جستجو در مقالات منتشر شده


۸۹ نتیجه برای پارسا


دوره ۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۲ )
چکیده

بن‌مایه‌ها از مهم‌ترین عناصر قوام‌بخش حکایت‌های سنتی فارسی‌اند که علاوه‌بر ساختار، جهات معنایی و زیبایی‌شناختی آن‌ها را نیز تقویت می‌کنند. خاستگاه بن‌مایه‌های داستانی، متعدد و گاه نامشخص است: برخی از آن‌ها از عناصر اسطوره‌ای و بعضی دیگر زادۀ فرهنگ مردم‌اند؛ تعدادی وجه تاریخی دارند و شماری نیز وجوه دینی و اعتقادی و... . بن‌مایه‌ها طی قرن‌ها، هم تغییر کارکرد می‌دهند و هم از حوزه‌ای به حوزۀ دیگر نقل مکان می‌کنند. یکی از این بن‌مایه‌های پرکاربرد در فرهنگ ایرانی، «کلاغ» است که به‌سبب خصلت‌ها و کارکردهای متنوع و گاه متضادش، پرنده‌ای چندوجهی به‌شمار می‌آید و ردپای او را در اسطوره، دین و فرهنگ عامه می‌توان سراغ گرفت. برای حضور‌ کلاغ در متن‌ها و روایت‌های داستانی، دو خاستگاه مهم می‌توان برشمرد: اساطیری و دینی. این پرنده در خاستگاه اساطیری‌اش با خورشید و روشنایی پیوند دارد، پیام‌آور خدای خورشید است، خوش‌یمن است و نماد عقلانیت و دوراندیشی؛ اما در خاستگاه دینی‌اش، با نخستین داستان‌های دینی، یعنی برادرکشی قابیل وارد باورهای مردم و ادبیات شده و جایگاهش به‌عنوان نماد مرگ، گورکنی و تاریکی تثبیت شده است. با این‌همه، این بن‌مایه در حوزه‌های اسطوره و دین محدود نمانده و حضوری چشمگیر در فرهنگ عامه نیز داشته است. هدف این پژوهش، مطالعه کارکرد بن‌مایۀ کلاغ و چگونگی تطور آن از اسطوره تا فرهنگ دینی و فرهنگ مردم است. بررسی کارکرد این بن‌مایه از گوناگونی حضور و سیر تطور آن پرده برمی‌دارد و بخشی از تفاوت اسطوره، دین و فرهنگ عامه را به‌نمایش می‌گذارد. این مقاله دستاورد بخشی از طرح پژوهشی «مهم‌ترین بن‌مایه‌های داستانی فارسی» است که در صندوق حمایت از پژوهشگران کشور در حال اجرا است.
محمّد پارسانسب،
دوره ۲، شماره ۵ - ( بهار ۱۳۸۸ )
چکیده

اختلاف در فهم و کاربردِ اصطلاحات رایج در حوزۀ ادبیات داستانی، از مشکلاتی است که گاه مانع از فهم درست و مشترک داستان و تحلیل دقیق آن می شود. با اینکه بسیاری از این اصطلاحات به فرهنگ ها راه یافته و بر زبان اهل تحقیق جاری است، هنوز در کاربرد آن اجماعی وجود ندارد. همین امر، تشخیص و تمایز عناصر داستانی و در نتیجه، تحلیل داستان ها را در عمل با مشکل روبه رو ساخته است. نویسنده در این گفتار، قصد دارد یکی از پرکاربردترین اصطلاحات حوزۀ روایت شناسی، یعنی بن مایه را با تأکید بر «نقش مایۀ آزاد» و «نقش مایۀ مقیّد» بازنگری کند. برای این منظور، اهمّ تعاریف موجود در فرهنگ ها را نقد می کند، درجۀ رسایی و نارسایی آن ها را نشان می دهد و تعاریف مورد نظر خود را عرضه می کند. همچنین، انواع بن مایه را در داستان های سنّتی فارسی طبقه بندی، و کارکردهای چهارگانۀ آن را در روایت تبیین خواهد کرد. بن مایه، اصطلاحی است ساختاری-معنایی که بیشتر با عناصر ساختاری داستان ارتباط می یابد نه صرفاً با جنبه های معنایی آن.

دوره ۳، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۹۷ )
چکیده

این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی به واکاوی بنمایه­ «غم غربت» بهعنوان یکی از مهمترین بنمایه‌های عرفانی در شعر ابن فارض و حافظ دو نماینده­ بزرگ شعر عرفانی ادبیات فارسی و عربی پرداخته و کوشیده است تا پاسخ درخوری به چگونگی حضور این غم و واکنش این دو شاعر به‌ موضوع بیابد. یافتههای پژوهش حاکی ­است که در اندیشه­ عارفانه­ دو شاعر، جدایی روح از مصدر و قرار گرفتن در کالبد خاکی جسم و هبوط انسان از بهشت به این جهان، نمودهای غریبی او است. در‌‌مقابل واکنش عارف برای فرار از غربت روح در بدن، یاد مرگ و رسیدن به فناست و برای رهایی از غربت در این جهان و دوری از معشوق حقیقی به جلوه‌های آن عشق که در این جهان تجلی یافته است و از آن به عشق‌ زمینی یا مجازی تعبیر می‌شود، روی آورده است. عشق زمینی در شعر دو شاعر ترجمانی از عشق ‌الهی و انعکاسی از آن عهد روز نخست است که عارفان برای مجسم کردن آن عشق ‌الهی و کاستن آلام حسرت دوری معشوق حقیقی به آن توسل جُسته­اند. خواب و رؤیا و خلوت‌گزینی نیز دیگر ساختارهای دو شاعر به این غربت است.

دوره ۴، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده

یکی از مهم­ترین ساکنان سرزمین ایران قوم ترک­زبان قشقایی هستند. این قوم ادبیات و فرهنگ غنی دارند که به نظر می­رسد در جریان یکسان­سازی و فرایند مدرنیتۀ جامعۀ ایران در حال اضمحلال است. قصه‌ها بخشی از ادبیات و فرهنگ شفاهی قشقایی است. تاکنون مطالعه‌ای با رویکرد ساختاری بر روی قصه‌های قشقایی صورت نگرفته، لذا در این پژوهش ده قصه برای نمونه بررسی شده است. روش بررسی بر‌اساس خویشکاری‌های پیشنهادی خدیش است که خود برگرفته از الگوی ریخت‌شناسانۀ ولادیمیر پراپ، محقق فرمالیست روسی، است. برای این کار ابتدا قصه‌ها تجزیه و تحلیل شده­اند و سپس الگوی هر قصه به همراه ترکیب حرکت‌های آن ذکر شده است. این بررسی نشان می‌دهد که قصه‌های قشقایی قابلیت بررسی ساختاری را دارند و تا حد زیادی با الگوی دیگر قصه‌های ایرانی همخوانی دارند.

دوره ۴، شماره ۱۶ - ( تابستان ۱۳۸۶ )
چکیده

مطالعه در عناصر سازندۀ هر اثر ادبی و کشف قوانین حاکم بر آن، ما را در شناخت ساختارهای درونیِ متن و تعیین عنصرهای سازندۀ آن یاری می‌‌دهد. در این مقاله با نگاهی ساختارگرایانه به مثنوی، عناصر سازندۀ طنزهای آن بررسی، و نشان داده می‌شود که کدام یک از این عناصر، عنصری کارا‌تر در شکل‌گیری طنزهای این کتاب به شمار می‌رود. به علاوه با کشف عامل یا عوامل اصلی زیبایی طنزهای مثنوی، مشخّص می‌گردد که هنر مولانا در آفرینش طنز در کدام گستره از ساحتهای چهارگانۀ زبانی، محتوایی، ساختاری و بلاغی، قویتر ‌است.
 

 

دوره ۵، شماره ۲ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده

سیاست­گذاری فضایی در خصوص مدیریت ریسک سیلاب به یک سری اعمالی گفته می­شود که برای دستیابی به یک راه‌حل منطقی در کاهش آسیب­های ناشی از سیلاب همچنین کاستن از گسترش سیلاب می­باشد. هدف پژوهش حاضر واکاوی سیاست­گذاری مدیریت ریسک سیلاب برای روستاهای واقع در حوضه آبخیز گرگان­رود و بررسی میزان بهره­مندی آنها از شاخص­های سیاست­گذاری فضایی مدیریت ریسک سیلاب بوده است که جامعه آماری پژوهش حاضر همان­طور که در هدف پژوهش مشهود است متخصصین، اعضا کارگروه مدیریت ریسک استان و مدیران جوامع روستایی واقع در حوضه آبخیز گرگان رود می­باشد. در همین راستا جهت دست­یابی به هدف پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته که دارای ضریب آلفای کرون­باخ ۸۲ درصدی است استفاده شده است که جامعه نمونه هدف این پرسشنامه در دو سطح ۳۰ نمونه متخصصین امر در سطح کشور که اعضای هیات علمی و فارغ­التحصیلان مقطع دکتری و اعضا کارگروه مدیریت ریسک استان و جامعه نمونه در سطح محلی را ۲۰ نفر از مدیران روستاهای واقع در محدوده مورد مطالعه را تشکیل داده است که برای تجزیه و تحلیل از مدل آماری تحلیل عاملی و سیستم استنتاج فازی (FIS)  بهره­گرفته شده است که نتایج بخش تحلیل عاملی حاکی از آن است که گام ششم سیاست­گذاری فضایی مدیریت ریسک سیلاب که به ارزیابی و ارزشیابی سیاست­گذاری فضایی پرداخته است با اهمیت­ترین گام­ها بوده است. شاید علت آن هم این مقوله است که از نظر سیاست­گذاران ارزیابی و ارزشیابی مسئله بسیار با اهمیتی می­باشد که منجر به کاهش اشتباهات در سیاست­گذاری‌های آینده و عدم رها شدن سیاست­ها پس از تدوین و اجرا می­باشد که خود منجر به کاهش میزان اثرگذاری سیاست­ها پس از طی مدتی و تکرار شدن کم و کاستی­های سیاست کونی در سیاست­گذاری­های آینده می­شود. نتایج بخش فازی (FIS)  نشان­دهنده عدم بهره­گیری مدیران از این شاخص­ها در تدوین راهبرد سیاست­گذاری فضایی مدیریت ریسک سیلاب منطقه مورد مطالعه بوده و میل بیشتر آنها به اقدامات نقطه­ای و عدم درک نیاز مدیریت ریسک سیلاب به مقوله فضا می­باشد.
زهرا پارساپور،
دوره ۵، شماره ۱۹ - ( پاییز ۱۳۹۱ )
چکیده

عکس العمل شاخه های مختلف علوم انسانی نسبت به بحران زیست محیطی منجر به شکل گیری مباحث میان رشته ای تازه از جمله زبان شناسی زیست محیطی ( Ecolinguistics) با زیر شاخه هایش, اخلاق زیست محیطی (Ethics Enviromental) و نقد بوم گرا (Ecocriticism) در حوزه ادبیات گردید. اصطلاح نقدبوم گرا در سال ۱۹۹۶ توسط روکرت ابداع شد و واکنش دیرهنگامی بود که ادبیات در مقابل بحران محیط زیست از خود نشان داد. با وجود این که زمان زیادی از آن نمی گذرد با استقبال خوبی از سوی جامعه جهانی روبرو شده است . نقد بوم گرا به چگونگی انعکاس رابطه انسان و محیط فیزیکی در آثار ادبی می پردازد. در عین حال رابطه دین ، اخلاق، زبان و جنسیت با محیط زیست را بررسی می نماید. یکی از اهداف این نقد پر رنگ ساختن دغدغه حفظ محیط زیست و اصلاح رابطه انسان با طبیعت از طریق ادبیات ، فرهنگ و زبان است. این مقاله این شاخه از نقد را معرفی نموده و ضمن بیان نقش علوم انسانی در مقابله با این بحران به بیان تاریخچه نقد بوم گرا و موضوعات مطرح شده در این نقد می پردازد.

دوره ۶، شماره ۲ - ( شماره ۲ (پیاپی ۲۳)- ۱۳۹۴ )
چکیده

پسوند نام­آواساز /-ast/ از پسوندهای کهنی است که در متون دری حوزه خراسان به‌کار رفته است. جلال متینی، علی رواقی، نجیب مایل هروی و دیگران، با استناد به شواهد گویشی خراسانی، این پسوند را پسوندی خراسانی دانسته­اند. پس از ایشان، حسن حاتمی به وجود صورت دیگری از این پسوند در گویش کازرونی اشاره کرده است؛ بی آنکه به پیشینه یا ریشه آن بپردازد. در مقاله حاضر، نگارندگان کوشیده­اند ضمن ارائه شواهدی از کاربرد این پسوند در گویش­های خوزستان و متون کهن فارسی، فرضیه­ای درمورد چگونگی شکل­گیری آن ارائه کنند. طبق این فرضیه، پسوند مذکور در پسوند اسم‌مصدرساز /-išt/ ریشه دارد؛ به‌نظر می­رسد که پسوند اخیر (-išt) در برهه­ای خاص به‌طور وسیع در ساخت نام­آواها به‌کار رفته است. ازسوی دیگر، در «قرآن قدس» که از متون حوزه گویشی جنوب ایران (سیستان) است، شواهدی از کاربرد /-ast/ یا /-ist/ در مقام پسوند اسم­مصدرساز دیده می­شود. ظاهراً این شواهد شاذ، حلقه پیوند تاریخی پسوند نام­آواساز خراسانی (-ast) و پسوند نام‌آواساز جنوبی (-ešt) هستند.

دوره ۶، شماره ۲۲ - ( مهر و آبان ۱۳۹۷ )
چکیده

نظریه‌های جدید زبان‌شناسی با مجازی دانستن زبان، ذاتی دانستن مسائل بلاغی در آن و انکار انحصار تعلّق این مسائل به زبان ادبی، باب تازه‌ای در پژوهش‌های بلاغی گشوده اند. موضوع پژوهش حاضر بررسی گونه‌ای از تشبیه در زبان فارسی است که تاکنون بدان پرداخته نشده است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. داده‌ها به شیوه‌ی کتابخانه‌ای و با استقرای تام از «امثال و حکم دهخدا» انتخاب شده است و با استفاده از شگردهای بلاغی رایج تجزیه و تحلیل شده است. دلیل انتخاب این منبع، بسامد تشبیهات در این اثر در مقایسه با آثار مشابه در این زمینه است. نتیجه نشان می‌دهد نشانه‌های بلاغی موجود در این تشبیه با تعلیق معنای اصلی، به القای معنای دیگری می‌پردازد، زیرا این نوع تشبیه روساختی تشبیهی و ژرف ساختی کنایی دارند؛ به عبارت دیگر، وجه شبه در این تشبیه خلاف تمامی تشبیهات شناخته شده، لازمی است در خدمت یک ملزوم و بیان معنی کنایی آن.

دوره ۷، شماره ۰ - ( شماره - )
چکیده

حضور واحدهای تولید پراکنده در سیستمهای توزیع انرژی الکتریکی، گزینه‌های جدیدی را در طراحی و توسعه این بخش از سیستم قدرت فراهم ساخته است. در این مقاله مسأله مکانیابی پستهای فوق توزیع در حضور واحدهای تولید پراکنده به‌عنوان گزینه‌ای دیگر برای تأمین ظرفیت مورد نیاز سیستم به‌صورت استاتیکی برای یک دوره زمانی، مدلسازی و حل شده است. در مدل ریاضی تابع هدف مسأله انواع هزینه‌های ثابت و متغیر طرح فرمولبندی شده است. همچنین محدودیتهای مرتبط با شبکه و بهره‌برداری از پستها و واحدهای تولید کننده در مدلسازی منظور شده است. از مدل و روش پیشنهادی می‌توان در تعیین تعداد، مکان، ظرفیت و حوزه سرویس‌دهی بهینه پستها در کنار واحدهای تولید پراکنده استفاده کرد. تابع هدف پیشنهاد شده و قیود مرتبط با آن، نوعی مدل غیرخطی را تشکیل می‌دهند که برای بهینه‌سازی آن از روشی مبتنی بر الگورتیم ژنتیک استفاده شده است. در انتها با انجام آزمایشهایی کارایی مدل پیشنهادی نشان داده شده است.

دوره ۷، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۷ )
چکیده

در این تحقیق سه قاب بتنی آسیب دیده با مقیاس ۲/۱ با ساده‌ترین روش ممکن ترمیم شده و پس از ساخت میانقابی از جنس آجر فشاری در داخل آنها، تحت آزمایش شبه استاتیک قرار گرفتند. به ‌این‌ترتیب بیشترین سهم افزایش مقاومت و تغییر پاسخ دینامیکی نمونه‌ها، مربوط به میانقابهای ساخته‌ شده است. در طول آزمایش با اعمال بار رفت و برگشتی فزاینده‌ به هر یک از نمونه‌ها، پارامترهای مختلف پاسخ نظیر تغییرات سختی اولیه، تغییرات مقاومت، میزان استهلاک انرژی و نحوه گسیختگی قاب محصورکننده و میانقاب بررسی شده‌ و در مجموع چنین نتیجه‌گیری شد که ساخت میانقابهای آجری در قابهای بتنی آسیب دیده، با افزایش سختی مؤثر و بیشینه مقاومت و استهلاک انرژی، موجب بهبود رفتار چنین قابهایی می‌شود.

دوره ۷، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۲ )
چکیده

فرضیه: به دلیل توسعه کاربرد لاستیک­ها در صنایع مختلف ، خصوصیات و طول عمر مفید مواد لاستیکی دارای اهمیت ویژه­ای در مراحل طراحی بوده و منجر به اطمینان از کارایی و ضمانت اجزاء لاستیکی خواهد بود. در این مطالعه، ویژگی­ها و طول عمر مفید قطعات لاستیکی EPDM  مورد استفاده به عنوان آب­بند یا درزگیر در لوله های تقویت شده با الیاف شیشه، GRP مورد بررسی قرار گرفت و اثر افزودن نانوذره سیلیکا و جفت­کننده سیلانی  Si۶۹بر روی این ویژگی ها مطالعه شد.
روش: در این کار، آزمون­ها تحت شرایط پیرشدگی تسریع یافته انجام گرفت بطوریکه نمونه ها در محدوده دمایی ۲۵-۹۰ درجه سانتیگراد به مدت  ۶۰ روز تحت شرایط پیرشدگی قرار گرفتند. سپس تخمین طول عمر نمونه ها با استفاده از اصل انطباق زمان- دما و همچنین با استفاده از مدل ویلیامز لندل فری (WLF) ، بر روی داده­های  آزمون­های کشش و مانایی فشار صورت گرفت. آزمون کشش تحت استاندارد ISO ۱۲۲۴۴  و آزمون مانایی فشار بر اساس استاندارد ISO ۸۱۵ بر روی نمونه های لاستیکی انجام شد. اثر پیرشدگی بر روی نمونه­های با و بدون نانوذره سیلیکا توسطFTIR  بررسی گردید. همچنین از آزمون­های میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM) برای مشاهده نحوه پخش ذرات نانوسیلیکا در نمونه های لاستیک EPDM  استفاده شد.
یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده، طول عمر مفید  به ترتیب برای نمونه های لاستیکی با و بدون و نانوذره سیلیکا و عامل جفت­کننده Si۶۹  در دمای اتاق حدود ۶۳ و ۳۵ سال برآورد شد. مشاهده شد که وجود نانوذرات سیلیکای اصلاح شده خواص مکانیکی و حرارتی EPDM را بهبود می بخشد و همچنین باعث افزایش طول عمر مفید این الاستومر می شود.

دوره ۷، شماره ۴ - ( شماره ۴ (پیاپی ۳۲)- ۱۳۹۵ )
چکیده

در پژوهش پیش­رو، سه حرف اضافۀ مکانی wæl، tɑ و ærɑ از گویش کردی گورانی را ازدیدگاه معناشناسی شناختی بررسی می‌کنیم. یکی از تازه­ترین الگوهای مطرح‌شده در بررسی معنایی حروف اضافه، الگوی چندمعنایی سامان­مند (تایلر و ایوانز، ۲۰۰۱، ۲۰۰۳؛ ایوانز و تایلر، a۲۰۰۴، b۲۰۰۴؛ ایوانز، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶) است که معیارهای کاربردی و روشنی را برای شناسایی معنا­های مجزا و معنای اولیۀ حروف اضافه پیشنهاد می­دهد. هدف ما این است که با بهره­گیری از این الگو، سه حرف اضافۀ نام‌برده را واکاوی معنایی کنیم و پس از شناسایی معناهای مجزا و معنای اولیۀ هریک از آن‌ها، شبکۀ معنایی آن را رسم نماییم. یافته­های پژوهش نشان می‌دهند که معنای اولیۀ wæl «همراهی» است و در شبکۀ معنایی آن نه معنای مجزا و دو خوشۀ معنایی وجود دارد، معنای اولیۀ tɑ «پایان» است و در شبکۀ معنایی آن چهار معنای مجزا دیده می­شود و معنای اولیۀ ærɑ «برای و به‌خاطر» است و شبکۀ معنایی آن دارای چهار معنای مجزا و یک خوشۀ معنایی است.

دوره ۸، شماره ۷ - ( شماره ۷ (پیاپی ۴۲)، ویژه نامه زمستان- ۱۳۹۶ )
چکیده

هدف از پژوهش پیش­رو آن است که یکی از پربسامدترین پسوندهای اشتقاقی زبان فارسی، یعنی «-ی» واکاوی و سویه­های گوناگون ساختاری و معنایی/ کارکردی آن بررسی شود. این پژوهش رویکردی ساخت­بنیاد دارد و در چهارچوب نظری ساختواژۀ ساختی است که می­کوشد به روش توصیفی- تحلیلی الگوهای واژه­سازی را بر پایۀ مفهوم «ساخت» و «طرح‌واره‌های ساختی» تبیین نماید و روابط پایگانی و شبکه­ای میان طرح‌واره‌ها و زیرطرح­واره­ها را به­گونه­ای سامانمند نشان دهد. داده­های این پژوهش برگرفته از پیکرۀ ساختواژۀ خود نگارندگان است که بیش از ۸۰۰۰ واژۀ مشتق و مرکب فارسی را در­برمی‌گیرد. در کنار آن، از کتاب فرهنگ بزرگ سخن انوری (۱۳۸۱) نیز استفاده شده است. یافته­های پژوهش گویای آن است که پسوند «-ی» دارای ۳۸ معنا/ کارکرد گوناگون است؛ بنابراین این پسوند قابلیت چندمعنایی بسیار بالایی دارد و همواره معنا/ کارکردهای تازه‌ای را نیز می­پذیرد. چندمعنایی که در اینجا با آن رو­به­رو هستیم، نه در سطح واژه­های عینی، بلکه در سطح طرح‌واره‌های انتزاعی قابل تبیین است و از این رو آن را چندمعنایی ساختی می­نامند. به سخن دیگر، نظریۀ ساختواژۀ ساختی ما را به برداشت و مفهوم تازه­ای از چندمعنایی می‌رساند که همانا چندمعنایی پایگانی (سلسله­مراتبی) و چندمرحله­ای در سطح ساخت­های انتزاعی زبان است.

دوره ۸، شماره ۳۲ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۹ )
چکیده

قهرمان­نامه (یا قهرمان قاتل یا قصۀ قهرمانان) اثری از ابوطاهر طرسوسی مؤلف پرکار قرن ششم است. این داستان که در زمرۀ ادبیات عامه محسوب می­شود، دورانِ اساطیریِ پادشاهی هوشنگ­شاه و دلاوری­های پهلوانان و عیاران او را بازتاب می­دهد. از­جمله شخصیت­های اصلی این داستان به قهرمان، هوشنگ­شاه، گردنکشان، سروخرامان و بهرام جبلی می­توان اشاره کرد. از قهرمان­نامه چندین نسخه به زبان فارسی، ترکی، ازبکی و کردی موجود است؛ ولی تاکنون به­جز چند چاپ سنگی کم­حجم و نامرغوب، تصحیح انتقادی­ای­ از این اثر انجام نگرفته است. در این مقاله سعی بر آن است علاوه بر معرفی نسخ موجود از قهرمان­نامه، به بعضی از
ویژگی­های سبکی نسخۀ کتابخانۀ ملی (نسخۀ اساس) و معرفی شخصیت اصلیِ داستان، یعنی قهرمان نیز اشاره شود.


دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱۲- )
چکیده

در این مقاله مدل بلندمدت تقاضای انرژی الکتریکی و تحلیل عوامل مؤثر بر مصرف آن از دیدگاه کلان مطالعه می‌شود. هدف، بررسی وجود رابطه‌ای بلندمدت بین مصرف برق و پارامترهای مستقل مدل یعنی تولید ناخالص داخلی، تعرفه برق و بازده انرژی است. در این راستا از آزمون همگرایی یکنواخت یوهانسون و جسلیوس استفاده شده است. به‌کمک مدل به‌دست آمده، حساسیت مصرف برق به تغییر پارامترها ارزیابی می‌‌شود. با استفاده از بردار همگرایی به‌دست آمده و روشهای سری زمانی، مصرف برق تا سال ۱۳۹۲ پیش‌بینی شده است. نتایج نشان می‌دهند که تولید ناخالص داخلی تأثیر‌گذارترین عامل در تقاضای برق بوده و مصرف برق با میزان تعرفه و همچنین بازده انرژی رابطه‌ای معکوس دارد. با استناد به ضرایب متغیرها در مدل به‌دست آمده، نتیجه می‌شود که رشد بالای تولید ناخالص داخلی، همواره به افزایش مصرف برق منجر نمی‌شود و می‌توان با افزایش بازده انرژی و به‌کار گرفتن روشهای مدیریت مصرف، مانع هدر رفتن انرژی الکتریکی شد.

دوره ۹، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۸۴ )
چکیده

چکیده در شرکتهای سهامی، گاه اتفاق می‌افتد که در زمان حیات شرکت به موجب اساسنامه یا تصمیم مجمع‌عمومی فوق‌العاده بنابر انگیزه‌‌های مختلف، سهامی با عنوان سهام ممتاز ترتیب داده می‌شود(م۴۲ ل. ا. ق. ت.). دارندگان چنین سهامی دارای امتیازاتی می‌شوند که به صاحبان سهام عادی تعلق پیدا نمی‌کند. یکی از این امتیازات می‌تواند تخصیص سود سالیانه بیشتر به دارنده‌ سهام مزبور باشد. از سوی دیگر، مطابق ماده‌ ۵۷۵ ق. م. تقسیم سود ‌باید به تناسب سرمایه‌ای باشد که هریک از شرکا در میان گذاشته است، مگر اینکه برای یک یا چند تن از آنان در مقابل عملی، سهم زیادتری منظور شده باشد. با توجه به مطالب بالا به نظر می‌رسد ماده ۴۲ ل. ا. ق. ت. که منظور کردن سود بیشتر را درمقابل عملی قرار نداده است، با ماده‌ ۵۷۵ ق.م. در تعارض باشد. هرچند در فقه، بنا به عقیده گروهی از فقیهان، اختصاص سود بیشتر برای شریک صرفاً در ازای انجام عملی از جانب وی امکانپذیر است، ولی مطابق با عقیده دیگر که امروزه طرفداران زیادی در میان فقیهان شیعه پیدا کرده می‌توان برای بعضی از شرکا، حتی بدون اینکه شریک، عملی انجام دهد، سهم بیشتری از سود را در نظر گرفت. نگارندگان در این مقاله تلاش کرده‌اند تا با استفاده از قواعد و اصول کلی پذیرفته شده در فقه، ضمن تأیید و تقویت دیدگاه اخیر، عدم مغایرت ماده۴۲ ل. ا. ق. ت. را با موازین اسلامی به اثبات برسانند.

دوره ۹، شماره ۴ - ( مهر و آبان ۱۳۹۷ )
چکیده

بنا به پس­زدگی فردیت در جهان قدیم،  بدن و امر بدنی به­مثابۀ عنصری هویت­ساز در نظم نشانگانی متون ادبی کلاسیک فارسی نقش چندانی ندارد؛ در مقابل با فراهم آمدن پشتوانه­های اجتماعی و­ فرهنگی در جهان معاصر،  بازنمایی هویت سوژه­های ادبی با تکیه بر بدن و ملزومات آن رایج شد. در این نوشتار بازنمایی بدن­محورانۀ هویت سوژه­- ابژه­های داستانی مجموعۀ یکی بود و یکی نبود جما­ل­زاده از منظر«بدن به­مثابۀ موضوعی نمادین- جامعه­شناختی»، با تکیه بر آرای تورستین وبلن۱ و پی­یر بوردیو۲ دلالت­یابی، تحلیل و تفسیر شده است. نتایج نشان می­دهد که در روایت­پردازی رئالیستی راویِ جما­ل­زاده از سوژه- ابژه­های مذکور، سه طبقه بازنمایی شده است: الف) طبقۀ بالا­دستی که با انواع سرمایۀ ­فرهنگی همچون سواد، زبان، لباس و فاصلۀ بدنی نیز انواع مصرف نمایشی، اقتدار خود را به نمایش می­گذارد و هم­زمان با انواع طنز و گروتسک از آن­ها اقتدارزدایی می­شود. ب) طبقۀ فرودست با سرمایۀ فرهنگی دریغ­شده و غیرمتظاهرانه­ای که در زبان،  لباس نیز خود کم­بینی­ای در فاصلۀ بدنی آنان با دیگران مشاهده می­شود. ج) دسته­ای دیگر به­مثابۀ طبقۀ محذوف یا خاموش، خلاف دو طبقۀ قبلی، بیشتر از سامان­یابی بر مبنای سرمایۀ فرهنگی و انواع سلیقه و مصرف، بر اساس جنسیت طبقه­بندی شده است. همین طبقه­­بندی، سلیقه و مصرف آن­ها را متأثر کرده است. چنین روایت­پردازی­ای ضمن هم­سویی با بافت اجتماعی-  فرهنگی و بازنمایی ­فردیت سوژه­ها بر مبنای امر بدنی، از یک سو از تشخّصِ متورم گفتمان­های غالب،­ اقتدارزدایی می­کند واز سویی دیگر تشخص بدنیِ به حاشیه­ رفتۀ صداهای خاموش را یادآوری می­کند.
 
 
سید مظهر ابراهیمی، سید احمد پارسا،
دوره ۹، شماره ۳۵ - ( پاییز ۱۳۹۵ )
چکیده

عنوان این مقاله «ریخت­شناسی قصّه­های پریان در زبان کردی» است. تعیین ساختار این قصّه­ها، تعیین میزان تفاوت­ها و اشتراکات ساختاری آن‌ها با پژوهش ولادیمیر پراپ و کمک به شناخت بهتر قصّه­ها در دیگر زبان­های ایرانی، از اهداف آن است . روش پژوهش، توصیفی است و داده­ها به شیوۀ کتابخانه­ای گردآوری شده و بر اساس الگوی ولادیمیر پراپ در ریخت­شناسی قصّه­های پریان، تجزیه ‌و تحلیل شده است. پس از بررسی ساختاری ۱۵۵ قصّه، سی­ و یک خویشکاری، هفت حوزۀ عملیات، نٌه گونه وضعیّت آغازین و هجده نوع ترکیب حرکتی تعیین شد. نتیجه، نشان می­دهد که الگوی پراپ، بر قصّه­های پریان در زبان کردی کاملاً منطبق است و ساختار نهایی آن‌ها محدود به همان سی­ و یک خویشکاری پیشنهادی وی می­باشد. آنچه قصّه­های پریان در زبان کردی را از نمونه­های مشابه تحت بررسی پراپ متفاوت می­سازد، شیوه­های مختلف شکل­گیری برخی از خویشکاری­هاست که البته این اختلافات، ساختار جدید و متفاوتی را به وجود نمی­آورد.
 
زهرا پارساپور،
دوره ۹، شماره ۳۶ - ( زمستان ۱۳۹۵ )
چکیده

اخلاق زیست‌محیطی به بررسی ملاحظات اخلاقی دخیل در رابطه انسان با محیط پیرامونش می‌پردازد. دو داستان «سگ ولگرد» و «انتری که لوطی‌اش مرده بود» ظرفیت­های مشترکی دارند که زمینه­ساز نقد و خوانش آن­ها با چنین رویکردی است؛ به‌گونه­ای که بیش از سایر خوانش­ها، با دنیای ذهنی صاحبان این دو اثر و نیز با متن آن‌ها همخوانی دارد. در این مقاله، ملاحظات اخلاق زیست­محیطی این دو اثر را به‌شکلی تطبیقی بیان خواهیم کرد و دلایل توجیهی نویسندگان را در لزوم رعایت اخلاق و حقوق حیوانات برخواهیم شمرد. این دلایل شامل دو نوع منطقی و عقلانی، و احساسی و اقناعی است که از این دو اثر استخراج و استنباط شده است. تحقیق به‌روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است. نتایج نشان میدهد بیشترین تکیه نویسندگان بر توجیهات احساسی و اقناعی در این دو داستان است؛ همچنین، بیانگر نزدیکی دیدگاه­های اخلاقی این دو نویسنده با بعضی آموزه­های سنتی و نیز نظریه­های جدید در حوزه اخلاق حیوانات ازجمله دیدگاه کانت و آلبرت شوایتزر است. توصیفات و ماجرای این دو داستان نوعی مبارزه با گونه­گرایی را با شگردهای گوناگون ادبی
 ترویج می
کنند.

 

صفحه ۱ از ۵    
اولین
قبلی
۱