدین منظور با روش تحقیق توصیفی-تحلیلی تئوری شهر خلاق و راهبرد های برآمده از آن را مورد بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش بیانگرآن است که توجه به دو عامل اصلیِ فرهنگ و اقتصاد(رقابت) در بستر ویژگی های مکانی، نظریه شهر خلاق را در راستای بازآفرینی شهری قرار داده است. این تحقیق سازوکار چنین ارتباطی را در قالب یک مدل مفهومی ارائه نموده است؛این مدل مفهومی می تواند راهبردهایی در عملیاتی نمودن نظریه شهر خلاق به عنوان رویکرد مداخله در بافتهای هدف برنامه های بهسازی و نوسازی شهری ارائه دهد.
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده
بیان مساله: پهنه ها و مراکز تاریخی شهر تبریز گنجینه های گرانبهایی از آثار تاریخی و فرهنگی بشر را در خود جای داده است. برای جلوگیری از کاهش اهمیت این مراکز تاریخی، اجرای طرحهای بازآفرینی امری ضروریاست. که اجرای طرح های گردشگری میتواند به شکوفایی دوباره منطقه هشت شهر تبریز بیانجامد.
هدف: ارتقای توسعۀ گردشگری مکانهای تاریخی- فرهنگی شهری با بازآفرینی در بافتهای تاریخی- فرهنگی منطقه ۸ شهر تبریز میباشد. روشها: روش تحقیق حاضر بصورت توصیفی- تحلیلی بوده و برای جمع آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل جمعیت کل منطقه هشت تبریز میباشد که براساس فرمول کوکران حجم نمونه ۳۷۵ نفر بدست آمد. برای تحلیل داده ها از روشهای تحلیل عاملی اکتشافی به همراه روش رگرسیون چند متغیره استفاده شد.
یافته ها: براساس نتایج تحقیق چهار عامل اساسی کشف شد و نتایج نشان دادند همه عوامل بازآفرینی دخیل در توسعۀ گردشگری دارای رابطۀ معناداری با ارتقای گردشگری مکانهای تاریخی- فرهنگی شهر تبریز میباشند و به ترتیب عامل های اجتماعی- فرهنگی (۶۱۲/٠)، کالبدی با (۵۰۷/۰) و شاخص کیفیت معماری با (۴۶۲/۰)، عامل اقتصادی با (۳۲۵/۰) و عامل زیست محیطی با (۲۹۶/۰) بیشترین تا کمترین اثرگذاری را در ارتقا توسعۀ گردشگری داشتهاند.
نتیجه گیری: منطقه هشت به عنوان یک بافت تاریخی با رویکرد به گردشگری شهری در مکانهای تاریخی- فرهنگی، فرصتها و نقاط قوتی نیز دارد که میتوانند با تکیه بر آنها به ایجاد فضاهای سرزنده و مکانهای گردشگر پسند کمک کنند.
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده
هدف: ارزیابی ادراک شهروندان از عوامل مؤثر بر بازآفرینی در سکونتگاههای غیررسمی با رویکرد فرهنگ مبنا کلانشهر تبریز میباشد.
روشها: روش تحقیق بر مبنای استفاده از ابزار پرسشنامه و استفاده از روشهای آمار استنباطی علی الخصوص روش تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل عاملی تأییدی مرتبۀ دوم است جامعه آماری تحقیق ۴۵۰ هزار نفر میباشدکه حجم نمونه براساس فرمول کوکران برابر ۳۸۴ نفر بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار Spss و SmartPlas استفاده گردید.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان میدهد که عوامل مؤثر بر بازآفرینی در سکونتگاههای غیررسمی کلانشهر تبریز با رویکرد فرهنگ مبنا در ۴ شاخص اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیرساختی قابل طبقه بندی است. این۴ عامل در مجموع ۰۴ / ۶۷ درصد از واریانس کل را تبیین میکند که درصد قابل توجهی میباشد. همچنین نتایج نشان داد که شاخص زیرساختی با بار عاملی ۹۰۱ / ۰ مجموع میانگین ۶۱ / ۳ به عنوان رتبه اول و شاخص اقتصادی با بارعاملی ۸۶۰ /۰ و مجموع میانگین ۱,۵۱ رتبۀ چهارم عوامل مؤثر بر بازآفرینی سکونتگاههای غیررسمی کلانشهر تبریز با رویکرد فرهنگ مبنا را کسب کرده اند.
نتیجه گیری: این تحقیق ادراک شهروندان و ساکنین در سکونتگاههای غیررسمی کلانشهر تبریز را مورد تحلیل قرار داده است. درنتیجه میتوان گفت ضعف زیرساختهای شهری از منظر ساکنین به عنوان مهمترین چالش در ساماندهی و بازآفرینی این بافتها مطرح شده است که این نشان دهندۀ این مهم است که در حقیقت این بافتها آنچنان از نظر زیرساخت های شهری مورد غفلت مدیریت شهری قرار گرفته است که به عنوان مهمترین پیشران بازآفرینی از طرف ساکنین معرفی شده اند.
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
موضوع مقاله پیش روی، بررسیِ فیلم پازولینی مقتبس از کتاب هزارویکشب در شکل بازآفرینی آن در هزارویکشب سینمایی میباشد. مسئله تحقیق ما این است آیا اقتباس پازولینی، امکان روشنتر کردن معنی متن و یا افزودن معانی جدید به متن را دارا است یا خیر؟ هدف از این مقاله علاوه بر بدست دادن وجوه مشترک و متفاوت متن و تصویر با رویکردی تطبیقی، این است تا اثبات کند که پازولینی در پی گنجاندن مکانیزیمهای ایدئولوژیک و گفتمانهای مکتبی خود در برداشت جدید از هزارویک شب میباشد. روش این مقاله با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن قرار دارد تا فیلم هزارویکشب ساخت ۱۹۷۵، به کارگردانی پازولینی مورد بررسی قرار دهیم. هاچن، اقتباس را اخذ میپندارد که گرتهبرداری نیست بلکه اثری تازه و بدیع است که دارای شان و شوکت هنری خاص خود است. طبق نظریه هاچن، پازولینی هزارویکشب را مِلک کِلک خویش ساخته و با توجه به سبک و سیاق هنری خویش در آن بر رفق وفق و سیاق وفاق تغییراتی ایجاد کرده است و به صرافت طبع خویش جهانبینی خویش را بر آن سوار کرده و از متن فاصله گرفته است که این فاصله، جز جدایی ناپذیر اقتباس است.
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
باف هــای تاریوــی شــهرهای ایرانــی تجلــی گاه ارز هــا و ســن های دیریــن مــا می باشــند و حفــظ و احیــا آن هــا می توانــد منبــع فرهنرــی - اجتماعــی بــا ارزشــی را بــرای نســل های بعــدی بــه یــادگار گــذارد. آنهــا نمــودی از خــرد جمعــی نیــا کان مــا می باشــند کــه توانســته اند چنیــن ســاختارهایی را کــه ترکیبــی از علــم، دانــش، هنــر و تجربــه می باشــند را بــرای مــا بــه ارمغــان گذارنــد. پرداختــن بــه ایــن میــراث ارزشــمند در واقــع مــا را بــه اســتفاده از تجربیــات غنــی گذشــتران رهنمــود می ســازد و مــی توانــد ضامــن تــداوم فرهنرــی کــه در گــرو تــداوم تاریوــی اســ باشــد. خانه های تاریخی ایران که همانند گوهری در بافت های تاریخی ارزشمند جلوه گــر هســتند، عصــارهای از تاریــخ زندگــی، هنــر اعتقــادات، آدار و رســوم و ســبک زندگــی ایــران اســالمی مــا محســور می شــوند و بــه نوعــی می توان آنها را موزه ای از تمامی آداب فرهنرــی، اجتماعــی نســل های قدیــم بــه شــمار آورد. امــروزه بــا احیــا و بازآفرینــی ایــن میــراث ارزشــمند می تــوان عــالوه بــر پاس داشــ فرهنرــی و تاریوــی ایــن آثــار و تبلیــغ ایــن آدار در بیــن شــهروندان، محرک هــای اقتصــادی را در ســطح شــهر بوجــود آورد کــه موجــب رشــد اقتصــادی و توســعه شــهری گشــته و گروه هــای اقتصــادی مناســبی را بــرای ارتقــا درآمدهــای شــهری و رشــد صنعــ توریســم و گردشــرری کــه امــروزه جــزء مهمتریــن اصــول در جــذر ســرمایه و گــرد مالــی از آن یــاد می شــود، بوجــود آورده در ادامــه از طریــق مطالعــه تجربیــات کشــورهای موفــق جهــان در ایــن حــوزه می تــوان مــدل مفهومــی مناســبی را بــرای بازآفرینــی خانه هــای ارزشــمند تاریوــی و ایجــاد تحــرک اقتصــادی )کارآفرینــی شــهری( تبییــن نمــود.
روش تحقیق این پژوهش از نوع توصیفی بوده و جمع آوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) و میدانی ( نظرسنجی مصاحبه، برداشت سایت) می باشد. در نهایت اطلاعات به دست آمده از روش کیفی تجزیه و تحلیل شدند و ارتباط آنها مورد سنجش قرار گرفت. نتایــج حا کــی از آن اســ کــه بیــن رشــد اقتصــادی و بازآفرینــی خانــه هــای تاریوــی ارتبــاط تنراتنرــی وجــود دارد.
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده
اهداف: هدف از پژوهش حاضر، سنجش میزان پایداری اجتماعی در بافتهای ناکارآمد شهری و تبیین مولفههای آن در بافت تاریخی و حاشیهنشین شهر اردبیل به مثابه دو نمونه از بافتهای ناکارآمد شهری است.
روشها: دادههای پژوهش در سال ۱۳۹۷ با روش کتابخانهای و پرسشنامه گردآوری شد و با روش T تکنمونه، تحلیل عاملی و تحلیل رگرسیون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نمونه مورد بررسی شامل ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت تاریخی و ۲۰۰ نفر از ساکنان بافت حاشیهنشین شهر اردبیل بود که به روش خوشهای نمونهگیری شدند.
یافتهها: مولفههای پایداری اجتماعی در هر دو بافتِ مورد مطالعه، وضعیت نامناسبی دارد. با این حال، بافت حاشیهنشین نسبت به بافت تاریخی دارای وضعیت نامناسبتری بود. براساس نتایج تحلیل عاملی، عوامل بهبود پایداری اجتماعی در زیرمجموعه چهار عامل اصلی قرار میگیرند که این چهار عامل در مجموع ۶۳ تا ۶۸% واریانس متغیر وابسته یعنی پایداری اجتماعی را تبیین میکنند. همچنین اثرگذاری عوامل در هر یک از پهنهها بهطور معنیداری متفاوت بود. بهطوریکه مهمترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت تاریخی، عامل سرمایه اجتماعی است که توسط متغیرهایی مانند مشارکت اجتماعی، تعاملات اجتماعی، اعتماد اجتماعی و هویت جمعی توضیح داده میشود. در مقابل، مهمترین عامل موثر بر پایداری اجتماعی در بافت حاشیهنشین، برخورداری از امکانات رفاهی- زیرساختی است که توسط متغیرهایی مانند کیفیت مسکن، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی تبیین میشود.
نتیجهگیری: نتیجه نهایی این بود که وجود تفاوتهای ذاتی بین بافتهای تاریخی و حاشیهنشین، لزوم تدوین طرحهای بازآفرینی جداگانه را برای هر یک، متناسب با ویژگیهای آنها میطلبد.
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده
اهداف: اماکن مذهبی از نقاط مهم در شهرها به شمار میروند، بهگونهای که در گذشته تعادل زیستی و حیات اجتماعی را تامین میکردند. توسعه شهرها و رشد جمعیت، توازن اینگونه بافتها را برهم زده و سبب بروز تحولات اساسی در ساختار آنها شده است. مصداق این مساله، بافت ناکارآمد امامزاده صالح(ع) است که با گسترش شهر و فضای تجاری مجاورش، اصالت و ارزشهای تاریخی آن خدشهدار شده است. از این رو بازآفرینی این پهنه شهری بر مبنای شناخت معضلات بافت و با نگرش به مطالعات شهر اسلامی و معاصرسازی، اهداف پژوهش حاضر است.
ابزار و روشها: این پژوهش با هدف کاربردی- توسعهای و روش آن مبتنی بر شیوه تحلیلی- توصیفی است. ابزار گردآوری دادهها در بحث مولفههای بازآفرینی کتابخانهای است و با تحلیل دادهها به استخراج معیارها میپردازد. همچنین در مطالعه بافت، واکاوی آن از طریق بررسیهای میدانی و مشاهده صورت میگیرد.
یافتهها: با بررسی مطالعات گذشته، راهکارهای شهر اسلامی بر مبنای چهار معیار زیستمحیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی تبیین شده و با استناد به آنها مولفههای معاصرسازی استخراج میشوند. همچنین نقاط قوت و ضعف پهنه شهری همجوار آن مورد واکاوی قرار گرفته است تا مولفههای بازآفرینی در آنها نمود یابند.
نتیجهگیری: بازآفرینی شهر در مواجهه با توسعه افسارگسیخته، نیازمند نگرش هویتبخش و اصالتمحور است تا بدین وسیله ارزشهای فرهنگی گذشته، منطبق بر نیازهای جامعه و با بهکارگیری عوامل روزآمد و پیشرفته بازیابی شوند. جایگاه اماکن مذهبی در شهر از وجوه مختلف در پژوهش شهر اسلامی برای ارتقای کیفی آنها اهمیت دارد و نمود بارز آن، معاصرسازی پهنههای همجوار امامزاده صالح(ع) است.
جبار نصیری، محسن محمدی فشارکی،
دوره ۱۳، شماره ۵۱ - ( ۶-۱۳۹۹ )
چکیده
بازنویسی و بازآفرینی یکی از روشهای انتقال متون کهن ادب فارسی به خوانندگان امروزی است. گرشاسبنامهی اسدی طوسی یکی از متون پهلوانی برجسته در حوزه ادب فارسی است که در سالهای اخیر برپایه آن بازنویسی و بازآفرینیهای منثوری شکل گرفته است. در این نوشتار، در دو بخش جداگانه تحت عناوین بازنویسی و بازآفرینی، به سنجش محتوایی آثار بازتولیدشده با گرشاسبنامه پرداخته میشود تا ضمن بیان شیوه کار، میزان پایبندی و دخلوتصرف هرکدام از نویسندگان نسبت به منابع اصلی از نظر کمّی و کیفی نشان داده شود. براساس نتایج بهدستآمده، نویسندگان امروزی با استفاده از دو منبع اوستا و متون پهلوی، و گرشاسبنامه با دو شیوه افزایش شخصیت و کنشهای داستانی و ترکیب رویدادهای منابع مختلف به بازآفرینی و بازنویسی ماجراهای این شخصیت اساطیری و پهلوانی اقدام کردهاند.
نگین بی نظیر،
دوره ۱۵، شماره ۶۰ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
بازآفرینی، خلاقانهترین امکان در ساحت/ کنش اقتباس است. سیاق و جنس مواجهۀ نویسنده یا بازآفرین، هضم، استحاله و از آنخود کردن متن/ متون اصلی و پیشین، امکان آفرینشی دیگرگون و متفاوت را رقم میزند. از این منظر، متن بازآفریده، دومی است، اما درجه دوم نیست، بلکه تکرار و دیگربودگی را توأمان داراست. پژوهش حاضر با ارائۀ تعاریف، ظرفیتها و امکانهای بازآفرینی، دلایل ایستایی، سکون و محدودیت بازآفرینی در ادبیات کودک و نوجوان ایران را واکاوی و تحلیل میکند و نشان میدهد که تلقی از سنت بهمثابۀ امری سپریشده، جهتگیری تعلیمی - اخلاقی در خلق متون، بیتوجهی به متون مختلف فلسفی، اسطورهای، دینی، تاریخی و...، آگاه نبودن به اهمیت داستان/ رمان بهمثابۀ امکانی برای دگرگونی تجربه، لذتبخشی و رشد تفکر خلاق کودک و نوجوان، و مخاطب را بهمثابۀ ابژۀ نسلی؛ مفعول و منفعل دانستن، بازآفرینی در ایران را به تغییر زاویۀ دید، شخصیتهای داستان، مکان و زمان، لحن، پایانبندی و... تقلیل داده است. پژوهش حاضر پس از تحلیل دلایل این ایستایی و درجا زدنها، با مقایسۀ چند رمان نوجوان بازآفریدۀ غیرایرانی و ایرانی، گستردگی، ظرفیت و لایهلایهبودن (تودرتویی) و درهمتنیدگی التقاطی رمانهای بازآفریده غربی را نشان میدهد. رمانهایی که توأمان از متون و آبشخورهای متنوع فکری، معرفتی و هنری در حد یک گزاره، تمثیل، ایده و یا تم اصلی استفاده کردهاند.
دوره ۱۵، شماره ۶۱ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
بازخوانش و بازآفرینی متنهای ادبی افزون بر ایجادِ امکان گفتوگوی بینامتنی، انتقال و غنای مفاهیم، منجر به آفرینش آثاری میشود که به سلیقۀ مخاطبِ همعصر با آن نزدیکتر است. اقتباس از آثار ادبی همواره به مثابۀ یکی از روشهای خلق آثار جدید در هنر و ادبیات مطرح بوده است. رضا قاسمی، نویسنده و نمایشنامهنویس معاصر، در نگارش نمایشنامههایش از ظرفیت ادب فارسی بهرۀ فراوان برده است. برخی از نمایشنامههای رضا قاسمی از متون سنتی ادب فارسی و برخی دیگر از آثار نمایشی و داستانی مدرن اقتباس شدهاند. این پژوهش شیوههای اقتباسی قاسمی را براساس الگوی بازخوانی، بازنگری، بازآفرینی و با تأکید بر نظریه دبورا کاراتمل میکاود. به این منظور پنج نمایشنامه از مهمترین نمایشنامههای اقتباسی رضا قاسمی که براساس متنهای سنتی و معاصر به نگارش درآمدند، برگزیده شد و پس از تطبیق جزء به جزء با متن مبدأ، میزان، چگونگی، نوع و هدف و سطح اقتباس یا برداشت رضا قاسمی از آنها تبیین شد. بررسی نمایشنامههای قاسمی نشان میدهد وی در نمایشنامههایی که در ایران نوشته شده متون سنتیِ ادب فارسی را بازخوانی کرده و در دو نمایشنامهای که در خارج از ایران نوشته شدهاند، از نمایشنامهها و داستانهای مدرن اروپایی اقتباس کرده است. نمایشنامههای «چو ضحاک شد بر جهان شهریار»، «ماهان کوشیار» و «معمای ماهان معمار» به ترتیب از داستان ضحاکِ شاهنامه فردوسی و داستانهای هفت پیکر نظامی برگرفته شدهاند و نمایشنامههای «حرکت با شماست مرکوشیو» و «تمثال» از متنهای مدرن. آن دسته از نمایشنامههایی که از ادب کلاسیک فارسی اقتباس شده عمدتا از نوع اقتباس بازخوانی، بازنگری و انتقال مفاهیم بوده و نمایشنامههای مدرن او به رغم انتقال و تفسیر مفاهیمِ متنهای مبدأ، به دلیل پیرنگ جدید و پردازش شخصیتها، در فضایی متفاوت خصلت بازآفرینانه دارند.
دوره ۱۹، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
عمده توجهها موجود بازآفرینی شهری دربرگیرنده برنامههایی با اهداف اقتصادی، محیطی و کالبدی است. پس لازم تا در بازآفرینی شهری، حرکت از منظرسازی صرف بهتدریج به سمت افزایش توجه به رویکرد گستردهتری از آن همچون رویکرد بازآفرینی فرهنگ مبنا صورت گیرد؛ که ضمن توجه به منافع مالی و اقتصادی در طرحهای شهری، مسیر این سرمایهگذاری، در راستای ایجاد مراکز فرهنگی و هنری و گذران اوقات فراغت تعیین شود. این موجب برونگرایی، اجتماعی بودن و خلاقیت میگردد. از این بابت در فرایند بازآفرینی شهری محرک توسعه شهری قلمداد میشود. این پژوهش به دنبال همچنین رویکردی در بازآفرینی است. یافتههای پژوهش نشان داد که محدوده مورد مطالعه به لحاظ کاربری فراغتی در وضعیتی مطلوب قرار ندارد. از سویی دیگر روش کیفی بکار گرفته شده، معیارهایی را برای رسیدن به تعادل کیفی، کمی، مطلوب و دسترسی ساکنان بافت به خدمات شهری همچون فراغتی در قالب رویکرد بازآفرینی بافت فرسوده شهری مشخص نمود. با انجام تحلیلهای فضایی بلوکهای غربی که محور ورودی بافت و در ارتباط با شریانهای اصلی و حلقه پیونددهنده این بافت با محلههای قیطریه، دزاشیب و تجریش میباشد، و همچنین کاربریهای بایر در این قسمت قرار گرفته اند، را میتواند به عنوان پهنه بهینه فضاهای گذران اوقات فراغت در نظر گرفت.
دوره ۲۸، شماره ۲ - ( ۴-۱۴۰۳ )
چکیده
بسیاری از شهرهای کشور با معضل بافت فرسوده مواجه هستند. حل این چالش نیازمند الگوی نوینی است که بتواند با همکاری بخشهای مختلف از همهی ظرفیتهای جامعه استفاده کند. بنابراین، حکمروایی خوب شهری و بازآفرینی بافتهای فرسوده هدف این پژوهش قرار گرفت. بنابراین پژوهش حاضر بررسی تأثیر حکمروایی خوب بر بازآفرینی بافتهای فرسوده و ناکارآمد محله نعمتآباد را مورد مطالعه قرار داده است. روش تحقیق این پژوهش از نوع کمی و کیفی (آمیخته) و به لحاظ هدف کاربردی است. ابتدا، برای استخراج شاخصها (تجزیه و تحلیل کیفی) از نرمافزار MAXQDA بهره گرفته شد,۱۳ بُعد و ۴۰ شاخص برای بررسی اثرهای حکمروایی خوب بر بازآفرینی بافتهای فرسوده شهری شناسایی شد. سپس، اطلاعات بهدستآمده در محیط نرمافزار SPSS از طریق آزمونهای T تک نمونهای و کندال مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج آزمون تی نشان داد میانگین تمام شاخصهای حکمروایی خوب شهری به جز شاخص تعلقخاطر به محل با ارزش (۰۳۰۰/۳) پایینتر از سطح متوسط است، که نشاندهنده این امر است که محله نعمتآباد به لحاظ شاخصهای حکمروایی خوب شهری در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. همچنین نتایج آزمون کندال نشان داد بین شاخصهای حکمروایی خوب شهری و بازآفرینی بافت فرسوده در محله نعمتآباد ارتباط معناداری وجود دارد. بیشترین اثرگذاری مثبت و مستقیم مربوط به شاخصهای محیطی-اکولوژیک (۲۷۰/۰)، شاخصهای فرهنگی – اجتماعی (۲۲۷/۰)، شاخصهای کالبدی – فضایی (۱۸۶/۰) است و شاخصهای اقتصادی با آماره کندال (۰۴۷/۰-) بدون اثرگذاری مشاهده گردید. بر این اساس، برنامههای دولتی بهتر است بر این مبنا جهتگیری شوند.