جستجو در مقالات منتشر شده


۶ نتیجه برای اخوان‌ثالث


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

این مقاله به بررسی دو نظام گفتمانی کنشی و تنشی در شعر «کتیبۀ» اخوان ثالث می‌پردازد. نظام روایی کنش‌محور گفتمانی شکل گرفته بر اساس نقصان بیرونی با محوریت «کنش» است. نظام تنشی اما از نقصانی عاطفی_درونی نشأت می‌گیرد و با شناخت کنش­گر از هستی رابطۀ تعاملی دارد. «کتیبه» ­به دلیل داشـتن درون­مایۀ  گفتمـان روایـی، حـاوی کنش­ها و تنش­های ارزش­ محـور اسـت که نظام­های مسلط برآن قابلیت بررسی نشانه­معناشناختی را دارند. هدف پژوهش نشان دادن محورهای بنیادین معناسازی این شعر و چگونگی ظاهرشدنِ معنا در لایۀ سطحی گفتمان از میان نشانه­های یگانه می­باشد. بدین منظور پژوهش، به روش توصیفی-تحلیلی، گونه­های نظام گفتمانـی نظیر نظـام کنشـی، تنشـی_عاطفی و فنون پـردازش مفهـوم، پیوند بـا مخاطـب، ارسال پیام در شعر«کتیبه» را مشخص کرده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که گفته­پرداز با چینش هنرمندانۀ اجزای کلام موفق به تولید معنای ذهنی مدنظر خود _یأس فلسفی و مغلوبِ تقدیر بودن_ و انتقال آن به گفته­خوان گردیده است. سوژه در مواجهه با  «کتیبه» دچار تنیدگی با خود می­گردد و به­دلیل ناتوانی در خروج از این تنیدگی و پی­بردن به راز «کتیبه»، تحت فشارۀ عاطفی بالا تقریبا همۀ کنش­ها را غیرممکن می­بیند. نظام گفتمانی کنشی در ابتدا بارقۀ امیدی تولید کرده، اما در نهایت کنشگر به درِ بسته می­خورد وسرخورده به خانۀ اول بر می­گردد و در واقع فرایند تنشی به نظام گفتمانی کنشی غلبه می­کند. و این دو که در آغاز امید تلاقی آنها می­رفت، در نهایت به دلیل این که کنش­گرانِ پای در زنجیر همچنان دچار نقصان آزادی­اند، به آشتی درونی نمی­رسند.
 

دوره ۷، شماره ۲۵ - ( ۲-۱۳۹۸ )
چکیده

«قصۀ شهر سنگستان» از اشعار پرآوازۀ مهدی اخوان‌ثالث است. قصه روایت شهریاری است که همۀ ساکنان شهرش به سنگ بدل شده‌اند و او در پی راه چاره‌ای برای نجات آن‌هاست. از شخصیت‌های این شعرِ روایی دو کبوترند که از سرگذشت شهریار آگاهند و راه رهایی را به او می‌نمایانند. در این پژوهش با روش تحلیل محتوا، خاستگاه بن‌مایۀ «غیب‌گویی پرنده» در فرهنگ عامه و ادبیات فارسی (در ۳۷۰ داستان عامیانه و صد منظومۀ عاشقانه) بررسی شده است. با تأمل در نمونه‌های مشابه می‌توان گفت که این بن‌مایه در سه دسته جای می‌گیرد: ۱. بازگفتِ سرگذشت قهرمان از زبان پرنده؛ ۲. پی‌بردن به خاصیت جادویی درخت از زبان پرنده؛ ۳. تبدیل ‌شدن دختر به پرنده که ساختار دستۀ اول به شعر اخوان‌ثالث نزدیک‌تر است. نمونه‌هایی مشابه با روایت اخوان‌ثالث به‌ویژه در قصه‌های عامه وجود دارند که می‌توانند پیشینه‌ای روشن برای بازپردازی اخوان‌ثالث در روایت «قصۀ شهر سنگستان» باشند. با اینکه دو نمونه از این بن‌مایه در ادبیات رسمی گذشته بازیابی شده، خویشکاری‌های بن‌مایۀ «غیب‌گویی پرنده» در «قصۀ شهر سنگستان» با خویشکاری‌های آن در داستان‌های عامه همانندی بیشتری دارد و بسامد آن در قصه‌های عامه بیشتر است. با توجه ‌به تصریح اخوان‌ثالث بر علاقه‌اش به استفاده از ادبیات عامه، وام‌گیری او در بن‌مایۀ مدنظر در شعر «قصۀ شهر سنگستان» ـ که اساس این مقاله است ـ پذیرفتنی‌تر می‌شود.
 

دوره ۱۳، شماره ۵۳ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده

شعر «میراث» یکی از اشعار مهدی اخوان ثالث است که شاعر سعی کرده است در آن با استفاده از زبان ادبی فاخر، تناسب و پیوند محکمی میان صورت و محتوا ایجاد کند. در این مقاله با روشی تحلیلی - توصیفی به عوامل تکرار، انسجام و روایت در شعر «میراث» پرداخته شده است تا نقش روابط موجود بر عناصر ساختاری این شعر، که دلالت کلّی این شعر را ساخته است، تبیین، و از این طریق مهمترین ویژگیهای ساختاری این شعر و رمز ماندگاری و زیبایی آن نشان داده شود. نتیجه این است که شاعر در این شعر با توجه فراوان به ساختار، انسجام صوری مناسبی به شعر بخشیده و با استفاده از روابط ساختاری چون تکرار، انسجام و روایت، شعری را پدید آورده است که هم از نظر حسن انتخاب واژگان و مناسبات آنها در جایگاه هم­نشینی و جانشینی از شعرهای موفق معاصر است.
کلثوم میری اصل، مریم مشرّف،
دوره ۱۴، شماره ۵۳ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده

خوانش دیدگاه‌های انتقادی شاعران با هدف طبقه‌بندی و تحلیل رویکردهای نقد ادبی، ضمن شناسایی معیارهای ارزش‌گذاری آنان در نقد ادبی، می‌تواند محکی برای ارزیابی آثارشان براساس وجوه مثبت و منفی اثر ادبی از منظر آنان باشد. اخوان‌ثالث علاوه‌بر شاعری، در حوزۀ نقد ادبی دارای دیدگاه‌های انتقادی است که نویسندگان این مقاله به‌دلیل جایگاه ویژۀ اخوان به‌عنوان شاعر ـ منتقد به تبیین نظریات وی براساس نظریۀ ارتباط یاکوبسن با شیوۀ تحلیل محتوا و بیان رویکردها و ویژگی‌های نقد در آرای وی پرداخته‌اند. اخوان در بیان آرای انتقادی و نقد شعر شاعران، بر مربع گوینده، مخاطب، زمینه و پیام تأکید کرده و کارکردهای عاطفی، ترغیبی، ارجاعی و به‌ویژه ادبیت متن (کارکرد هنری) را درنظر داشته است. وی شعر موفق را شعری برخاسته از احساس و درک شاعر (کارکرد عاطفی) از موضوعی اجتماعی و انسانی (کارکرد ارجاعی) با زبان و بیانی هنری (کارکرد ادبی) و قدرت اثرگذاری بر گسترۀ وسیع مخاطب (کارکرد ترغیبی) می‌داند که ناشی از اهمیت چهار عنصر اصلی در خلق اثر ماندگار است. اخوان در آرای انتقادی خود نه در دام فرمالیسم محض افتاده و نه شعر شعاری عاری از وجوه ادبی را پذیرفته است. اهمیت دو مؤلفۀ صورت و محتوای اثر ادبی در آرای وی ناشی از تمایلات و گرایش‌های اجتماعی در نظام اندیشگانی و دل‌بستگی وی به جنبه‌های بلاغی ادب کلاسیک است. نکته‌سنجی و دقت‌نظر، احاطه و علم وی بر موضوع مورد بحث و مستند و مستدل بودن از جنبه‌های مثبت و پراکنده‌گویی و برخی نقدهای غیرعلمی و ذوقی از جنبه‌های منفی نقد اوست.


دوره ۱۸، شماره ۷۱ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده

مهدی اخوان‌ثالث یکی از نامداران شعر معاصر است که شعرش در طول زمان تحولات قابل‌توجهی پذیرفته. او بعد از روی آوردن به شعر نیمایی و پس از اوج چشمگیری که در از این اوستا نشان داد، در مجموعه‌های بعدی به‌تدریج از آن اوج فاصله گرفت. با توجه به جایگاه رفیع شعر اخوان‌ثالث مسلماً باید عوامل مهمی این اُفت هنری را رقم زده باشند. پژوهش پیش رو در پی یافتن این عوامل با رویکرد «نقد تاریخی برون‌مبنا» و با بیان این مسئله که پیوند متقابلی میان آثار با موقعیت فرهنگی و اجتماعی مقطع تاریخی آفرینش آن‌ها وجود دارد، به‌سراغ زندگی و شعر اخوان‌ثالث رفته است. بر این مبنا، مسائل و عواملی محیطی‌ای که بر روحیه و عاطفۀ اخوان تأثیر گذاشته و موجب تغییر در ابعاد مختلف شعر وی شده، تحت عنوان «عوامل فرامتنی» و عواملی که درنتیجۀ عوامل فرامتنی ظهورشان در شعر اخوان، منجر به افول شعر وی شده است، تحت عنوان «عوامل متنی» تقسیم و بررسی شده‌اند. در پایان مشخص گردیده است که شرایط محیطی‌ای که پس از از این اوستا در زندگی اخوان به وجود می‌آید، موجب می‌شود که وی با همۀ مهارت و تسلطش، انگیزه و توان لازم را جهت سرودن اشعاری هم‌تراز با اشعار این مجموعه نداشته باشد.

دوره ۲۱، شماره ۸۵ - ( ۲-۱۴۰۳ )
چکیده

در این پژوهش کوشش­ شده است به روش توصیفی ـ تحلیلی، داستان کوتاه «مرد جن­ زده» نوشته مهدی اخوان­ ثالث از دید پیشگامی وی در نگارش داستان­ کوتاه مدرن شاعرانه بررسی شود. موضوع این داستان، نقد نویسنده بر وضعیت انسان روشنفکر سرگشته معاصر(طبقه شهری) در جامعه است که با استفاده از حادثه «فراموشی زبان مادری» شخص محوری و چالشهای حاصل از آن بازسازی ­شده ­است. حاصل­ کار نشان ­می ­دهد نویسنده با استفاده از زبان امپرسیونیستی در ترسیم حالات ذهنی شخص محوری به گونه­ ای عمل کرده که پیرنگ داستان از حالت خطی خارج ­شده و فارغ از پرداخت حوادث و علل شکل­ گیری آنها ساختاری مینیمالیستی یافته­  است. این الگو از ساختارهای کهن داستانپردازی ایرانی مبتنی بر الگوی سفر بر کنار­نمانده ­است؛ از این­ رو شخص محوری در داستان او پیش از اینکه به عنوان کنشگر در روایت اهمیت ­داشته ­باشد، جانشین حال و هوای فکری خاص شده است.
 

صفحه ۱ از ۱