جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای بارکس

مصطفی حسینی،
دوره ۱۲، شماره ۴۸ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده

امرسون نخستین شاعر امریکایی بود که مولوی را به جامعۀ امریکا معرفی کرد. پس از امرسون، دیگر شاعران مکتب تعالی­گرایی، ازجمله تورو، لانگفلو و ویتمن، به شعر صوفیان پارسی خاصه شعر مولوی روی آوردند. در قرن بیستم، مترجمان و شاعرانی نظیر دیوید مارتین، رابرت دانکن، مروین و رابرت بلای کوشیدند شعر مولوی را به جامعۀ امریکا بشناسانند. پس از آنان، در اوایل دهۀ ۱۹۸۰م، بارکس به کمک جواد معین و براساس ترجمههای آربری و نیکلسون، بخش­هایی از اشعار عارفانه مثنوی، دیوان شمس و رباعیات مولوی را به فارسی ترجمه کرد. با انتشار ترجمه­های بارکس در دهۀ ۱۹۸۰م، شعر مولوی در امریکا به شهرتی چشمگیر رسید. در جستار حاضر، کوشش شده است بر اساس پژوهش­های بینارشته­ای، یعنی مبانی نظری ادبیات تطبیقی و مطالعات ترجمه، پذیرش اشعار مولوی با ترجمۀ بارکس در امریکا بررسی شود. دلایل اقبال عام به شعر مولوی در امریکا را می­توان به دو بخش داخلی و خارجی تقسیم کرد. دلایل داخلی به متن مبدأ و نویسنده آن و دلایل خارجی به متن مقصد، مترجم و روح زمانه بازمی­گردد. سه مورد مهم و اثرگذار در پذیرش ترجمه این اشعار عبارت‌اند از: ۱. مضامین جهان­شمول و متعالی؛ ۲. ایماژهای نامتعارف و نامأنوس؛ ۳. شعر، موسیقی و سماع. توجه و اقبال به شاعر یا نویسنده‌ای در فرهنگ و زبان دیگر نه در خلأ، بلکه به‌واسطه عوامل متعددی اعم از ادبی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی اتفاق می‌افتد.
 

دوره ۱۳، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۱ )
چکیده

کلمن بارکس از مطرح‌ترین مترجمان آثار مولانا در آمریکاست. آثار او به‌دلیل دخل و تصرفات متعدد در اشعار مولانا موردنقد قرار گرفته است. منتقدان کلمن بارکس، دلایل مختلفی برای تصرفات بسیار او در آثار مولانا برشمرده‌اند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به عدم آشنایی او با زبان فارسی، فرهنگ و دین مولانا و تحریف و حذف عامدانۀ عناصر اسلامی اشاره کرد. در این پژوهش کوشیده‌ایم شواهدی در نقض این فرضیات ارائه دهیم. سپس برمبنای تحلیل گفتمان و ایده دال مرکزی در نظریه لاکلا و موف نشان دهیم که علت اصلی تصرفات بارکس، تشخیص نادرست او از گفتمان مولانا و یکسان‌پنداری دال‌های مرکزی در همه آثار مولاناست. این امر ساختار و دلالت تمثیل‌های مثنوی را شکسته و سبب شده است که شخصیت‌ها، داستان‌های قرآنی، سمبل‌ها و سنت‌های عرفانی به اشیاء، اشخاص و اعمالی عینی تبدیل شوند که همین موضوع، بارکس را به تصرف در آثار مولانا وادار کرده است. او ناگزیر با تصرفات خود می‌کوشد تا براساس گفتمان خود و مخاطبانش، و نه مولانا توجیه و توصیف جدیدی از اشعار ابداع کند. در تبیین این فرضیه به تحلیل ترجمۀ وی از نی‌نامه، داستان اصحاب کهف و نگاه او به اشعار مولانا درمورد عیسی (ع) و توصیف وی از سماع پرداخته‌ایم.

صفحه ۱ از ۱