۳۰ نتیجه برای مضمون
دوره ۲، شماره ۷ - ( ۹-۱۳۸۸ )
چکیده
یکی از دشواری های شعر بیدل دهلوی مربوط به فهمِ معانی و کاربردهای خاصّ واژه ها و اصطلاحات در اشعار اوست. بیدل بعضی واژه های فارسی را با معنای وضعی و لغت نامه ای به کار می برد و با معنای اصطلاحی و کاربردهای اصلی آن واژه ها در زبانِ فارسی بیگانه است. «تضمین» یکی از این واژه هاست که بیدل آن را در معنای متفاوتی به کار برده و گاه با آن ترکیبِ «مصرعِ تضمین» را ساخته است.
در این مقاله ابتدا تعاریف و معانیِ تضمین در لغتنامه ها و کتب بلاغی بررسی و سپس معنای این واژه در اشعار بیدل واکاوی می شود. همچنین اصطلاح «مصرعِ تضمین» مورد بررسی قرار می گیرد. روش نگارنده در تحلیل معنای این اصطلاح استفاده از اشعار خود بیدل است و برای این کار، کاربردهای این واژه در اشعار بیدل، تعیین و تبیین شده است. در پایان معنای «تضمین» و «مصرعِ تضمین» در اشعار تعدادی از شاعرانِ هم عصرِ بیدل بررسی و با معنای آن ها در اشعار بیدل مقایسه می شود. این مقاله نشان می دهد اصطلاحات «تضمین»، «مصرع تضمین» و «مضمون» در قرن ۱۲ هجری قمری در شبه قارۀ هندوستان، به اصطلاحاتی تخصصی در حوزۀ نقد ادبی تبدیل شده است و تعاریفی جدید را پذیرفته. در این تعاریف، «مضمون» اختصاصا به معنی «مصراع برجسته» به کار می رود و «تضمین» به فرایند «مصرع رسانی» یا «پیش مصرع رسانی» اطلاق می شود به این فرایند «مضمون بستن» نیز می گویند. «مصرع تضمین» اصطلاحی است که برای «مصرع یا پیش مصرعِ رسانده» به کار می رود.
دوره ۲، شماره ۷ - ( ۹-۱۳۸۸ )
چکیده
یکی از دشواری های شعر بیدل دهلوی مربوط به فهمِ معانی و کاربردهای خاصّ واژه ها و اصطلاحات در اشعار اوست. بیدل بعضی واژه های فارسی را با معنای وضعی و لغت نامه ای به کار می برد و با معنای اصطلاحی و کاربردهای اصلی آن واژه ها در زبانِ فارسی بیگانه است. «تضمین» یکی از این واژه هاست که بیدل آن را در معنای متفاوتی به کار برده و گاه با آن ترکیبِ «مصرعِ تضمین» را ساخته است.
در این مقاله ابتدا تعاریف و معانیِ تضمین در لغتنامه ها و کتب بلاغی بررسی و سپس معنای این واژه در اشعار بیدل واکاوی می شود. همچنین اصطلاح «مصرعِ تضمین» مورد بررسی قرار می گیرد. روش نگارنده در تحلیل معنای این اصطلاح استفاده از اشعار خود بیدل است و برای این کار، کاربردهای این واژه در اشعار بیدل، تعیین و تبیین شده است. در پایان معنای «تضمین» و «مصرعِ تضمین» در اشعار تعدادی از شاعرانِ هم عصرِ بیدل بررسی و با معنای آن ها در اشعار بیدل مقایسه می شود. این مقاله نشان می دهد اصطلاحات «تضمین»، «مصرع تضمین» و «مضمون» در قرن ۱۲ هجری قمری در شبه قارۀ هندوستان، به اصطلاحاتی تخصصی در حوزۀ نقد ادبی تبدیل شده است و تعاریفی جدید را پذیرفته. در این تعاریف، «مضمون» اختصاصا به معنی «مصراع برجسته» به کار می رود و «تضمین» به فرایند «مصرع رسانی» یا «پیش مصرع رسانی» اطلاق می شود به این فرایند «مضمون بستن» نیز می گویند. «مصرع تضمین» اصطلاحی است که برای «مصرع یا پیش مصرعِ رسانده» به کار می رود.
دوره ۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
بسیاری از رمان هایی که نویسندگان زن ایرانی در چند سال اخیر نگاشته اند، از جهات مختلفی مانند پیرنگ، زاویه دید، شخصیت و... با هم شباهت دارند. این مقاله می کوشد چهار رمان از این نویسندگان را از منظر درون مایه مقایسه و بررسی کند. با مطالعه این گونه آثار، می توان به مشکلات و معضلاتی پی برد که وجود دارند یا در آینده پدیدار خواهند شد و هنرمندان توانسته اند با ذهنیّت هنری خود، آن ها را زودتر تشخیص و هشدار دهند. در این چهار رمان، مشترکاتِ مضمونیِ فراوانی وجود دارد که به ظاهر برآمده از گفتمانی مشترک است. برای بررسی این موضوع، ابتدا در بخش مقدمه، توضیحاتی درباب درون مایه و چیستی و اهمیت آن آمده است. سپس در بخش های بعدی، درون مایه رمان ها از دو منظر درون مایه های کلی و درون مایه های جزئی مطالعه شده است. در پایان، دریافتیم که درون مایه این چهار رمان تاحد زیادی شبیه به هم هستند و به نظر می رسد سبب آن، گفتمان مشابه نویسندگان آن هاست. چهار رمانی که در این مقاله بررسی شده اند عبارت اند از: خط تیره آیلین ( اثر ماه منیر کهباسی)، چراغ ها را من خاموش می کنم و عادت می کنیم (از زویا پیرزاد) و چهل سالگی (نوشته ناهید طباطبایی).
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده
ادبیات تطبیقی همچون سایر علوم، دارای مبانی نظری، اصطلاح شناسی و روششناسی ویژه خود است. مکتب کلاسیک یا تاریخگرای ادبیات تطبیقی با روشهایی نظیر تأثیر و اقتباس، تصویرشناسی و ترجمهپژوهی کوشیده است متون ادبی را مطالعه و واکاوی نماید. مضمون شناسی و واکاوی کیفیت حضور یک مضمون یا چهرهای تاریخی یا اسطورهای اولیه در متن ادبی یکی از این روشهای پژوهشی است. پژوهش حاضر کوشیده است ضمن معرفی رهیافت مضمونشناسی و تبیین کیفیت کاربست آن در مطالعات تطبیقی، به تفاوتهای ماهوی مضمون شناسی با نقد مضمونی، بینامتنیت و کهنالگو، بپردازد براساس پژوهش حاضر، رجوع به پیش متنها، اثبات وجود پیوند تاریخی میان اساطیر اولیه و روایت های منظوم یا داستانی معاصر، استخراج جوانب مورد توجه از یک اسطوره در روایت معاصر و ابعاد فروگذاشته شده آن و تبیین علل و عوامل این مسئله، ارکان اساسی یک پژوهش مضمون شناسانه را شکل میدهند. در عین حال، این پژوهش با پیشنهاد کردن روشی ترکیبی در مطالعات مضمون شناسانه، بر این باور است که پژوهشگران امروزی با وجود توجه به عوامل برونمتنی و تاریخی موجود در پژوهش مضمون شناسانه، میتوانند به وجه ادبی متن نیر بپردازند و از رهگذر رمزگشایی از رمزگان نهفته در آن، میزان پیوند و ارتباط روایت معاصر را با الگوی اسطورهای نشان دهند. این امر در وهله بعد ضمن زدودن استتیک موجود در چنین پژوهشهایی، جنبهای دینامیکی به آنها خواهد داد.
دوره ۵، شماره ۱۳ - ( ۲-۱۳۹۶ )
چکیده
در ناحیه جنوبِشرق استان فارس با وجود تنوع نژادی، زبانی و قومی، فرهنگی متنوع موسوم به فرهنگ فارسی وجود دارد که نمایانگر پیوستگی اقوام و فرهنگهای گوناگون این منطقه است. این پیوستگی بهویژه در رابطه با اشعار و موسیقی محلی جلوه بیشتری دارد. همراهی شعر و موسیقی در اجرای آوازهایی چون شروه، سرکوهی، حاجیونی، صابوناتی و جهرمی، درک هرچه بهتر از دوبیتی و تکبیتیهای فرهنگ فارسی را میسر میسازد. هدف اساسی از طرح این مسئله، شناخت فرهنگ فارسی از خلال اشعار بهکارگرفتهشده در آوازهای محلی است. از یک طرف، گستردگی و تنوع در مضامینِ اشعار آوازها، با محوریت مفهوم عشق و دوری، دغدغهها، باورها و اندیشههای مردم را مینمایاند و از طرف دیگر، پدیده آواز بهواسطه حضورش در موقعیتهای گوناگون زمانی و مکانی، کارکردی اجتماعی دارد. بهیکمعنا درک ارتباط شعر و آواز با فرهنگ فارسی در معنای آوازهای محلی نهفته است. بنابراین برای جمعآوری اشعار و درک موقعیتهای اجرایی آوازها، علاوهبر اینکه از دو روش معمول کتابخانهای و میدانی استفاده شده است، تحلیل اطلاعات، بر مبنای دیدگاههای ادبی، انسانشناسی و روانشناسی قرار دارد.
دوره ۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی دو اثر نمایشی (افول اثر اکبر رادی و دشمن مردم اثر هنریک ایبسن) بر اساس نظریههای فرانسوا یوست (۲۰۰۱-۱۹۱۸) درباره بن مایهها، تیپهای شخصیتی و مضامین ادبی و نظریه اقتباسِ لینداهاچن میپردازد. با بررسی مضامین و تیپ شخصیتهای این دو اثر درمییابیم که این آثار دارای مضامین و تیپ شخصیتی کم و بیش یکسانی هستند و اما رادی نمایشنامه خود را رنگ و بویی محلی داده است و این از رهگذر تفاوتهایی است که او در اثر خویش خلق میکند. موضوعاتی چون مخالفت طبقات قدرتمند و مالکین با هر نوع تغییر در عموم مردم، اصرار افراد روشنفکر بر عقاید و ایدهآلهای خود، خیانت نزدیکان به جریان روشنفکری، آلت دست بودن عموم مردم، وفاداری همسران و در نهایت شکست روشنفکران در هردوی آین آثار مشاهده میشود. اکبر رادی با اقتباس قیاسی از پیرنگ نمایشنامه دشمن مردم و با دمیدن روح و فضای محلی به آن، نمایشنامهای وطنی خلق میکند که بیش از هرچیز، برای خوانندگان خود با داشتن و یا نداشتن آگاهی از بینامتنیت اثر ـ هرچند که در اقتباس قیاسی از اهمیت زیادی برخوردار نیست ـ اثری میآفریند که در عین زمانی ـ مکانی بودن، متعلق به هرزمان و مکانی است.
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
در این مقاله با به کاربستن رویکرد نقشگرای نظاممندی هالیدی بر داده های زبانی چند حکایت از گلستان سعدی سعی شده است که به این پرسشها پاسخ داده شود: در سبک شناسی حکایات مورد نظر (که به طور اتفاقی انتخاب شدهاند) چه عناصر زبانی برجسته شدهاند و از چه فرایند تجربی در هر حکایت بیشتر استفاده شده است؟ دلیل کاربرد آن فرانقش در آن داستان چیست و آیا نوع فرانقش تجربی مضمون مطرح را برجسته سازی می کند؟ فرضیه این پژوهش نیز این بوده است که مضامین مطرح در این حکایت ارتباط نزدیک با صورت زبانی به کار گرفته شده در آنها دارد. به بیان دیگر، مضامین مورد نظر نویسنده در صورت زبانی برجسته سازی شدهاند. پس از تحلیل آماری دادهها این نتیجه حاصل شد که مضمون مورد نظر نویسنده در حکایتها با نوع فرآیند تجربی و فرانقش ارتباطی متبلور در افعال جملات از نظر بسامدی ارتباط دارد، اما تفاوت معنی دار میان فرایندهایی که مستقیماً به مضمون مرتبطند و دیگر انواع فرایندها تنها در نمونه های بزرگی که تعداد افعال در آنها بیشتر است قابل مشاهده است.
دوره ۷، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده
علیرغم اینکه مشتریمداری به عنوان یکی از جهتگیریهای راهبردی نقش چشمگیری در بهبود عملکرد سازمان ایفا میکند، تاکنون نقش رهبری مشتریمدار در این زمینه مورد بررسی قرار نگرفته است. علاوه بر این، مؤلفههای رهبری مشتریمدار و فرآیند تأثیرگذاری آن بر نتایج سازمان نیز شناخته شده نیست. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفههای رهبری مشتریمدار و فرآیند تأثیرگذاری آن بر نتایج سازمان انجام شده است. این پژوهش از نوع مطالعات کاربردی به شمار میرود که به روش ترکیبی انجام پذیرفت. بخش کیفی به روش تحلیل مضمون و بخش کمی به روش توصیفی- همبستگی انجام شد. مدیران منابع انسانی شرکتهای تولیدی برتر کشور به عنوان جامعه آماری بخش کمی پژوهش انتخاب گردیدند. نمونهگیری به روش تصادفی ساده انجام پذیرفت و ۱۵۵ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. دادههای بخش کمی توسط پرسشنامه گردآوری و با استفاده از نرمافزارهای اسپیاساس و پیالاس تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از بخش کیفی نشان میدهد رهبری مشتریمدار دارای پنج مؤلفه نگرش رهبر، رفتار مشتریمدار رهبر، اصول اخلاقی رهبر، رفتار کارمندمدار رهبر و شایستگی رهبر است. نتایج تحلیل دادههای بخش کمی نشان میدهد الگوی پیشنهادی از برازش مطلوبی برخوردار است. نتایج همچنین نشان میدهد رهبری مشتریمدار هم بصورت مستقیم و هم بصورت غیر مستقیم از طریق نتایج کارکنان بر نتایج مشتریان تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، رهبری مشتریمدار از طریق نتایج کارکنان و مشتریان بر نتایج سازمان تأثیر مثبت میگذارد.
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده
مفهوم «مضمون» در زبان فارسی مانند بسیاری از مفاهیم ادبی دیگر مفهومی سهل و ممتنع است؛ در نگاه نخست چنان به نظر میرسد که این مفهوم چندان روشن است که نیازی به اندیشیدن از دیدگاهی نظری درباره آن وجود ندارد و بهاصطلاح از بدیهیات حوزه ادبیات فارسی است؛ درحالیکه مضمون یکی از مهمترین مفاهیم انتقادی و مرکزی ادبیات در جهان است. دستیابی به مضامین آثار ادبی در دنیا کاری بسیار تخصصی و دشوار و درعین حال، بنیادی شناخته میشود. ارتباط مضمون با کار نظریه و نقد ادبی نیز بر کسی پوشیده نیست، بهگونهای که برخی یکی از مهمترین رسالتهای نقد ادبی را دستیابی به مضمون میدانند؛ از چنین دیدگاهی مضمونیابی کاری انتقادی است که ضرورتاً باید ذیل نظریهای ادبی صورت گیرد. معنای چنین رویکردی در وهله اول آن است که مضمونیابی کاری بسیار تخصصی است؛ درحالیکه در جامعه ادبی ما بیشتر با ویژگی آماری تعریف شده است. جستن مضامین در آثار ادبی به هیچ روی کاری صرفا آماری نیست؛ بلکه در بهترین حالت، آمار شاید بتواند آن را عینی نماید و به دستیابی به آن کمک کند. در این زمینه با یقین میتوان گفت، با وجود اینکه مضمون، موضوع اندیشه بسیاری از صاحبنظران زبان و ادبیات فارسی بوده است، هرگز حدود آن مشخص نشده است و بهویژه عملاً کار مضمونیابی براساس تعریف علمی آن صورت نگرفته است. مانند بسیاری دیگر از موضوعهای ادبی، مضمون نیز مبتلا به ساماننیافتگی نظری است.
دشواری دیگر در پرداختن به این موضوع، مربوط به ویژگی چندمعنایی کلمه مضمون در زبان فارسی هم هست. در این زمینه بهویژه اختلاط آن با «موضوع» منشأ بسیاری از تشتتها بوده است و به سردرگمیها و گاه انحرافها از معنای علمی آن افزوده است. با عنایت به دشواریهای ماهوی موضوع و نیز دشواری های ناشی از گستردگی حوزۀ تحقیق، در این پژوهش کوشیده شده است در حد توان تصویری از چگونگی دستیابی و مطالعۀ مضمون در شعر برخی شاعران نشان داده شود.
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۸ )
چکیده
همانند کسبوکارهای سنتی در تجارت الکترونیک و کسبوکارهای آنلاین، رفتار خرید مجدد مشتریان از معیارهای کلیدی موفقیت به شمار میرود، اما متفاوت به نظر میرسد. از این رو پژوهش حاضر درصدد رسیدن به مدلی برای قصد خرید مجدد آنلاینB۲C است. این پژوهش در چارچوب الگوواره فلسفی تفسیری، رویکرد استقرایی، روش کیفی و تکنیک تحلیل مضمون با استفاده از ابزار مصاحبه انجام شده است. بر این اساس با ۳۶ نفر شامل، ۶ نفر متخصص در زمینه تجارت الکترونیک، ۱۳ نفر کارگزار در حوزه کسبوکار اینترنتی و ۱۷ نفر مشتریانی که خرید مجدد آنلاین داشتهاند، مصاحبه انجام شد. پس از کدگذاری مصاحبهها نخست به ۱۲۰ کد و سپس با تقلیل کدها به ۸۹ کد نهایی دست پیدا شد که این تعداد در قالب ۲۱ مضمون پایه دستهبندی شدهاند. در نهایت پس از تجزیه و تحلیل نهایی، مضمونهای پایه در قالب چهار مضمون سازماندهنده دستهبندی شدند: روانشناختی، فناوران، سازمانی و مشتری. از میان این چهار مضمون، مبحث فناوری بیشترین میزان تأکید را داشته است و مباحث سازمانی، مشتریمداری و مباحث روانشناختی در رتبههای بعدی قرار دارند که میتواند با همین میزان اهمیت مورد توجه مدیران حوزه تجارت الکترونیک قرار گیرد.
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
با وجود نقش چشمگیری که کارکنان دانشگاه در تحقق اهداف دانشگاه و آموزش عالی ایفا میکنند، عوامل انگیزش کارکنان دانشگاه موردتوجه چندانی قرار نگرفته است. پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی انگیزش کارکنان غیرهیأت علمی دانشگاه و اولویتبندی مؤلفههای آن برای تقویت انگیزش شغلی کارکنان در دانشگاه امام صادق (ع) بهعنوان مورد مطالعه انجام شده است. پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی است که بهروش ترکیبی و با استراتژی اکتشافی انجام شده است. بخش کیفی پژوهش با روش تحلیل مضمون و بخش کمّی با روش توصیفی- پیمایشی انجام شده است. برای ارزیابی برازش مدل از تحلیل عاملی تأییدی با کمک نرمافزار اسمارت پیالاس استفاده شده است. بهمنظور اولویتبندی مؤلفههای انگیزش کارکنان دانشگاه از تحلیل اهمیت- عملکرد استفاده شده است. نتیجه تحلیل دادههای کیفی، شناسایی ۱۲۵ مضمون پایه، ۲۵ مضمون سازماندهنده و ۸ مضمون فراگیر است. الگوی پیشنهادی دارای هشت مقوله جهتگیری دانشگاه، جو دانشگاه، رهبری، جبران خدمات، فرایندها و کارکردهای منابع انسانی، محیط کار، همکاران و عوامل شغلی است. نتایج تحلیل دادهها در بخش کمّی نشان میدهد که مدل پیشنهادی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است.همچنین، پنج اولویت دانشگاه امام صادق (ع) برای بهبود انگیزش شغلی کارکنان شامل پرداختهای نقدی، توسعه حرفهای و امنیت شغلی، رفتار کارمندمدار مسئولان، کمک هزینه و ویژگیهای فردی مسئولان، تأمین استعدادها و مدیریت عملکرد میباشد.
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۲-۱۳۹۸ )
چکیده
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و ارزیابی وضعیت موجود موانع سازمانی موثر بر اجرای کارآمد استراتژی در دانشگاهها و مراکز آموزشعالی انجام گرفت. برایناساس از طرح چند مطالعهای یعنی ترکیب روشهای مضمونیابی، مطالعه موردی کیفی و پیمایش استفاده گردید. در مطالعه اوّل؛ با استفاده از روش مضمونیابی، مطالعات صورت گرفته در حوزه اجرای استراتژی در پایگاههای علمی معتبر با رویکرد هدفمند موردبررسی قرار گرفته و تحلیل گردید. در مطالعه دوم با بهرهگیری از مطالعه موردی کیفی نیز دیدگاهها و تجارب ۱۵ نفر از مدیران دانشگاه شیراز با رویکرد هدفمند و معیار اشباع نظری و از طریق مصاحبه نیمهساختند، موردبررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، داده ها تحلیل شدند. همچنین در مطالعه سوّم و در بخش ارزیابی، وضعیت موانع کلیدی موثر بر اجرای کارآمد راهبردی در پنج دانشگاه برتر کشور با استفاده از روش پیمایشی دیدگاه ۳۶۶ نفر از مدیران میانی سنجیده شده است. یافته های حاصل از پژوهش حاکی از آن بود که موانع سازمانی متعددی ازجمله موانع مربوط به رهبری دانشگاهی، ماهیّت استراتژی، فرهنگ دانشگاهی، منابع مالی، فناوری، ارتباطات، پایش استراتژی، ساختار و منابع انسانی اجرای استراتژی در دانشگاههای بزرگ کشور را متاثر کرده است. همچنین نتایج پژوهش نشان داد که در دانشگاه تهران، فرهنگ دانشگاهی؛ در دانشگاه شیراز، فرهنگ دانشگاهی؛ در دانشگاه امیرکبیر، ساختار؛ در دانشگاه علم و صنعت، منابع انسانی و در دانشگاه شریف، ساختار؛ مهمترین موانع سازمانی اجرای کارآمد استراتژی دانشگاهی به شمار میروند.
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۰ )
چکیده
موتوس (mythos) یا افسانه مضمون تراژیک از نگاه ارسطو اجزایی دارد که در این مقاله با ابزار اسنادپژوهی مبتنی بر روش تحلیل محتوا بررسی و مؤلفههای آن در داستان جمشید و نمایشنامه اودیپوس شهریار تحلیل و تطبیق شده است. مهمترین نتایج: اجزای سهگانه موتوس داستان – دگرگونی، بازشناخت و کاتاستروفی – از نوع وصفی یعنی متکی بر وصف سیرت قهرمان است و در نمایشنامه در دو نوع مختلط – مبتنی بر وجود دگرگونی و بازشناخت – و دردانگیز – بر مبنای نوع کاتاستروفی – میباشد. پیچیدگی موتوس که مبتنی بر وحدت کردار و رابطه آن با دگرگونی و بازشناخت است، در داستان موتوسی ساده – به دلیل گسستگی کردارها و فقدان بازشناخت – و در نمایشنامه موتوسی مرکب – متکی بر وحدت کردار با تسلسل کردارهای تابع به همراه دگرگونی و بازشناخت – دارد. داستان چون بر مبنای قبل از خود و پیشگفتاری برای بعد از خود یعنی سلطنت ضحّاک است، موتوس تام ندارد ولی نمایشنامه تام است. داستان به عکس نمایشنامه چون حماسه است و روایت میشود، از جهت مخاطبمحوری مطابق بوطیقا که نمایشیبودن را شرط موتوس میداند نمیباشد. هر دو اثر شروط اعجاب موتوس را دارند که بر اساس آن حوادث نباید قابل پیشبینی و غیرمنطقی باشد. مطابق بوطیقا فرجام هر دو اثر به شیوه عالی یعنی نتیجه حوادث خود است. افسانه مرجع آن دو که مطابق بوطیقا درباره طبقه بالای اجتماعی است، بکر نمیباشد ولی چون خوب تألیف یافتهاند سرمشق آثار بعدی شدهاند. در کل، نمایشنامه نسبت به داستان مطابقت بیشتری با بوطیقا دارد.
معصومه حامی دوست،
دوره ۹، شماره ۳۳ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده
زمان از خصیصههای اصلی نقد ادبی و رمان قرن بیستم است. ژرژ پوله (۱۹۰۲-۱۹۹۹م) از منتقدان بزرگ نقد مضمونی، بنیان آراء انتقادی-فلسفیاش را به مقولهی زمان اختصاص میدهد و میکوشد تا از خلال تصاویر نویسندگان به تشریح درک آنان از زمان بپردازد. هوشنگ گلشیری از جمله داستان نویسان مدرن ایران است که در روایت داستانهایش، به ترسیم هویت انسان هم عصر خود و درک او از زمان میپردازد. شخصیتهای داستانی او هر کدام به نوعی با زمان درگیرند.
مقالهی حاضر بر اساس نگرش پوله و با رویکرد تحلیلی- توصیفی به درک شخصیتهای داستانی گلشیری از لحظه میپردازد. مفهوم فضاهای شخصی در داستانهای او با ادراک لحظهی گذرای حال مرتبط است و با تصاویری چون ایستادن افراد در صفهای طولانی، هم قدم شدن راوی با آنان، سفر، گام زدنها و شمردن نقطههای متوالی به ایجاد ادراک متقاطع شخصیتها از زمان میپردازد. علاوه بر این سرریز شدن گذشته در قالب تداعی صداها و تصاویر در لحظهی حال ویژگی دیگر چنین زمانی است و خصلتی جاودانه به لحظات میدهند. طرحهای تکه تکه و ناتمامی که در داستانهای گلشیری به شکل نمادهایی چون ریزش مداوم و یکنواخت فوارهها، تکه تکه شدن و شکستن موجهای حوض از آن یاد میشود در عین اشاره به گذرایی لحظه، طرحی از معنای ذاتاً پایان ناپذیر آن است. از اینرو تکرارها، یادآوریها و حتی فراموش کردنهای افراد رکن اصلی کشف هویت آنان و درکشان از لحظه محسوب میشود.
محمود فتوحی رودمعجنی،
دوره ۹، شماره ۳۴ - ( ۶-۱۳۹۵ )
چکیده
واژۀ مضمون از کلیدواژههای اصلی فن شعر فارسی در سبک هندی است. این واژه که از میانۀ قرن دهم به یک اصطلاح فنی در هنر شعر فارسی بدل شده است مترادف «معنی، محتوا، مفهوم، منطوق، مقصود یا فحوا و لحن کلام» نیست. مسأله این مقاله بازشناسی ماهیت مضمون به عنوان هنرسازۀ اصلی مکتب نازکخیالی (سبک هندی) است. مقاله میکوشد چیستیِ «مضمون» و سازوکار «مضمونبندی» را از دیدگاه شاعران و تذکرهنویسان آن دوره بازشناسد. برای این منظور نخستین کاربردهای مضمون در مقام یک اصطلاح فن شعر را از پایان قرن دهم تا پایان قرن دوازدهم رصد کرده و هشت ویژگی مضمون را از خلالِ سخن شاعران و منتقدان سبک هندی شناسایی نموده و در نهایت تعریفی از مضمون ارائه کرده است. همچنین بر اساس سه فعل پر کاربرد مرتبط با مضمون (یافتن، بستن، رساندن)، سه فرایند مضمونآفرینی در سبک هندی را از هم متمایز ساخته است. و به روند رو به پیچیدگی صناعت مضمون از صائب تبریزی تا ناصر علی سرهندی در پایان قرن دوازدهم اشاره کرده است.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۸-۱۳۹۹ )
چکیده
ایجاد ظرفیت، بر درک موانعی که مردم، دولتها و سازمانها را از تحقق اهداف توسعه باز میدارند، متمرکز میشود و به آنها امکان دستیابی به نتایج توسعه را میدهد. هدف این پژوهش ارائه یک تحلیل مفهومی از مؤلفهها و نتایج ظرفیت پایدارسازی سازمانی بخش آموزش عالی برای پاسخگویی به انتظارهای جامعه است. جهتگیری پژوهش حاضر، توسعهای و روششناسی آن با تمرکز به کلمهها، موشکافی و دقت در متن بهمنظور تجزیه، توصیف، تشریح و تفسیر متون از راه ایجاد کدهای اولیه و کدگذاری، تحلیل مضمون با رویکرد قیاسی میباشد. جامعه آماری این پژوهش، خبرگان دانشگاهی آشنا به سیاستگذاری در بخش آموزش عالی و مجموعه اسناد و مقالههایی بود که با سؤالها و متغیرهای پژوهش ارتباط داشتند. نمونهگیری در این بخش هدفمند که از طریق روش زنجیرهای به تعداد سیزده نفر انتخاب شد. در این بخش برای جمعآوری دادهها از روش مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. برای کنترل کیفیت تحلیل مضمون، از روایی تئوریک با رویکرد دریافت نظرات متخصصان بهعنوان کمیته تخصصی و راهنما و ضریب کاپای کوهن استفاده شد. با تأیید گروه کانونی و برآورد ضریب ۷۶۱/۰، یافتههای پژوهش از قابلیت اعتبار و اعتماد لازم برخوردار بود. نتایج نشان میدهد که ظرفیتسازی سازمانی پنج مضمون اصلی توسعه راهبردی، ساختاری، سیستمی و فرایندی، فرهنگی، منابع و زیرساختها و یک مضمون پاسخگویی اجتماعی بهعنوان پیامد پدیده موردمطالعه دارند. دراینراستا پیشنهاد میشود تا سطوح تحلیل فردی و محیطی نیز در ظرفیتسازی مطالعه شود.
داوود عمارتی مقدم، داوود عمارتی مقدم،
دوره ۱۰، شماره ۳۸ - ( ۵-۱۳۹۶ )
چکیده
مقاله حاضر بر آن است تا با بررسی پژوهشهای مبتنی بر رویکردهای پدیدارشناختی در حوزه زبان فارسی، کاستیهای بنیادین این دسته از پژوهشها را روشن کند. برای این منظور، مقالات پژوهشیِ حدود یک دهه اخیر که در نشریات دانشگاهی کشور منتشر شده و مدعیِ کاربستِ روش پدیدارشناختی بودهاند، گردآوری شده و شیوه استفاده آنان از روش پدیدارشناسی با آنچه سردمداران این مکتب بهخصوص ادموند هوسرل (۱۸۵۹-۱۹۳۸م) درنظر داشتهاند، مقایسه شده است. مقالات مورد بررسی (هجده مقاله) بهلحاظ نحوه بهکارگیری روش پدیدارشناختی، به سه دسته تقسیم میشوند: ۱. مقالاتی که با استفاده از یکی از رویکردهای پدیدارشناختی همچون رویکرد هوسرلی یا رویکرد نقد مضمونیِ ژرژ پوله، به تفسیر و خوانش یک اثر یا تعدادی از آثار ادبی پرداختهاند. ۲. مقالاتی که رویکرد پدیدارشناختی را با مضامین شعری یا دیدگاههای نظریِ یک شاعر قابل مقایسه دانستهاند.
۳. مقالاتی که کاربرد اصطلاح پدیدارشناسی در عنوان یا متن آنها کاملاً «تزیینی» است و دستاوردهای مقاله عمدتاً بر اساس بهکارگیری رویکردهای دیگری حاصل شده است. در پایان نشان داده شده است که بهدلایلی ازجمله بدفهمیِ مبانیِ نظری و روششناختیِ رویکرد پدیدارشناختی، بسنده کردن به شباهتهای ظاهری میان اصطلاحات خاص این رویکرد و مضامین موجود در اشعار شاعران و نیز آرای نظریِ آنها، کاربرد نادرست رویکرد پدیدارشناختی در خوانش و تفسیر آثار ادبی، کاربرد سهلانگارانه اصطلاح «پدیدارشناسی» در عنوان و متن مقاله، و مهمتر از همه نبودِ درک صحیح از مفهوم «چارچوب نظری پژوهش»، این دسته از پژوهشها کاستیها و بدفهمیهای بنیادینی را بهبار آوردهاند که دستکم با آنچه بنیانگذاران این رویکرد در پی دستیابی به آن بودند، همچنان فاصله بسیار زیادی دارد.
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده
دفاع مقدس بهعنوان یکی از برهههای تاریخی که با پیروزی ملت ایران به اتمام رسید، درسها و آموزههایی دارد که باید بهوسیله پژوهشگران بررسی شده و به الگو و نظریه تبدیل شود. سبک فرماندهی فرماندهان، یکی از ابعاد مهم آن دوران است که در پژوهش حاضر موردتوجه قرار گرفته است. بیست نفر از فرماندهان دفاع مقدس – با درنظرگرفتن تنوع جایگاه فرماندهی، شهرت و وجود منابع در دسترس- موردمطالعۀ کتابخانهای قرار گرفتند. اسناد بهدستآمده با رویکردی کیفی و از روش تحلیل مضمون، کدگذاری و تحلیل شده و پس از اعتبارسنجی در دو مرحله، چهار سبک فرماندهی جهادی در فرماندهان آن دوران احصا شد: «نتیجهگرایی خلاقانه (توجه به هدف با تکیه بر هوشمندی)»، «نتیجهگرایی اقتدارگرایانه (توجه به هدف با تکیه بر اقتدار)»، «کادرسازی عاقلانه (توجه به نیروها با تکیه بر هوشمندی)» و «پشتیبانی پرقدرت (تمرکز بر نیرو با تکیه بر اقتدار)».
بهمن بنیهاشمی،
دوره ۱۱، شماره ۴۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
یکی از دشواریهای شعر بیدل دهلوی مربوط به فهم معانی و کاربردهای خاص واژهها و اصطلاحات در اشعار اوست. بیدل بعضی واژههای فارسی را با معنای وضعی و لغتنامهای بهکار میبرد و با معنای اصطلاحی و کاربردهای اصلی آن واژهها در زبان فارسی بیگانه است. «تضمین» یکی از این واژههاست که بیدل آن را در معنایی متفاوت بهکار برده و گاه با آن ترکیب «مصرع تضمین» را ساخته است. در این مقاله ابتدا تعاریف و معانی تضمین در لغتنامهها و کتب بلاغی و سپس معنای این واژه در اشعار بیدل واکاوی میشود. همچنین اصطلاح «مصرع تضمین» مورد بررسی قرار میگیرد. روش نگارنده در تحلیل معنای این اصطلاح استفاده از اشعار خود بیدل است و برای این کار، کاربردهای این واژه در اشعار او تعیین و تبیین میشود. در پایان معنای «تضمین» و «مصرع تضمین» در اشعار تعدادی از شاعران همعصر بیدل بررسی و با معنای آنها در اشعار بیدل مقایسه میشود. این مقاله نشان میدهد اصطلاحات «تضمین»، «مصرع تضمین» و «مضمون» در قرن دوازدهم هجری قمری در شبهقارۀ هندوستان به اصطلاحاتی تخصصی در حوزۀ نقد ادبی تبدیل شده و تعاریفی جدید را پذیرفته است. در این تعاریف، «مضمون» اختصاصاً بهمعنای «مصراع برجسته» بهکار میرود و «تضمین» به فرایند «مصرعرسانی» یا «پیشمصرعرسانی» اطلاق میشود؛ به این فرایند «مضمون بستن» نیز میگویند. «مصرع تضمین» اصطلاحی است که برای «مصرع یا پیشمصرعِ رسانده» به کار میرود.
دوره ۱۱، شماره ۴۶ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده
در این مقاله پس از مروری بر سوابق فرهنگی، و ادبی تاجیکستان، و بیان اهمیت و لزوم پژوهش درباره ادبیات فولکلور به تبیین خلاصهای از ویژگیهای دوبیتیها و رباعیهای عامیانۀ تاجیک، و بیان موضوعات و مضمونهای گوناگون آنها پرداخته شده است. نمونۀ رباعیها و دوبیتیهای این مقاله از افواه مردم تاجیکستان جمعآوری شده است. تلاش شده است که با دستهبندی موضوعی مضمونها، تا جایی که مجال این مقاله اجازه میدهد به روشن شدن مرزهای موضوعی در رباعیها و دوبیتیهای فولکلور تاجیک پرداخته شود. برای هر شاخۀ مضمونی و زیرشاخههای آن نیز مثالهایی از خلال اشعار فولکلور تاجیک آورده، و به صورت جنبی به دیگر ویژگیهای این نمونهها هم اشاره شده است.