۲۶۷ نتیجه برای گفتمان
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
همۀ مفسران و متکلّمان مسلمان به خلقت توحیدی یا فطری بودن آن قائل نیستند، بلکه برخی از آنان معتقدند خداوند باور توحیدی را پس از خلقت انسان به او الهام کردهاست. نتایج این تحقیق که با کاربست مدل گفتمانکاوی موضوعی (نک. مزینانی، علیزاده، و آزاد، ۱۳۹۷) بر مجموعه آثار ملاصدرا دربارۀ یکتاپرستی(توحید) صورتگرفت در سه بخش دعاوی، برهانها، لحن کلام و قاطعیت در بیان قابل جمعبندی است. مجموع دعاوی صدرا در این مطلب خلاصه میگردد که او باور به توحید و یگانگی ایزد متعال را نهتنها از ملزومات وجود مخلوقات، بلکه، عین وجود و عین فطرت آنها میداند؛ ملاصدرا اکثر دعاوی خود را با ارجاع بینامتنی و استناد به آیات و روایات طرح کرده بهنحویکه تلمیح، تضمّن، ذکر صریح، شرح و بسط و تفسیر آنها بهوضوح قابل مشاهدهاست. این فیلسوف در پیچ و خم این امر مهم، گهگاهی از مواضععقلی غیرصریح و بعضاًهمطیف - «سودمندی»، «ضرر و زیان»، «نیاز بنیادین»، «ضرورت»، «وفای به عهد»، «امانتداری»، «فشار و اجبار»، و «انتساب» - نیز بهرهبرده که همینها نیز غالباً برگرفته از آیات و روایات هستند؛ البته، اینگونه برهانآوری، پذیرش دعاوی مطرح برای غیرمسلمانان و خردگرایان را با مشکل روبرو میکند. به هر حال، در تمام دادههای مطرح لحن قاطع خبری حاکم است، به نحویکه کاربست استراتژی تخفیف در آنها مشاهده نشده و هیچ کلمهای دال بر شک و تردید به کار نرفته است. علاوه بر کاربست استراتژی تشدید در ۲۰ درصد دادهها، فرایندهای منفیسازی و مجهولسازی با کارکرد خاص خود در ۱۰ درصد دادهها به چشم میخورد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف این مقاله بررسی گفتمان عاطفی با رویکرد نشانه-معنا شناسی در یک غزل میررضی دانش مشهدی است. شعر، زبان دل و زاییدۀ احساسات آدمی است و شاعر کسی است که این احساسات و عواطف را با زبانی مخیل و موزون در ساختاری مطلوب بیان میکند. نشانهشناسی و تحلیل گفتمان شعر، ابزارهایی جدید و مناسب با کارکردهای متنوع و نو در راستای مطالعات ادبی میباشند که عاطفۀ شاعر را در ابعاد تجربۀ شعری، سطح و نوع عاطفه، زبان و مخاطب مورد نقد و بررسی قرار میدهند. در این بررسی جریان عاطفی گفتمان در شعر، در راستای بررسی شرایط شکلگیری و تولید نظام عاطفی، و چگونگی ایجاد معنا از طریق آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. پرسش اصلی بررسی حاضر این است که شاعر چگونه از عناصر گفتمانی در راستای ایجاد فضای عاطفی استفاده کرده است و الگوی تنشی در شعر بر اساس کدام الگو شکل گرفته است و فرآیند عاطفی در شعر، تابع کدام سازوکار نشانه-معناشناختی است. نتایج نشانگر این است که نظام عاطفی گفتمان در شعر میررضی تابعی از نظام عاطفی گفتمان فرآیندی حسی ادراکی، تنشی و جسمانهای است و بر اساس الگوی رخدادی شوشی (شوشی-رخدادی) شکل گرفته است. همچنین فرآیند طرحوارۀ تنش عاطفی شعر ناهمسو و واگرا میباشد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
زاهدان به واسطهی تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی دارای بافت جمعیتی ناهمگون و متکثر است و همواره همزیستی مسالمتآمیزی میان گروههای مختلف مذهبی در این شهر برقرار بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم و برجسته شدن تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور، شکافهایی را در گفتمان شهر میان بلوچها و سیستانیها پدید آورد. میتوان بروز عینی این شکافها را در نمادیترین عنصر مذهبی شهر یعنی مسجد مکّی مشاهده نمود. نشانههای مستتر در این مسجد به عنوان عرصهی نمایش قدرت هژمونیک قومی- مذهبی بلوچهای سنی مذهب، با ابعاد و ارتفاع نامتعارف و فرمها و تزیینات ناآشنا، بافت پیرامونی خود را قلمروبندی کرده و قواعد معنایی خاصی را تولید نموده است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر نقد و واکاوی مسجد مکّی به مثابهی یک متن چندلایه و یافتن ایدئولوژیهای آشکار و پنهان آن از طریق نشانهشناسی انتقادی است و سعی دارد تا دریابد بازنمون گسست معنایی پدید آمده در گفتمان منظر شهری زاهدان چیست؟ و چگونه میتوان گسست معنایی پدید آمده در گفتمان شهر زاهدان را تبدیل به پیوست کرد؟ و بدین طریق تغییرات و یا عدم تغییرات لایههای گوناگون آن را در طی زمانهای مختلف بررسی نماید. نشانهشناسی انتقادی در افراد آگاهی انتقادی نسبت به پدیدهها ایجاد مینماید. چنین آگاهیای از طریق نشانهها سبب میشود که افراد نسبت به کنش گفتمانی پدید آمده و ساختارها و مناسبات مرتبط با آن شناخت حاصل کنند و به آن واکنش نشان دهند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
گفتمان ایدئولوژیک همواره افراد را بهعنوان سوژه به چالش کشانده و برآن بوده تا از خصلت چند معنایی زبان برای غلبه بر زبانها و گفتمانهای دیگر استفاده کند.پژوهش حاضر تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که چگونه گفتمان ایدئولوژیک قادر است در سطح گفتمان و در نتیجه در سطح پیام منتقل شده،تحول معنایی ایجاد کرده و اینکه چگونه نهادهای سیاسی از ساختارهای زبانی و ابزاری که زبان و تعدیل معنایی زبان به آنها اجازه میدهد بهره برند تا برتری خود را از دیدگاهی شماتیک و ساختارمند مشروعیت بخشند.برای نیل به این هدف،با تکیه بر نظریههای جامعه شناختی پیر زیما،نویسندگان مقاله حاضر کوشیدهاند تا رابطه بین عناصر زبانی با قدرت و سلطهگری را با تحلیل گفتمان سوژههای رمان آدمخوار اثر دیدیه دننکس نویسنده معاصر فرانسوی نشان دهند.نویسنده این رمان که از مدعیان مبارزه با نفیگرایی تاریخ،نژادپرستی،استعمارگری،فساد جوامع سیاسی میباشد،در سال ۱۹۹۸رمان آدمخوار را مینگارد و به روایت داستان بومیان کاناک میپردازد که در «نمایشگاه استعمار سال ۱۹۳۱» مانند حیوانات در معرض دید دیگران قرار گرفته بودند.بر این اساس،مقاله حاضر به بررسی نحوه ایجاد گفتمان ایدئولوژیک و دگرگونی معنایی از طریق روایتها و گفتگوهایی که در سراسر کتاب اتفاق میافتد و منجر به دگرگونی دلالتهای ایدئولوژیک میشود میپردازد. همچنین، به واسطه به تصویر کشیدن و تفسیر ماهیت بومیان کاناک از نظر گفتمان ایدئولویک غالب، نشان داده میشود که چگونه گفتمان غالب با استفاده از ماهیت چند معنایی و چند بعدی زبان و با در اختیار داشتن قدرت سامان دادن ساختارهای زبانی،ماهیتی غیر از ماهیت اصیل بومیان کاناک برای آنها تعریف میکند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مطالعه مقالات علمی، بهعنوان ژانر اصلی تولیدات علمی و ابزار مهم تبادل اطلاعات در بین اعضای جامعه علمی در طی چند دهه گذشته مورد توجه روزافزون واقع شده است. در گفتمان علمی، ساختار و انسجام متنی ایجاب میکند نویسندگان بهطور مناسب از فراگفتمان و انواع آن شامل فراگفتمان تبادلی و برهمکنشی و راهبردهای آنها بهطور مناسب بهره برند. در پژوهش حاضر، با رویکردی پیکرهبنیان و براساس انگاره هایلند به واکاوی مقوله فراگفتمان تبادلی در مقالات علمی پژوهشی فارسی در حوزه علوم انسانی پرداخته میشود تا از این رهگذر به اهمیت و نقش عنصر فراگفتمان تبادلی در گفتمان علمی فارسی پی برده شود. بدین منظور، تعداد ۸۰۰ جکیده مقاله علمی پژوهشی از ۱۶ حوزه علوم انسانی از پرتال جامع علوم انسانی را بهصورت تصادفی انتخاب کرده و مورد تحلیل قرار دادیم. بررسی دادهها اهمیت کاربرد فراگفتمان در متن را آشکار میسازد به نحوی که در میان هر ۱۵ واژه بهکاررفته در مقالات علمی پژوهشی، بهطور تقریبی، یک نشانگر فراگفتمان تبادلی یافت میشود. همچنین تجزیه و تحلیل پیکره حاکی از آن است که قالبنماها بیشترین راهبرد فراگفتمان تبادلی استفاده شده در پیکره مورد بررسی بوده و گذارها و ابهامزداها با فاصله اندکی از آن در رتبههای بعدی واقع میشود و نشانگرهای درنمتنی و گواهنماها کمترین فراوانی را در پیکره به خود اختصاص میدهد. در نهایت نیز پیشنهادات و اصلاحاتی برای مطابقت بیشتر انگاره هایلند با ویژگیهای گفتمان علمی فارسی ارائه میگردد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
هدف رویکرد نشانهمعناشناختی گفتمانی برقراری ارتباط بین لایه های معنایی و واحدهای تمایزدهندۀ بافت زبانی، اجتماعی و گفتمان در سطح کلان است تا با کمک ابزارهای شناختی متن و گفتمان، به معنا دست یابد. این پژوهش، در چارچوب رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی چگونگی تولید، درک و دریافت معنا در بستر نظام های گفتمانی را در رمان «بلندی های بادگیر» مورد تفسیر و تبیین قرارمی دهد. نظام های گفتمانی شامل دو دسته می شوند یا مبتنی بر کنش-گفتار و کنش-حرکت (رفتار) هستند که نظام های گفتمانی شناختی را به وجود می آورند و یا مبتنی بر کنش-حس می باشند که به وجود آورنده نظامهای گفتمانی احساسی هستند. در این تحقیق، به بازنمائی کنش-گفتار، کنش-حرکت (رفتار) و کنش حس و بازخورد آنها در مشارکتکنندگان درون متن و گفتمان رمان پرداخته شده است. تحلیل گفتمان در متن و بافت موقعیتی رمان با استناد بر رویکرد نشانه-معناشناختی گرماس، ریشه در دیدگاههای شناختی دارد؛ زیرا کنشگفتار و کنشحرکت، زیرساخت و بستری برای انگیزۀ کنشحس در مخاطب بافت گفتمان پیریزی میکنند. هیتکلیف و کاترین دو شخصیت اصلی رمان هستند که در لایههای معنائی متنی و بینامتنی، کنشحس عشق به همراه رفتار و کنشگفتار انتقام را ترسیم میکنند. هیتکلیف با طیکردن مرحله نخست کنشحس، توانشهای روحی، جسمی و مالی لازم را کسب و کنش را اجرا میکند. هدف اصلی این مقاله، بررسی و تحلیل شرایط شکلگیری نظامهای گفتمانی کنشگفتار، کنشحرکت (رفتار) و کنش حس از دیدگاه نشانه-معناشناختی گفتمانی، جهت تبیین نظریۀ گفتمانی شناختی و احساسی است تا گفتمان غالب در متن و بافت موقعیتی رمان مشخص گردد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مطبوعات شکلدهندۀ افکار عمومیاند و به همین دلیل است که مترجمان خبری به منظور رساندن پیام و اهداف سخنوران، سیاستهای ترجمهای خاصی را دنبال میکنند. در این میان، ترجمۀ گفتمان سیاسی - مطبوعاتی پیرامون تحریمهای علیه ایران، با توجه به اهمیت و حساسیت روابط بین الملل، مهم و حیاتی است. هدف این پژوهش، برجسته نمودن اهمیت رویکردها در ترجمۀ گفتمان سیاسی - مطبوعاتی است. بدین منظور، دو خبر مهم پیرامون تحریمهای مذکور را، نخست با آناکاوی (تحلیل) گفتمان انتقادی، بر اساس الگوی وَندایک، و سپس با آناکاوی ترجمهشناختی، به کمک آراء و دیدگاه آنتوان برمن، بررسی کردهایم. در نهایت، نوع تغییرات و اصلاحات مترجمان و نیز تلاشهایی که جهت سازگارسازی خبر با ایدئولوژی رسانهای صورت گرفته را به دقت تشریح و تبیین کردهایم. همراستا با آراء وندایک، نشان دادهایم که رابطۀ نزدیکی میان سیاست حاکم (قدرت) و گفتمان مطبوعاتی (رسانه)، در شکلگیری تصورات ذهنی افراد جامعه وجود دارد. این پژوهش نشان میدهد چگونه مترجمان، اغلب، سیاست حذف، تغییر و تشدید را در ترجمه، در راستای کارکردهای گفتمانی مد نظرشان به کار می گیرند و نتایج سیاسی خاصی را هدایت میکنند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
آیاتالاحکام نماز به دستهای از آیات مشخص در قران گفته میشود که در آنها احکام الهی دربارۀ نماز و شیوۀ برپایی آن در قالب گفتمان تجویزی بیان شدهاند که هستۀ نظام گفتمانی در آنها مؤلفۀ «تجویز» است؛ اما نکتهای که دربارۀ اینگونه آیات مطرح میشود، این است که با وجود حاکمیت گفتمانی تجویزی بر آنها و رابطۀ عمودی کنشگزاری (دستور دهنده) و کنشگری (دستورپذیری) که در این آیات میان خداوند و بندگان شکل میگیرد؛ در بسیاری از این آیات، کنشگزار در کنار گفتمان کنشی تجویزی (دستور)، از مؤلفههای گفتمان القایی (تشویق، تهدید، و...) نیز استفاده کرده است؛ به همین سبب در این پژوهش این مسئله مطرح است که گفتمانهای القایی در این آیات دارای چه کارکردی هستند و باوجود آنها، این دسته از آیاتالاحکام دارای چه ساختار گفتمانی هستند؛ در این پژوهش که با روش تحلیلی و کاربردی و بر پایۀ رویکرد نشانه- معناشناسی گفتمانی گرمس انجام گردیده، کوشش شده است که ۱۷ آیۀ قران که موسوم به آیاتالاحکام نماز هستند، از دیدگاه گفتمان تجویزی و القایی بررسی شود تا چگونگی ساختار گفتمانی آنها مشخص شود و کارکرد گفتمانهای القایی نیز در این آیات روشن شود؛ یافتههای این پژوهش نشان میدهد که گفتمانهای القایی به کار رفته در کنار گفتمان تجویزی، پادگفتمانهایی هستند که به دو شکل تضمینی و تقویتی انجامگیری کنش تجویزی توسط کنشگران را حمایت معنایی کردهاند و حضور آنها، نظامی تلفیقی از تجویز و القا را در این آیات ایجاد کرده است.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مشخصه بارز گفتمان محاکمه عدم توازن قدرت میان مشارکین است، به گونهای که اعمال قدرت به صورت یک طرفه از بازجو (اعم از بازپرس، قاضی و غیره) به مخاطب است. مهمترین ابزار اعمال قدرت نیز کاربرد «پرسش» است که دارای مؤلفه کنترلکنندگی است. پژوهش حاضر به منظور واکاوی ابعاد مختلف گفتمان محکمه، به مطالعه جنبههای مختلف ساختاری، گفتمانی و کاربردشناختی پرسش در شعبههای مختلف کیفری، حقوقی و خانواده در دادگاه و دادسرای شهر دورود میپردازد. در بعد ساختاری انواع مشخصههای ساختواژی-نحوی و در بعد کاربردشناختی نیز نوع کنش گفتاری گونههای مختلف پرسش مد نظر بوده است. در همین راستا با تلفیق رویکردهای کمی و کیفی به بررسی دادهها پرداختیم. نتایج حاکی از آن است که بیشترین میزان فراوانی کاربرد صورتهای پرسشی مربوط به اطلاعیهای محدود و بله/خیر میشوند. همچنین مشخص شد پرسشها به جهت کاربردشناختی دارای سه نوع کنش گفتاری تنظیمی، تصدیقی و ارتباطی هستند. یافتهها مؤید آن است که برخی پرسشهایی که دارای کنش ارتباطی هستند توسط مشارکین عادی و با هدف شفافسازی مطرح میشوند و بنابراین میتوان در برخی موقعیتها تغییر الگوی یکسویه پرسشگری بازجو ← مخاطب را مشاهده نمود. عمده پرسشهایی که از سوی افراد عادی مطرح میشوند ریشه در عدم آشنایی آنها با واژههای تخصصی حقوقی دارد که در برخی موارد میتواند تبعاتی چون عدم دفاع مطلوب را به همراه داشته باشد یا منجر به ایجاد تصویر گناهکار از آنها شود.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
گفتمان روایی و چینش اجزای آن که جهان روایت را بازنمایی میکند، شرایط دسترسی به جهانبینی و ارزشهای نهفته در متن را فراهم میسازد؛ به همین دلیل در شناخت چندجانبهٔ متن ادبی، اهمیت فراوان دارد. گفتمان روایی، از یک نمونهٔ روایی به نمونهی روایی دیگر تغییر مییابد؛ زیرا تجارب و دریافتهایی که نویسندگان در تعامل با جهان پیرامون خود دارند، تأثیر یکسانی بر شناخت آنها ندارد. در «بیرون از گذشته میان ایوان» اثر «مهری بهرامی» جهانهای مختلف با یکدیگر همزیستی دارند و مرزی میان واقعیت و خیال وجود ندارد. ایدهٔ چندجهانی به فهم گفتمان روایی داستان کمک میکند. هدف اصلی این نوشتار آن است تا با بررسی گفتمان روایی رمان، گزینش عناصری که از طریق آن نویسنده، داستان و جهانبینی حاکم بر متن را میسازد، نشان داده شود. این پژوهش متنمحور است و با روش تحلیل محتوا انجام گرفته است. مسئلهٔ اصلی این نوشتار بررسی مؤلفههایی چون نوع روایت، انواع راوی و پیوند آن با شخصیتها، تجارب بدنمند راوی و شخصیتها و همسو با آن شکلگیری اشیاء زیباییشناختی و نمادین و موقعیتهای مکانی نهفته در روایت است. در این رمان، عملکردهای ذهن راوی و ارتباط او با سایر عناصر سازندهٔ متن، کارکرد هویتی دارند و جهانبینی متن را در راستای به تصویر کشیدن زنی که میخواهد از گذشتهٔ فرهنگی و تاریخیاش عبور کند و خویشتنی تازه از خود بیافریند، بازتاب میدهند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
در حوزه تحلیل و بررسی گفتمانهای مختلف، گفتمان کنش محور ورزشی گفتمانی متمایز است که محل تحقیق و پژوهش محققان زبانشناسی و علوم ورزشی بوده است. اینکه چه عناصر و شاخص هایی دراین نوع گفتمان مستتر و موثر هستند و آیا این گفتمان واژگان کلیدی نظام روایی مبتنی بر کنش یعنی کنش،ارزش،تغییر را در برمی گیرد محل پژوهش است. براین اساس روایت های کنش محور غالبا برنامه محور و هدفمند عمل می کنند و کنش گران با آگاهی نسبت به ارزش های آن گتمان در جهت تصاحب آنها حرکت می کنند. گفتمان ورزشی نیز مانند هر گفتمان دیگری دارای ارزش ها، کنش گران ورزشی و رسانه ای است. پرسش اصلی پژوهش حاضر عبارتست از اینکه آیا عنصر کلیدی گفتمان کنش محور در گفنمان ورزشی نیزمستتر است؟ و اینکه ارزش ها و شاخص های موثر فرهنگی در گفتمان ورزشی کدامند؟ روشگردآوریاطلاعاتدرتحقیقحاضربهصورتمیدانیبودکهتوسطمحققان انجامشد و به صورت شفاهی و براساس پرسشنامه محقق ساخته از پانزده مربی ورزشی در حوزه ورزش آمادگی جسمانی مصاحبه انجام شد و در مصاحبه ۱۳ به طور تقریبی اشباع نظری شکل گرفت و جهت اطمینان دو مصاحبه دیگر نیز انجام گرفت و در نهایت با تعدا ۱۵ مصاحبه در تحقیق حاضر تجزیه تحلیل روی نتایج صورت پذیرفت. یافته ها حاکی از آن است که گفتمان کنش محور ورزشی واجد ویژگیهای یک گفتمان کنش محور است از یافته های مهم دیگر این پژوهش این است که لازمه تحقق یک گفتمان ورزشی آگاهی و برجسته سازی شاخص های مختلف این گفتمان است.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
با مطالعه روایتهای قرآنی آنچه بیش از همه جلوهگری میکند، ایجاز شگفتانگیز و حذفهای متعددی است که حتی در پارهای از اوقات، قسمت کاملی از یک قصه را هم در بر میگیرد. ایجازی که نه تنها در قصههای قرانی، بلکه در سرتاسر اجزای قرآن به عنوان یکی از عالیترین نمودهای ادبی و بلاغی قران به کار گرفته شده است. همین ایجاز یکی از سازوکارها و ابزارهای فرایند سکوت روایی یا سکوت گفتمانی است که در آن دالهایی از روایت حذف میشود و با فقدان خود به مدلولهایی اشاره میکند که خواننده میتواند با تکیه بر محور جانشینی و همنشینی و همچنین از تلاقی میان این دو و استفاده از ظرفیتهای مغز، آن حفرهها و شکافها را پر کند و در نتیجه قصه قرانی را به طور کامل تلقّی و دریافت کند. نکته مهم در سکوت گفتمانی، برخورداری از وجه تفسیری و تحلیلی در روایتشناسی است و صرفاً به مانند حذف در بلاغت کلاسیک نسیت که در قالب کنایه، استعاره، مجاز و این قبیل ادوات بروز پیدا میکرد و برای بیان غرضی زیباشناسانه باشد. در این مقاله، ابتدا به شرح و معرفی سکوت گفتمانی در نقد شناختی مدرن خواهیم پرداخت و سپس به تشریح روایت زندگانی یوسف (ع) در قران کریم، بر پایه همین اصل روایی و گفتمانی خواهیم پرداخت. نتیجه نشان میدهد که سکوت گفتمانی در این سوره در سه نوع خود از ساختاری، معنایی و ضمنی به کار رفته است و با نظاممندی ساختار روایت قرانی، این خلأها توسط خواننده دریافت و تکمیل میگردد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
نشانه - معناشناسی گفتمانی رویکردی نوین در تحلیل متون است که با بررسی روابط میان نشانهها، گفتمان و بافت، به کشف لایههای پیچیده معنایی میپردازد. این رویکرد، علاوه بر تحلیل ساختار متن، تعاملات معنایی و نقشهای زبانی و غیرزبانی را در تولید معنا مورد توجه قرار میدهد. متن قرآن، به دلیل غنای معنایی و پیچیدگی زبانی، زمینهای مناسب برای بهرهگیری از این رویکرد فراهم میآورد و امکان درک عمیقتر ابعاد گفتمانی و معنایی آنها را مهیا میسازند.
پژوهش حاضر به تحلیل آیه ۲۵۹ سوره بقره از منظر نشانه - معناشناسی گفتمانی میپردازد و تلاش میکند بازنمایی مفاهیمی چون فروپاشی، بازآفرینی الهی، شگفتی و ایمان را بررسی کند. بدین خاطر، مسئله اصلی پژوهش کنونی اینست که چگونه میتوان روایتی چندلایه و پویا از تعامل انسان با قدرت الهی را در آیه ۲۵۹ با استفاده از ابعاد گفتمانی و نشانهشناختی، آشکار ساخت، به گونه ای که، علاوه بر معنای ظاهری، تجربهای عمیقتر و حسیتر را برای مخاطب فراهم سازد.
روش تحقیق این پژوهش از نوع کیفی- تحلیلی بوده و بر اساس رویکرد نشانه-معناشناسی گفتمانی انجام شده است. در این روش، آیه مورد بررسی به لایههای گوناگون معنایی تفکیک شده و ارتباط میان این لایهها در فرآیند تولید معنا و تأثیرگذاری بر مخاطب تحلیل شده است.
نتایج نشان میدهد که این آیه با ترکیب لایههای گفتمانی و معنایی، بستری برای درک معانی پنهان و ارتباطی عمیقتر با مخاطب فراهم میکند.
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
این پژوهش درصدد است تا الگوی نوینی را برای تهیه خلاصه آرای قضایی به زبان ساده حقوقی ارائه دهد. در این مقاله، ضمن تحلیل زبانشناختی آرای قضایی، الگویی با عنوان الگوی خلاق معرفی میشود که براساس آن طی ۵ مرحله مجزا میتوان خلاصه آرای قضایی که حاوی کلانگزارههای متن است را به زبان ساده حقوقی و با تفکیک موضوع ارائه داد. پیکره زبانی پژوهش عبارت است از ۵۰ دادنامه با موضوع کیفری و حقوقی که با روش تحلیلی- توصیفی از نوع تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل میشوند. پس از پیادهسازی آراء در الگوی خلاق، میزان جامعیت متن خلاصه رأی و همچنین قابلیت درک و شفافیت بیان آن در مقایسه با متن اصلی به روش «بررسی مقایسهای» و روش «گروه کانونی» مورد بررسی قرار میگیرد. نتایج حاصل از این بررسیها نشان میدهد که خلاصه آرای قضایی که از طریق الگوی خلاق بهدست آمده، نه تنها نکات کلیدی متن اصلی را دربرگرفته، بلکه در مقایسه با متن اصلی از قابلیت درک و صراحت بیان بیشتری برخوردار است.
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
مطابق نظریه گفتمان، حقایق و رویدادها از طریق گفتمان و مجموعهای از معناها، تصورها، استعارهها و غیره بازنمایی میشوند. در این معنا، زبان، حقیقت را ایجاد میکند و تغییر میدهد؛ به این معنا که با زبان میتوان برداشتهای متنوعی از یک رویداد داشت و به دنبال آن مجموعه متفاوتی از گفتمآنها حاصل میشود؛ بنابراین، جهان اجتماعی محصول گفتمآن ها است. این موضوع، بر اساس نظریه برساختگرایی اجتماعی که در نقطه مقابل ذاتگرایی، ساختار واقعیت را جدا از ذهن انسان نمیداند، به این معنی است که برخی پدیدههای اجتماعی مانند برخی جرایم ساخته و پرداخته ذهن بشر و تحت تأثیر شرایط زمانی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خاص تولید میشوند و نمیتوان جز در موارد خاص به عنوان یک واقعیت قدسی و تغییر ناپذیر به آن نگریست. بر این اساس، این پژوهش که از نظر نوع، کیفی و به لحاظ روش توصیفی ـ تحلیلی است، با به کارگیری روش تحلیل گفتمان و به منظور تشریح و بازبینی فهمهای بدیهی انگاشته شده در خصوص قانون حمایت از کودکان و نوجوانان (مصوب ۱۳۸۱) به دنبال بررسی امکان برساختزدایی از تعریف کنونیِ پدیده کودکآزاری (تجدیدنظر) و افزودن بر قلمرو مصداقی آن است. مهمترین نتیجه تحقیق حاکی از آن است که بیشتر جرایم و از جمله کودکآزاری و حتی تجویز کودکهمسری (موضوع ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی)، برساختههای اجتماعی قدرتمند و ماهرانه از واقعیتهای اجتماعیاند که پیوسته امکان برساختزدایی از آنها امکانپذیر است تا از این طریق، مجالی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به دیگر برساختههای ممکن از آن پدیده داده شود که قرابت بیشتری با نفع عامه داشته باشد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۱-۱۴۰۳ )
چکیده
گفتمان مقاومت انقلاب اسلامی، افزون بر اینکه تاثیر بسیاری بر نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران داشت، فراتر از مرزهای خویش، بسیار تاثیرگذار بوده و الهامبخش نهضتها و جنبشهای مسلمانان در کشورهای مختلف از جمله نیجریه بوده است. در چند دههی اخیر، نیجریه، به عنوان یکی از کشورهای مهم آفریقا، بستر شکلگیری جنبش اسلامی و گسترش تشیع بوده و اکنون جمعیت چند میلیونی شیعه در نیجریه، این کشور را به یکی از کانونهای شیعه تبدیل کرده است. بر این اساس پژوهش حاضر با بهرهگیری از نظریه گفتمان لاکلا و موفه و با استفاده از روش تبیینی-تحلیلی، تاثیر گفتمان مقاومت انقلاب اسلامی را بروی جنبش اسلامی در نیجریه مورد واکاوی قرار داده است. یافته های پژوهش نشان داد که گفتمان مقاومت پس از پیروزی انقلاب، با نظام سازی گفتمان اسلامی از یک گفتمان به حاشیه رانده شده توسط گفتمان نظام سلطه، به مثابهی یک گفتمان فعال در متن سیاستهای داخلی و بین المللی بدل شده و با نفی هژمونی نظام سلطه و عدم سازش با آن، مفصل بندی جدیدی را ایجاد کرده که در نهایتِ این مفصل بندی، مدلی از مقاومت را در برابر نظام سلطه تعریف کرده است. این مدل از مقاومت، با تاکید بر اسلام سیاسی، استکبارستیزی و غربستیزی، علاوه بر احیای هویت شیعیان نیجریه، بر شکل گیری و گسترش جنبش اسلامی این کشور نیز تاثیر گذاشته است.
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
در این مقاله برابری و برابریابی را بر پایه هم ویژگیهای صوری متن در زبان مبدأ و هم بافت موقعیتی با استناد بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی قرار میدهیم، زیرا تنها با بررسی صوری و از طریق تحلیل ویژگیهای صوری متن در زبان مبدأ نمیتوان مستقیماً به تأثیرات ساختاری بر شالودههای جامعه و در ادامه به انتقال بین فرهنگی دست یافت. فرکلاف متن را شامل دوگونه مکمل یکدیگر معرفی مینماید: تحلیل زبانشناختی یا در سطح خرد و تحلیل بینامتنی یا سطح کلان. در این پژوهش بازتولید (ترجمه) ساختارهای گفتمانمدار و دیدگاههای اجتماعی حاکم بر تولید گفتمان چه در متن مبدأ و چه در متنهای ترجمهشده (مقصد) تحلیل، توصیف و تبیین شدهاند. تعدادی ساختار گفتمانمدار زبانشناختی برجسته انتخاب و در تجزیه و تحلیل بهکار گرفته شد. هدف از این تحقیق، ارائه بهترین شیوه برای بررسی و ارزیابی فرآیند ترجمه (نه تنها محصول آن)، در فرآیند برابریابی و سپس گزینش برابری در فرآیند ترجمه با استناد بر تحلیل گفتمان انتقادی است. برای مشخصکردن تفاوت ساختارهای گفتمانمدار متن اصلی داستان خواهران، اثر جیمزجویس را با متون ترجمه شده آن، مقایسه کردیم.
فریده رهگوی،
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۷ )
چکیده
اصطلاح گفتمانِ چندصدایی ـ نظریه ای که با نام میخائیل باختین، فیلسوف و زبان شناس روس گره خورده است- برای خواننده ایرانی اصطلاح ناآشنایی نیست. با این حال، دلالت¬های آن در حوزه های مختلف، اعم از فلسفه، زبان، ادبیات و فرهنگ برای او چندان آشکار نیست. این مقاله با رویکرد زبان شناختی، این نظریه را از پیامدهای استفاده از شیوه بازنمایی گفتمان غیرمستقیم آزاد تلقی می کند که خود، یکی از چند شیوه ارائه گفتار و اندیشه شخصیت¬های داستانی است که در نگاهی طیفی به موضوع، بین دو شیوه موسوم به نقل قول غیرمستقیم و مستقیم قابل بحث است. در بازنمایی گفتار (و نوشتار) و اندیشه شخصیت¬ها، امکان به کارگیری شیوه¬های دیگری به جز این سه شیوه، در اختیار نویسنده ها هست. چنین امکان¬هایی، موضوع مطالعه انگاره های (مدل¬های) مختلف بازنمایی گفتمان را تشکیل می¬دهد. این مقاله با نظر به انگاره سمینو و شرت۲ (۲۰۰۴م.) که بر انگاره شرت و لیچ۳ (۱۹۸۱م.) استوار است، به معرفی پنج شیوه بازنمایی می¬پردازد و بدون امتیاز قائل شدن بر یکی در مقابل دیگری، هر کدام را مقوله¬ای در طول یک پیوستار تعریف می¬کند؛ در یک سمت این پیوستار، صدای محض راوی شنیده و گفتمان از زاویه دید او بازنمایی می¬شود و در سمت دیگر آن، صدای محض شخصیت به صورت نمایشی ارائه می¬شود و بازنمایی گفتمان از زاویه دید او صورت می¬گیرد. مقوله غیرمستقیم آزاد شیوه¬ای است که گفتمان از طریق آن همزمان از زاویه دید راوی و شخصیت بازنمایی می¬شود؛ ازاین رو، همزمان دو یا چند صدا شنیده¬ می شود. مقوله¬های یادشده، در سه تراز گفتمانیِ گفتار، نوشتار و اندیشه به ترتیبی که ذکر شد، براساس ملاک های نحوی (صوری) و نیز ملاک های معناشناختی و منظورشناختی۴ (نقشی) تعریف می¬شوند. داده¬های این بررسی از ده داستان بلند، ده داستان کوتاه و ده گزارش خبری روزنامه، با حجم برابر و گزینش تصادفی فراهم آمده است. چنین گزینشی ضمن امکان دادن به مطالعه شیوه¬های یادشده در گفتمان ادبی (داستان)، بررسی مقابله¬ای آن را با یک گفتمان رسانه¬ای (گزارش روزنامه) نیز ممکن ساخته است.
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
اهداف: اراضی عباسآباد از مکان و موقعیت ویژهای در شهر تهران برخوردار است و به همین دلیل در طول نیم قرن گذشته همواره مورد توجه تصمیمسازان، تصمیمگیران، برنامهریزان و طراحانِ شهری قرار گرفته است. طرحهای شهری ارائه شده برای این اراضی، علاوه بر جنبههای طراحانه-فضاسازانه، حاوی ابعاد ایدئولوژیک ویژهای است که شاید در نگاه اول آشکار نشود. فهم و تبیین این ابعاد هدف عمدهی مقالهی پیشروست.
روشها: در جهت فهم بهتر این دو جنبه، از روش تحلیل گفتمان استفاده میشود. بهرهگیری از این شیوه در کنار تعریف مفهوم ایدئولوژی و رابطهی درهمتنیدهی آن با گفتمان و نیز کاربست آن در نظام دانشی شهرسازی، راه را برای رسیدن به مطلوب هموارتر میکند. بر این اساس با تکیه بر رویکردی ساختارگرایانه مبتنی بر آموزههای زبانشناسانه در مواجهه با اسناد موجود، دو بخش عوامل درونزبانی و برونزبانی در مقابل یکدیگر قرار میگیرد.
یافتهها: بر مبنای رویکرد روششناسانهی مقاله، از یکسو عوامل درونزبانی دربردارندهی جنبههای طراحانه-فضاسازانه طرحهاست و از سوی دیگر عوامل برونزبانی ناظر بر جنبههای ایدئولوژیک آنها. بر همین اساس نشان داده میشود ایدههای موجود در ابعاد طراحانه-فضاسازانهی هر یک از طرحهای پیشنهادی، تلاشی در جهت تحققبخشی بر بعد ایدئولوژیک این طرحهاست؛ که از قضا در چشماندازهای نخستین آنها قابل مشاهده است.
نتیجهگیری: علیرغم وجود تفاوتهای صوری-ظاهری موجود در ابعاد فضاسازانهی طرحهای شهری اراضی عباسآباد در دو بازهی زمانی مدنظر مقاله، هر یک از این طرحها از منطق ایدئولوژیک خاص و منحصربهفرد خود پیروی میکند؛ که به شکلی مشخص به چشماندازهای اولیهی طرحها گره میخورد.