جستجو در مقالات منتشر شده


۲۶۷ نتیجه برای گفتمان


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

همۀ مفسران و متکلّمان مسلمان به خلقت توحیدی یا فطری بودن آن قائل نیستند، بلکه برخی از آنان معتقدند خداوند باور توحیدی را پس از خلقت انسان به او الهام کرده­است. نتایج این تحقیق که با کاربست مدل گفتمان­کاوی موضوعی (نک. مزینانی، علیزاده، و آزاد، ۱۳۹۷) بر مجموعه آثار ملاصدرا دربارۀ یکتاپرستی(توحید) صورت­گرفت در سه بخش دعاوی، برهان­ها، لحن کلام و قاطعیت در بیان قابل جمع­بندی است. مجموع دعاوی صدرا در این مطلب خلاصه می­گردد که او باور به توحید و یگانگی ایزد متعال را نه­تنها از ملزومات وجود مخلوقات، بلکه، عین وجود و عین فطرت آن­ها می­داند؛ ملاصدرا اکثر دعاوی خود را با ارجاع بینامتنی و استناد به آیات و روایات طرح کرده­ به­نحوی­که تلمیح، تضمّن، ذکر صریح، شرح و بسط و تفسیر آنها به­وضوح قابل مشاهده­است. این فیلسوف در پیچ و خم این امر مهم، گهگاهی از مواضع­عقلی غیرصریح و بعضاًهم­طیف - «سودمندی»، «ضرر و زیان»، «نیاز بنیادین»، «ضرورت»، «وفای به عهد»، «امانت­داری»، «فشار و اجبار»، و «انتساب» -  نیز بهره­برده که همین­ها نیز غالباً برگرفته از آیات و روایات هستند؛ البته، این­گونه برهان­آوری، پذیرش دعاوی مطرح برای غیرمسلمانان و خردگرایان را با مشکل روبرو می­کند. به هر حال، در تمام داده­های مطرح لحن قاطع خبری حاکم است، به نحوی­که کاربست استراتژی تخفیف در آنها مشاهده نشده و هیچ کلمه­ای دال بر شک و تردید به کار نرفته است. علاوه بر کاربست استراتژی تشدید در ۲۰ درصد داده­ها، فرایندهای منفی­سازی و مجهول­سازی با کارکرد خاص خود در ۱۰ درصد داده­ها به چشم می­خورد.

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

 هدف این مقاله بررسی گفتمان عاطفی با رویکرد نشانه-معنا شناسی در یک غزل میررضی دانش مشهدی است. شعر، زبان دل و زاییدۀ احساسات آدمی است و شاعر کسی است که این احساسات و عواطف را با زبانی مخیل و موزون در ساختاری مطلوب بیان می­کند. نشانه‌شناسی و تحلیل گفتمان شعر، ابزارهایی جدید و مناسب با کارکردهای متنوع و نو در راستای مطالعات ادبی می‌باشند که عاطفۀ شاعر را در ابعاد تجربۀ شعری، سطح و نوع عاطفه، زبان و مخاطب مورد نقد و بررسی قرار می­دهند. در این بررسی جریان عاطفی گفتمان در شعر، در راستای بررسی شرایط شکل­گیری و تولید نظام عاطفی، و چگونگی ایجاد معنا از طریق آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. پرسش اصلی بررسی حاضر این است که شاعر چگونه از عناصر گفتمانی در راستای ایجاد فضای عاطفی استفاده کرده است و الگوی تنشی در شعر بر اساس کدام الگو شکل گرفته است و فرآیند عاطفی در شعر، تابع کدام سازوکار نشانه-معناشناختی است. نتایج نشانگر این است که نظام عاطفی گفتمان در شعر میررضی تابعی از نظام عاطفی گفتمان فرآیندی حسی ادراکی، تنشی و جسمانه­ای است و بر اساس الگوی رخدادی شوشی (شوشی-رخدادی) شکل گرفته است. همچنین فرآیند طرحوارۀ تنش عاطفی شعر ناهمسو و واگرا می­باشد.
 


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

زاهدان به واسطه­ی تنوع قومی، مذهبی و فرهنگی دارای بافت جمعیتی ناهمگون و متکثر است و همواره هم­زیستی مسالمت­آمیزی میان گروه­های مختلف مذهبی در این شهر برقرار بوده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تداوم و برجسته شدن تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور، شکاف­هایی را در گفتمان شهر میان بلوچ­ها و سیستانی­ها پدید آورد. می­توان بروز عینی این شکاف­ها را در نمادی­ترین عنصر مذهبی شهر یعنی مسجد مکّی مشاهده نمود. نشانه­های مستتر در این مسجد به عنوان عرصه­ی نمایش قدرت هژمونیک قومی- مذهبی بلوچ­های سنی مذهب، با ابعاد و ارتفاع نامتعارف و فرم­ها و تزیینات ناآشنا، بافت پیرامونی خود را قلمروبندی کرده و قواعد معنایی خاصی را تولید نموده است. لذا هدف اصلی پژوهش حاضر نقد و واکاوی مسجد مکّی به مثابه­ی یک متن چندلایه و یافتن ایدئولوژی­های آشکار و پنهان آن از طریق نشانه­شناسی انتقادی است و سعی دارد تا دریابد بازنمون گسست معنایی پدید آمده در گفتمان منظر شهری زاهدان چیست؟ و چگونه می­توان گسست معنایی پدید آمده در گفتمان شهر زاهدان را تبدیل به پیوست کرد؟ و بدین طریق تغییرات و یا عدم تغییرات لایه­های گوناگون آن را در طی زمان­های مختلف بررسی نماید.  نشانه­شناسی انتقادی در افراد آگاهی انتقادی نسبت به پدیده­ها ایجاد می­نماید. چنین آگاهی­ای از طریق نشانه­ها سبب می­شود که افراد نسبت به کنش گفتمانی پدید آمده و ساختارها و مناسبات مرتبط با آن شناخت حاصل کنند و به آن واکنش نشان دهند.

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

هر کشوری دارای انواع گونه‌های زبانی است که یکی از آنها گونه معیار و دیگر گونه‌ها، وابسطه یا غیر معیار نامیده‌می‌شوند. در این تحقیق، میزان کاربرد گونه‌های زبانی معیار و غیر معیار ایرانی با در نظر گرفتن متغیر‌های مستقل اجتماعی سن، جنسیت، تحصیلات، شغل و سطح مالی و نیز نگرش گویندگان دارای طبقه بندی زبان‌ها و گویش‌ها، مورد بررسی قرار گرفته‌اند. داده‌ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه از ۳۱۴ شرکت‌کننده در جامعه زبانی ۱۰ قوم ایرانی ساکن در شهر تهران گردآوری شده و به روش کمی و با استفاد ازنرم‌افزار spss  و سپس با استفاده از نظریه‌های قدرت فوکو (۱۹۸۵) و سکوت گفتمانی  برونو(۲۰۰۹) تحلیل شده‌اند.  نتایج پژوهش حاکی از آن است که کاربرد زبان یا گویش مادری در گفتار افراد بالای ۵۰ سال به دلیل گفتمان قدرت بیشتر است ومردان به دلیل داشتن قدرت اجتماعی بیشتر، گونه غیر معیار را جانشین گونه معیار کرده‌اند. با افزایش سطح تحصیلات سکوت گفتمانی موجب کاهش کاربرد گونه غیر معیار زبان می‌شود.  کاربرد گونه غیر‌معیار در بازنشستگان بیش از دیگر مشاغل می‌باشد و به لحاظ سطح مالی، طبقه مالی قوی به عنوان مولفه قدرت کاربرد گونه معیار را جانشین گونه غیر معیار کرده وکاربران دارای سطح ضعیف مالی با بیشترین کاربرد گونه غیر‌معیار سکوت گفتمانی را نشان داده‌اند. گویندگان زبان‌ها که دارای مولفه های نگرشی قوی‌تری هستند، به‌دلیل قدرت گونه زبانی معیار در بسیاری از موقعیت‌های اجتماعی، دچار سکوت گفتمانی شده و گونه‌زبانی معیاررا  جایگزین گونه زبانی غیرمعیار روی محور جانشینی گفتمان کنند.

 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

گفتمان ایدئولوژیک همواره افراد را به‌عنوان سوژه به چالش کشانده و برآن بوده تا از خصلت چند معنایی زبان برای غلبه بر زبان‌ها و گفتمان­های دیگر استفاده کند.­پژوهش حاضر تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که چگونه گفتمان ایدئولوژیک قادر است در سطح گفتمان و در نتیجه در سطح پیام منتقل شده،­تحول معنایی ایجاد کرده و اینکه چگونه نهادهای سیاسی از ساختارهای زبانی و ابزاری که زبان و تعدیل معنایی زبان به آنها اجازه می­دهد بهره ­برند تا برتری خود را از دیدگاهی شماتیک و ساختارمند مشروعیت بخشند.­برای نیل به این هدف،­با تکیه بر نظریه­های جامعه شناختی پیر زیما،­نویسندگان مقاله حاضر کوشیده­اند تا رابطه بین عناصر زبانی با قدرت و سلطه­گری را با تحلیل گفتمان سوژه­های رمان آدمخوار اثر دیدیه دننکس نویسنده معاصر فرانسوی نشان دهند.­نویسنده این رمان که از مدعیان مبارزه با نفی­گرایی تاریخ،­نژادپرستی،­استعمارگری،­فساد جوامع سیاسی می­باشد،­در سال ۱۹۹۸­­رمان آدمخوار را می­نگارد و به روایت داستان بومیان کاناک می­پردازد که در «نمایشگاه استعمار سال ۱۹۳۱» مانند حیوانات در معرض دید دیگران قرار گرفته بودند.­بر این اساس،­مقاله حاضر به بررسی نحوه ایجاد گفتمان ایدئولوژیک و دگرگونی معنایی از طریق روایت­ها و گفتگوهایی که در سراسر کتاب اتفاق می­افتد و منجر به دگرگونی دلالت­های ایدئولوژیک می­شود می­پردازد. همچنین، به واسطه به تصویر کشیدن و تفسیر ماهیت بومیان کاناک از نظر گفتمان ایدئولویک غالب، نشان داده می­شود که چگونه گفتمان غالب با استفاده از ماهیت چند معنایی و چند بعدی زبان و با در اختیار داشتن قدرت سامان دادن ساختارهای زبانی،­ماهیتی غیر از ماهیت اصیل بومیان کاناک برای آنها تعریف می­کند.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مطالعه مقالات علمی، به‌عنوان ژانر اصلی تولیدات علمی و ابزار مهم تبادل اطلاعات در بین اعضای جامعه علمی در طی چند دهه گذشته مورد توجه روزافزون واقع شده است. در گفتمان علمی، ساختار و انسجام متنی ایجاب می‌کند نویسندگان به‌طور مناسب از فراگفتمان و انواع آن شامل فراگفتمان تبادلی و برهم­کنشی و راهبردهای آنها به‌طور مناسب بهره برند. در پژوهش حاضر، با رویکردی پیکره­بنیان و براساس انگاره هایلند به واکاوی مقوله فراگفتمان تبادلی در مقالات علمی پژوهشی فارسی در حوزه علوم انسانی پرداخته می­شود تا از این رهگذر به اهمیت و نقش عنصر فراگفتمان تبادلی در گفتمان علمی فارسی پی برده شود. بدین منظور، تعداد ۸۰۰ جکیده مقاله علمی پژوهشی از ۱۶ حوزه­ علوم انسانی از پرتال جامع علوم انسانی را به‌صورت تصادفی انتخاب کرده و مورد تحلیل قرار دادیم. بررسی داده­ها اهمیت کاربرد فراگفتمان در متن را آشکار می­سازد به نحوی که در میان هر ۱۵ واژه به‌کار‌رفته در مقالات علمی پژوهشی، به‌طور تقریبی، یک نشانگر فراگفتمان تبادلی یافت می­شود. همچنین تجزیه و تحلیل­ پیکره حاکی از آن است که قالب­نماها بیشترین راهبرد فراگفتمان تبادلی استفاده شده در پیکره مورد بررسی بوده و گذارها و ابهام­زداها با فاصله اندکی از آن در رتبه­های بعدی واقع می­شود و نشانگرهای درن­متنی و گواه‌نماها کمترین فراوانی را در پیکره به خود اختصاص می­دهد. در نهایت نیز پیشنهادات و اصلاحاتی برای مطابقت بیشتر انگاره هایلند با ویژگی­های گفتمان علمی فارسی ارائه می­گردد.

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

 هدف رویکرد نشانهمعناشناختی گفتمانی برقراری ارتباط بین لایه­ های معنایی و واحدهای تمایز­دهندۀ بافت زبانی، اجتماعی و گفتمان در سطح کلان است تا با کمک ابزارهای شناختی متن و گفتمان، به معنا دست یابد. این پژوهش، در چارچوب رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی چگونگی تولید، درک و دریافت معنا در بستر نظام ­های گفتمانی را در رمان «بلندی­ های بادگیر» مورد تفسیر و تبیین قرارمی ­دهد. نظام ­های گفتمانی شامل دو دسته می ­شوند یا مبتنی بر کنش­-گفتار و کنش­-حرکت (رفتار) هستند که نظام­ های گفتمانی شناختی را به وجود می ­­آورند و یا مبتنی بر کنش-­حس می ­باشند که به وجود آورنده نظام­های گفتمانی احساسی هستند. در این تحقیق، به بازنمائی کنش­-گفتار، کنش­-حرکت (رفتار) و کنش حس و بازخورد آن­ها در مشارکت­کنندگان درون متن و گفتمان رمان پرداخته شده است. تحلیل گفتمان در متن و بافت موقعیتی رمان با استناد بر رویکرد نشانه-معناشناختی گرماس، ریشه در دیدگاه­های شناختی دارد؛ زیرا کنش­گفتار و کنش­حرکت، زیرساخت و بستری برای انگیزۀ کنش­حس در مخاطب بافت گفتمان پی­ریزی می­کنند. هیتکلیف و کاترین دو شخصیت اصلی رمان هستند که در لایه­های معنائی متنی و بینامتنی، کنش­حس عشق به همراه رفتار و کنش­گفتار انتقام را ترسیم می­کنند. هیتکلیف با طی­کردن مرحله نخست کنش­حس، توانش­های روحی، جسمی و مالی لازم را کسب و کنش را اجرا می­کند. هدف اصلی این مقاله، بررسی و تحلیل شرایط شکل­گیری نظام­های گفتمانی کنش­گفتار، کنش­حرکت (رفتار) و کنش حس از دیدگاه نشانه-معناشناختی گفتمانی، جهت تبیین نظریۀ گفتمانی شناختی و احساسی است تا گفتمان غالب در متن و بافت موقعیتی رمان مشخص گردد. 
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مطبوعات شکل‏دهندۀ افکار عمومی‌اند و به همین دلیل است که مترجمان خبری به منظور رساندن پیام و اهداف سخنوران، سیاست‌های ترجمه‌ای خاصی را دنبال می‌کنند. در این میان، ترجمۀ گفتمان‌ سیاسی - مطبوعاتی پیرامون تحریم‌های علیه ایران، با توجه به اهمیت و حساسیت روابط بین الملل، مهم و حیاتی است.  هدف این پژوهش، برجسته نمودن اهمیت رویکردها در ترجمۀ  گفتمان سیاسی - مطبوعاتی است. بدین منظور، دو خبر مهم پیرامون تحریم‌های مذکور را، نخست با آناکاوی (تحلیل) گفتمان انتقادی، بر اساس الگوی وَن‌دایک، و سپس با آناکاوی ترجمه‌شناختی، به کمک آراء و دیدگاه آنتوان برمن،  بررسی کرده‌ایم. در نهایت،  نوع تغییرات و اصلاحات مترجمان  و نیز تلاش‌هایی که جهت سازگارسازی خبر با ایدئولوژی رسانه‌ای صورت گرفته‌ را به دقت تشریح و تبیین کرده‌ایم. هم‌راستا با آراء ون‌دایک، نشان داده‌ایم که رابطۀ نزدیکی میان سیاست حاکم (قدرت) و گفتمان مطبوعاتی (رسانه)، در شکل‌گیری تصورات ذهنی افراد جامعه وجود دارد. این پژوهش نشان می‌دهد چگونه مترجمان، اغلب، سیاست حذف، تغییر و تشدید را در ترجمه، در راستای کارکردهای گفتمانی مد نظرشان به کار می گیرند و نتایج سیاسی خاصی را هدایت می‌کنند.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

آیات‌الاحکام نماز به دسته‌ای از آیات مشخص در قران گفته می‌شود که در آن‌ها احکام الهی دربارۀ نماز و شیوۀ برپایی آن در قالب گفتمان تجویزی بیان شده‌اند که هستۀ نظام گفتمانی در آن‌ها مؤلفۀ «تجویز» است؛ اما نکته‌ای که دربارۀ اینگونه آیات مطرح می‌شود، این است که با وجود حاکمیت گفتمانی تجویزی بر آن‌ها و رابطۀ عمودی کنش‌گزاری (دستور دهنده) و کنش‌گری (دستورپذیری) که در این آیات میان خداوند و بندگان شکل می‌گیرد؛ در بسیاری از این آیات، کنش‌گزار در کنار گفتمان کنشی تجویزی (دستور)، از مؤلفه‌های گفتمان القایی (تشویق، تهدید، و...) نیز استفاده کرده است؛ به همین سبب در این پژوهش  این مسئله مطرح است که گفتمان‌های القایی در این آیات دارای چه کارکردی هستند و باوجود آن‌ها، این دسته از آیات‌الاحکام دارای چه ساختار گفتمانی هستند؛ در این پژوهش که با روش تحلیلی و کاربردی و بر پایۀ رویکرد نشانه- معناشناسی گفتمانی گرمس انجام گردیده، کوشش شده است که ۱۷ آیۀ قران که موسوم به آیات‌الاحکام نماز هستند، از دیدگاه گفتمان تجویزی و القایی بررسی شود تا چگونگی ساختار گفتمانی آن‌ها مشخص شود و کارکرد گفتمان‌های القایی نیز در این آیات روشن شود؛ یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که گفتمان‌های القایی به کار رفته در کنار گفتمان تجویزی، پادگفتمان‌هایی هستند که به دو شکل تضمینی و تقویتی انجام‌گیری کنش تجویزی توسط کنش‌گران را حمایت معنایی کرده‌اند و حضور آن‌ها، نظامی تلفیقی از تجویز و القا را در این آیات ایجاد کرده است.

 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مشخصه بارز گفتمان محاکمه عدم توازن قدرت میان مشارکین است، به گونه‌ای که اعمال قدرت به صورت یک طرفه از بازجو (اعم از بازپرس، قاضی و غیره) به مخاطب است. مهم‌ترین ابزار اعمال قدرت نیز کاربرد «پرسش» است که دارای مؤلفه کنترل‌کنندگی است. پژوهش حاضر به منظور واکاوی ابعاد مختلف گفتمان محکمه، به مطالعه جنبه‌های مختلف ساختاری، گفتمانی و کاربردشناختی پرسش در شعبه‌های مختلف کیفری، حقوقی و خانواده در دادگاه و دادسرای شهر دورود می‌پردازد. در بعد ساختاری انواع مشخصه‌های ساخت‌واژی-نحوی و در بعد کاربردشناختی نیز نوع کنش گفتاری گونه‌های مختلف پرسش مد نظر بوده است. در همین راستا با تلفیق رویکردهای کمی و کیفی به بررسی داده‌ها پرداختیم. نتایج حاکی از آن است که بیشترین میزان فراوانی کاربرد صورت‌های پرسشی مربوط به اطلاعی‌های محدود و بله/خیر می‌شوند. همچنین مشخص شد پرسش‌ها به جهت کاربردشناختی دارای سه نوع کنش گفتاری تنظیمی، تصدیقی و ارتباطی هستند. یافته‌ها مؤید آن است که برخی پرسش‌هایی که دارای کنش ارتباطی هستند توسط مشارکین عادی و با هدف شفاف‌سازی مطرح می‌شوند و بنابراین می‌توان در برخی موقعیت‌ها تغییر الگوی یک‌سویه پرسش‌گری بازجو مخاطب را مشاهده نمود. عمده پرسش‌هایی که از سوی افراد عادی مطرح می‌شوند ریشه در عدم آشنایی آنها با واژه‌های تخصصی حقوقی دارد که در برخی موارد می‌تواند تبعاتی چون عدم دفاع مطلوب را به همراه داشته باشد یا منجر به ایجاد تصویر گناه‌کار از آن‌ها شود.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

گفتمان روایی و چینش اجزای آن که جهان روایت را بازنمایی می‌کند، شرایط دسترسی به جهان‌بینی و ارزش‌های نهفته در متن را فراهم می‌سازد؛ به همین دلیل در شناخت چندجانبهٔ متن ادبی، اهمیت فراوان دارد. گفتمان روایی، از یک نمونه‌ٔ روایی به نمونه‌ی روایی دیگر تغییر می‌یابد؛ زیرا تجارب و دریافت‌هایی که نویسندگان در تعامل با جهان پیرامون خود دارند، تأثیر یکسانی بر شناخت آن‌ها ندارد. در «بیرون از گذشته میان ایوان» اثر «مهری بهرامی»  جهان‌های مختلف با یکدیگر هم‌زیستی دارند و مرزی میان واقعیت و خیال وجود ندارد. ایده‌ٔ چندجهانی به فهم گفتمان روایی داستان کمک می‌کند. هدف اصلی این نوشتار آن است تا با بررسی گفتمان روایی رمان، گزینش عناصری که از طریق آن نویسنده، داستان و جهان‌بینی حاکم بر متن را می‌سازد، نشان داده شود. این پژوهش متن‌محور است و با روش تحلیل محتوا انجام گرفته است. مسئله‌ٔ اصلی این نوشتار بررسی مؤلفه‌هایی چون نوع روایت، انواع راوی و پیوند آن با شخصیت‌ها، تجارب بدن‌مند راوی و شخصیت‌ها و همسو با آن شکل‌گیری اشیاء زیبایی‌شناختی و نمادین و موقعیت‌های مکانی نهفته در روایت است. در این رمان، عملکردهای ذهن راوی و ارتباط او با سایر عناصر سازنده‌ٔ متن، کارکرد هویتی دارند و جهان‌بینی متن را در راستای به تصویر کشیدن زنی که می‌خواهد از گذشته‌ٔ فرهنگی و تاریخی‌اش عبور کند و خویشتنی تازه از خود بیافریند، بازتاب می‌دهند.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

در حوزه تحلیل و بررسی گفتمانهای مختلف، گفتمان کنش محور ورزشی گفتمانی متمایز است که محل تحقیق و پژوهش محققان زبانشناسی و علوم ورزشی بوده است. اینکه چه عناصر و شاخص هایی دراین نوع گفتمان مستتر و موثر هستند و آیا این گفتمان واژگان کلیدی  نظام روایی مبتنی بر کنش یعنی کنش،ارزش،تغییر را در برمی گیرد محل پژوهش است. براین اساس روایت های کنش محور غالبا برنامه محور و هدفمند عمل می کنند و کنش گران با آگاهی نسبت به ارزش های آن گتمان در جهت تصاحب آنها حرکت می کنند. گفتمان ورزشی نیز مانند هر گفتمان دیگری دارای ارزش ها، کنش گران ورزشی و رسانه ای است. پرسش اصلی پژوهش حاضر عبارتست از اینکه آیا عنصر کلیدی گفتمان کنش محور در گفنمان ورزشی نیزمستتر است؟ و اینکه ارزش ها و شاخص های موثر فرهنگی در گفتمان ورزشی کدامند؟ روش‌گردآوری‌اطلاعات‌در‌تحقیق‌حاضر‌به‌صورت‌میدانی‌بود‌که‌توسط‌محققان ‌انجام‌شد‌ و به صورت شفاهی و براساس پرسشنامه محقق ساخته از پانزده مربی ورزشی در حوزه ورزش آمادگی جسمانی مصاحبه انجام شد و در مصاحبه ۱۳ به طور تقریبی اشباع نظری شکل گرفت و جهت اطمینان دو مصاحبه دیگر نیز انجام گرفت و در نهایت با تعدا ۱۵ مصاحبه در تحقیق حاضر تجزیه تحلیل روی نتایج صورت پذیرفت. یافته ها حاکی از آن است که گفتمان کنش محور ورزشی واجد ویژگیهای یک گفتمان کنش محور است از یافته های مهم دیگر این پژوهش این است که لازمه تحقق یک گفتمان ورزشی آگاهی و برجسته سازی شاخص های مختلف این گفتمان است. 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

با مطالعه روایت­های قرآنی آنچه بیش از همه جلوه­گری می­کند، ایجاز شگفت­انگیز و حذف­های متعددی است که حتی در پاره­ای از اوقات، قسمت کاملی از یک قصه­ را هم در بر می­گیرد. ایجازی که نه تنها در قصه­های قرانی، بلکه در سرتاسر اجزای قرآن به عنوان یکی از عالی­ترین نمودهای ادبی و بلاغی قران به کار گرفته شده است. همین ایجاز یکی از سازوکارها و ابزارهای فرایند سکوت روایی یا سکوت گفتمانی است که در آن دال­هایی از روایت حذف می­شود و با فقدان خود به مدلول­هایی اشاره می­کند که خواننده می­تواند با تکیه بر محور جانشینی و همنشینی و همچنین از تلاقی میان این دو و استفاده از ظرفیت­های مغز، آن حفره­ها و شکاف­ها را پر کند و در نتیجه قصه قرانی را به طور کامل تلقّی و دریافت کند. نکته مهم در سکوت گفتمانی، برخورداری از وجه تفسیری و تحلیلی در روایت­شناسی است و صرفاً به مانند حذف در بلاغت کلاسیک نسیت که در قالب کنایه، استعاره، مجاز و این قبیل ادوات بروز پیدا می­کرد و برای بیان غرضی زیباشناسانه باشد. در این مقاله، ابتدا به شرح و معرفی سکوت گفتمانی در نقد شناختی مدرن خواهیم پرداخت و سپس به تشریح روایت­ زندگانی یوسف (ع) در قران کریم، بر پایه همین اصل روایی و گفتمانی خواهیم پرداخت. نتیجه نشان می­دهد که سکوت گفتمانی در این سوره در سه نوع خود از ساختاری، معنایی و ضمنی به کار رفته است و با نظام­مندی ساختار روایت قرانی، این خلأها توسط خواننده دریافت و تکمیل می­گردد.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

نشانه‌ - معناشناسی گفتمانی رویکردی نوین در تحلیل متون است که با بررسی روابط میان نشانه‌ها، گفتمان و بافت، به کشف لایه‌های پیچیده معنایی می‌پردازد. این رویکرد، علاوه بر تحلیل ساختار متن، تعاملات معنایی و نقش‌های زبانی و غیرزبانی را در تولید معنا مورد توجه قرار می‌دهد. متن قرآن، به دلیل غنای معنایی و پیچیدگی زبانی، زمینه‌ای مناسب برای بهره‌گیری از این رویکرد فراهم می‌آورد و امکان درک عمیق‌تر ابعاد گفتمانی و معنایی آن‌ها را مهیا می‌سازند.
پژوهش حاضر به تحلیل آیه ۲۵۹ سوره بقره از منظر نشانه - ‌معناشناسی گفتمانی می‌پردازد و تلاش می‌کند بازنمایی مفاهیمی چون فروپاشی، بازآفرینی الهی، شگفتی و ایمان را بررسی کند. بدین خاطر، مسئله اصلی پژوهش کنونی اینست که  چگونه می‌توان روایتی چندلایه و پویا از تعامل انسان با قدرت الهی را در  آیه ۲۵۹ با استفاده از ابعاد گفتمانی و نشانه‌شناختی، آشکار ساخت، به گونه ای که، علاوه بر معنای ظاهری، تجربه‌ای عمیق‌تر و حسی‌تر را برای مخاطب فراهم ‌سازد.
روش تحقیق این پژوهش از نوع کیفی- تحلیلی بوده و بر اساس رویکرد نشانه‌-معناشناسی گفتمانی انجام شده است. در این روش، آیه مورد بررسی به لایه‌های گوناگون معنایی تفکیک شده و ارتباط میان این لایه‌ها در فرآیند تولید معنا و تأثیرگذاری بر مخاطب تحلیل شده است.
نتایج نشان می‌دهد که این آیه با ترکیب لایه‌های گفتمانی و معنایی، بستری برای درک معانی پنهان و ارتباطی عمیق‌تر با مخاطب فراهم می‌کند.
 

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده

این پژوهش درصدد است تا الگوی نوینی را برای تهیه خلاصه آرای قضایی به زبان ساده حقوقی ارائه دهد. در این مقاله، ضمن تحلیل زبان‌شناختی آرای قضایی، الگویی با عنوان الگوی خلاق معرفی می‌‌شود که براساس آن طی ۵ مرحله مجزا می‌‌توان خلاصه آرای قضایی که حاوی کلان‌گزاره‌های متن است را به زبان ساده حقوقی و با تفکیک موضوع ارائه داد. پیکره زبانی پژوهش عبارت است از ۵۰ دادنامه با موضوع کیفری و حقوقی که با روش تحلیلی- توصیفی از نوع تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل می‌شوند. پس از پیاده‌سازی آراء در الگوی خلاق، میزان جامعیت متن خلاصه رأی و همچنین قابلیت درک و شفافیت بیان آن در مقایسه با متن اصلی به روش «بررسی مقایسه‌ای» و روش «گروه کانونی» مورد بررسی قرار می‌‌گیرد. نتایج حاصل از این بررسی‌‌ها نشان می‌دهد که خلاصه آرای قضایی که از طریق الگوی خلاق به‌دست آمده، نه ‌تنها نکات کلیدی متن اصلی را در‌برگرفته، بلکه در مقایسه با متن اصلی از قابلیت درک و صراحت بیان بیشتری برخوردار است.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده

مطابق نظریه گفتمان، حقایق و رویدادها از طریق گفتمان و مجموعه­ای از معناها، تصورها، استعاره­ها و غیره بازنمایی می­شوند. در این معنا، زبان، حقیقت را ایجاد می­کند و تغییر می­دهد؛ به این معنا که با زبان می­توان برداشت­های متنوعی از یک رویداد داشت و به دنبال آن مجموعه متفاوتی از گفتمآنها حاصل می­شود؛ بنابراین، جهان اجتماعی محصول گفتمآن ها است. این موضوع، بر اساس نظریه برساخت­گرایی اجتماعی که در نقطه مقابل ذات­گرایی، ساختار واقعیت را جدا از ذهن انسان نمی­داند، به این معنی است که برخی پدیده­های اجتماعی مانند برخی جرایم ساخته و پرداخته ذهن بشر و تحت تأثیر شرایط زمانی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خاص تولید می­شوند و نمی­توان جز در موارد خاص به عنوان یک واقعیت قدسی و تغییر ناپذیر به آن نگریست. بر این اساس، این پژوهش که از نظر نوع، کیفی و به لحاظ روش توصیفی ـ تحلیلی است، با به کارگیری روش تحلیل گفتمان و به منظور تشریح و بازبینی فهم­های بدیهی انگاشته شده در خصوص قانون حمایت از کودکان و نوجوانان (مصوب ۱۳۸۱) به دنبال بررسی امکان برساخت­زدایی از تعریف کنونیِ پدیده کودک­آزاری (تجدیدنظر) و افزودن بر قلمرو مصداقی آن است. مهم­ترین نتیجه تحقیق حاکی از آن است که بیشتر جرایم و از جمله کودک­آزاری و حتی تجویز کودک­همسری (موضوع ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی)، برساخته­های اجتماعی قدرتمند و ماهرانه از واقعیت­های اجتماعی­اند که پیوسته امکان برساخت­زدایی از آنها امکان­پذیر است تا از این طریق، مجالی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به دیگر برساخته­های ممکن از آن پدیده داده شود که قرابت بیشتری با نفع عامه داشته باشد.

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۱-۱۴۰۳ )
چکیده

گفتمان مقاومت انقلاب اسلامی، افزون بر اینکه تاثیر بسیاری بر نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران داشت، فراتر از مرزهای خویش، بسیار تاثیرگذار بوده و الهام­بخش نهضت­ها و جنبش­های مسلمانان در کشورهای مختلف از جمله نیجریه بوده است. در چند دهه­ی اخیر، نیجریه، به عنوان یکی از کشورهای مهم آفریقا، بستر شکل­گیری جنبش اسلامی و گسترش تشیع بوده و اکنون جمعیت چند میلیونی شیعه در نیجریه، این کشور را به یکی از کانون­های شیعه تبدیل کرده است. بر این اساس پژوهش حاضر با بهره­گیری از نظریه گفتمان لاکلا و موفه و با استفاده از روش تبیینی-تحلیلی، تاثیر گفتمان مقاومت انقلاب اسلامی را بروی جنبش اسلامی در نیجریه مورد واکاوی قرار داده است. یافته ­های پژوهش نشان داد که گفتمان مقاومت پس از پیروزی انقلاب، با نظام ­سازی گفتمان اسلامی از یک گفتمان به حاشیه رانده شده توسط گفتمان نظام سلطه، به مثابه­ی یک گفتمان فعال در متن سیاستهای داخلی و بین­ المللی بدل شده و با نفی هژمونی نظام سلطه و عدم سازش با آن، مفصل­ بندی جدیدی را ایجاد کرده که در نهایتِ این مفصل بندی، مدلی از مقاومت را در برابر نظام سلطه تعریف کرده است. این مدل از مقاومت، با تاکید بر اسلام سیاسی، استکبارستیزی و غرب­ستیزی، علاوه بر احیای هویت شیعیان نیجریه، بر شکل­ گیری و گسترش جنبش اسلامی این کشور نیز تاثیر گذاشته است.
 

دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده

در این مقاله برابری و برابریابی را بر پایه هم ویژگی‌های صوری متن در زبان مبدأ و هم بافت موقعیتی با استناد بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی قرار می‌دهیم، زیرا تنها با بررسی صوری و از طریق تحلیل ویژگی‌های صوری متن در زبان مبدأ نمی‌‌توان مستقیماً به تأثیرات ساختاری بر شالوده‌های جامعه و در ادامه به انتقال بین فرهنگی دست یافت. فرکلاف متن را شامل دو‌گونه مکمل یکدیگر معرفی می‌نماید: تحلیل زبان‌شناختی یا در سطح خرد و تحلیل بینامتنی یا سطح کلان. در این پژوهش بازتولید (ترجمه) ساختارهای گفتمان‌مدار و دیدگاه‌های اجتماعی حاکم بر تولید گفتمان چه در متن مبدأ و چه در متن‌های ترجمه‌شده (مقصد) تحلیل، توصیف و تبیین شده‌اند. تعدادی ساختار گفتمان‌مدار زبان‌شناختی برجسته انتخاب و در تجزیه و تحلیل به‌کار گرفته شد. هدف از این تحقیق، ارائه بهترین شیوه برای بررسی و ارزیابی فرآیند ترجمه (نه تنها محصول آن)، در فرآیند برابریابی و سپس گزینش برابری در فرآیند ترجمه با استناد بر تحلیل گفتمان انتقادی است. برای مشخص‌کردن تفاوت ساختارهای گفتمان‌مدار متن اصلی داستان خواهران، اثر جیمزجویس را با متون ترجمه شده آن، مقایسه کردیم.
فریده ره‌گوی،
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۷ )
چکیده

اصطلاح گفتمانِ چندصدایی ـ نظریه ای که با نام میخائیل باختین، فیلسوف و زبان شناس روس گره خورده است- برای خواننده ایرانی اصطلاح ناآشنایی نیست. با این حال، دلالت¬های آن در حوزه های مختلف، اعم از فلسفه، زبان، ادبیات و فرهنگ برای او چندان آشکار نیست. این مقاله با رویکرد زبان شناختی، این نظریه را از پیامدهای استفاده از شیوه بازنمایی گفتمان غیرمستقیم آزاد تلقی می کند که خود، یکی از چند شیوه ارائه گفتار و اندیشه شخصیت¬های داستانی است که در نگاهی طیفی به موضوع، بین دو شیوه موسوم به نقل قول غیرمستقیم و مستقیم قابل بحث است. در بازنمایی گفتار (و نوشتار) و اندیشه شخصیت¬ها، امکان به کارگیری شیوه¬های دیگری به جز این سه شیوه، در اختیار نویسنده ها هست. چنین امکان¬هایی، موضوع مطالعه انگاره های (مدل¬های) مختلف بازنمایی گفتمان را تشکیل می¬دهد. این مقاله با نظر به انگاره سمینو و شرت۲ (۲۰۰۴م.) که بر انگاره شرت و لیچ۳ (۱۹۸۱م.) استوار است، به معرفی پنج شیوه بازنمایی می¬پردازد و بدون امتیاز قائل شدن بر یکی در مقابل دیگری، هر کدام را مقوله¬ای در طول یک پیوستار تعریف می¬کند؛ در یک سمت این پیوستار، صدای محض راوی شنیده و گفتمان از زاویه دید او بازنمایی می¬شود و در سمت دیگر آن، صدای محض شخصیت به صورت نمایشی ارائه می¬شود و بازنمایی گفتمان از زاویه دید او صورت می¬گیرد. مقوله غیرمستقیم آزاد شیوه¬ای است که گفتمان از طریق آن همزمان از زاویه دید راوی و شخصیت بازنمایی می¬شود؛ ازاین رو، همزمان دو یا چند صدا شنیده¬ می شود. مقوله¬های یادشده، در سه تراز گفتمانیِ گفتار، نوشتار و اندیشه به ترتیبی که ذکر شد، براساس ملاک های نحوی (صوری) و نیز ملاک های معناشناختی و منظورشناختی۴ (نقشی) تعریف می¬شوند. داده¬های این بررسی از ده داستان بلند، ده داستان کوتاه و ده گزارش خبری روزنامه، با حجم برابر و گزینش تصادفی فراهم آمده است. چنین گزینشی ضمن امکان دادن به مطالعه شیوه¬های یادشده در گفتمان ادبی (داستان)، بررسی مقابله¬ای آن را با یک گفتمان رسانه¬ای (گزارش روزنامه) نیز ممکن ساخته است.

دوره ۲، شماره ۱ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده

 
اهداف: اراضی عباس‌­آباد از مکان و موقعیت ویژه‌­ای در شهر تهران برخوردار است و به همین ­دلیل در طول نیم قرن گذشته همواره مورد توجه تصمیم‌­سازان، تصمیم‌­گیران، برنامه‌­ریزان و طراحانِ شهری قرار گرفته است. طرح‌­های شهری ارائه شده برای این اراضی، علاوه بر جنبه­‌های طراحانه-فضاسازانه­، حاوی ابعاد ایدئولوژیک ویژه‌­ای است که شاید در نگاه اول آشکار نشود. فهم و تبیین این ابعاد هدف عمده‌­ی مقاله­‌ی پیش‌­روست.
روش‌­ها: در جهت فهم بهتر این دو جنبه، از روش تحلیل گفتمان استفاده می‌­شود. بهره­‌گیری از این شیوه در کنار تعریف مفهوم ایدئولوژی و رابطه‌­ی درهم‌­تنیده‌­ی آن با گفتمان و نیز کاربست آن در نظام دانشی شهرسازی، راه را برای رسیدن به مطلوب هموارتر می­کند. بر این اساس با تکیه بر رویکردی ساختارگرایانه مبتنی بر آموزه‌­های زبان­‌شناسانه در مواجهه با اسناد موجود، دو بخش عوامل درون­‌زبانی و برون­‌زبانی در مقابل یکدیگر قرار می­‌گیرد.
یافته‌­ها: بر مبنای رویکرد روش­شناسانه­‌ی مقاله، از یک­‌سو عوامل درون­‌زبانی دربردارنده­‌ی جنبه‌­های طراحانه-فضاسازانه طرح­‌هاست و از سوی دیگر عوامل برون­‌زبانی ناظر بر جنبه­‌های ایدئولوژیک آن­‌ها. بر همین اساس نشان داده می‌­شود ایده‌­های موجود در ابعاد طراحانه-فضاسازانه‌­ی هر یک از طرح‌­های پیشنهادی، تلاشی در جهت تحقق­‌بخشی بر بعد ایدئولوژیک این طرح‌­هاست؛ که از قضا در چشم‌­انداز­های نخستین آن­‌ها قابل مشاهده است.
نتیجه­‌گیری: علیرغم وجود تفاوت­‌های صوری-ظاهری موجود در ابعاد فضاسازانه‌­ی طرح­‌های شهری اراضی عباس­‌آباد در دو بازه­ی زمانی مدنظر مقاله، هر یک از این طرح­‌ها از منطق ایدئولوژیک خاص و منحصربه­‌فرد خود پیروی می‌­کند؛ که به شکلی مشخص به چشم‌­انداز­های اولیه­‌ی طرح­‌ها گره می­‌خورد.

صفحه ۱ از ۱۴    
اولین
قبلی
۱
...