جستجو در مقالات منتشر شده


۹۹ نتیجه برای مهدوی


دوره ۱، شماره ۱ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده

توجه به بستر معماری و داده های طرح از ابزار مولد اولیه معماران در فرایند طراحی هستند و رویکرد اصلی طراحی را تعریف می کنند؛ این رویکرد، به تجلی گسترده گزینه های طراحی منجر شده است و در نهایت ارزیابی موفق تر از راه حل ها و طراحی های کامل تری را به دنبال دارد. در حال حاضر، بی توجهی به بستر در بسیاری از طراحی ها در آموزش معماری در دانشگاه های امروز رایج است. این مقاله به مطالعه تأثیر توجه به بستر و زمینه طرح در طرح های معماری پرداخته است، به این ترتیب که تحقیق های دانشجویی چهار طرح معماری- معماری ۲ الی ۵- در دو نیمسال تحصیلی ۱۳۸۸  ۱۳۸۹ در دانشگاه سوره مطالعه شده اند؛ با استخراج معیارهایی از اصول طراحی معماری در جامعه آماری شاهد و آزمون، آزمایش شده است. وجه تمایز دو گروه طراحی در مدلی ساخته شده از بستر طرح بود که در اختیار گروه آزمون به منظور مطابقت طرح با زمینه قرار گرفت و در نهایت ارزشیابی طرح های دو گروه بر اساس میانگین نمراتی بود که آنان طی ۹ آزمون -که ۹ معیار طراحی بودند- کسب کردند. ارزشیابی نهایی طراحی های دو گروه نشان داد که جامعه آزمون با توجه به میانگین بالاتر نمراتشان، طرح های موفق تری را در هر چهار موضوع طراحی نسبت به گروه شاهد ارائه کردند.

دوره ۱، شماره ۲ - ( شماره ۲- ۱۳۸۸ )
چکیده

این مقاله تلاش دارد با مطالعه شرایط مشترک مؤثر در وقوع انقلاب‌های مخملی در کشورهای هدف، با استفاده از رهیافت روش «توافق» جان استوارت میل، به مؤلفه‏های عِلّی مشترک دست یابد. جنبش‏های اجتماعی، نهادهای مدنی، احزاب، فرهنگ سیاسی حاکم بر جامعه، ساختار و موقعیت ملی و بین‌المللی دولت حاکم و میزان مداخله قدرت‌های هژمونیک، هر کدام در تحقق انقلاب‌های مخملی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. در این پژوهش، با استفاده از نظریه‌های جنبش‏های اجتماعی کلاسیک و جدید، نظریه‏های رفتار جمعی، نظریه‌های انقلاب، و نیز در پرتو تحلیل تطبیقی، نقش و جایگاه مؤلفه‏های تأثیرگذار در انقلاب‌های مخملی در کشورهای هدف و وضعیت همان مؤلفه‌ها در شرایط اجتماعی و سیاسی جامعه ایران مورد مقایسه قرار گرفت. فقدان اعتماد و روحیه کار جمعی در فرهنگ سیاسی جامعۀ ایرانی، منع گسترش نهادهای مدنی، تجربه ناکام نوسازی معلول عدم آمادگی جامعه ایران برای پذیرش تغییرات بنیادی، جایگاه بی‌ثبات احزاب در ساخت سیاسی، وجود سطحی از انسجام ملی در جامعه، فقدان اپوزیسیون منسجم و قدرتمند، عمق نفوذ استراتژیک ایران در منطقه و اقتدار سیاسی‌‌ـ نظامی دولت، جملگی شاخص‌ها و مؤلفه‌هایی هستند که در شرایط موجود احتمال انقلاب مخملی را در ایران منتفی می‌سازند. از سویی، حضور پتانسیل‌های تهدیدکننده‌ای چون چالشگری ایران علیه منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه، ضعف حوزه عمومی و نهادهای مدنی، تراکم شکاف‌های اجتماعی‌ـ سیاسی، برخورد جناحی و سلیقه‌ای جناح حاکم با رقیبان سیاسی‌اش درون نظام، اقتصاد تک‌محصولی، افزایش میزان تورّم، کاهش سطح اشتغال و افزایش جمعیت جوان کشور، مؤلفه‏های تهدیدکننده‌ای است که در شرایط حضور یا فقدان یک عامل ناشناخته (x)، ممکن است زمینه‌ای برای ظهور انقلاب مخملی در ایران باشد.

دوره ۲، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۲)- ۱۳۹۱ )
چکیده

"آس بادها" نوعی آسیای بادی با محور عمودی هستند که قدیمی ترین آسیاهای بادی در جهان محسوب می شوند. این آسیاها در منطقه سیستان و جنوب خراسان از پیش از اسلام ساخته شده اند. در این زمینه شواهد گوناگونی وجود دارد که نشان می دهد قدیمی ترین آسیاهای بادی در شرق ایران در منطقه سیستان ساخته شده اند. آسبادها در گذشته در معیشت مردم اهمیت زیادی داشته اند. همچنین نمودی از ترکیب معماری سنتی با نیازهای زیست بوم و بهره گیری مناسب از انرژی های پاک به شمار می آیند. با عنایت به ویژگی های منحصر به فرد آسبادها، و خصوصیات عملکردی و زیبایی شناسانه، بازشناسی آنها از اهمیت خاصی برخوردار است. سوال پژوهش این است که آسیاهای بادی سنتی در سیستان یا آسبادها، از نظر گونه شناسی به چند دسته تقسیم می شوند و تنوع و گستردگی آنها در فلات ایران چگونه است؟ اغلب آسبادهای ایران در ناحیه شرق و جنوب شرقی فلات ایران قرار گرفته اند، یعنی در موقعیتی که بادهای ارزشمندی در تمام طول سال می وزند. شاخه هایگوناگونی از بادهای ۱۲۰ روزه در نیمه دوم فصل گرم، تمام شمال سیستان و جنوب خراسان را در بر می گیرند. آسباد به عنوان روشی سنتی و بومی در منطقه سیستان نشان دهنده امکان خوبی است که برای ساکنان در استفاده از انرژی های تجدیدپذیر فراهم می باشد. انواع متفاوتی از آسبادها در سراسر سرزمین"سیستان بزرگ"موجودند که بسته به شرایط و توانایی ساکنان برای استفاده از انرژی باد ایجاد شده اند.

دوره ۲، شماره ۲ - ( شماره ۲ (پیاپی ۳)- ۱۳۹۱ )
چکیده

نور در باور مردم ایران همواره از جایگاه ویژه‎ای برخوردار بوده‎است و تاکید بر تقدس و اهمیت استفاده از نور روز را باید در باورها و ادیان ایران باستان جستجو کرد، مساله‎ای که بر اهمیت آن در دوران اسلامی افزوده شده‎است. از این‎رو، معماران در گنبد که  پوشانندۀ مهم‎ترین فضای معماری و دهانه‎های وسیع در مساجد، بازارها و غیره بوده‎است، برای ایجاد نورگیر راهکارهایی را ارائه‎ داده‎اند که در این پژوهش مورد تحلیل قرار گرفته‎اند. هدف از این پژوهش، بازشناسی شیوه‎های نورگیری در گنبدهای ایرانی می‎باشد. در این حالت لازم است محل دقیق نورگیری در فرم کلی گنبد با توجه به سازه آن مشخص شود.  برای انجام پژوهش، بر اساس دسته‎بندی چهارگانه ارائه شده، چارچوب نظری ترسیم می‎شود، سپس با کمک روش تحقیق نمونه موردی با استفاده از راهکارهای ترکیبی، گنبدهای نمونه انتخاب شده تجزیه و تحلیل می‎شوند. در این پژوهش میزان توجه معماران ایرانی به هر یک از مکان‎های جایگیری نورگیر در گنبد و همچنین پتانسیل‎های هریک از این چهار حالت جای گیری برای ایجاد نورگیرهای بیشتر در گنبد مشخص می‎شود. با توجه به گستردگی موضوع، مثال‎های شاخصی از فناوری ساخت نورگیر در انواع گنبدهای ایرانی مورد تحلیل قرار گرفته‎ است. براساس مطالعات صورت‎گرفته در یک چشم انداز کلی، گنبدهای ایرانی چهار نوع نورگیری دارند که به ترتیب محل جای‎گیری در سازه گنبد عبارتند از: ۱- راس گنبد، ۲- قسمت منحنی گنبد، ۳- شکرگاه گنبد، ۴- ساقه گنبد. از آنجایی که محدودیت‎های سازه‎ای هر یک از انواع گنبد برای ایجاد نورگیر، بر مکان جای‎گیری آن بسیار موثر است، به تحلیل این محدودیت‎ها در هریک از انواع گنبد پرداخته شده‎است.

دوره ۳، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۱ )
چکیده

تیروزیناز یا پلی فنل اکسیداز (PPO) یک منواکسیژناز حاوی مس می باشد که مسئول تولید ملانین در جانوران می باشد. این آنزیم هر دو فعالیت هیدروکسیلاسیون منوفنل ها به O- دی فنل ها (فعالیت مونوفنلازی) و اکسایش آن به O- کوئینون ها (فعالیت دی فنلازی) را بروز می دهد. مهار تیروزیناز بسیار حائز اهمیت بوده و جستجو برای مهارکننده های جدید تیروزیناز جذاب بوده است. در این تحقیق‏‎‏، برای اولین بار اثر ۲-نیتروآنیلین (a) ۳-نیتروآنیلین (b)، ۴-نیتروآنیلین (c) و همچنین مشتقات وانیلینی جدید آنها یعنی ۲-نیتروبنزن آمینیوم ۴-فرمیل-۲-متوکسی فنولات (d) ۳-نیتروبنزن آمینیوم ۴-فرمیل-۲-متوکسی فنولات (e) و ۴-نیتروبنزن آمینیوم ۴-فرمیل-۲-متوکسی فنولات (f) روی فعالیت دی فنلازی تیروزیناز با استفاده از دوپامین هیدروکلرید مورد بررسی قرار گرفت. از میان آنها ترکیب c قویترین مهارکننده شناخته شد در حالیکه ترکیب d به عنوان فعال کننده شناخته شد. IC۵۰ این ترکیبات به ترتیب زیر بود: b> f= a> e> c. ترکیبات a، b و f مهارکننده های رقابتی و c و e نیز مهارکننده های نارقابتی بود. نتایج نشان داد موقعیت گروههای آمینو و نیترو و قدرت الکترون کشندگی گروههای عاملی در کربن شماره ۱ به ترتیب در نیتروآنیلین ها و مشتقات وانیلینی آنها در قدرت مهاریشان مهم است.

دوره ۳، شماره ۲ - ( پیاپی ۵ ۱۳۹۲ )
چکیده

برای کاهش هر چه بیشتر نیاز انرژی، در ساختمان‌ها ، علاوه بر لزوم در نظر گرفتن عایق‌های حرارتی با ضخامت کافی، بهره‌گیری از راهکارهای مناسب به منظور کاهش مصرف انرژی، می‌تواند تأثیری تعیین‌کننده بر روی بیلان انرژی ساختمان داشته باشد. بام ساختمان، به عنوان بدنه¬ای از بنا است که همواره در تمام طول شبانه روز مستقیماً از عوامل جوی تأثیر می-پذیرد، علاوه بر این، اتلاف حرارتی سقف به علت مساحت قابل توجه آن و رقم کلان مجموع اتلاف حرارتی پوشش های سقفی در مقیاس شهری، این عنصر ساختمانی را از نظر اتلاف حرارتی حائز اهمیت نموده است. پژوهش¬ها نشان می¬دهد که مطالعات زیادی در ارتباط با جزئیات طراحی جداره¬ها و پوسته¬های ساختمانی به منظور دستیابی به کارایی بیشتر صورت گرفته است ولی در زمینه طراحی فرم و عملکرد حرارتی مطلوب، تحقیقات متمرکز چندانی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر در واقع گزارشی توصیفی از چارچوب¬ها و راهبردهای اولیه است که با هدف شناخت و تحلیل انواع بام بر مبنای مدل¬سازی کامپیوتری در نرم افزار انرژی پلاس، صورت می گیرد. شبیه¬سازی¬های صورت گرفته در شهر اصفهان و با تکیه بر کمترین میزان اتلاف انرژی، برای رسیدن به فرم مطلوب بام در اقلیم گرم و خشک انجام می شود. مدل¬های بررسی شده شامل بام تخت، گنبدی و شیبدار است. نتایج حاکی از آن است که مناسب¬ترین بام دربین این مدل¬ها از نظر عملکرد حرارتی، بام شیبدار ۳۰-۶۰ است که بخش عمده¬ای از مساحت آن رو به جنوب قرار دارد. این در حالی است که بام گنبدی نامناسب¬ترین عملکرد حرارتی را دارد.
-

دوره ۳، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۷۰ )
چکیده

-

دوره ۳، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده

تأثیر اسانس رازیانه (Foeniculum vulgare) در ۵ سطح ۰ (شاهد)، ۱۰۰، ۲۰۰، ۴۰۰ و۶۰۰ میلی‌گرم در کیلوگرم جیره بر شاخص‌های رشد، بازماندگی، ترکیب لاشه و فراسنجه‌های خونی بچه‌ماهی سفید، Rutilus frisii kutum (وزن ۰۰۲/۰±۶/۰ گرم) در طی ۶۰ روزتغذیه بررسی شد. تفاوت معناداری در شاخص‌های رشد و بازماندگی بین تیمارها و شاهد مشاهده نشد (۰۵/۰p>). آنالیز لاشه بیشترین میزان چربی را در تیمار ۱۰۰ mg/kg اسانس نشان داد (۰۵/۰p<). بیشترین میزان گلبول سفید در تیمار ۱۰۰ mg/kg و بیشترین گلبول قرمز، هماتوکریت و هموگلوبین در تیمار ۴۰۰ mg/kg و کمترین MCV در تیمار شاهد مشاهده شد (۰۵/۰p<). در دیگر شاخص‌ها از قبیل MCH و MCHC تفاوت معناداری مشاهده نشد (۰۵/۰p>). در مجموع، اسانس رازیانه تأثیر معناداری بر شاخص‌های رشد بچه‌ماهی سفید دریای خزر نداشت، اما سطح ۱۰۰ mg/kg با افزایش گلبول سفید و گلبول قرمز ماهی می‌تواند نقش مهمی در ارتقای سیستم ایمنی ایفا کند.

دوره ۳، شماره ۵ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

قائم‌مقام فراهانی نویسندۀ بزرگ ادبیات کلاسیک و یکی از نقاط عطف تاریخِ نثر فارسی است که نثرش سبب تحول در ادبیات مشروطه شده است. کار عمدۀ وی رهاساختن نثر از پیچ و خم عبارت‌پردازی‌های رایج در عهد صفوی و تیموری، و پیرایش نهال انحراف از شیو‌ۀ متداول نثر مصنوع و کم‌محتوای آن زمان بوده است. نثر این اثر از نظر شاخصه‌ها و شگردهای ساده‌نویسی عناصر زبان عامیانه بسیار ارزشمند است. نوشتار حاضر سبک منشآت قائم‌مقام فراهانی را از نظر به‌کارگیری عناصر زبان عامیانه در سطوح مختلفِ مفردات، تعبیرات، ترکیبات کنایی، مثل‌ها و اشعار بررسی می‌کند. این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته و در پایان نیز از حیث کمی بررسی شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که کاربرد مثل‌ها، اصطلاحات و کنایات مردمی به نثر قائم‌مقام و به‌خصوص به منشآت او وجهه‌ای پویا و زنده داده است. وی با تکیه بر ذوق و فضل خود مسائل روز را با زبان و اصطلاحات رایج دوره و در بافتی آهنگین و ادبی به سبک گلستان ارائه کرده است.  

دوره ۴، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۱۳)- ۱۳۹۲ )
چکیده

ارزیابی منصفانه دانش و کاربرد زبان همراه یکی از چالش های پیش روی متخصصان سنجش زبان است. در ایران حتی باوجود قانون حذف کنکور سراسری، تاکنون میزان منصفانه بودن آزمون های مختلف زبان که دانش آموزان در دوره دبیرستان و پیش دانشگاهی آن ها را تجربه می کنند، بررسی نشده است. در تحقیق حاضر هشتاد نفر از دانش آموزانی که طی یک تا دو سال قبل از شروع این تحقیق از دبیرستان فارغ التحصیل شده بودند، به پرسش نامه سنجش منصفانه پاسخ دادند؛ این پرسش نامه ازلحاظ روایی و پایایی مورد مطالعه قرار گرفت. ۳۶ نفر از شرکت کنندگان در تحقیق به سؤال های پرسش نامه تشریحی نیز پاسخ دادند. داده های مربوط به تلقی زبان آموزان از میزان منصفانه بودن آزمون زبان کنکور سراسری، آزمون های هماهنگ و معلم ساخت از طریق آزمون مقایسه واریانس(ANOVA)  تحلیل شد. همچنین، پاسخ های تشریحی شرکت کنندگان درمورد رفتار های غیرمنصفانه ای که از دوران دبیرستان خود می توانستند به خاطر بیاورند مورد تحلیل محتوایی قرار گرفت و به تفکیک نوع آزمون دسته بندی شد. نتایج تحلیل کمّی و کیفی داده ها نشان می دهد آزمون زبان کنکور سراسری و آزمون زبان هماهنگ به نسبت آزمون های معلم ساخت که در مقیاس کلاسی و مدرسه ساخته و اجرا می شود، منصفانه ترند. بیشترین رفتارهای غیر منصفانه نیز در آزمون زبان دوره پیش دانشگاهی گزارش شد. از نتایج این پژوهش می توان جهت پر کردن خلأ یک آزمون منصفانه پس از حذف آزمون کنکور استفاده کرد.

دوره ۴، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

گرایش به «کیفیت » در طراحی و ساخت و یا در معنایی کامل تر میل به شکوفایی، موضوعی است که امروزه بیش از هر زمان دیگر توجه همگان را به خود جلب کرده است. مروری بر معماری معاصر کشورهای در حال توسعه نشان دهنده آن است که گرایش به نوعی معماری باکیفیت و قابل رقابت با معماری کشورهای توسعه یافته، جریان جدیدی را در معماری معاصر این کشورها رقم زده است. هدف از این مقاله بازشناسی و تحلیل گرایش به معماری با کیفیت در تعامل با دو مفهوم «شکوفایی » و «فناوری » در معماری معاصر کشورهای در حال توسعه است. در این راستا برای شناخت همزمان سطح کیفی آثار، مهمترین تدابیر طراحانه در آن ها مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. بر اساس چارچوب تنظیم شده همبستگی ) P value رفته در معماری معاصر کشورهای در حال توسعه در پنج حوزه: ۱( کانسپت طرح )ایده های ساختاردهنده طرح(، ۲( فناوری ساخت، ۳( مصالح، ۴( شکل و فرم و ۵( رابطه با محیط مطالعه می شود. دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن است که هرچند در حوزه فناوری ساخت نتایج قابل قبولی در معماری معاصر کشورهای در حال توسعه وجود دارد؛ لیکن در حوزه دستیابی به معماری باکیفیت دستاوردهای قابل قبولی مشاهده نمی شود.

دوره ۴، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده

اهداف: کارایی را به عنوان یک شاخص فرهنگی می‌توان آسایش حاصل از آرایش مناسب اجزاء و نقطه اتصال بین فرم و عملکرد تعریف نمود؛ که نقش مهمی در کیفیت‌بخشی به فضا دارد. چنین نگرشی به طراحی؛ تلاشی است به منظور دست یافتن به الگویی از معماری ارزشمند پیشین جهت سنجش پایداری و کشف دستور زبان فضا با هدف ماندگاری و اصالت‌بخشی به طراحی معاصر، تداوم حیات زمینه‌های ارزشمند شهری و خلق آثاری برای آینده معماری.
روش: پژوهش حاضر نوعی پژوهش اسنادی، مبتنی بر استفاده از داده‌های الگوهای باارزش گذشته است که با اتخاذ رهیافت توصیفی- تحلیلی، به تحلیل مفهوم کارایی در ساختار عملکرد و فرم در خانه های بومی قاجار اصفهان می‌پردازد.
یافته‌ها: عمده توده‌گذاری به ترتیب در جبهه‌های شمالی (فضاهای عمومی)، غربی (فضاهای خدماتی)، جنوبی (فضاهای خصوصی) و شرقی (فضاهای خدماتی) صورت گرفته است. همچنین داده‌های به دست آمده از نرم‌افزار اکوتکت نشان دهنده آن است که بهترین جهت در شهر اصفهان فاصله بین ۵/۱۷ درجه جنوب غربی تا ۵/۲۲ درجه جنوب شرقی می‌باشد. با این وجود فراوانی رون اصفهانی در خانه‌های بومی قاجار اصفهان بسیار کم و تاکید بر جهت‌گیری در راستای شمال-جنوب بوده و جنوب شرقی یا جنوب غربی آن چندان مورد توجه نبوده است؛ بلکه موقعیت زمین، نحوه دسترسی به آن و نیز راستای کوچه‌ها نقش تعیین کننده‌تری نسبت به پایبندی به راستای رون اصفهان داشته است.
نتیجه‌گیری: پیکره‌بندی فضا، میزان انرژی دریافتی و ارتباط بصری محیطی (دید) از شاخصه‌های تاثیرگذار بر کارایی می‌باشد که با نحوه توده‌گذاری، روابط فضایی و تناسبات فضایی معنا می‌یابد.

دوره ۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده

بیان مساله: دانش بیشتر در زمینه ابعاد موثر بر آسایش حرارتی در فضای باز، می‌تواند به طراحان شهری در اثرگذاری جهت تقویت تجربه مکان های شهری کمک کند. درک چرایی پاسخ های انسانی به محرّک حرارتی نیازمند شناخت دقیق تر عوامل و فرآیند های مؤثر بر آسایش حرارتی است. در این زمینه، علاوه بر تاثیر عوامل عینی، لازم است نسبت به فرایند های ذهنی شناخت صورت گیرد. در دو دهه اخیر پژوهش های متعددی مبتنی بر چارچوب سازگاری حرارتی به ابعاد روانشناختی آسایش حرارتی در فضای باز پرداخته اند. تنوع عوامل روانشناختی مؤثر و گستردگی اطلاعات پژوهش های نمونه موردی نیازمند مرور جامع در جهت استنباط نظری و تبدیل آنها به مفهوم سازی هایی ساختار‌یافته تر است. از طرفی، مرور پژوهش ها در زمینه ابعاد روانشناختی تجربه حرارتی در فضای باز نشان دهنده ارتباط ضعیف با نظریه های پایه روانشناسی محیطی در زمینه مربوطه است.
هدف: هدف این مطالعه مرور جامع یافته های پژوهشی در زمینه ابعاد روانشناختی مؤثر بر آسایش حرارتی متأثر از تجربه مکان های شهری و ایجاد پیوند میان شواهد در حوزه تأثیرات روانشناختی آسایش حرارتی در فضای باز و مفاهیم نظری روانشناسی محیطی بوده است.
روش:  چارچوب مفهومی پیشنهادی ساختاری متشکل از پارامتر های تجربه حرارتی لحظه ای و عوامل موثر بر آن ارائه می دهد و هدایت کننده و سازمان دهنده این مطالعه مروری است. جستجوی مقالات بر اساس کلمات کلیدی مستخرج از مبانی نظری انجام شد. و نهایتاً ۲۸ مقاله به صورت تفصیلی مرور گردید و یافته های پژوهشی استخراج شده در قالب بخش بندی موضوعی مدل مفهومی شامل تجربه بلند مدت، تجربه کوتاه مدت، محیط های ترمیم کننده و تعامل فرد- محیط حرارتی تقسیم بندی شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهشی در قالب جداول، به تفکیک زیر بخش های مفهومی، در تطبیق با مفاهیم نظری قرار گرفته و بر اساس مقایسه با مفاهیم نظری مرتبط مورد بحث قرار گرفتند.
مرور پژوهش ها نشان دهنده تأثیر عوامل شناختی حاصل از تجربه بلند مدت (پیوند میان شرایط حرارتی و مشخصات فضایی-مکانی در حافظه، ترجیحات و نگرش ها در ارتباط با تجربه حرارتی در فضا های شهری، و حسّ مکان، به عنوان نگرش فرد معطوف به مکان)، تجربه کوتاه مدت (تأثیر محیط حرارتی تجربه شده در کوتاه مدت و مدت زمان حضور در معرض محیط باز، تأثیرپذیری های احساسی کوتاه مدت و خستگی ذهنی)، محیط های ترمیم کننده (ویژگی‌های ترمیم‌کننده فیزیکی و عملکردی و محبوبیت مکان نزد فرد) و تعامل موقعیتی فرد-محیط حرارتی (تناسب با نیاز ها/اهداف و انتظارات و امکان کنترل) بر آسایش حرارتی در فضای باز  است. همچنین، حاصل پژوهش نشان می دهد مفاهیم نظری روانشناسی محیطی در حوزه شناختی می توانند به انسجام بخشی مفاهیم، توضیح مشاهدات و هدایت مطالعات پژوهشی پیش‌رو در زمینه تأثیرات روانشناختی بر آسایش حرارتی کمک کنند.  
مریم صالحی نیا، محمد جواد مهدوی،
دوره ۴، شماره ۱۵ - ( پاییز ۱۳۹۰ )
چکیده

محتشم کاشانی(۹۳۵-۹۹۶) را به سبب قصایدش که در استواری به قصاید انوری و خاقانی می‬ماند، «خاقانی ثانی» و به واسطۀ ترکیب‬بند پرشوری که در مرثیۀ امام حسین(ع) سروده، «حسان‬العجم» نامیده¬اند، اما وجه خلاقۀ سبک محتشم که چندان مورد توجه سبک شناسان و مورخان ادبی قرار نگرفته نه در غزل¬ها و قصاید بلکه در دو رساله «جلالیه» و «نقل عشاق» اوست. این دو رساله که به لحاظ ساخت روایی تغزلی و بیان تجربه های وقوعی و واسوختی منحصربه¬فردند، در تبیین مکتب وقوع و واسوخت نیز آن گونه که باید مورد توجه محققان قرار نگرفته اند. محتشم روایت منثور عشق واقع¬گرا را با غزل¬های بالبداهه (و گاه نیز برای تکمیل مطلب با قالب¬های شعری دیگر) درآمیخته و گونۀ ادبی متفاوتی ابداع کرده است. موضوع این مقاله معرفی این گونۀ ناشناخته و تبیین ویژگی-های ساختاری و سبکی این نوع روایت تغزلی در این دو رسالۀ محتشم است.

دوره ۵، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده

اهداف: امروزه استفاده از هوش مصنوعی رشد چشمگیری داشته، و به عنوان یک حوزه نوین در حال پیشرفت است. هدف اصلی این پژوهش، شناخت ظرفیت های هوش مصنوعی در پیشبرد فرآیند طراحی و اجرا در محیط مصنوع است. هدف کاربردی پژوهش، توسعه و کاربردی سازی مهمترین دستاوردهای یادگیری ماشینی و در حوزه طراحی است.
روش­ها: روش تحقیق اصلی پژوهش «فراتحلیل» در پارادایم «آزادپژوهی» با رویکرد انتقادی و طراحی مبنا است که با استفاده از تکنیک های پهنانگر، حوزه کلی دانشی این حوزه را بررسی می کند. سپس به منظور تثبیت اشراف به ادبیات موضوع، از طریق جستوجو در سه پایگاه های معتبر دانشی این حوزه، نسبت به جمع آوری مقالات مرتبط به یادگیری ماشین در حوزه های روش های یادگیری بدون نظارت، یادگیری نیمه نظارتی و یادگیری تقویتی اقدام شده؛ مهمترین ظرفیت ها و کاستی ها، و نقاط قوت و ضعف مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.
یافته­ ها: یافته های کمی حاصل از داده های ترکیب شده بیانگر آن است که یادگیری ماشینی تحت نظارت و یادگیری عمیق هدایت شده، می تواند بهترین گزینه برای توصیه در آینده طراحی باشد. در حالی که فرآیند یادگیری در یادگیری عمیق تدریجی و کندتر است، یادگیری ماشینی تحت نظارت در مرحله آزمون و تست سریع تر عمل می­کند.
نتیجه ­گیری: نتایج پژوهش تاکید دارد که یادگیری ماشینی تحت نظارت، بهترین گزینه برای پیش بینی پاسخ ها در فرآیند طراحی است اما در صورتی که علاوه بر پیش بینی، موضوع خلاقیت در طراحی مورد نظر باشد، یادگیری عمیق کارآمدتر است.

دوره ۵، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده

راوی مفهومی بنیادی در تحلیل متون روایی است و کانونی‌سازی به عنوان عنصری بینابینی، از یک‌سو به داستان و شخصیّت‌های داستانی مربوط می‌شود و از سوی دیگر به کلام راوی. لیلی و مجنون پری صابری در ادبیّات نمایشی فارسی و مجنون لیلی احمد شوقی در ادبیّات نمایشی عرب، همچون سایر متون نمایشی شامل دو جزءِ گفت‌وشنود و توضیحات صحنه‌ای هستند. صابری و شوقی در گفت‌وشنود، خود را پشت گفتار شخصیّت-هایی که می‌آفرینند، مخفی می‌کنند و برخلاف آن در توضیحات صحنه‌ای مستقیماً با خوانندگان خود صحبت کرده و اطّلاعات مختلفی به ایشان می‌دهند تا کنش را بهتر بفهمند و بهتر مجسّم کنند. به این‌ ترتیب می‌توان گفت هر دو نوع کانونی‌سازی بیرونی و درونی در لیلی و مجنون و مجنون لیلی یافت می‌شود: در توضیحات صحنه‌ای، خود نویسنده، کانونی‌سازی بیرونی را انجام می‌دهد و در گفت‌وشنودها به وسیله‌ی شخصیّت‌های نمایشنامه کانونی‌سازی درونی صورت می‌پذیرد. با وجود این، تفاوت‌هایی در نحوه‌ی کانونی‌سازی بیرونی و اختلاف‌های قابل ملاحظه‌ای در الگوی کانونی‌سازی درونی و گزاره‌های کانونی‌شده‌ی این دو اثر وجود دارد که به مدرن و کلاسیک بودن نمایشنامه‌ها و ایدئولوژی و جنسیّت نمایشنامه‌نویسان باز می‌گردد.

دوره ۵، شماره ۱۲ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده

شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان، همواره برای آنکه به لطف و شیرینی و رسایی کلام خویش بیفزایند، از مثل بهره‌ برده‌اند. در میان نویسندگان معاصر، محمدعلی جمال‌زاده در داستان‌های خویش از مثل مکرر استفاده کرده است. او در پنج داستان در مجموعۀ یکی بود و یکی نبود، ۷۳ مثل به کار برده است. شیوه‌های کاربرد (چون اقتباس، حل، اشاره و تصویرسازی) و کارکردهای مختلف (چون اجتماعی، ارزشی، اخلاقی، انتقادی و طنزآمیز) اهمیت مثل را در نظر این نویسنده و کنجکاوی و علاقه‌مندی او را نسبت به ادبیات عامه نشان می‌دهد. همچنین بیان ارزش‌های بارز فرهنگی و یا مخالفت با ضد ارزش‌ها از نظر مضمونی برای نویسنده اهمیت داشته است. در مجموعۀ یکی بود و یکی نبود، کاربرد مثل‌ها به تقویت و پرداخت بعضی عناصر داستانی (شخصیت‌ پردازی، لحن، فضاسازی، موضوع و درون‌مایه و ... ) نیز کمک کرده است. می‌توان گفت کاربرد مثل جزو ویژگی‌های سبکی جمال‌زاده شده است.
 

دوره ۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده

  چکیده موضوع این مقاله تحلیل فرایند دموکراتیک‌سازی در افغانستان در بازۀ زمانی ۱۹۰۷- ۲۰۰۸م است. ادعای مقاله این است که در طول یکصد سال اخیر (۱۹۰۷- ۲۰۰۸م) افغان‌ها در قالب چهار دورۀ تاریخی «نهضت مشروطه‌خواهی» (۱۹۰۷- ۱۹۲۸م)، «دورۀ دموکراسی» (۱۹۴۶- ۱۹۵۳م)، «دهۀ قانون اساسی» (۱۹۶۳- ۱۹۷۳م) و «دولت‌های موقت، انتقالی و جمهوری اسلامی» (۲۰۰۱- ۲۰۰۸م) در‌جهت دموکراتیک‌سازی مناسبات سیاسی و اجتماعی جامعه‌شان کوشش کرده‌اند؛ با این حال در افغانستان «دموکراسی» استقرار نیافته است. پس از اثبات این ادعا، سؤال پژوهش: «چرا فرایند دموکراتیک‌سازی در افغانستان به استقرار دموکراسی منجر نشده؟» مطرح شده است. درادامه، پس از استدلال انتقادی درباب نظریه‌های دموکراتیک‌سازی، شروط علّی «توسعۀ اقتصادی- اجتماعی»، «جامعۀ مدنی»، «الگوی مناسبات دموکراتیک نخبگان سیاسی» و «نقش عوامل بین‌المللی و خارجی» برای تبیین مسئلۀ پژوهش در هر دورۀ تاریخی مطرح شده است. روش این پژوهش تطبیقی- تاریخی و روش داوری آن تحلیل روایتی- تاریخی و روش توافق است. یافته‌های تجربی بر آن دلالت دارند که اگر در افغانستان ساختارهای اقتصادی- اجتماعی توسعه یابد، با شرط وجود جامعۀ مدنی و الگوی مناسبات دموکراتیک میان نخبگان سیاسی و نقش مثبت عوامل خارجی و بین‌المللی، دموکراتیک‌سازی رخ می‌دهد.    
علیرضا رعیت حسن آبادی، محمدجواد مهدوی،
دوره ۶، شماره ۲۱ - ( بهار ۱۳۹۲ )
چکیده

این مقاله نقدی جدی بر سه نوع تحقیق ادبی است که در سال های اخیر در نشریات علمی پژوهشی فراوان به چاپ رسیده اند و در آن از روش های آماری استفاده شده است. نوع نخست تحقیقاتی است که با تکلف فراوان انجام شده و تنها از آمار توصیفی برای تجزیه و تحلیل استفاده شده است .این نوع تحقیقات می توانستند با استفاده از روش های آمار استنباطی به مراتب مفیدتر باشند. نوع دوم تحقیقاتی هستند که به علت نا آشنایی محققان با اصول علم آمار ، دارای اشتباهات فاحش هستند و نتایج آنها اساساً نادرست است. نوع سوم تحقیقاتی هستند که حاوی نتیجه گیری هایی هستند که هیچ دلیلی برای آنها ارائه نشده است. در حالی که برای اثبات می بایست از روش های آماری استفاده می شد. در این مقاله ابتدا نقایص روش توصیف و تحلیل هرسه نوع تحقیقات یادشده نشان داده و در هر بخش مثال هایی عینی از مقالات علمی پژوهشی چاپ شده ارائه شده است. سپس به معرفی برخی روشهای مفید آماری و نیز معرفی مختصر نرم افزار آماری spss که یکی از پرکاربردترین و مفیدترین نرم افزارهای تحقیقاتی است ، پرداخته می شود.

دوره ۹، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۳۹۷ )
چکیده

در جستار پیش رو، سعی کرده­ایم با توجه به نظریۀ «نابرابری قدرت در دیالوگ» فرکلاف، با بررسی دیالوگ‌های بین شخصیت‌های متضاد و هم‌تراز، در رمان آتش بدون دود نادر ابراهیمی، به شناخت شخصیت‌های قدرت‌مدار یا منفعل بپردازیم و از نگاه و جانب­داری‌های ایدئولوژیک نویسنده رمز گشایی کنیم. برای نظم بیشتر این چارچوب نظری، از پرسش­های مطرح­شده در مدل پیشنهادی شورت (۱۹۹۶) برای شناخت قدرت در دیالوگ نیز استفاده شد، تا نوع روابط و نحوۀ تسلط قطب‌های شخصیتی داستان «گالان­پهلوان متکی بر قدرت بدنی» و « آلنی­ قهرمان متکی بر قدرت فکر و اندیشه» تجزیه و تحلیل شود. 
تجزیه و تحلیل داده‌های بررسی­شده، حاکی از آن است، نحوۀ برخورد دو­ شخصیت­محوری رمان، در دیالوگ با دیگران، نسبت مستقیم با فراز و نشیب‌های دوران زندگی آنان دارد. دیالوگ‌های گالان با اطرافیانش به افراد خاصی محدود است و به­مرور این دایره تنگ‌تر می‌شود و به­همراه آن، از قدرت او نیز کاسته می‌شود و با مرگش، هژمونی زورگویی و تسلط قهری و اجباری او پایان می­پذیرد. در حالی که، آلنی نه­تنها با همۀ مردم به‌خصوص، زنان و اقشار طبقۀ پایین اجتماع وارد گفت‌وگو می‌شود؛ بلکه آنان را وادار می‌کند تا محور گفت‌وگو با اطرافیانشان قرار بگیرند. این عمل، باعث افزایش پذیرش مرام فکری و سیاسی او می­شود و بعد از مرگش نیز تفکراتش در سخن و عمل نسل بعدی به‌سرعت تکثیر می‌شود.
 

 

صفحه ۱ از ۵    
اولین
قبلی
۱