۲۷۲ نتیجه برای نقد
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
گفتمان ایدئولوژیک همواره افراد را بهعنوان سوژه به چالش کشانده و برآن بوده تا از خصلت چند معنایی زبان برای غلبه بر زبانها و گفتمانهای دیگر استفاده کند.پژوهش حاضر تلاشی است برای پاسخ به این پرسش که چگونه گفتمان ایدئولوژیک قادر است در سطح گفتمان و در نتیجه در سطح پیام منتقل شده،تحول معنایی ایجاد کرده و اینکه چگونه نهادهای سیاسی از ساختارهای زبانی و ابزاری که زبان و تعدیل معنایی زبان به آنها اجازه میدهد بهره برند تا برتری خود را از دیدگاهی شماتیک و ساختارمند مشروعیت بخشند.برای نیل به این هدف،با تکیه بر نظریههای جامعه شناختی پیر زیما،نویسندگان مقاله حاضر کوشیدهاند تا رابطه بین عناصر زبانی با قدرت و سلطهگری را با تحلیل گفتمان سوژههای رمان آدمخوار اثر دیدیه دننکس نویسنده معاصر فرانسوی نشان دهند.نویسنده این رمان که از مدعیان مبارزه با نفیگرایی تاریخ،نژادپرستی،استعمارگری،فساد جوامع سیاسی میباشد،در سال ۱۹۹۸رمان آدمخوار را مینگارد و به روایت داستان بومیان کاناک میپردازد که در «نمایشگاه استعمار سال ۱۹۳۱» مانند حیوانات در معرض دید دیگران قرار گرفته بودند.بر این اساس،مقاله حاضر به بررسی نحوه ایجاد گفتمان ایدئولوژیک و دگرگونی معنایی از طریق روایتها و گفتگوهایی که در سراسر کتاب اتفاق میافتد و منجر به دگرگونی دلالتهای ایدئولوژیک میشود میپردازد. همچنین، به واسطه به تصویر کشیدن و تفسیر ماهیت بومیان کاناک از نظر گفتمان ایدئولویک غالب، نشان داده میشود که چگونه گفتمان غالب با استفاده از ماهیت چند معنایی و چند بعدی زبان و با در اختیار داشتن قدرت سامان دادن ساختارهای زبانی،ماهیتی غیر از ماهیت اصیل بومیان کاناک برای آنها تعریف میکند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
مطبوعات شکلدهندۀ افکار عمومیاند و به همین دلیل است که مترجمان خبری به منظور رساندن پیام و اهداف سخنوران، سیاستهای ترجمهای خاصی را دنبال میکنند. در این میان، ترجمۀ گفتمان سیاسی - مطبوعاتی پیرامون تحریمهای علیه ایران، با توجه به اهمیت و حساسیت روابط بین الملل، مهم و حیاتی است. هدف این پژوهش، برجسته نمودن اهمیت رویکردها در ترجمۀ گفتمان سیاسی - مطبوعاتی است. بدین منظور، دو خبر مهم پیرامون تحریمهای مذکور را، نخست با آناکاوی (تحلیل) گفتمان انتقادی، بر اساس الگوی وَندایک، و سپس با آناکاوی ترجمهشناختی، به کمک آراء و دیدگاه آنتوان برمن، بررسی کردهایم. در نهایت، نوع تغییرات و اصلاحات مترجمان و نیز تلاشهایی که جهت سازگارسازی خبر با ایدئولوژی رسانهای صورت گرفته را به دقت تشریح و تبیین کردهایم. همراستا با آراء وندایک، نشان دادهایم که رابطۀ نزدیکی میان سیاست حاکم (قدرت) و گفتمان مطبوعاتی (رسانه)، در شکلگیری تصورات ذهنی افراد جامعه وجود دارد. این پژوهش نشان میدهد چگونه مترجمان، اغلب، سیاست حذف، تغییر و تشدید را در ترجمه، در راستای کارکردهای گفتمانی مد نظرشان به کار می گیرند و نتایج سیاسی خاصی را هدایت میکنند.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده
با مطالعه روایتهای قرآنی آنچه بیش از همه جلوهگری میکند، ایجاز شگفتانگیز و حذفهای متعددی است که حتی در پارهای از اوقات، قسمت کاملی از یک قصه را هم در بر میگیرد. ایجازی که نه تنها در قصههای قرانی، بلکه در سرتاسر اجزای قرآن به عنوان یکی از عالیترین نمودهای ادبی و بلاغی قران به کار گرفته شده است. همین ایجاز یکی از سازوکارها و ابزارهای فرایند سکوت روایی یا سکوت گفتمانی است که در آن دالهایی از روایت حذف میشود و با فقدان خود به مدلولهایی اشاره میکند که خواننده میتواند با تکیه بر محور جانشینی و همنشینی و همچنین از تلاقی میان این دو و استفاده از ظرفیتهای مغز، آن حفرهها و شکافها را پر کند و در نتیجه قصه قرانی را به طور کامل تلقّی و دریافت کند. نکته مهم در سکوت گفتمانی، برخورداری از وجه تفسیری و تحلیلی در روایتشناسی است و صرفاً به مانند حذف در بلاغت کلاسیک نسیت که در قالب کنایه، استعاره، مجاز و این قبیل ادوات بروز پیدا میکرد و برای بیان غرضی زیباشناسانه باشد. در این مقاله، ابتدا به شرح و معرفی سکوت گفتمانی در نقد شناختی مدرن خواهیم پرداخت و سپس به تشریح روایت زندگانی یوسف (ع) در قران کریم، بر پایه همین اصل روایی و گفتمانی خواهیم پرداخت. نتیجه نشان میدهد که سکوت گفتمانی در این سوره در سه نوع خود از ساختاری، معنایی و ضمنی به کار رفته است و با نظاممندی ساختار روایت قرانی، این خلأها توسط خواننده دریافت و تکمیل میگردد.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۰-۱۴۰۳ )
چکیده
در خصوص نحوه ارتباط میان متغیرهای اقتصاد کلان، میان مکاتب مختلف اقتصادی، اختلافاتی وجود دارد و این اختلاف در میان اقتصاددانان نیز دیده می شود. برایناساس در پژوهش حاضر، نحوه ارتباط پویا میان نرخ ارز، تورم، کسری بودجه دولت و نقدینگی در دوره زمانی ۱۴۰۲:۰۶-۱۳۸۵:۰۱ (۲۰۲۳:۰۸-۲۰۰۶:۰۳) با استفاده از رویکرد TVP-TVAR بررسی شده است. نتایج نشان داد که نرخ ارز، گرداننده اصلی شبکه متغیرهای مورد بررسی می باشد و بیشترین اثرپذیری نیز مربوط به نرخ تورم بوده، همچنین نتایج نشان داد که تا ۲۴ درصد رشد سالیانه متغیرهای پژوهش، ارتباط میان متغیرها وجود داشته، و در نرخ رشدهای بیش از ۲۴ درصد سالیانه، ارتباطی میان متغیرها مشاهده نشده است که می تواند تسلط اقتصاد سیاسی و فرهنگی را بر تئوریهای اقتصاد کلان نشان دهد. بنابراین، می باید قبل از حاکم شدن اقتصاد سیاسی و همچنین عوامل انتظارات و هیجانات، مدیریت اقتصاد کلان بویژه نرخ ارز شکل گیرد؛ در غیراین صورت، نمی توان با سیاستهای پولی و مالی، مدیریت شبکه متغیرهای مورد بررسی را انجام داد
حسین پاینده،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
نسبیگرایی که در نظریههای نقادانه جدید، اصلی پذیرفتهشده محسوب میشود، حاصل تحولات فکریای است که ریشه در فلسفه پدیدارشناسیِ هوسِرل دارد و در نقد ادبی، بویژه با آرای نظریهپردازانِ «مکتب کنستانس» در نیمه دوم قرن بیستم رواج یافت. تا پیش از پیدایش این نظریهها، سمتوسوی اصلیِ نقد ادبی را تلاش برای یافتن معنایی تغییرناپذیر در متن تشکیل میداد. این رویکردِ مطلقگرا، غایت نقد ادبی را در «کشفِ» معنایی میدید که مؤلف در مقام خداوندگارِ متن در آن استتار کرده است. در بخش نخستِ این مقاله، ابتدا به پسزمینه مطلقگرایی در نقد ادبی سنتی در قرن نوزدهم خواهیم پرداخت، سپس نشان خواهیم داد که حتی «نقد نو» در چند دهه نخستِ قرن بیستم- که داعیه رهانیدن متن از بند زندگینامه مؤلف و ملاحظات برونمتنیای مانند تاریخ را داشت-، در نهایت نتوانست از نسبیستیزی در نقد مصون بماند. در بخش بعدی استدلال خواهیم کرد که دیدگاهِ پدیدارشناختیای که ثنویت سوژه/ اُبژه را محل تردید قرار داد، راه را برای نسبیگرایی به منزله دیدگاهی نافذ در نقد ادبی جدید باز کرد. مطرح شدنِ «نظریه دریافت» توسط هانس رابرت یاوس و ولفگانگ آیزر سهم بسزایی در ترویج این نظر داشت که عملِ نقد ماهیتی بینالاذهانی و لزوماً نسبی دارد. بخش پایانیِ این مقاله، به نتیجهگیری از بحثهای ارائهشده اختصاص دارد.
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۶-۱۳۸۲ )
چکیده
برعکس شعر کلاسیک، شکل مصرعبندی شعر نو براساس هیچ قالب مشخص و از پیش تعیینشدهای نیست و در واقع شاعر با سروردن شعر، ساختار نوشتاری آن را نیز طراحی میکند . براین اساس شاید بتوان گفت به تعداد شعرهایی که سروده میشوند ساختار نوشتاری وجود دارد.
در این نوشتار تلاش شده است تا ضمن یادآوری این بعد از هنجارگریزی شعر امروز به تحلیل پارهای از کارکردهای زیبایی آفرین آن پرداخته شود.
نقش شیوه نوشتار در درست خواندن شعر، انتقال احساس و اندیشه، برجستهسازی تصاویر و نشان دادن فاصلههای زمانی و مکانی از جمله محورهای مورد توجه نویسنده است.
کاووس حسن لی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
هنگامی که عناصر و اجزای اثر ادبی بررسی، و چگونگی پیوند آنها با یکدیگر و ارتباط آنها با ساختمانِ کلی اثر بازیابی میشود، خوانشی شکلمبنایانه (فرمالیستی) صورت گرفته است. با چنین خوانشی است که میتوان درباره میزان پیوند اجزای اثر (پیوندهای افقی و عمودی) سخن گفت.
در این مقاله، شکل و ساختار غزلی از بیدل دهلوی، با مطلع زیر(به یاریِ نشانههای درونمتنی) بازخوانی شده است:
یک تار مو گر از سر دنیا گذشتهای
صد کهکشان ز اوج ثریا گذشتهای
بنمایه این غزل در همه بیتها «سفارشِ مکرّر به بازگشت به خویشتن و توجه به درون خود در بستر زمانِ شتابان و گذرا» ست. مضمونِ حرکت، عبور، گذر و دگرگونی در همه بیتهای غزل گسترش یافته و جریان پیدا کرده است؛ امّا پیوندی که میان بیتهای این غزل دیده میشود، «ساختاری انداموار» را پدید نیاورده، بلکه هر سطرِ این غزل همچون مهرهای جداگانه است که با رشتهای (مضمونِ حرکت و گذر زمان) به هم پیوند یافته و گردنبندی (غزلی) را پدید آورده است.
حسن آب نیکی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
مدت زمانی است که هرمنوتیک در ردیف رقیب پوزیتیویسم در حوزه علوم شناختی و انسانی سربرآورده است و توانسته تا حدود زیادی بر آن غالب شود. یکی از حوزههایی که این شاخه معرفتی توانسته در آن نفوذ یابد، حوزه ادبیات و تفسیر و تأویل متون ادبی است. این مقاله قصد دارد به بررسی این امر همت گمارد و اصطلاحی به نام هرمنوتیک ادبی و چگونگی کاربست آن را برای تفسیر متون ادبی، بهویژه رمان خلق کند. بنابراین، برای نیل به این امر ابتدا هرمنوتیک و سپس هرمنوتیک ادبی و نحلههای مختلف آن تعریف، و در نتیجهگیری به این مهم اشاره میشود که انتخاب هر یک از این نحلهها برای تفسیر چه الزاماتی در پی دارد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
اگر چه بیشتر ترجمههای تحت اللفظی قرآن کریم، در نگاه اول نارسا و نامفهوم به نظر میرسد و از سازگاری و مطابقت لازم با ساختارهای زبان فارسی برخوردار نیستند، اما در بسیاری از موارد از نقاط قوتی نیز برخوردارند که بسیاری از ترجمههای امروزی قرآن کریم، فاقد آن است. دقت در برابر گزینی، مطابقت با نصّ قرآن، توجه به ساختارهای صرفی و نحوی زبان مبدأ و... از جمله مواردی هستند که ترجمههای تحت اللفظی توجه شایانی به آن داشتهاند. از سوی دیگر، نارسایی و روان نبودن ترجمه، عدم توجه به محذوفات قرآنی، ترجمه تحت اللفظی کنایهها و استعارهها و ... از جمله کاستیهای ترجمه های تحت اللفظی محسوب میشود. در همین راستا پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و شیوهی تحلیل داده، به بررسی ترجمههای تحت اللفظی: دهلوی، شعرانی، مصباحزاده و معزی پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ترجمههای تحت اللفظی قرآنی کریم در مقایسه با ترجمههای محتوایی، باوجود کاستیهای خود، از برتریهای نسبی نیز برخودارند.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
صنعت التفات به معنای دگرگونی و تغییر خلافِ ظاهر در اسلوب کلام، ازجمله پرکاربردترین صنایع ادبی به کار رفته در قرآن و از ویژگیهای سبکی آن به شمار میآید. دشواری کاربرد این فن سبب شده است تا آن را «شجاعات العربیه» بنامند و در ادبیات عرب پیش از قرآن، کمتر استفاده شود. از این رو کاربرد فراوان آن در قرآن با توجه به فایدههای عام و خاصش، نشان دهندۀ فصاحت و بلاغت بینظیر قرآن است؛ اما بااینوجود ، در ترجمههای قرآن به زبان فارسی، کمتر مورد توجه قرارگرفته شده است. البته از میان گونههای این فن، برخی مانند التفات در ادوات؛ التفات در ساختار نحوی و التفات در معجم به دلیل کاستیهای زبان فارسی نسبت به عربی، در ترجمه قابل انتقال نیستند؛ اما برخی دیگر مانند التفات در ضمایر؛ التفات در عدد و التفات در صیغهها قابلانتقالاند و مترجم قرآن باید تلاش کند اینگونه موارد را منتقل کند تا خواننده ترجمه بتواند از این محسنات معنوی قرآن و فایده آنها بهرهمند شود. این تحقیق بر آن است تا با استفاده از دیدگاههای مفسران و محققان قرآنی درباره آیات التفات و حکمت آنها، برخی از مهمترین ترجمههای فارسی قرآن کریم در دوره معاصر را مورد بررسی و نقد قرار دهد تا پس از بیان نکات ضعف و قوت هر یک، هم شاخصترین آنها را در توجه به التفات و انتقال آن مشخص کند و هم برای مترجمان آینده قرآن راهنما باشد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده
نوال سعداوی و شهرنوش پارسیپور از جمله نویسندگان فمینیست هستند که در رمانهای خود به نظام مردسالاری ناشی از سنتهای اجتماعی و دینی اعتراض میکنند و با ذهنیتی زنانه به جهان مینگرند. از این رو با توجه به نفوذ گرایشهای فمینیستی و وضعیت زنان در رمانهای سعداوی و پارسیپور در این جستار تلاش میشود تا با تکیه بر روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد تطبیقی دو رمان «مذکرات طبیبه (نوال السعداوی)» و «سگ و زمستان بلند (شهرنوش پارسیپور)» بر مبنای نقد فمینیستی مورد واکاوی قرار گیرد. یافتههای پژوهش حاکی است که دو نویسنده به عواملی همچون اعتراض علیه نظام مردسالاری، بیان ظلم و ستم علیه زنان، تلاش برای کشف فردیت و هویت زنانه توجه خاصی کردهاند. در زمینه تفاوتها، تبعیض جنسی و سرکوب عشق و احساسات عاطفی زنان در جامعه از جمله تفاوتهای برجسته فمینیستی دو رمان است.
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
«هرمنوتیک» علمی است که مسئله «فهم»، بهویژه فهم متون و چگونگی روند آن را بررسی میکند. «تأویل» اصطلاحی است که بیشترین کاربرد را به عنوان معادل عربی آن دارد. از آنجاکه امروزه هرمنوتیک در حوزههای مختلف و بهویژه به عنوان یک روش نقدی از اهمیت بهسزایی برخوردار است، بررسی ریشهها و بیان جایگاه آن در زبان و ادبیات عربی بهطور مستقل و بدون وابستگی کامل به دستاوردهای غرب در این زمینه، ضروری بهنظر میرسد.
این جستار، بررسی تاریخچه کاربرد تأویل در زبان و ادبیات عرب و رویکردهای مختلف آن را بهدنبال دارد و با بیان اینکه هر نقد، خود نوعی تأویل است، به اهمیت این پدیده در نقد معاصر عرب و معرفی نمونههایی از انواع تأویلهای ادبی با گرایشهای مختلف پرداخته است.
روش و منهج این جستار توصیفی است و با شیوه مطالعه کتابخانهای انجام گرفته است.
علیرضا فولادی،
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۷ )
چکیده
این مقاله مبانی نظری و روش شناختی نقد فرمالیستی شعر را از دیدگاه فرمالیست های روسی و همچنین فرمالیست های آمریکایی یا اصحاب «نقد نو۱» بازمی کاود. رهیافت ما برای این منظور، تحلیلی- انتقادی است. این پژوهش، سرانجام با ایجاد برخورد سازنده میان دستاوردهای نظری و عملی دو شاخه فرمالیسم، روش «نقد گرانیگاهی»۲ را سامان می دهد. این روش نه مانند روش «نقد پیوندمایه ای» به شیوه افقی- عمودی، بلکه مطابق ماهیت نظام مند و ساختمند شعر به شیوه چندسطحی- سلسله مراتبی همه عناصر فرم این نوع ادبی را در ارتباط با «شگرد بنیادی» آن تحلیل می کند.
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
«انسانها برمبنای قواعدی که استنتاج میکنند ممکن است آنچه را که بر زبان میآورند همان استنتاجشان نباشد اما رباتها و ماشینهای هوشمند برمبنای قواعد استنتاج، همانی را بازگو میکنند که استنتاج کردهاند. آنها انسان نیستند که دروغ هم بگویند !!!!!!!! ».rnدر دنیای ابهامآمیز و بدون اطمینانی به سر میبریم، عوامل بیرونی که بر تصمیمهای ما اثرگذارند هر یک با احتمالات مختلفی مورد انتظارند و ترکیب تصمیم اتخاذی ما با عواملی که رخ میدهند، پیامدها یا نتایج تصمیم ما را میسازند. پس در چنین دنیای مبهمی، بهکارگیری ابزارهای توانمند که به زبان طبیعی نزدیک بوده و توانایی استنتاج به سبک و شیوه ذهن انسان، اما با دادههایی بیشتر و روابطی پیچیدهتر را داشته باشند،میتوانند ما را به سوی اخذ تصمیمهای مناسب رهنمون سازند.rnهدف این مقاله نشان دادن چگونگی بهکارگیری مفهوم مجموعههای فازی در تجزیه و تحلیل و مدیریت جریانهای نقد میباشد و سپسبه اتخاذ رویکرد منطق فازی برای تجزیه و تحلیل آسان روابط میان متغیرهای عدم اطمینانبر روی تصمیمگیری با بهکارگیری مجموعهای از تکنیکهای ریاضی میپردازد .rnاهمیت بسیار بالای وجوه نقد و جریانهای آن برای واحدهای تجاری بهعنوان یکی از مهمترین منابع سازمانی، بر هیچ کس پوشیده نیست ودر این مقاله تلاش بر آن است تا با بهکارگیری ابزاری به نام سیستم خبره فازی، تصمیمگیرندگان واحدهای تجاری را در جهت رساندن به اهداف خود در زمینه مطلوبیتهای نقدی و مدیریت هر چه بهتراین منبع، رهنمون سازند. مبنای اطلاعاتی ما در این مقاله برای نشان دادن شکل عملی هدف مزبور در یک دنیای واقعی تجاری، اطلاعات صورت جریان وجوه نقد تهیه شده برمبنای استانداردهای حسابداری ایران بهوسیله شرکتهای بورسی میباشد.rn
محمدرضا صالحی مازندرانی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۷ )
چکیده
دیدگاه هایی که شاعران بزرگ و صاحب سبک در باب شعر و عناصر دربرگیرنده آن در لایه هایی از سروده های خویش آورده اند، گاه نکته های بسیار باارزشی را درباره شعر و چیستی آن بیان می کند که اغلب منتقدان ادبی از آن ناآگاهند. این دیدگاه های نقادانه و گاه شبه فلسفی که اغلب با بیانی هنری و برخاسته از زمینه های شهودی مطرح شده، به لحاظ کمّی به اختصار و درون تصویر یا بیانی کوتاه و غیرمستقیم آشکار شده است. نکته اینکه با استخراج و نقد و تحلیل این نظریات می توان به اندیشه های باارزشی در باب شعر دست یافت که مانند آن ها گاهی در سخنان نظریه پردازان ادبی نیز آمده است و می توان برتری و پیشی گرفتن شاعران را در نقد تجربه مندانه شعر نمایاند. بررسی و طبقه بندی و تحلیل نگاه ها و دیدگاه های شاعران در باب شعر تا حدی درخور توجه است که می تواند شاخه ای مستقل در تاریخ نقد ادبی در حوزه ادبیات فارسی را به خود اختصاص دهد و معیارهای سنتی در موازین بررسی سبک های شعری را دگرگون سازد.
دوره ۲، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
هنگامیکه دانش ادبیات تطبیقی، مرزهای اروپا را درنوردید و به سرزمینهای عربی راه یافت، موضعگیریهای متفاوت و بعضاً متناقضی از سوی ناقدان عرب در برابر آن مطرح شد؛ برخی با استقبال از ادبیات تطبیقی، آن را روزنهای برای تقویت فرهنگ و ادبیات ملی و ابزاری برای گفتوگو، دوستی، فهمیدن و شناخت دیگران و... دانسته و گروهی دیگر با نگاه تردید و اتهام به آن نگریسته و بر این باورند که «اروپامحوریِ» مکتبهای ادبیات تطبیقی و پیوند آن با «ناسیونالیسم» و «امپریالیسم» غرب، کوششی برای غربینمودن اندیشههای عربی– اسلامی و آغازی برای استعمار نوین (فرهنگی) از سوی اروپاییان است. این پژوهش نظری، بر آن است تا با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی به مرور موشکافانه و تحلیل دیدگاههای انتقادی گروه دوم بپردازد. یافته اساسی آن نیز در این نکته است که این گروه ناقدان از زاویه هویت و فرهنگ به نقد و آسیبشناسی ادبیات تطبیقی پرداخته و بر این عقیده هستند که ادبیات تطبیقی دچار اروپامحوری و نژادپرستی فرهنگی است.
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
ادبیات به عنوان یکی از مهم ترین عوامل انتقال فرهنگ هر ملت، به قدر پیچیدگی زندگی و فرهنگ، دارای اجزا و عناصر پیچیده ای است. اگر نقد را ابزاری برای سوق دادن ادبیات به سمت خلاقیت بدانیم، آن گاه جایگاه ضروری و درعین حال حساس آن را در میان جوامع درک خواهیم کرد. نقد به مثابه وجدان بیدار ادبیات، آن را از خود فریبی می رهاند و دریچه های تازه ای را به سوی خلاقیت و تکامل هرچه بیشتر به روی آن می گشاید. ناقدان در این زمینه می توانند به فراخور علاقه و تخصص خود، شیوه های مختلفی را برگزینند. نقد اخلاقی، نقد اجتماعی، نقد روان شناختی، نقد تاریخی، نقد زیبایی شناسانه و نقد تطبیقی از مهم ترین شاخه های نقد ادبی است که ضمن تلفیق با علوم دیگر و استفاده از دستاوردهای آن، وابستگی ادبیات را به علم از یک سو و به فرهنگ جامعه از سوی دیگر اثبات می کند. این پژوهش با نگاهی تحلیلی به نقد اجتماعی توانسته است ضمن تبیین مبانی نقد اجتماعی در ادبیات، از ورای آرای گوناگون و گه گاه متناقض موجود در این زمینه به نوعی همگرایی و همسویی دست یابد. براساس این، با تلقی جامعه به عنوان موضوع تفکر ادیب نه منبع آن، تعریف فردیت هنرمند یا ادیب به تمایز دیدگاه وی از دیگران و نیز پذیرش جنبه های هنری آثار ادبی به عنوان وجه تمایز هنر از علم، بسیاری از چالش های موجود در این زمینه برطرف خواهد شد.
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۰ )
چکیده
مقاله حاضر به بررسی و نقد نمایشنامه «مرگ فروشنده»، ترجمه بینزبانی آن به فارسی و ترجمه بینفرهنگی- بیننشانهای آن به یک تلهتئاتر ایرانی میپردازد. نمایشنامه از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده و ترجمه فارسی مبنای ترجمه بیننشانهای آن بوده است. بر این اساس نگارنده هر دو ترجمه را با متنهای پیشین مربوطه مقایسه کرده و در هر دو ترجمه، نشانههایی که مشخصاً کارکرد ایدئولوژیک دارند تعیین و بررسی شدند. سپس با بسط نظریه نشانهشناسی انتقادی برای نقد ترجمه، انواع این نشانهها و چگونگی تغییرات و حفظ این نشانهها در تلهتئاتر تحلیل و نقد شدهاند. یافتههای به دست آمده نشان داد که در ترجمه بینزبانی هیچ سانسوری وجود نداشته ولی در تلهتئاتر تقریباً همه نشانههای دارای کارکرد ایدئولوژیک خاص حذف شدهاند و درواقع متن آنقدر سانسور شده که گاهی حتی انسجام خود را از دست داده است. مترجم/ کارگردان سعی کرده تا جایی که میتواند متن را مطابق فرهنگ مقصد تغییر دهد و از طریق حذف و اضافهکردن نشانههای منطبق با دیدگاهها و سنتهای غالب متن مقصد و حذف کامل نشانههایی که با این دیدگاهها منطبق نیستند و در حقیقت از طریق حذف و اضافههای کاملاً مشهود با کارکردهای ایدئولوژیک مشخص دیدگاههای فرهنگ و سنت غالب جامعه مقصد را از طریق ترجمه به دریافتکنندگان اعمال کند؛ به همین دلیل متنی آفریده که در برخی موارد کاملاً انسجام خود را از دست داده و یا نسبت به متن پیشین معناهای متفاوتی پیدا کرده که گاه حتی در تضاد کامل با معناهای موردنظر متن اصلی بودهاند.
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
پس از ترجمه قرآنکریم، نقد و بررسی روشهای ترجمه نیز، محور توجه ترجمهپردازان، بهویژه در نیم قرن اخیر قرار گرفت. این اهتمام جدی به روشهای مختلف ترجمه، حاکی از نگرش مثبت زبانشناسان و ترجمهپژوهان برای رسیدن به ترجمهای کامل، وفادار و مطلوب است. غلامعلی حدّادعادل، از جمله مترجمان قرآن است که نوع ترجمه خود را «مفهوم به مفهوم» خوانده است؛ امّا با تأمل در ساختار و محتوای این ترجمه، چنین دریافت میشود که وی، نه تنها به متن اصلی مقیّد و متعهّد است، بلکه به زبان مقصد و ساختارهاى آن نیز، تا سر حد امکان، توجّه داشته است. هدف این مقاله، ارائه شواهد و نمونههایی برجسته در نقد نظریه مفهومی ایشان است تا نشان دهد که این ترجمه، علاوه بر رویه معنایی مفهومی، در بسیاری موارد، ترجمهای تحتاللفظی، وفادار و امین است. از مهمترین نتایج این مقاله این است که ترجمه یاد شده، علاوه بر اعتماد به نثر فاخر فارسی و سلاست آن، حسب اعتقاد مترجم به روش ترجمه مفهومی، غالباً با ساختارها و مختصات زبان مبدأ (قرآن) نیز معادل و مطابق است. در این ترجمه شاخصهای بسیاری یافت میشود که خلاف روش مفهومی است.
دوره ۲، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۴ )
چکیده
در برخی آیات کلامی قرآنکریم، تعابیری وجود دارد که در آنها خداوند متعال با لحنی عتابآمیز و هشدارگونه، پیامبر اکرم (ص) را مورد خطاب قرار داده است. از برجستهترین گونههای این عتابها میتوان به نهی از شرک، امر به طلب بخشش از خداوند، نهی از شک، نهی از پیروی خواستههای اهل کتاب، تذکّر به، تقدّم ترس از خدا بر ترس از مردم، تأکید بر حفظ الهی و عتاب بر تحریم حلال الهی اشاره کرد. از آنجا که برگرداندن چنین تعابیری به زبان فارسی یا هر زبان دیگری ممکن است شائبه عدم عصمت پیامبر اکرم (ص) را در ذهن خواننده ایجاد و تقویت کند؛ لذا ترجمه این دسته آیات از جایگاه حساس و خطیری برخوردار بوده و مسئولیت مترجم آن را دو چندان میسازد؛ چرا که انتقال صحیح محتوای این گونه آیات، افزون بر حفظ ساختارهای دستوری و بلاغی و نیز همسانی تأثیر متن مبدأ و مقصد بر مخاطبان، توجه و اشراف ویژه مترجم را به مبانی کلامی طلب میکند. این جستار بر آن است ضمن بهرهگیری از آرای مفسّران و محقّقان قرآنی و با تکیه بر پیشفرضهای کلامی، برخی از مهمترین ترجمههای این آیات را مورد بررسی و نقد قرار داده، تا در این رهگذر، پس از بیان ضعف و قوتهای احتمالی این ترجمهها و ارزیابی روشهای گوناگون بهکار گرفته شده در آنها، اعم از لفظی، وفادار، آزاد و تفسیری به معرفی موفقترین روش در تطبیق مراد واقعی این دسته از آیات مبادرت ورزد.