جستجو در مقالات منتشر شده


۲ نتیجه برای پورقریب


دوره ۱۳، شماره ۱ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۱ )
چکیده

هرچند بررسیِ مفهوم مدلول استعلایی از دل مطالعات فلسفی برمی‏خیزد، اما زبان‏شناسی و ادبیات نیز از ظرفیت‏های این مفهوم بهره‏ برده‏اند. جستار حاضر با بررسی رویکرد زبان‏شناختی والتر بنیامین به موضوع زبان‌شناختی مدلول استعلایی در رمان قصر کافکا می‏پردازد. این رمان به‌دلیل قابلیت بالایی که برای بررسی و یافتن زنجیره‏ای از مدلول‏های استعلایی در مؤلفه‏های اصلی‏اش داراست، انتخاب شده است. مارتین هایدگر و به‌ویژه پس از او ژاک دریدا تلاش کردند برای نقد سنت تفکر متافیزیک مفهوم  مدلول استعلایی را به‌کار ببندند. اما هدف این پژوهش بر آن است تا با روش تحلیل محتوا به این موضوع بپردازد که چگونه بدون به‌کار گرفتن مشخص اصطلاح مدلول استعلایی، چنین رویکردی در اندیشه‏های والتر بنیامین و نظریۀ مشهور او در باب سه سطح از زبان حضور دارد .در سطح سوم زبان که بنیامین از آن با عنوان «عرصۀ یاوه‏گویی» یاد می‏کند، همان سطح تولید معنا و در عین حال ناممکن بودن آن است. این گزارۀ بنیامین که مترادف با نفی حضور مدلول استعلایی در اندیشۀ دریداست، در قصر کافکا کاربرد عملی یافته است. درنهایت مقاله به این نتیجه می‌رسد که رابطۀ صراحت و ابهام در سه مؤلفه‏های اصلی داستان یعنی شخصیت «ک»، «قصر» و همچنین شغل «مساحت‏گری» ناممکن بودن مدلول استعلایی و سطح سوم زبانی بنیامین را به‌شکل یک روایت داستانی نشان می‏دهد.
 
بهزاد پورقریب،
دوره ۱۶، شماره ۶۴ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده

از کارکردهای آثار ادبی به‏ویژه رمان روان‏درمانگری است. روان‌شناسان بسیاری به آثار ادبی روی ‏آورده‏‏ و شخصیت‌ها و کنش و واکنش‌هایشان را از این حیث بررسیده‏اند. تروما یکی از مشکلات روانی آدمی بر اثر حادثه است و به هر گونه ضربه روحی گفته می‏شود که ناراحتی، استرس و ازدست رفتن احساس امنیت را درپی داشته باشد. جودیت هرمان در نظریه روایت‏درمانی خود معتقد است شخص درگیر تروما، هوشیاری خود را ازدست می‏دهد و قادر به یادآوری جزئیات نیست یا به عمد به فراموشی روی می‏آورد و حتی به سوگواری نیز نمی‏پردازد. درمان تنها با روایت ‏کردن واقعه و سپس پذیرش و بازگشت به زندگی عادی ممکن است مؤثر باشد. در این مقاله رمان خانه ارواح اثر ایزابل آلنده، که در قالب شرح حال خانواده‏ای به وجه نمادین اوضاع آن کشور تصویر می‏‏شود، از منظر تروما و روایت‌درمانی هرمان بررسی شده است. پرسش اصلی مقاله این است که شخصیت‌های این داستان با چه تروماهایی مواجهند و برای رهایی از آن چگونه عمل می‏کنند؟ هدف این است که ظرفیت‏های این رمان در تصویر تروما در قالب رمان نشان داده شود. نتایج نشان می‏دهد که با مشخص شدن تروماهای اشخاص داستان از طریق گفت‌وگوها و کنش و واکنش‏هایشان و نیز گفتار دانای کل رنج‏های روانی و بهبود آن‌ها در قالب روایت و خاطره‏درمانی نشان داده می‏شود. روایت‏ کردن تروماهای شخصیت‌های داستان، سرانجام به رهایی آن‌ها از درد و رنج منجر می‏شود. در این داستان سه مرحله درمان یعنی ایمنی، یادآوری و سوگواری، و تماس مجدد با زندگی عادی در زندگی شخصیت‌های داستان دیده‏ می‏شود.


صفحه ۱ از ۱