جستجو در مقالات منتشر شده


۲۲۹ نتیجه برای ترجمه


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

نرم‌افزار گرامرلی جزو مشهورترین نرم­افزارهای تشخیص خودکار خطاهای دستوری در متون ترجمه شده از فارسی به انگلیسی است. هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی میزان کارآمدی و پیشنهادهایی برای ارتقاء نرم‌افزار گرامرلی است. برای تحقّق این امر، پیکره­ای مشتمل بر ترجمه انگلیسی کتابچه‌های معرفی آثار ادبیات پایداری مورد مطالعه قرار گرفت. پس از استخراج خطاهای دستوری توسّط محقّقان (ارزیاب انسانی)، برای استخراج خطاها توسط گرامرلی، فایل الکترونیک کتابچه‌ها به نرم افزار ارائه شد. خطاهای دستوری سپس دسته‌بندی شدند و داده‌های مستخرج توسّط محقّقان و نرم افزار تطبیق داده شد. نهایتاً، پس از تحلیل کیفی و کمّی خطاها و ارائه یافته‌ها، پیشنهادهایی برای ارتقاء کارآمدی گرامرلی ارائه شد. طبق یافته­ها، از ۹۸ موردی که گرامرلی خطا تشخیص داده است، ۱۶ مورد خطا نبوده است. در ۴ مورد (۴,۹%) نیز گرامرلی از شناسایی دقیق «نوع» خطا بازمانده است. ضعیف­ترین عملکرد گرامرلی در تشخیص خطای «املای نادرست واژه» و «کاربرد نادرست ضمایر مذکر و مونّث» رخ داده است. در خصوص میزان کارآمدی گرامرلی مشخص شد که این نرم افزار با تشخیص ۸۲,۸% از خطاها عملکرد بسیار مطلوبی داشته است.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

ترجمه یکی از راه‌هایی است که دادوستد میان دو زبان را فراهم می‌سازد و به‌ویژه، اگر آثار انتخاب شده از جانب مترجم جزء آثار فاخر و گرانسنگ آن زبان باشد. مرزبان‌نامه سعدالدین وراوینی از جمله همین آثار ارزشمند است که در زبان فارسی از جایگاه ادبی والایی برخوردار است و توسط کاتب ایرانی‌تبار، شهاب‌الدین احمد بن ابومحمد معروف به ابن ‌عربشاه در سده نهم به زبان عربی ترجمه شده است. هر دو کتاب در قالب زبانی خود تاثیراتی از زبان مقابل گرفته که حاکی از پیوند عمیق میان دو زبان فارسی و عربی است. پژوهش پیش‌رو به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف ارزیابی و تبیین میزان اثرپذیری و بهره‌گیری متقابل وراوینی و ابن عربشاه از زبان عربی و فارسی سامان یافته است. برآیند پژوهش نشان داد وراوینی مرزبان‌نامه را به عنوان یک اثر فنی که دارای زبان فاخر ادبی است، مزین به شواهد عربی در محورهای واژگان و ترکیب‌ها، اشعار، آیات و احادیث نموده است و در مقابل، ابن‌عربشاه نیز در فرآیند ترجمه از شواهد زبان فارسی همچون وام‌گیری واژگان فارسی، ترکیب‌ها و ترجمه تحت‌اللفظی امثال بهره برده است. عنصر فرهنگ نیز به عنوان رکن جداناپذیر یک زبان در تقابل با هم در دو زبان فارسی و عربی رسوخ یافته و جزئی از آن زبان شده است که تمام این عناصر نشان از پیوند عمیق و ناگسستنی زبان فارسی و عربی دارد.

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مسأله­ی تحقیق این است که مترجم تا چه حد کارکرد (نقش) متن مبدأ را در نظام متن مقصد، حفظ و از سبک متن مبدأ در انتقال معنا تبعیت کرده است؟ پژوهش بر اساس نقش­گرایی نظام­مند هلیدی و متیسن و با روش توصیفی-  تحلیلی انجام شد. هدف نگارندگان این بود که در چارچوب فرانقش­ متنی، به بررسی مقایسه­ای ساخت موضوعی در متون شعری از دفتر اول مثنوی مولوی و ترجمه­ی انگلیسی آن از جاوید مجدِّدی بپردازند و به سؤالات زیر پاسخ دهند:
 ۱. بر اساس نظریه­ی نقش­گرای هلیدی، انواع آغازگر در متون این شعر مثنوی مولوی و ترجمه­ی انگلیسی آن کدامند؟ ۲. با توجه به تحلیل مقایسه­ای ساخت موضوعی در متون مبدأ و مقصد، چه تغییراتی در معنای متنی شعر ترجمه، رخ داده و مترجم تا چه حد در انتقال مفاهیم، موفق بوده است؟
مطابق مدل هلیدی، بسامد کاربرد آغازگر­های تجربی و مرکب و نیز فراوانی انواع نشان­دار و بی­نشان آن­ها در بند­های شعر مثنوی و متن ترجمه­ محاسبه شدند. مترجم در ترجمه­ی ۹۰% از بندهای حامل آغازگر بی­نشان، موفق بوده است، ولی در ترجمه­ی ۶/۶۶ % از موارد بندهای حامل آغازگر نشان­دار، با عدم رعایت سبک متن مبدأ در نشان­داری آغازگر، و ترجمه­ی آن­ها به بندهایی بی­نشان، در انتقال معنا و تأکید مورد نظر نویسنده، موفقیت کمتری داشته است. بر اساس دیدگاه «معادل نقش­بنیاد هلیدی در ترجمه»، شباهت در به­کارگیری انواع آغازگر در متن مبدأ و ترجمه، می­تواند نشان دهنده­ی تبعیت مترجم از سبک متن مبدأ در انتقال معنای متنی در مسیر نیل به معادل کارکردی در ترجمه باشد.


 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

هدف این  پژوهش بررسی تاثیر تماس ترجمه‌ای انگلیسی-فارسی بر کاربرد وجه‌نمایی معرفتی در متون  فارسی تألیفی و ترجمه‌ای در قالب یک پیکره پانصد‌هزار‌کلمه‌ای در گونه علمی‌ آموزش و پرورش است. داده‌ها نشان می‌دهند که فراوانی و توزیع وجه‌نماهای معرفتی (به‌ویژه، تردید‌نماها) در یک بازه حدوداً شصت‌ساله تغییر محسوسی کرده و متون فارسی (ترجمه‌ای و تألیفی) از‌این‌منظر به متون انگلیسی همگرا شده‌اند. همچنین، با بررسی شیوه‌های ترجمه کاربرد معرفتی افعال وجه‌نمای انگلیسی (may, must و غیره) به فارسی، مشخص شد که مترجمان دوره ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۵‌ در‌‌مقایسه با مترجمان دوره ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۸ تعداد کمتری از این افعال را در ترجمه‌های خود حذف یا جایگزین کرده‌اند. این یافته‌ها از همگرایی قابل‌توجه متون فارسی (ترجمه‌ای و تألیفی) به اولویّت‌های ارتباطی انگلیسی و خواننده‌محور‌تر‌شدن آنها با طولانی‌شدن تماس ترجمه‌ای حکایت دارند. ویژگی‌ها و اولویّت‌های ارتباطی انگلیسی ابتدا مستقیماً بر حوزه وجه‌نمایی معرفتی در ترجمه‌های فارسی تاثیر گذارده‌اند و سپس به‌صورت غیر‌مستقیم به متون فارسی تألیفی هم تا‌حدی نفوذ کرده‌اند. ضعیف‌شدن پالایش فرهنگی در ترجمه‌ها یکی از عوامل تسهیل‌‌کننده این همگرایی و نفوذ است. نوع ترجمه مورد‌انتظار جامعه معاصر (ترجمه‌ دقیق) هم بیش‌از‌پیش‌ راه را برای ‌همگرایی ترجمه‌های فارسی  به اولویّت‌های ارتباطی متون انگلیسی هموار کرده است.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مطبوعات شکل‏دهندۀ افکار عمومی‌اند و به همین دلیل است که مترجمان خبری به منظور رساندن پیام و اهداف سخنوران، سیاست‌های ترجمه‌ای خاصی را دنبال می‌کنند. در این میان، ترجمۀ گفتمان‌ سیاسی - مطبوعاتی پیرامون تحریم‌های علیه ایران، با توجه به اهمیت و حساسیت روابط بین الملل، مهم و حیاتی است.  هدف این پژوهش، برجسته نمودن اهمیت رویکردها در ترجمۀ  گفتمان سیاسی - مطبوعاتی است. بدین منظور، دو خبر مهم پیرامون تحریم‌های مذکور را، نخست با آناکاوی (تحلیل) گفتمان انتقادی، بر اساس الگوی وَن‌دایک، و سپس با آناکاوی ترجمه‌شناختی، به کمک آراء و دیدگاه آنتوان برمن،  بررسی کرده‌ایم. در نهایت،  نوع تغییرات و اصلاحات مترجمان  و نیز تلاش‌هایی که جهت سازگارسازی خبر با ایدئولوژی رسانه‌ای صورت گرفته‌ را به دقت تشریح و تبیین کرده‌ایم. هم‌راستا با آراء ون‌دایک، نشان داده‌ایم که رابطۀ نزدیکی میان سیاست حاکم (قدرت) و گفتمان مطبوعاتی (رسانه)، در شکل‌گیری تصورات ذهنی افراد جامعه وجود دارد. این پژوهش نشان می‌دهد چگونه مترجمان، اغلب، سیاست حذف، تغییر و تشدید را در ترجمه، در راستای کارکردهای گفتمانی مد نظرشان به کار می گیرند و نتایج سیاسی خاصی را هدایت می‌کنند.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مهدی سحابی طی سالیان متمادی  خود را در کارگاه ترجمه پروست آزموده و با اینکار به نوعی پختگی نائل شده است. با ترجمه رمان بلند ''در جستجوی زمان از دست رفته''، او به قول آنتوان برمن، به نوعی به خلق اثر دست زده است. ''روزها و خوشی ها''، کتاب نویسنده  ای جوان و جویای نام، علیرغم تفاوت ساختاری و مضمونی با رمان در ''جستجوی زمان از دست رفته''، از برخی لحاظ نوید بخش آمدن این رمان است. ما در این مقاله، با تکیه بر  شیوه های فنی ترجمه برگرفته از سبک شناسی تطبیقی وینه و داربلنه، در پی تحلیل فرایند ترجمه در این اثر پروست جوان هستیم. هدف ما در وهله نخست  شناختن روش ترجمه سحابی است و در مرحله دوم، دانستن این نکته که آیا نظریه به کار رفته در خوانش یک متن ادبی ترجمه کارایی دارد یا نه. تقابل دو متن و شرح عملیات ترجمه شرط رسیدن به این دو هدف است. بنابر اصول، طرحهای ترجمه مهدی سحابی معمولا  مقصد گرا و معطوف به خواننده است، اما او مترجم انتخابهای نامنتظر است و ممکن است ما را غافلگیر نماید. از طرف دیگر، قابلیت کاربرد این نظریه زبانشناختی در تحلیل ترجمه ادبی  میزان تاثیر آن را در نقد ترجمه  ادبی تعیین خواهد کرد.
 

دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

از آنجا که نظریه‌های یادگیری اغلب در آموزش ترجمه نادیده گرفته شده‌اند، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر کاربست نظریۀ یادگیری ارتباط‌گرایی در آموزش ترجمه با استفاده از یکی از ابزارهای ترجمۀ مبتنی بر هوش مصنوعی، Matecat، انجام شد. شرکت‌کنندگان سی نفر از دانشجویان سال سوم مترجمی بودند که برای واحد ترجمۀ اسلامی از انگلیسی ثبت نام کرده بودند. قبل از شروع دوره، یک پیش‌آزمون برای ارزیابی مهارت‌ ترجمه دانشجویان برگزار شد. سپس بر اساس نتایج آن، دو گروه آزمایش و کنترل تشکیل شد. همگنی این دو گروه با استفاده از آزمون Tمستقل در SPSS بررسی شد. برخلاف گروه کنترل، گروه آزمایش در طول دوره بر اساس اصول ارتباط‌گرایی و مدل طراحی‌شده آموزش دید. در پایان برنامه، یک پس‌آزمون برگزار شد و نمرات با استفاده از آزمون Tمستقل تحلیل شد. نتایج نشان داد اگرچه هر دو گروه در ابتدای دوره تقریباً در یک سطح بودند، در پایان دوره، کیفیت ترجمه‌های گروه آزمایش بیش از گروه کنترل افزایش یافته بود. همچنین، گروه آزمایش در موارد مربوط به انسجام و همبستگی، ساختار، سبک و موارد فرهنگی بهتر از گروه کنترل عمل کرده بود. در واقع، یافته‌ها نشان داد که به کارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی به خودی خود منجر به بهبود قابل توجه در کیفیت ترجمۀ یادگیرندگان نمی‌شود مگر اینکه آموزش در چارچوب نظریۀ یادگیری مانند ارتباط‌گرایی صورت گیرد که برآمده از نیازهای عصر دیجیتال است.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده

این مقاله به بررسی تحوّلاتی می‌پردازد که ممکن است در لایه‌های مختلف معنایی، و ساخت اطلاع یک ساخت نشاندار در فرایند ترجمه از انگلیسی به فارسی روی دهد. منظور از ساخت نشاندار در این پژوهش، ساخت‌هایی چون ساخت نقش‌برابر، ساخت‌های وارونه، و ساخت‌هایی است که در آن‌ها پیشایندسازی صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش را دستور نقشگرای نظام‌مند هلیدی فراهم آورده است و تحولات معنایی ساخت‌های نشاندارِ ترجمه‌شده با توجه به فرانقش‌های سه‌گانه این دستور یعنی فرانقش تجربی، فرانقش بینافردی و فرانقش متنی بررسی شده است. داده‌های پ‍‍ژوهش نیز از میان نمونه‌های بسیاری گزینش شده‌اند که از ده متن ترجمه‌شده انگلیسی به فارسی استخراج شده‌اند. این پژوهش نشان می‌دهد که در لایه‌های مختلف معنایی یک ساخت نشاندار، و ساخت اطلاع آن، در فرآیند ترجمه ممکن است تحولاتی رخ دهد. برخی از این تحولات، گریز‌ناپذیر و بسیاری از آن‌ها قابل اجتناب هستند. همچنین به نظر می‌رسد که آرایش واژگانی آزاد زبان فارسی، امکانات فراوانی برای بیان معنای ساخت‌های نشاندار در اختیار آن قرار داده است.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

زبان قرآن کریم، زبانی با معانی چند لایه‌ و چند بطنی است که از جنبه‌های اعجاز آن به شمار ‌آید. بر اساس روایات، قرآن کریم در هفت یا در برخی دیگر از روایات هفتاد بطن معنایی‌ست که از دیرباز نگاه قرآن‌پژوهان را به خود جلب نموده و تلاش‌هایی فراوان در جهت کشف معانی آن انجام داده‌اند. واژگان «چند معنا» در مصحف شریف بیش از یک معنا و مفهوم را در نهاد خود جای داده‌اند؛ از این‌رو، همواره تبلور معانی دیگر در این دست از واژگان حضور دارد که توجه به آن در دریافت مقصود و ترجمه آیات نقشی به سزا ایفا می‌نماید. در نوشتار حاضر با تکیه بر روش توصیفی‌ـ‌تحلیلی، ترجمه شماری از واژگان چند معنا مورد بررسی واقع گشته است. این بررسی بیان‌گر آن است که مترجمان همواره در برگردان این نوع از واژگان یکدست نبوده و گاه معانی متفاوت از یک‌دیگر انتخاب نموده‌اند. توجه به سیاق و بافت آیات، و اهتمام به جنبه‌هایی چون ریشه‌شناختی واژگان و بررسی متون تفسیری از مهم‌ترین راهکارها در فرآیند ترجمه واژگان چندمعنا به شمار می‌آید.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

سبک‌شناسیِ زبانی از رویکردهای نوین زبان‌شناسانه در بررسی متون است که شیوه بیان متمایز در هر متن را تحلیل می‌کند و هدف و تأثیر آن را بررسی می‌کند. در این دانش فرض است که هر متن مختصات زبانی متمایزی دارد که از سویی به آن فردیت می‌بخشد و از سوی دیگر آن را به دیگر متون پیوند می‌دهد. از دیدگاه سبک‌شناسانه، متون بنا به مختصات همگرایی که دارند در دسته‌های قابل تشخیصی، یعنی در چارچوب گونه‌های متون، کنار هم می‌نشینند و با نوعی خط‌چین از یکدیگر متمایز می‌شوند. از آن‌جا که ترجمه نوشتاری نیز پدیده متن را در دستور کار خود دارد و عملا متنی را از یک زبان به زبان دیگر منتقل می‌کند، از دیدگاه سبک‌شناسی می‌توان ترجمه را بازسازیِ مختصات زبانی متن مبدأ در قالب عناصر زبان مقصد به‌طور نسبی دانست. بر مبنای رویکرد سبک‌شناسیِ لایه‌ای که مختصات متن را در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، معنایی و کاربردی مطالعه می‌کند، در مقاله پیش رو بر لایه واژگانیِ متن حدیث، به‌عنوان بخشی از گونه متن دینی، تمرکز می‌شود و پنج محور از مختصات واژگانیِ سبک‌ساز در متن حدیث به دست داده می‌شود. سپس نحوه بازسازی این پنج محور در زبان فارسی بررسی می‌گردد و چالش‌ها و راهکارهایی که این فرآیند پیش رو دارد مطالعه می‌شود. در این مطالعه، نمونه‌هایی از احادیث کتاب بحار الانوار به‌عنوان شاهد بحث تحلیل

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

پیرامون ترجمه‌های قرآن کریم به زبان فارسی، همواره این پرسش مطرح بوده است که بهترین، دقیق‌ترین و وفادارترین ترجمه قرآن کدام است. ترجمه‌ای که در عین پایبندی به زبان قرآن کریم، مضامین شکوهمند آسمانی آن را نیز در قالب و ساختار زبان فارسی بازآفرینی کند. در این میان، ترجمه محمد علی رضایی اصفهانی و همکارانشان، که توسط گروهى از اساتید حوزه علمیه قم به زبان فارسى ترجمه شده است، از دقت و وفاداری بسیار بالایی نسبت به هر دو زبان مبدأ و مقصد دارد. در این مقاله به نقد و بررسی میزان دقت، مطابقت و وفاداری ترجمه یاد شده می‌پردازیم. به نظر می‌رسد که این ترجمه وفادارترین و دقیق‌ترین ترجمه معاصر قرآن به زبان فارسی باشد. واژگان کلیدی: قرآن کریم، ترجمه قرآن محمد علی رضایی اصفهانی و همکاران، ترجمه وفادار.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

بی‌تردید فهم قرآن کریم و ارائه‌ی مفاهیم و ابتکارات زبانی آن، کاری بس دشوار می‌باشد، از این رو احاطه‌ی کامل به زبان قرآنی، از لوازم ضروری ترجمه‌ی آن محسوب می‌شود. قرآن کریم از منظر ادبی متنی در نهایت فصاحت وبلاغت است ودر آن قالب‌ها واسلوب‌های زیبایی از جمله اسلوب ضمیر فصل وجود دارد با توجه به اهمیت ضمیر فصل وجایگاه آن در انتقال معنی، جستار حاضر در پی بررسی جنبه‌ی معنا شناسی «ضمیر فصل» درترجمه حداد عادل و صفارزاده از قرآن کریم می‌پردازد. نگارنده در این مقاله ابتدا به تعریف ضمیر فصل پرداخته وسپس ترجمه های مترجمان از قرآن را در بوته نقد گذاشته و در ادامه، ترجمه‌ پیشنهادی ذکر می شود. در فرآیند نقد و بررسی ترجمه های ضمیر فصل صفارزاده و حداد عادل، معلوم گشته است که مترجمان در ترجمه ضمایر فصل روشی یک نواخت ندارند؛ از جمله گاهی در موارد مشابه برگردان های متفاوت و سلیقه‌ای داشته اند و گاه به سراغ ترجمه حرفی رفته، گذشته از این ها، برخی از ترجمه ها بیانگر مراد ضمیر فصل نبوده و حتی ترجمه نشده است. در پایان بسامد معادل های ضمیر فصل در ترجمه مترجمان، در قالب نمودار بصورت تطبیقی ارائه می شود.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

نهج البلاغه، سخنان و کلمات گهربار امام علی(ع)، سرشار از بلاغت و فصاحت می‌باشد. این کتاب ارزشمند توسط مترجمان توانمند و ادیبی به زبان فارسی ترجمه شده است؛ یکی از این مترجمین، دکتر سید جعفر شهیدی، استاد توانای ادبیات فارسی، است که در ترجمه‌ی خویش با دقت و هنر خاصی متن عربی را ترجمه نموده و سعی نموده ضمن رعایت و پایبندی به متن با آوردن اصطلاحات و معادل های فارسی خواننده را در درک درست معنی یاری نماید.. نویسندگان این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی – اسنادی و با بررسی ۱۱۴ خطبه‌ی ابتدایی این ترجمه - به تبرک به تعداد سوره‌های قرآن کریم – نمونه‌هایی از آرایه‌های لفظی و معنوی و نیز صور خیال به کار گرفته شده در ترجمه را بیان نموده و توانمندی این استاد بزرگ را برای خوانندگان به تصویر کشیده‌اند. علامه شهیدی با دقت و وسواس خاصی صور خیال موجود در نهج البلاغه را برای خوانندگان ترجمه نموده و هنر خود را در این زمینه به رخ کشیده است. دکتر شهیدی بیشترین استفاده را از تشبیه بلیغ و استعاره مکنیه داشته است. استاد شهیدی با هنرمندی و ظرافت خاص و با بهره گیری از تشبیهات و استعاره و کنایه مقبول و مفهوم عام، توانایی بالای خود را در ترجمه‌ی این کتاب گرانسنگ نمایان ساخته است. ایشان از آرایه‌های ادبی فراوانی مانند: سجع، مراعات‌نظیر، تضاد، و... بهره گرفته است.. شاید بتوان گفت که تنها آرایه‌ی لفظی که ایشان بدان پرداخته است، سجع است که بارزترین ویژگی این ترجمه می‌باشد.

دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

خداوند قرآن را براى هدایت بشر فرو فرستاده است. یکى از راه هاى برخوردارى از هدایت قرآن، ترجمه ی روان، بدون ابهام و زودیاب آن است. نقد ترجمه هاى قرآن یکى از راهبردهاى رسیدن به ترجمه هایى با ویژگى هاى پیش گفته است. در این مقاله به بررسى ترجمه ی فعل مقاربه ی « کاد/ یکاد » در ترجمه آقایان مکارم شیرازی، فولادوند، خرمشاهى و کریم زمانى پرداخته ایم. این مترجمان در ترجمه ی « کاد » معادل « نزدیک بود» و در ترجمه ی « یکاد » معادل « نزدیک است » را به کار برده اند. آقاى فولادوند و کریم زمانى در ترجمه ی این دو فعل علاوه بر معادل بیان شده، از معادل « چیزى نمانده بود » براى « کاد» و « چیزى نمانده است » براى « یکاد » نیز استفاده کرده اند. برخى از مترجمان یادشده در ترجمه ی« لایکاد » و « لم یکد » معادل « نزدیک نیست » یا « نزدیک است » را به کار برده اند که نادرست است. در ترجمه ی این دو فعل باید از معادل « نمى تواند » استفاده کرد .

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

قرآن کریم اصیل ترین سرچشمه ی آموزه ها، به فصیح ترین زبان نازل شده، از این رو برای ترویج و تبلیغ مفاهیم والا و معارف بلند آن، ترجمه و شرح حقایق جاودانه اش به زبان های مختلف دنیا ناگزیر می نماید. از دیرباز و از سده های نخستین اسلام، متفکران و قرآن پژوهان بسیاری در ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری قرآن، اصول و مبانی ترجمه ی قرآن و انواع سبک های ترجمه ی آن قلم فرسایی کرده و ترجمه هایی شیوا و روان هم ارائه داده اند؛ در این میان فرزانگان نکته سنج، لغزش ها و غفلت ها را یافته و با نقدهای عالمانه، ترجمه ها را به سوی اتقان و استحکام بیشتری سوق داده اند. نویسنده در پژوهش حاضر برآن است تا با روش توصیفی- تحلیلی ابتدا به طور خلاصه به ذکر انواع ترجمه بپردازد سپس مصادیقی از نارسایی های ترجمه ی منظوم در حوزه ی ساختارهای واژگانی، دستوری، آوایی و معنایی را در ترجمه خدا امینیان بیان کند. مهمترین دستاورد این پژوهش آنست که شعر با وجود آرایش های لفظی و معنوی غالبا تکلف آمیز و تابع هنرنمایی و سلیقه ی گوینده است، به همین دلیل شاعر قبل از اینکه از متن پیروی کند تابع ضرورت های شعری و تنگنای وزن و قافیه است؛ در نتیجه واژگان انتخاب شده یا بیش از متن عربی است یا با آن تفاوت دارد. این حقیقت در مورد ترجمه ی قرآن- چه نظم و چه نثر- انکار ناپذیر است و نشان می دهد هنوز با ترجمه ی مطلوب، فاصله بسیار است.

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

مقاله پیش رو نظر به چالش هایی که ثبت «کنیه» با کارکردهای متنوعش در فرایند ترجمه متون روایی به همراه دارد نگاشته شده است. هدف در این پژوهش، اولا طرح این چالش ها و ثانیا یافتن راهکارهایی عملی برای حل آن هاست. در این راستا چندی از این چالش ها که در طول تجربه نگارندگان در ترجمه متون روایی نمایان شده اند طرح می شوند و به لحاظ نظری تحلیل می شوند. سپس سه نمونه به نمایندگی از مواردی که هر چالش را در بر دارند از کتاب ارجمند بحار الأنوار نقل می شوند تا چالش به طور تطبیقی بازخوانی شود. سپس راهکارهایی برای حل هر چالش، نظر به نمونه های مذکور، به دست داده می شود. کارکرد کنیه به مثابه یک اسم خاص، دلالت مجازیِ کنیه به عنوان یک وصفِ فرهنگی، ارجاع کنیه به پدیده های غیر انسانی و نیز مفاهیم انتزاعی، کارکرد «ابن» و «بنت» و «بنی» در ساخت های شبیه به کنیه، سیالیت نوشتاریِ «أب» در ساخت کنیه نظر به نقش های نحویِ آن، و کاربست پربسامد کنیه های معصومین علیهم السلام، قضایایی هستند که در طول این پژوهش به عنوان مسائل چالش انگیز در ترجمه متون روایی به فارسی طرح شد اند و راهکارهایی برای حلشان به دست داده شده است.

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

ر زبانعربی کلمه از اسم، فعل و حرف تشکیل می­شود. وهرکدام از این عناصر در جایگاه خود معنای خاصی را به ذهن متبادر می­کند. در قرآن کریم که در اوج فصاحت و بلاغت است، به دقیق ترین شکل از این عناصر مدد گرفته شده است. از آن جا که واژگان وحی به طور دقیق و کامل، مفاهیم و معانی مورد نظر را منتقل می­کنند لذا ترجمه آیات نیز باید در نهایت دقت و ظرافت انجام شود. گروهای فعلی اساساً علاوه بر معنا بر عنصر زمان نیز دلالتی دارند، حال آنکه گروه های اسمی مقید به تخته بند زمان نیستند بلکه در گستره زمان ( گذشته، حال و آینده) جاری اند. در این میان برگردان عناصر فعلی قرآن در ترجمه های فارسی به جهت برابری های دو زبان مناقشه‌ای در پی ندارد و آنچه محل تأمل و بررسی است معادل گذاری عناصر اسمی است که غالباً در ترجمه های قرآن نادیده انگاشته شده و به عناصر فعلی برگردانده شده است. چنین مواجهه‌ای از سوی مترجمان نهایتاً موجب عدم تعادل میان معادل‌های ذکر شده  با ما به ازای آن در متن اصلی گشته است. در این نوشتار تعدادی از ترجمه‌های  آیات قرآن کریم که در آن از عناصر اسمی-فعلی استفاده شده، مورد بررسی قرار گرفته و معادل دقیق عنصر اسمی- فعلی برای آن برگزیده شده است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی نگاشته شده است. 

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

اگر چه بیشتر ترجمه‌های تحت اللفظی قرآن کریم، در نگاه اول نارسا و نامفهوم به نظر می‌رسد و  از سازگاری و مطابقت لازم با ساختارهای زبان فارسی برخوردار نیستند، اما در بسیاری از موارد از نقاط قوتی نیز برخوردارند که بسیاری از ترجمه‌های امروزی قرآن کریم، فاقد آن است. دقت در برابر گزینی، مطابقت با نصّ قرآن، توجه به ساختارهای صرفی و نحوی زبان مبدأ و... از جمله مواردی هستند که ترجمه‌های تحت اللفظی توجه شایانی به آن داشته‌اند. از سوی دیگر، نارسایی و روان نبودن ترجمه، عدم توجه به محذوفات قرآنی، ترجمه تحت اللفظی کنایه‌ها و استعاره‌ها و ... از جمله کاستی‌های ترجمه های تحت اللفظی محسوب می‌شود. در همین راستا پژوهش حاضر به روش کتابخانه‌ای و شیوه‌ی تحلیل داده، به بررسی ترجمه‌های تحت اللفظی: دهلوی، شعرانی، مصباح‌زاده و معزی‌ پرداخته و به این نتیجه رسیده است که ترجمه‌های تحت اللفظی قرآنی کریم در مقایسه با ترجمه‌های محتوایی، باوجود کاستی‌های خود، از برتری‌های نسبی نیز برخودارند.

دوره ۱، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

صنعت التفات به معنای دگرگونی و تغییر خلافِ ظاهر در اسلوب کلام، ازجمله پرکاربردترین صنایع ادبی به کار رفته در قرآن و از ویژگی‌های سبکی آن به شمار می‌آید. دشواری کاربرد این فن سبب شده است تا آن را «شجاعات العربیه» بنامند و در ادبیات عرب پیش از قرآن، کمتر استفاده شود. از این رو کاربرد فراوان آن در قرآن با توجه به فایده‌های عام و خاصش، نشان دهندۀ فصاحت و بلاغت بی‌نظیر قرآن است؛ اما بااین‌وجود ‍‍، در ترجمه‌های قرآن به زبان فارسی، کمتر مورد توجه قرارگرفته شده است. البته از میان گونه‌های این فن، برخی مانند التفات در ادوات؛ التفات در ساختار نحوی و التفات در معجم به دلیل کاستی‌های زبان فارسی نسبت به عربی، در ترجمه قابل انتقال نیستند؛ اما برخی دیگر مانند التفات در ضمایر؛ التفات در عدد و التفات در صیغه‌ها قابل‌انتقال‌اند و مترجم قرآن باید تلاش کند این‌گونه موارد را منتقل کند تا خواننده ترجمه بتواند از این محسنات معنوی قرآن و فایده آن‌ها بهره‌مند شود. این تحقیق بر آن است تا با استفاده از دیدگاه‌های مفسران و محققان قرآنی درباره آیات التفات و حکمت آن‌ها، برخی از مهم‌ترین ترجمه‌های فارسی قرآن کریم در دوره معاصر را مورد بررسی و نقد قرار دهد تا پس از بیان نکات ضعف و قوت هر یک، هم شاخص‌ترین آن‌ها را در توجه به التفات و انتقال آن مشخص کند و هم برای مترجمان آینده قرآن راهنما باشد.

دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده

سببی‌ها جزء جهانی‌های ذهن هستند و همواره در همه زبان‌ها خود را نمایان می سازند. با توجه به اصل نسبیت زبان، واقعیت‌های زبانی بر واقعیت‌های جهان خارج منطبق نیستند و این عدم‌تطابق هم در عرصه واژگان و هم در دستور زبان‌های مختلف خود را نشان می‌دهد. با توجه به تفاوت‌های ساختاری زبان‌های روسی و فارسی، امکانات زبانی برای بیان سببی‌ها در دو زبان متفاوت است. بدین علت تداخل زبان مادری می‌تواند باعث ایجاد مشکلاتی در یادگیری و بروز خطا‌های زبانی مربوط به بیان سببی‌ها از طرف زبان‌آموزان باشد. با استناد به یافته‌‌های زبان‌شناسی مقابله‌ای می‌توان با مقایسه زبان‌ها خطا‌های محتمل را پیش‌بینی و برای ممانعت از وقوع آن‌ها برنامه‌های صحیح آموزشی را تدوین کرد. مقاله حاضر خطا‌های ایجاد‌شده مربوط به بیان سببی‌ها را در گروه‌واژه‌‌های پایدار با حرف اضافه «от» و دلایل ایجاد تداخل زبانی و خطا‌های ترجمه‌ای را مورد بررسی قرار می‌دهد.

صفحه ۱ از ۱۲    
اولین
قبلی
۱
...