جستجو در مقالات منتشر شده
۴ نتیجه برای ادبیات مهاجرت
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده
بحران هویت و دوپارگی وجودی از موضوعات محوری ”ادبیات مهاجرت“ است، در همین حال یکی از شاخصههای ساختاری اصلی ادبیات ”پسااستعماری“ تلاش نویسندگان بر واژگونی جایگاه قدرت ما بین زبان استعمارگر و زبان استعمارزده یا به عبارتی دیگر مقابله نرم با استعمار است. بدینترتیب بررسی داد و ستد هوشمندانهای که در آثار ادبی مابین دو زبان استعمارگر و استعمارزده صورت میگیرد مبین موضع، مهارت و خلاقیت نویسنده در بکارگیری ابزار زبان است. هدف از نگارش این جستار برجستهسازی تأثیر تجربیات مشترک و همسان نویسنده ایتالیایی-سومالیایی، کریستینا اوباکس علی فرح و نویسنده الجزایری تبار و فرانسوی زبان، آسیه جبار در نگارش دو رمان ایشان با عناوین مادر کوچک و ناپدیدی زبان فرانسه است. در این جستار ابتدا شیوه و فن نگارش این دو نویسنده را بر اساس نظریات صاحبنظر ادبیات پسااستعماری، شانتال زابوس، بررسی کرده و سپس با تأکید بر رویکرد مکتب امریکایی و به روش تحلیلی – تطبیقی ارتباط تنگاتنگ اصل زبان با مفهوم هویت را برجسته میکنیم.
دوره ۷، شماره ۳۰ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده
روایتهای عامیانه نقش تأثیرگذاری در برساخت هویتی و جنسیتی فرد و سوژه در جامعه دارد، بهطوری که ارزشهای فرهنگی جامعه که عمدتاً از سوی گفتمان حاکم فرهنگی تبین میشود، با بازتاب آنچه فوکو «رژیم حقیقت» میخواند سعی دارد تا هژمونی فرهنگی غالب و نظام خوب و بد را در قالب آموزههای روایتهای عامیانه برای آحاد جامعه تعریف نماید. در این مقاله، ابتدا دو روایت عامیانۀ منطقۀ خراسان با نامهای «زن سنگی» و «زهره: دختر لال»
ـ که در رمان آشپزخانهای به رنگ زعفران نوشتۀ یاسمین کرودر به زبان انگلیسی نقل شده است ـ به خواننده معرفی میشود و با بررسی تصویر ارائهشده از سوژۀ مؤنث در این دو داستان عامیانه، بازتاب گفتمان غالب و هژمونی فرهنگی مردسالارانه در روایتهای عامیانه واکاوی میشود تا چگونگی بازتاب اجتماعی آنها در برساخت هویت سوژۀ مؤنث بررسی شود. همچنین، تلاش نویسندگان زن معاصر برای به چالش کشیدن این هژمونی و برساخت هویتی و جنسیتی جدید با خلق فضای بینابینی فرهنگی تأکید شده است. این جستار با مطالعۀ یکی از آثار ادبیات مهاجرت ایران که نقل ادبیات عامیانه را دستاویزی قرار داد که هژمونی فرهنگی را منعکس کند، سعی دارد تا نقش ادبیات عامیانه را در بازتاب چگونگی شکلگیری سنتی هویت یادآور شود و فضایی بینابینی فرهنگی برای برساخت هویتی زن معاصر را فراهم کند که در آن سوژۀ مؤنث فارغ از سیطرۀ هژمونی فرهنگی غالب میتواند هویت خود را بهطور مستقل شکل دهد و صدایی برای شنیده شدن داشته باشد.
مهدی سعیدی،
دوره ۱۳، شماره ۴۹ - ( ۱۰-۱۳۹۹ )
چکیده
در چند دهه گذشته، تحولات جامعه ایرانی و دگرگونیهای جامعۀ جهانی در پیدایش جریان داستاننویسی زنان در مهاجرت مؤثر بوده است. در داستانهای نویسندگان زن مهاجر، زنان شخصیت محوری داستانها هستند. در این داستانها، در تقابل با ساختارهای فکری گذشته، ساختارشکنی صورت گرفته است و زن در ارتباط با مرد تعریف نمیشود؛ بلکه ذهنیت زنان به ذهنیت محوری و اصلی داستان تبدیل میگردد و داستان از زاویه دید آنها و شناخت و آگاهیشان از مردان و دنیا نوشته میشود. از دیگر سو آنها توانستهاند میان ورود دنیای زنانه به داستان و حفظ زیباییشناسی آن رابطهای منطقی برقرار کنند. برخی از زنان اقسام مسائل سیاسی را از منظر روایتهای زنانه بازتاب دادهاند. بخشی از آثار زنان نیز زمینۀ هویتاندیشانه دارد و در آنها موقعیت زن بهمثابه سوژه گمشده و فاعل شناسا و یابنده است. از این رو عموماً زاویه دیدی که زنان در داستانهایشان بهکار میبرند، اولشخص است. انتخاب این زاویه دید به ایشان مجال میدهد در نوشتن اغلب از خودشان بگویند. درواقع خود نویسنده در راوی اولشخص تجلی پیدا میکند. بخش دیگری از داستانهای زنان، شرح تجربهها و آگاهیهای آنها از مسائل جنسیتی است. روایتهای دیگری از آنها نیز شرح زندگی معمولی و روزمرۀ آنهاست. این داستانها به ژانر داستانهای عامهپسند نزدیک میشوند و هرچند از حیث روایت داستانی ساختار محکمی ندارند، با استقبال خوانندگان مواجه شدهاند.
دوره ۱۴، شماره ۵۸ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
هدف مقاله، معرفی کاربردی الگوی سیمپسون (۲۰۰۴) در زاویۀدید «آینه های دردار» و «همنوایی شبانۀ ارکستر چوبها» است. سیمپسون در ساحت زمانی از بررسی «ترتیب، تداوم و بسامد» در ساحت مکانی از «زاویۀ دوربین» در روانشناختی از «وجه نمایی» و در ایدئولوژیک از «نظام گذرایی هلیدی» بهره می گیرد. کاوش در زاویۀدید شناخت بهتری بر افکار و احساسات شخصیتها فراهم می آورد.
روش تحلیل مقاله در ساحتهای زمانی، مکانی و روانشناختی بررسی کل متن رمانها و شناسایی فرایندها و وجوه افعال در «موتیفهای سیاست و باورها» شاخص ایدئولوژی نویسندگان است.
در دو رمان، گذشته نگری نقش مهمی دارد. قاسمی با دید جزئی نگرانه و گلشیری با اشارتگرهای «اینجا و آنجا» تقابل بین جامعۀ مبدأ و مقصد را در زندگی مهاجران نشان می دهند. نگرش اثباتی بر رمانها حاکم است و راوی با صراحت از بایدها و اعتقادات خود می گوید. بسامد زیاد فرایند مادی، واقعگرایی را نمایش میدهد و کاربرد ویژۀ وجه خبری، احوال و زندگی شخصیتها را گزارش می کند.