جستجو در مقالات منتشر شده
۷ نتیجه برای پاینده
حسین پاینده،
دوره ۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۸۷ )
چکیده
نسبیگرایی که در نظریههای نقادانه جدید، اصلی پذیرفتهشده محسوب میشود، حاصل تحولات فکریای است که ریشه در فلسفه پدیدارشناسیِ هوسِرل دارد و در نقد ادبی، بویژه با آرای نظریهپردازانِ «مکتب کنستانس» در نیمه دوم قرن بیستم رواج یافت. تا پیش از پیدایش این نظریهها، سمتوسوی اصلیِ نقد ادبی را تلاش برای یافتن معنایی تغییرناپذیر در متن تشکیل میداد. این رویکردِ مطلقگرا، غایت نقد ادبی را در «کشفِ» معنایی میدید که مؤلف در مقام خداوندگارِ متن در آن استتار کرده است. در بخش نخستِ این مقاله، ابتدا به پسزمینه مطلقگرایی در نقد ادبی سنتی در قرن نوزدهم خواهیم پرداخت، سپس نشان خواهیم داد که حتی «نقد نو» در چند دهه نخستِ قرن بیستم- که داعیه رهانیدن متن از بند زندگینامه مؤلف و ملاحظات برونمتنیای مانند تاریخ را داشت-، در نهایت نتوانست از نسبیستیزی در نقد مصون بماند. در بخش بعدی استدلال خواهیم کرد که دیدگاهِ پدیدارشناختیای که ثنویت سوژه/ اُبژه را محل تردید قرار داد، راه را برای نسبیگرایی به منزله دیدگاهی نافذ در نقد ادبی جدید باز کرد. مطرح شدنِ «نظریه دریافت» توسط هانس رابرت یاوس و ولفگانگ آیزر سهم بسزایی در ترویج این نظر داشت که عملِ نقد ماهیتی بینالاذهانی و لزوماً نسبی دارد. بخش پایانیِ این مقاله، به نتیجهگیری از بحثهای ارائهشده اختصاص دارد.
دوره ۳، شماره ۱۲ - ( تابستان و پاییز ۱۳۸۵ )
چکیده
منابعی که در زبان فارسی راجع به ژانر موسوم به «داستانک» تألیف شده، به نسبت داستان کوتاه، بسیار اندک است. داستاننویسان ما به نوشتن داستانک بسیار کمتر از داستان کوتاه روی آوردهاند در این مقاله، پس از تعریف نوع ادبی موسوم به «داستانک»، نخست وجوه شباهت ساختار داستانک و داستان کوتاه تبیین گردیده و سپس عناصر این ژانر کمیاب، بر شمرده شده است. در بخش بعدی، تحلیل مبسوطی از داستانک «صفحهی حوادث» نوشته داستاننویس معاصر علی قانع، به منزله نمونهای موفق از این شکل دابیات داستانی، ارائه گردیده است. در این تحلیل، استدلال شده که نویسنده با بهرهگیری از توانمندیهای این ژانر، توانسته است از برخی واقعیتهای اجتماعی آشناییزدایی کند و در واقع، این داستانک حکم تفسیری نقادانه از فرهنگ مسلط اجتماعی ما دارد که طی آن، نویسنده خو گرفتن به روزمرگی فاجعه و نیز رفتارهای خودمدارانه را مورد موشکافی نقادانه قرار میدهد.
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۱- )
چکیده
هدف از این مقاله، ارائه قرائتی نقادانه از پنجمین رمان نویسنده معاصر انگلیسی ایان مکیوئین، با عنوان سگهای سیاه ۱۹۹۲، است. فرض بنیادین مقاله حاضر این است که منتقدان ادبی غالباً نگرشهای نادرستی را به مکیوئین و آثارش انتساب دادهاند، به گونهای که تأملات تفکر برانگیز وی در خصوص مسائل فرهنگی غالباً مورد بیتوجهی قرار گرفته است. این بیتوجهی ریشه در دیدگاهی کلیشهای دارد که بر حسب آن گویا بنمایه همه آثار مکیوئین خشونت است و داستانهایش در مجموع معرف شخصیتهایی تنفرانگیز و جامعهستیز هستند. بر این اساس، چنین تلقی شده است که خواندن داستانهای مکیوئین موجب تشویق و نگرانیِ خواننده است. در مخالفت با این تلقیِ نادرست و با این استدلال که هدف مکیوئین از نگارش داستانهایش کالبدشکافی و نقد فرهنگ معاصر است، در مقاله حاضر رمان سگهای سیاه به منزله متنی مورد قرائت قرار گرفته است که دیدگاهی ادبی در خصوص مباحث فرهنگی ارائه میدهد. به اعتقاد نگارنده، ساختار روایتیِ این رمان، واجد اهمیتی بنیانی در درک معانیِ مستتر در آن است. به همین سبب، با استناد به مفاهیم و اصطلاحات روایتشناسانهای که ژرار ژنت و شلامیت ریمونکنان در نظریههای خویش مطرح کردهاند، پیچیدگی گفتمانهای روایتیِ رمان مکیوئین و مشابهتهای مضمونیای که به اجزای آن وحدت میبخشند مورد بررسی قرار گرفته است. بر پایه این قرائت، در پایان مقاله نتیجه گرفته شده است که دیدگاههای این رماننویس توانا در مباحث فرهنگی جاری، وی را به منتقد سرسخت زمانه ما تبدیل کرده است.
دوره ۱۵، شماره ۱۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۴ )
چکیده
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
در مقاله حاضر، به منظور تعیین وابستگی سطح تسلیم به فشار نانوکامپوزیت پلی پروپیلن/خاک رس، از معیار تسلیم دراگر-پراگر تعمیم یافته استفاده شده است و ضرایب آن با استفاده از ترکیبی از روش های تجربی، عددی و بهینه سازی محاسبه شده است. در این روش، اختلاف نتایج روش های عددی و تجربی که از آزمون خمش سه نقطه ای حاصل شده است، کمینه می شود. به منظور کاهش بار محاسباتی شبیه سازی عددی، یک الگوی جایگزین بر پایه مدل کریجینگ به منظور پیش بینی تابع هزینه تولید می شود. نقطه بهینه این تابع با روش بیشینه کردن امید ریاضی استخراج می شود. در ادامه با استفاده از آزمون های کشش و فشار صحت نتایج سنجیده می شود. نتایج نشان می دهند که این روش می تواند جایگزین آزمون های پیچیده مکانیکی به منظور تعیین ضرایب دراگر-پراگر تعمیم یافته باشند. همچنین از این روش می توان خواص مکانیکی ترموپلاستیک ها مانند تنش تسلیم کششی، فشاری و مدول الاستیک ماده را با انجام تنها آزمون خمش سه نقطه ای پیش بینی کرد. علاوه بر این مشخص شد که تغییر حجم در تغییر شکل های پلاستیک برای ترموپلاستیک ها قابل ملاحظه می باشد و فرض جریان پتانسیل غیر وابسته نسبت به جریان وابسته در معیار دراگر-پراگر تعمیم یافته برای این مواد مناسب تر می باشد.
دوره ۱۷، شماره ۶ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده
امروزه موتورهای لنگ به عنوان محرکههایی با قابلیت تولید حرکت دورانی با گشتاور بالا بدون نیاز به گیربکس خارجی مورد استفاده قرار میگیرند. این پژوهش شامل بررسی تئوری، عددی و تجربی عملکرد یک موتور لنگ صفحهای با مکانیزم انعطافپذیر است که توسط سیمهای آلیاژ حافظهدار راهاندازی میشود. انبساط و انقباض ترتیبی سیمهای آلیاژ حافظهدار توسط مکانیزم انعطافپذیر و سیستم چرخدندهای موتور شامل یک چرخدندۀ داخلی و یک چرخدندۀ خارجی، به یک حرکت منحنیالخط صفحهای با مسیر دایرهای و سپس به حرکت دورانی پیوسته و نامحدود تبدیل میشود. پس از طراحی سیستم چرخدندهای برمبنای محدودۀ حرکت قابل دستیابی ناشی از تغییر طول سیمهای آلیاژ حافظهدار، رابطۀ بین گشتاور خروجی، پارامترهای هندسی موتور و تنش در سیم آلیاژ حافظهدار استخراج شده است. همچنین پارامترهای مکانیزم انعطافپذیر، شامل طول، ارتفاع، ضخامت و تعداد تیغههای انعطافپذیر به منظور تعیین سختی مکانیزم مورد تحلیل قرار گرفتهاند. سپس تحلیل فرکانسی با روش اجزای محدود انجام شده است تا میزان استحکام ساختاری و پایداری عملکردی مکانیزم طراحی شده، بررسی گردد. برای بررسی قابلیت اجرایی شدن و کارایی موتور طراحی شده، یک نمونۀ آزمایشی ساخته شده است. نتایج تجربی نشان از توانایی موتور در تولید حرکت دورانی پیوسته و نامحدود و تکرارپذیری در ماکزیمم گشتاور خروجی موتور دارد. میانگین گشتاور خروجی موتور در ولتاژهای ۱,۶، ۱.۸ و ۲ ولت به ترتیب برابر با ۲۹.۹ ، ۳۲.۷ و ۳۴.۳ نیوتن-میلیمتر، اندازهگیری شده است. با توجه به ویژگیهای موتور، استفاده از آن در کاربریهایی که فضای محدودی داشته و نیاز به گشتاور بالا و سرعت پایین دارند، مناسب میباشد.
دوره ۲۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۸ )
چکیده
صنعت بانکداری جهانی، متأثر از فناوریهای جدید و تغییر در رفتار مشتریان، ناگزیر از تحولات اساسی در طول تاریخ خود شده است. همزمان که بانکها مشغول تحولات و چالش نوآوری در فرایندهای خود هستند، شرکتهای فینتک با بهرهمندی از قابلیتهای دیجیتال، خدمات نوآورانه و مشتریمدارانه عرضه میکنند. در دنیای کسبوکار، همکاری میان این دو نهاد، به شکلهای گوناگونی انجام شده است. این موضوع، توجهات جامعه دانشگاهی را نیز به خود جلب کرده و مقالات و کتبی در این زمینه نگارش شده است. هدف مقاله حاضر، مرور این مقالات علمی و سؤال اصلی مقاله از این قرار است: ادبیات علمی چه دستاوردهایی در زمینه همکاری بانک و فینتک داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال از روش مرور نظاممند بر ادبیات (منطبق بر بازبینه پریزما) استفاده شده و ضرورت، سیر تطور، چالشها، پیشرانها، منافع، موانع و انواع همکاری بانک و فینتک در مقالات علمی بررسی شده است. مهمترین دستاوردهای علمی مقالات ذیل هر کدام از سؤالات فرعی مقاله بررسی شده و در نهایت، پس از بررسی انواع همکاری بانک و فینتک در ادبیات علمی، الگوریتم همکاری بانک و فینتک ارائه شده است. در پایان، خلاءهای پژوهشهای پیشین و پیشنهادهایی برای پژوهش آینده بیان شده است.