جستجو در مقالات منتشر شده


۱۹۲ نتیجه برای متن


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

ژرار ژنت با مطرح کردن مقولۀ پیرامتنیت، توانست تا مرزهای تحلیل و مطالعۀ تصویر روی جلد کتاب را به سوی آراء نشانه‌شناسی بکشاند تا لایه‌های معنایی طرح روی جلد کتاب را بازشناساند. محمد تیمور، اولین مجموعه داستان کوتاه جامعۀ عرب را با عنوان «ماتراه العیون» نوشت. حال مسأله آن است که ارتباط و انسجام معنایی طرح روی جلد کتاب «ماتراه العیون» با ارزیابی نشانه‌شناسی تا چه میزان قابلیت پیرامتنی طرح را با درون‌متن کتاب هموار می‌سازد. پژوهش حاضر بر آن است تا لایه‌ها و اجزای نمادین طرح روی جلد کتاب «ماتراه العیون» را به عنوان پیرامتنِ کتاب، مورد هدفِ واکاوی نشانه‌شناسی قرار دهد تا بتواند به درک لایه‌های معنایی و ارتباطی طرح روی جلد کتاب با متن داخلی و اهداف ثانوی نویسنده دست یابد و در این راستا از روش توصیفی-تحلیلی  با رویکرد نشانه‌شناسی دیداری بهره جسته است. نتایج حاکی از آن است که پیرامتن طرح روی جلد کتاب با کاربرد رنگ‌ها که برجسته‌ترین جزء کاربردی طرح هستند، کاربرد شکلِ چشم و خطوط شکستۀ پشت چشم و کاربرد حرف «م» و «الف» متصل به «م» قادر بوده تا انعکاسی از عنوان کتاب و تجربیات  نویسنده باشد و به طور موازی با متن داخلی ارتباط معنایی داشته باشد.
 


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مقاله حاضر بر آن است تا در چارچوب دستور نقش گرای هلیدی و متیسن (۲۰۱۴) به تحلیل گفتمان شش داستان فارسی معاصر بر اساس مولفه آغازگر مبتدایی در فرانقش متنی به  پردازد. در این دستور، پیام و معانی متنی بندها بدون شناسایی آغازگرهای مبتدایی و عوامل گفتمانی دخیل در این برجسته سازی برای خواننده برملا نمی شود و خوانش کاملی از پیام حاصل نمی گردد. این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه ساخت آغازگری در بند به برجسته سازی و انتقال پیام نویسنده کمک می کند. فرضیه پژوهش این است که ساخت آغازگری با برجسته سازی پیام با ابزارهای نحوی به انتقال پیام مورد نظر نویسنده مبادرت می نماید. پیکره پژوهش شش داستان کوتاه معاصر مشتمل بر ۳۷۳۶ بند است. تمامی ۳۷۳۶ بند پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی بر اساس ساختار آغازگری در فرانقش متنی تحلیل شدند. تحلیل ها نشان داد که بطور معمول برای حفظ و تداوم موضوع از فاعل و عمدتا از مشارکین در بندهای بی‌نشان خبری به‌عنوان آغازگر مبتدایی برای انتقال پیام استفاده شد. اما هنگامی که دلایل گفتمانی موجهی در کار بود عمدتا از افزودهای پیرامونی پیشایند شده برای معرفی رویدادی تازه، تغییر موضوع، یا معنی خاص در داستان در بندهای نشان دار و از فرایند برای نشان دادن جایگاه عاملان سخن در بندهای امری  بعنوان آغازگرهای مبتدایی استفاده شد. بنابراین، خوانندگان با شناسایی آغازگرهای مبتدایی در ساخت های بی نشان و نشاندار با استفاده از ساخت آغازگری می توا نند به پیام و معانی متنی مورد نظر نویسنده دست می یابند.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

امروزه، افراد و شرکت‌های زیادی وارد دنیای تجارت میشوند. با توجه به نقش مهم و برجسته اینترنت و تبلیغات تجاری در زندگی روزمره، نباید ارتباط دنیای تجارت و مردم را نادیده گرفت. هدف این پژوهش بررسی زبان اقناعی براساس نوع و تعداد گام‌های اقناعی در تعدادی از تبلیغات متنی اینترنتی تجاری فارسی براساس مدل حرکت اقناعی چانگ (۲۰۱۰، ۲۰۰۸) است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است. در این راستا، تعداد ۱۲۰ تبلیغ متنی اینترنتی تجاری فارسی از طریق بارگیری از وب‌سایت‌های رسمی مجله‌های فارسی به عنوان داده‌های پژوهش براساس نوع و تعداد گام‌های اقناعی تحلیل شدند. در بررسی نوع گام‌های اقناعی، نتایج نشان داد بیشترین نوع گام‌ اقناعی بکار برده شده مربوط به گام‌های حرکت اقناعی «ارائه‌ی پیشنهادها» است که با فراوانی ۷/۶۳ درصد بکار رفته­است. از سوی دیگر، گام‌های حرکت اقناعی «اقدامات محرک صریح» کمترین فراوانی در میان داده‌های پژوهش با بسامد ۰/۱ درصد را شامل می‌شود. همچنین، نشان داده شد که از این میان، گام اقناعی جدید «شعار» با فراوانی ۱۷ درصد بکار رفته­است. به­علاوه، بررسی تعداد گام‌های اقناعی داده‌های پژوهش نشان داد بیشترین تبلیغ در میان داده‌های فارسی، تبلیغ «چهار-گامی» با فراوانی ۷/۲۶ درصد است. تبلیغ «ده-گامی» در میان داده‌های فارسی با فراوانی ۹/۰ را شامل می‌شود. در نهایت، با توجه به نتایج پژوهش حاضر در تحلیل نوع و تعداد گام‌های اقناعی، تفاوت معناداری نه تنها بین انواع گام‌های مورد بررسی بلکه بین تعداد این گام‌ها در تبلیغات متنی اینترنتی تجاری زبان فارسی نیز وجود دارد.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

این پژوهش با استفاده از روش‌ آزمایشگاهی به بررسی تاثیر تصویرگونگی و انسجام متنی بر سهولت پردازش روابط سببی در گفتمان فارسی پرداخته است. برای این منظور، یک آزمایش خواندن با طرح درون‌ازمودنی طراحی شد. مواد آزمایش شامل ۱۲ سناریوی سه‌جمله‌ای و ۱۲ سناریوی پرکننده بودند. تصویرگونگی و انسجام متنی به‌عنوان متغیرهای مستقل آزمایش لحاظ شدند. به‌واسطه متغیر انسجام، میزان انسجام جملات اول و دوم سناریوها دستکاری شد. به‌واسطه متغیر تصویرگونگی، ترتیب جملات دوم و سوم سناریوها (توالی‌های علت-معلول) دستکاری شد. تعداد ۴۸ آزمودنی فارسی‌زبان سناریوها را خواندند و درستی جملۀ هدف را که رابطه سببی ضمنی بین توالی‌های سببی سناریو را با صراحت بیان می‌کرد، قضاوت کردند. زمان خواندن جملات هدف در هر کدام از گروه‌ها توسط نرم‌افزار DMDX ثبت و تحلیل شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد که هر کدام از متغیرهای تصویرگونگی و انسجام اثر معنی‌داری را بر زمان واکنش آزمودنی‌ها داشته‌اند. به‌علاوه، هیچگونه اثر تعاملی بین متغیرهای تصویرگونگی و انسجام یافت نشد. جمله هدف در گروه دارای انسجام  بالا و توالی‌های سببی تصویرگونه سریع‌تر از جمله هدف سایر گروه‌ها خوانده شد. همچنین جمله هدف در توالی‌های سببی تصویرگونه با انسجام‌ پایین تقریباً همزمان با جمله هدف در توالی‌های سببی غیرتصویرگونه اما دارای انسجام بالا خوانده شد. نتایج این پژوهش تاییدی تجربی بر اهمیت اصل تصویرگونگی در زبان و سهولت درک توالی‌های تصویرگونه در توالی‌های سببی است. همچنین نتایج نشان می‌دهند چنانچه بنابر اقتضائات گفتمانی، اطلاعات به‌صورت غیرتصویرگونه ارائه شود، وجود رابطه انسجامی بالا با بافت قبلی می‌تواند کندی پردازش در ساخت‌های غیرتصویرگونه را جبران سازد.

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

معراج‌نامه‌ها متونی روایی هستند که به طور اخصّ به سیر ملکوتی پیامبر (ص) اطلاق می‌شوند. پدیدآورندگان این متون، آثارشان را با تقلید یا اندکی تغییر از متون متقدّم سروده‌اند. در این مقاله، با رویکرد کنش گفتار سرل و بیش‌متنیّت ژنت، و روش تحلیلی - توصیفی، به بررسی تأثیر و تأثّر ساختاری و زبانیِ معراج‌نامه‌ها می‌پردازیم. فرض بر این است که ارتباط این متون، بیش‌متنی است و راویان متأخّر به صورت آگاهانه در سرودن اشعارشان به راویان متقدّم نظر داشته‌اند. با بررسی ۲۶ پی‌رفت مشابه به این نتیجه رسیدیم که آثار سنایی و خاقانی با ۱۷ شاعر تابع، پیش‌متن سایر متون بوده‌ و سنایی، قوّامی، اخسیکتی و مولانا تابع دیگر شاعران نبوده‌اند. تغییر نسبت به تقلید در شاعران متأخّر بیشتر بوده، گشتار کمّی افزایش از نوع گسترش زیبایی‌شناختی و گشتار کاربردی از نوع کیفی درونی بسامد بالاتری داشته است. متنوّع‌ترین کنش‌های گفتاری از آنِ هلالی و پربسامدترین مربوط به خواجو است. دلایل بسامد بالای کنش‌های گفتاری در پی‌رفت‌های مشابه عبارتند از: بیان جزئیّات، افزودن آرایه و اپیزود کنشی و کنشگران، توصیف، طرح مباحث تعلیمی و اخلاقی، ایجاد تقابل بین دو مفهوم یا شخصیت، گفتگوسازی و استفاده از شخصیت‌های کمکی.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

     گرچه مطالعات زیادی دربارۀ زمان در آیات وحی انجام ‌شده است، با این حال ماهیت و نقش مقولۀ زمان در قرآن، به‌مثابۀ متن مقدس، چندان موردتوجه نبوده است. مطالعۀ پیش‌‌رو باتکیه‌بر مفاهیم موجود در نظریۀ رایشنباخ یعنی زمان تکلم، زمان رویداد، و زمان ارجاع به بررسی زمان‎های به‏کاررفته در متن سورۀ غافر در سطح جمله و متن می‎پردازد. نتایج این پژوهش حاکی ‌از آن است که در سورۀ یادشده درکنار تعداد پرشمار جمله‌های اسمیه، از طیف وسیعی از زمان‌ها اعم از ماضی، مضارع و مستقبل استفاده شده است و اینکه زمان‎های ماضی عمدتا در معنایی غیر از گذشته به‎کاررفته‎اند، بدین صورت که یا  نقطۀ ارجاع  آنها در زمان حال یا آینده است یا به حقیقتی کلی اشاره دارند که منحصر به زمان خاصی نیست. بنابراین، در سراسر سورۀ غافر افعال ماضی، درست مانند افعال مضارع و مستقبل همگی مفهوم گستردهای از زمان حال را محقق‌می‎سازند.


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

منظومه­های داستانی شیون فومنی به لحاظ محتوایی و کارکردی متنوع­اند.این تنوعات سبکی در منظومه­های شیون، بیانگر کثرت تجاربی است که شاعر در قالب سبکی خاص،با استفاده از عناصر نمادین،عامل معنا را به جامعه­ی زبانی شعر پیوند می­زند.با توجه­به­اینکه عمده­ی منظومه­های وی،نمادین­اند و در منظومه­ها درقالب هویت­بخشی­های انتسابی،تشخص­بخشی و تشخص­زدایی تجلی می­یابند،پژوهش حاضر درصدد است در دو منظومه­ی فوخوس و آقادار،به بررسی مولفه­های معنایی منظومه­های شاعر از منظر جامعه­شناسی زبان بپردازد و از طریق تفسیر نمادین کنشگران اجتماعی این منظومه­ها،چارچوب فضاهای گفتمانی موجود در متن را با توجه به کارکردهای گفتمانی ترسیم نماید.برای نیل به این هدف، دو مدل تلفیقی جامعه­شناختی-معنایی ون لیون و رویکرد تحلیل نشانه-معناشناختی مکتب پاریس، انتخاب شدند.به عنوان هدف اصلی پژوهش،مدل ون لیون به بررسی عوامل معنایی-جامعه­شناختی دخیل در تولید متن منظومه­ها می­پردازد و مدل نشانه-معناشناختی پاریس به بررسی قلمروهای گفتمانی در این دو منظومه توجه می­نماید.دستیابی به این دو هدف ابتدا با کاربست فرایندهای شاخص مدل ون­لیون در متن منظومه­ها محقق شد و این نتیجه بدست آمد که بازنمایی کنش­گران اجتماعی در متن هر دو منظومه،­بیشتر بر اساس عامل تشخص­زدایی شکل­گرفته­است.درضمن با توجه به برجستگی عامل تشخص­زدایی در متن دو منظومه، و درخدمت قرارگرفتن مقولات آن به عنوان ابزاری در جهت فضاسازی گفتمانی،تحلیل نشانه-معناشناختی دو منظومه براساس آن شکل­گرفت.نتیجه مبین آن بود که انواع کارکردهای گفتمانی مماشات، مقاومت و ممارست در دو منظومه­ی فوخوس و آقادار بیشتر در لایه­های متنی­ای سازمان­دهی شده­اند که  بر اساس مولفه­های تشخص­زدایی شکل گرفته­است.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده

این پژوهش درصدد است تا الگوی نوینی را برای تهیه خلاصه آرای قضایی به زبان ساده حقوقی ارائه دهد. در این مقاله، ضمن تحلیل زبان‌شناختی آرای قضایی، الگویی با عنوان الگوی خلاق معرفی می‌‌شود که براساس آن طی ۵ مرحله مجزا می‌‌توان خلاصه آرای قضایی که حاوی کلان‌گزاره‌های متن است را به زبان ساده حقوقی و با تفکیک موضوع ارائه داد. پیکره زبانی پژوهش عبارت است از ۵۰ دادنامه با موضوع کیفری و حقوقی که با روش تحلیلی- توصیفی از نوع تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل می‌شوند. پس از پیاده‌سازی آراء در الگوی خلاق، میزان جامعیت متن خلاصه رأی و همچنین قابلیت درک و شفافیت بیان آن در مقایسه با متن اصلی به روش «بررسی مقایسه‌ای» و روش «گروه کانونی» مورد بررسی قرار می‌‌گیرد. نتایج حاصل از این بررسی‌‌ها نشان می‌دهد که خلاصه آرای قضایی که از طریق الگوی خلاق به‌دست آمده، نه ‌تنها نکات کلیدی متن اصلی را در‌برگرفته، بلکه در مقایسه با متن اصلی از قابلیت درک و صراحت بیان بیشتری برخوردار است.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده

سخن در حضور یا غیبت «معنی» است. عقل و منطق حکم می‌‌کند که حضور «معنی» امری عقلانی باشد و وظیفه خواننده زدودن حجاب‌‌ها و دریافت معانی و مقاصدی باشد که به کمک نشانه‌های لفظی مطرح شده‌اند. در این فرایند، نکته قابل‌تأمّل آن است که انتخاب و نام‌گذاری این نشانه‌های لفظی برای مضامین و معانی و مدلولات، با توجه به ویژگی‌‌ها و عملکردی است که برای تمامی بینندگان و مخاطبان آن مدلول، قابل‌ لمس و مشاهده است؛ از این رو زوایای پنهان در این نام‌گذاری نقشی ندارند. با این تحلیل، بهانه مسبوق‌بودن معنی به تئوری‌های هر عصر، رنگ می‌بازد و معنی، امری متعین خواهد شد. البته مراد از تعیّن مخالفت با قرائت‌‌ها و برداشت‌های گوناگون نیست، بلکه این استنتاجات تا زمانی می‌توانند پذیرفتنی باشند که با قوانین زبانی هم‌خوانی داشته باشند و قرائت‌های استنباط‌شده با یکدیگر تعارضی نداشته باشند. در این فرایند معنی‌یابی، دلالت‌های داخل‌زبانی و خارج‌زبانی تأثیرگذار هستند. از مهم‌ترین ابزارهای دریافت معنی که چالش‌های بسیاری را در محافل فکری برانگیخته است، سه محور «متن»، «مؤلّف» و «خواننده» هستند که سه ضلع اصلی مثلث معنی‌یابی را تشکیل می‌‌دهند. تعیین سهم هرکدام از این عوامل، بستگی به نوع نگرش مخاطب و مبانی نظری او دارد که در این مقاله در‌صدد به چالش کشیدن این مبانی هستیم.
تقی پورنامداریان،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده

هر سخن‌گفتنی به شرط حضور سه عامل اصلیِ متکلم، مخاطب، پیام ایجاد می‌شود و ادامه پیدا می‌کند. در گذشته ارتباط متکلم و مخاطب به سبب محدودیت باسوادان و عدم امکان تکثیر متن، شنیداری بود. در دوران معاصر به سبب افزونی باسوادان و امکان تکثیر اثر، این ارتباط نوشتاری شده است. نویسنده، متن را در غیاب خوانندگانی که از اطلاعات و احوال آنان آگاهی ندارد، تولید می‌کند و خواننده در غیاب نویسنده و غالباً بدون اطلاعات از دانش و احوال او اثر را مطالعه می‌کند. اگر هر ارتباطی را نوعی از گفتگو تلقی کنیم، گفتگوی نویسنده با خواننده هنگام تولید متن در غیاب خواننده، و گفتگوی خواننده با متن در غیاب نویسنده صورت می‌گیرد. با توجه به چهار عامل مؤثر در ایجادِ بافت موقعیتِ تولید متن و مطالعه متن، و تغییر عمیق نگاه انسان به جهان، و تبدیل ارتباط شنیداری به نوشتاری در حوزه‌ ادبیات که امکان تأملِ خواننده را برای درک متن فراهم می‌آورد، ضوابط و شگردهای زیبایی‌شناختیِ پذیرفته در ادبیات نیز دگرگونی عمیق می‌پذیرد و از جمله بلاغت که صفت متکلم و کلام محسوب می‌شد، صفت مخاطب و تأویلِ مخاطب از اثر می‌شود؛ زیرا در چنین وضعیتی، متن از اختیار نویسنده خارج می‌شود و در اختیار خواننده قرار می‌گیرد. این مقاله با توجه به انواع شعر در دوران کلاسیک، تأثیر نوع مخاطبان بر کلام و متکلم، رابطه صورت و معنا در انواع شعر کلاسیک، و نیز تأثیر ارتباط نوشتاری و تولید اثر در غیاب خواننده، و تغییر بافتِ موقعیت در نتیجه تغییرِ وضعِ عواملِ مؤثر در تشکیل بافت، به پیش می‌رود و آن‌گاه با تفسیر و تأویل شعری از نیما به عنوان شاهدی بر مدعا، چگونگی انتقال بلاغت از متکلم - نویسنده به مخاطب- خواننده در نتیجه استقرارِ وضعِ جدیدِ ارتباطی، میان نویسنده و خواننده به اثبات می‌رسد.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده

رویکرد بیش­متنیت ژرار ژنت عبارت است از بررسی رابطه میان دو متن ادبی، به گونه­­ای که بیش­ متنتفسیر پیش­ متننباشد. در این ساحت هر متن قابلیت مقایسه با متون مشابه را پیدا می­کند؛ به طوری که افق جدیدی از پیوندهای ادبی - فرهنگی مختلف در اختیار خواننده قرار می­دهد. در این مقاله کوشیده­ایم ضمن نیم نگاهی به دیدگاه­های مختلف نظریه­پردازان بینامتنیت، به تشریح و توضیح ترامتنیت ژنتی بپردازیم و پس از آن با به کارگیری بخش بیش­متنیت این دیدگاه، مشابهت­های داستانی منظومه لیلی و مجنون و نمایشنامه سیرانودوبرژراک را ارائه دهیم.  

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده

کتاب مقامات حمیدی، نمونه خوبی از متونی است که از بطن متون پیشین فرهنگ و ادبیات خویش متولد شده و به فضایی با ابعاد بسیار متنوع تبدیل شده است که در آن انواع نوشتار با هم آمیخته اند و این متن را محل تجمع چندین گونه کرده اند. هدف اصلی در این پژوهش کشف و شناخت انواع روابط متون در مقامات حمیدی است. برای رسیدن به این هدف بر اساس نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، ۲۳ مقامه موجود در مقامات حمیدی را تحلیل و بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که این کتاب، نمونه کاملی از متون دارای ترامتنیت است که حضور چشمگیرآیات قرآن کریم در جای جای آن و استفاده از اصطلاحات و عبارات و اشعار معروف زبان و ادبیات عربی و تأثیرپذیری از اسلوب مقامه نویسی بدیع الزمان همدانی و حریری، نشانگر مجموعه ای از روابط بینامتنی و صداهای متکثر معنایی موجود در این کتاب است که روابط ترامتنی معتبری را تأیید می کند و این ارتباط در جهت ایجاد نظام معنایی این متن، شامل تمامی روابط متون در نظریه ترامتنیت ژرار ژنت است.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده

توجه به بستر معماری و داده های طرح از ابزار مولد اولیه معماران در فرایند طراحی هستند و رویکرد اصلی طراحی را تعریف می کنند؛ این رویکرد، به تجلی گسترده گزینه های طراحی منجر شده است و در نهایت ارزیابی موفق تر از راه حل ها و طراحی های کامل تری را به دنبال دارد. در حال حاضر، بی توجهی به بستر در بسیاری از طراحی ها در آموزش معماری در دانشگاه های امروز رایج است. این مقاله به مطالعه تأثیر توجه به بستر و زمینه طرح در طرح های معماری پرداخته است، به این ترتیب که تحقیق های دانشجویی چهار طرح معماری- معماری ۲ الی ۵- در دو نیمسال تحصیلی ۱۳۸۸  ۱۳۸۹ در دانشگاه سوره مطالعه شده اند؛ با استخراج معیارهایی از اصول طراحی معماری در جامعه آماری شاهد و آزمون، آزمایش شده است. وجه تمایز دو گروه طراحی در مدلی ساخته شده از بستر طرح بود که در اختیار گروه آزمون به منظور مطابقت طرح با زمینه قرار گرفت و در نهایت ارزشیابی طرح های دو گروه بر اساس میانگین نمراتی بود که آنان طی ۹ آزمون -که ۹ معیار طراحی بودند- کسب کردند. ارزشیابی نهایی طراحی های دو گروه نشان داد که جامعه آزمون با توجه به میانگین بالاتر نمراتشان، طرح های موفق تری را در هر چهار موضوع طراحی نسبت به گروه شاهد ارائه کردند.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

سبک‌شناسیِ زبانی از رویکردهای نوین زبان‌شناسانه در بررسی متون است که شیوه بیان متمایز در هر متن را تحلیل می‌کند و هدف و تأثیر آن را بررسی می‌کند. در این دانش فرض است که هر متن مختصات زبانی متمایزی دارد که از سویی به آن فردیت می‌بخشد و از سوی دیگر آن را به دیگر متون پیوند می‌دهد. از دیدگاه سبک‌شناسانه، متون بنا به مختصات همگرایی که دارند در دسته‌های قابل تشخیصی، یعنی در چارچوب گونه‌های متون، کنار هم می‌نشینند و با نوعی خط‌چین از یکدیگر متمایز می‌شوند. از آن‌جا که ترجمه نوشتاری نیز پدیده متن را در دستور کار خود دارد و عملا متنی را از یک زبان به زبان دیگر منتقل می‌کند، از دیدگاه سبک‌شناسی می‌توان ترجمه را بازسازیِ مختصات زبانی متن مبدأ در قالب عناصر زبان مقصد به‌طور نسبی دانست. بر مبنای رویکرد سبک‌شناسیِ لایه‌ای که مختصات متن را در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، معنایی و کاربردی مطالعه می‌کند، در مقاله پیش رو بر لایه واژگانیِ متن حدیث، به‌عنوان بخشی از گونه متن دینی، تمرکز می‌شود و پنج محور از مختصات واژگانیِ سبک‌ساز در متن حدیث به دست داده می‌شود. سپس نحوه بازسازی این پنج محور در زبان فارسی بررسی می‌گردد و چالش‌ها و راهکارهایی که این فرآیند پیش رو دارد مطالعه می‌شود. در این مطالعه، نمونه‌هایی از احادیث کتاب بحار الانوار به‌عنوان شاهد بحث تحلیل
حسن آب نیکی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده

مدت زمانی است که هرمنوتیک در ردیف رقیب پوزیتیویسم در حوزه علوم شناختی و انسانی سربرآورده است و توانسته تا حدود زیادی بر آن غالب شود. یکی از حوزه‌هایی که این شاخه معرفتی توانسته در آن نفوذ یابد، حوزه ادبیات و تفسیر و تأویل متون ادبی است. این مقاله قصد دارد به بررسی این امر همت گمارد و اصطلاحی به نام هرمنوتیک ادبی و چگونگی کاربست آن را برای تفسیر متون ادبی، به‌ویژه رمان خلق کند. بنابراین، برای نیل به این امر ابتدا هرمنوتیک و سپس هرمنوتیک ادبی و نحله‌های مختلف آن تعریف، و در نتیجه‌گیری به این مهم اشاره می‌شود که انتخاب هر یک از این نحله‌ها برای تفسیر چه الزاماتی در پی دارد.
علی محمد حق شناس،
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده

در این نوشته کوشیده‌‌ام پاسخی برای این سؤال پیدا کنم که: آیا در شعر حافظ هیچ نشانه‌ای دال بر اثرپذیری حافظ از شعر مولانا هست یا نه؟ در انجام این کار، خود را به دو دلیل ناگزیر از تفکیک حساب محتوای شعر این دو شاعر از حسابِ صورت آن یافته‌ام: یکی به دلیل سرشتِ تغییرگریز و ایستای معانی و مضامین در هر فرهنگ سنتی از جمله در فرهنگ ایران؛ و دیگری به دلیل ضرورت بهره‌گیری از دو پایگاه نظری متفاوت (یعنی نظریه بینامتنیت و نظریه استعاره و مجازِ مرسل)، به ترتیب، برای تحلیل محتوای شعر و تحلیل صورت آن. حاصل کوشش من این بوده است که، به لحاظ محتوی، تنها می‌توان نشان داد که میان این دو شاعر نوعی همدلیِ معطوف به هم‌فرهنگی وجود دارد و، به لحاظ صورت، شعرِ این دو هیچ شباهتی با یکدیگر ندارد؛ چه، اولاً‌ شعر مولانا شعری صورت‌شکن است؛ حال آن‌که شعر حافظ شعری است سخت صورتگرا؛ ثانیاً شعر مولانا شعر سلوک در راستای محور همنشینی است؛ حال آن‌که شعر حافظ شعر عروج در راستای محور جانشینی است؛ و ثالثاً حافظ، به شهادت شعر او، از مولانا بیش از آن مضمون و صورت در جهت بهینه‌سازی وام نگرفته که از شاعران دیگر مضمون و صورت وام گرفته است.

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده

کار ادبی محل مناسبی برای حضور نیروهای فرهنگی است. در برخی از متون ادبی استانداردهای حاکم به چالش کشیده می شوند و در برخی دیگر باز تولید می شوند. نظریه ناخودآگاه متن  (the text’s unconscious)از پیر ماشری (Macherey Pierre) و نظریه گسست (fault line) از آلن سین فیلد (Alen Sinfield) نشان می دهند که چگونه کار ادبی، گفتمان (discourse) غالب را به چالش می کشد. زنان مختلفی در نمایشنامه های شکسپیر (William Shakespeare) به تصویر کشیده می شوند. حضور برخی از آنان تناقض/ گسست درون ایدئولوژی مردسالار (patriarchal ideology) را آشکار می کند که در نهایت به بحران در گفتمان غالب می انجامد. از طرف دیگر، نظریه گردش نیروهای اجتماعی (circulation of social energies) از استفان گرین بلات (Stephen Greenblott) بیانگر آن قسمت از کار ادبی است که در آن گفتمان رایج مدام باز تولید می شود. در اشعار جلیل صفر بیگی، با آنکه شرایط سیاسی–­ اجتماعی جامعه ایلام به نفع زن تغییر کرده است، ایدئولوژی مردسالار که قرن ها پیش به دست مردان ساخته شد، باز تولید می شود. نوشتار حاضر، تحقیقی است پیرامون به چالش کشیده شدن و باز تولید نیروهای فرهنگی ( ایدئولوژی مردسالار) در کارهای ادبی.

دوره ۱، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده

خیابان  به عنوان مهم‌ترین فضای شهری نقش تأثیرگذاری در شکل‌گیری تصویر ذهنی کودکان  از شهر و محل زندگی خود دارد. در این تحقیق، از روش مطالعه اسنادی و تحلیل محتوا استفاده شده است به این ترتیب که بررسی منابع موجود در ایران و جهان، نظریات اندیشمندان مطرح در این زمینه و نیز بیانیه‌ها و بخشنامه‌های منتشرشده از سوی سازمان‌های مرتبط جهانی (یونسکو و یونیسف) از روش مطالعه اسنادی بهره گرفته شده است. همچنین برای بازشناسی  شاخص‌های فوق از دیدگاه کودکان از روش تحلیل محتوا استفاده شد. برای شناسایی نیازها و تمایلات کودکان، از دانش‌آموزان ۱۲ تا ۱۳ ساله مدرسه دخترانه هاجر واقع در خیابان مصباح کرج خواسته شد ویژگی‌های خیابان مورد نظر خود را در قالب انشاء بیان نمایند.  در تعیین تعداد دانش‌آموزان از روش نمونه‌گیری نظری استفاده شد. برای بررسی داده‌های متنی جمع‌آوری شده  ابتدا مفاهیم مندرج در داده‌های متنی استخراج، کد‌گذاری و بر اساس مطالب ارائه‌شده دسته‌بندی‌ها انجام‌شد و پس از دسته‌بندی مجدد با بررسی داده‌های متنی فراوانی کدها در هر یک از دسته‌ها بیان گردید .  در بازشناسی شاخص‌های مورد نظر کودکان از طریق تحلیل محتوای داده‌های متنی بیش‌ترین فراوانی در زمینه ابعاد و شاخص‌های مد نظر کودکان مربوط به بعد عینی و بصری و همچنین در میان سه شاخص مطرح در این حوزه شاخص‌های مربوط غنای حسی از بیش‌ترین اهمیت برخوردار بوده‌اند به این ترتیب که ۲۸ درصد داده‌ها مربوط به بعد عینی و بصری بوده است. و شاخص‌های غنای حسی ۵۵ درصد فراوانی از میان شاخص‌های بعد بصری و عینی را به خود اختصاص داده‌اند.
محمود رضایی دشت ارژنه،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۷ )
چکیده

براساس رویکرد بینامتنیت، هیچ متنی خودبسنده نیست و هر متن در آن واحد، هم بینامتنی از متون پیشین و هم بینامتنی برای متون پسین خواهد بود. در این جستار، ابتدا وجوه مختلف متن و بینامتنیت تشریح، و سپس براساس این رویکرد، قصه ای از مرزبان نامه نقد و بررسی شده است. در پایان نیز گفته شده چنان که رولان بارت، باختین، کریستوا، ژنت، تودوروف و دیگر منتقدان پیرو بینامتنیت تأکید کرده اند، هیچ متنی اصیل نیست و قصه مورد بحث در مرزبان نامه نیز چون متون دیگر واگویه ای از متون پیشین است.
قدرت‌اله طاهری، مجید هوشنگی،
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۷ )
چکیده

در تاریخ ادبیات جهان، همیشه نویسندگانی بودند که آثار ادبی را جایگاهی برای بیان موقعیت انسان در جامعه خود می پنداشتند و سعی آنان بر این بود که موقعیت انسان را در طبیعت و جهان پیرامونش تبیین، و او را از خطر های احتمالی باخبر کنند. از سویی جهان امروز، به واسطه تحولات فناورانه پرشتاب و ناپایداری های ایدئولوژیک، دنیایی است مضطرب، پرتنش و بی هویت. هجوم عناصر عالم ماشینی در زندگی بشر و همچنین همراهی انسان با شاخصه های سرد جهان امروز، بین او و اخلاقیات و معنویات فاصله انداخته و آرام آرام او را در فضای بحرانی شدیدی وارد کرده است. در اینجاست که برخی نویسندگان آثار ادبی سعی می کنند با بیان این واقعیت و نیز استفاده از شگردهای هنری در بحرانی تر نشان دادن موقعیت انسان در اوضاع کنونی، او را به فطرت خود بازگردانند و از خطر حاکم بر جامعه آگاهی بخشند. از میان این نویسندگان بزرگ، کافکا، یونسکو و ساراماگو به بحران انسان کنونی در جهان مدرن و پسامدرن آگاهی یافته و آن را در آثار خویش، یعنی مسخ، کرگدن و کوری تبیین کرده اند. این مقاله با رهیافت بینامتنی، این سه اثر را در ساختار و درون مایه بررسی می کند و ارتباط نشانه شناسیک آن ها را نشان می دهد.

صفحه ۱ از ۱۰