۴۲ نتیجه برای لطفی
دوره ۰، شماره ۳ - ( شماره ۳- ۱۳۸۶ )
چکیده
چکیده
بررسی و مقایسه ی چگونگی بازتاب مضمون ی مشترک نزد هنرمندان ی از دو فرهنگ و پ ی شینه متفاوت ، درونما ی ه
مقاله حاضر را تشک یل م ی دهد. دو اثر ی که با مضمون مشترک وسوس ه در ا ینجا مورد بررس ی قرار گرفته اند ؛ به
ترتیب وسوسه ی آنتون ی قد یس اثر ه یرونیموس بوش نقاش فلاندر ی اواخر قرن پانزده م یلادی و کمال الد ین بهزاد
نقاش نامدار ا یرانی اواخر قرن نهم و اوا یل قرن دهم هجر ی م ی باشند. این مقاله به بررس ی و کنکاش در نوع نگاه
و رو یکرد ا ین دو هنرمند به مضمون وسوس ه و تلاش آنان برا ی ب یان و روا یت تصو یری آن م ی پردازد و قصد دارد تا
از ا ین رهگذر تفاوت ها و اشتراکات فرهنگ ی و هنر ی م یان هنرمند فلاندر ی و نگارگر ا یرانی را مورد نقد و تحل ی ل
قرار دهد.
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۹ )
چکیده
کریستال یا دی متامفتامین یکی از مواد مخدر زیان آوری است که متأسفانه در سالهای اخیر وارد بازار ایران شده است. اعتیاد به کریستال علاوه بر زیانهای جدی روحی، می تواند اثرات مخربی بر روی ارگان های مختلف داشته باشد. بررسی تغییرات آنزیم اغلب می تواند در شناسایی منبع آسیب کمک نماید. هدف از این مطالعه بررسی اثرات احتمالی این ماده مخدر بر میزان آنزیم های کبدی آسپارتات ترانس آمیناز(AST )وآلانین ترانس آمیناز( ALT ) و آلکالین فسفاتاز (ALP) در معتادین به آن است.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات موردی- شاهدی است که به روش مقطعی برروی ۱۰۵ نفر معتاد به کریستال که در سال ۱۳۸۸-۱۳۸۹ برای اولین بار جهت ترک اعتیاد به مرکز بازپروری مراجعه کرده بودند، صورت گرفته است. سطح فعالیت آنزیم ها با روش کالریمتری - اسپکتروفتومتری اندازه گیری شد. نتایج حاصل باآزمون T-test و به کمک نرم افزار آماری ۱۶ – SPSS مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج این تحقیق نشان داد مصرف کریستال سبب افزایش سطح آمینوترانسفرازها و ALP می گردد و بین مصرف کریستال و سطح آنزیم آلکالین فسفاتاز در دو گروه شاهد و معتاد ارتباط معناداری وجود دارد
( ۰۲۷/۰p=). همچنین بین مدت زمان مصرف کریستال با سطح آلکالین فسفاتاز ارتباط معنی داری حاصل شد ( ۰۵/ ۰ P<).
نتیجه گیری: مصرف کریستال به عنوان یکی از عوامل مهم در افزایش میزان آلکالین فسفاتاز در معتادین به کریستال می باشد و نسبت به دو آنزیم دیگر کبدی (AST و ALT ) بیشتر سطح ALP را تحت تاثیر قرار می دهد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( تایستان ۱۳۹۹ )
چکیده
مصالح هوشمند شکلدهنده پوستهها با فعالیت ویژه خود بر اصالت دهندگی به فضا و نمایش هویت یک جامعه تأثیرگذار میباشند و مانند هر تکنولوژی و عنصری آثار و پیامدهای خود را داشته و میتوان گفت که بر اساس جذابیتهای بصری و فلسفه عصر ارتباطات و بصریسازی فرهنگ جوامع بنیان نهاده شدهاند. تحقیق حاضر به دنبال آن است که تأثیرات مصالح و پوسته های هوشمند را از جنبه روانی و ناهنجاریهای فکری و فرهنگی بازشناسی کرده و به استفاده منطقی از آن از سوی طراحان متناسب با فرهنگ و ساختار فکری جامعه ایرانی کمک نماید. این پژوهش دارای ابعاد اثباتی-محتوایی و هنجاری-محتوایی بوده و از حیث روش شناسی، روش توصیفی و تحلیلی همراه با راهبرد کیفی را شامل میشود. اخذ اطلاعات مبتنی بر مطالعات کتابخانهای و اسنادی صورت پذیرفته است. آثار و پیامدهای کالبدی و محتوایی مصالح هوشمند شکلدهنده سطوح بر مبنای فرهنگ بصری در وجه ادراکی: حقیقت و واقعیت، زمان و مکان، تجربه و واقعه، برابری و عدالت، دانش و اطلاع را در یک جامعه مورد خدشه قرار داده و قاطعیت را با سماجت، سخاوت را با اسراف، بردباری را با بیتفاوتی، پایبندی را با سعهصدر و زیبایی را با تظاهر یکسان انگاشته و فرهنگسازی مینمایند و در وجه حسی: یکسان انگاری، دوری و فاصله از جهان هستی، خدشه به سایر حواس، خدشه به پیام و معنای فرستنده پیام، جدایی، انزوا، دلبستگی ظاهری، محدود کردن سلیقه، غیرانسانی بودن معماری و شهرسازی از نتایج حاصل از بهرهگیری روزافزون آن میباشد.
دوره ۲، شماره ۲ - ( شماره ۲ (پیاپی ۳)- ۱۳۹۱ )
چکیده
کاهش مصرف سوختهای فسیلی کلید اصلی تلاش برای ارتقای توسعه پایدار است. بخش حمل و نقل از مهمترین بخشهای مصرفکننده سوخت میباشد. برای کاهش مصرف سوخت در بخش حمل و نقل باید جهت تغییر در فرم شهر اقدام نمود. ضرورت این امر با افزایش جمعیت شهرها و به تبع آن رشد پراکنده شهری، بیشتر احساس میشود. با فاصله گرفتن از مرکز شهر و نبود سیستم حمل و نقل عمومی مناسب، استفاده ساکنین از اتومبیل شخصی بیشتر میشود. این امر نه تنها موجب افزایش مصرف سوخت می شود، بلکه تولید گازهای گلخانه ای، آلودگی صوتی و تراکم ترافیکی را به دنبال دارد. تحقیق حاضر به دنبال تبیین نقش عوامل موثر در کاهش مصرف سوخت خانوارها در بخش حمل و نقل است. برای این امر، تئوریهای مطرح در زمینه فرم شهری، از جمله شهر فشرده، توسعه نوسنتی و توسعه حمل و نقل عمومیگرا و مطالعات صورت گرفته در سایر کشورها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند. یافتههای تحقیق بیانگر آن است که علاوه بر متغیرهای کالبدی و فرم شهری، ویژگیهای اقتصادی- اجتماعی خانوارها نیز در میزان استفاده از اتومبیل و مصرف سوخت موثر است. نتیجه این تحقیق در قالب یک مدل مفهومی پیشنهادی ، که نشاندهنده نقش عوامل موثر فرم شهری و اقتصادی- اجتماعی بر مصرف سوخت در بخش حمل و نقل میباشد ارائه شده است. این مدل مفهومی میتواند بستر و زمینهای برای پژوهشهای آتی و آزمونهای تجربی در زمینه مصرف سوخت در مناطق کلانشهری کشور باشد.
دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۸ )
چکیده
حذف رنگ از پسابهای صنعتی به خصوص کارخانههای نساجی و رنگرزی همواره از اقدامات مهم برای کنترل آلودگی آنها است. استفاده از جاذبهای پلیمری روش موثر در حذف رنگ از پساب صنعتی است. در این پژوهش طراحی و ساخت نوعی جاذب بر پایه پلیوینیلالکل (PVA) با قابلیت مناسب برای جذب رنگزای مالاکیت از پسابهای صنعتی گزارش شده است.
برای ساخت جاذب محلول %۴ از PVA در حضور عامل اتصال عرضی %۱۰ گلوتارآلدهید (GA) به ژل تبدیل شد. سپس با استفاده از پانچ به قطعات یکسان تقسیم شد. هیدروژلهای پانچ شده درون خشک کن انجمادی متخلخل شدند. برای بهبود قابلیت جذب از نانوذرات گرافن و اکسید گرافن استفاده شد. میزان جذب زنگزای مالاکیت توسط جاذب در زمانهای مختلف اندازهگیری شد تا درصد بهینه هر یک از نانوذرات مشخص شود. همچنین تأثیر مولفههای زمان تماس جاذب و نور UV بر روی میزان جذب آلودگی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت همدماهای جذب و مطالعات ترمودینامیکی در دماهای مختلف بررسی گردید.
نتایج درصد جذب آلودگی توسط جاذب PVA/گرافن در زمانهای مختلف نشان داد %۰,۵ میزان بهینه گرافن در ماتریس PVA است. این مقدار برای دیاکسید تیتانیوم معادل %۳ وزنی بود. درصد جذب، توسط جاذب بهینه در شرایط تاریکی نشان داد که یک دقیقه بعد از اضافه کردن جاذب، میزان جذب آلودگی حدود %۷۵ است که نشاندهنده قابلیت بالای این جاذب در جذب آلودگی مذکور بود. ساختار متخلخل جاذب توسط تصاویر SEM تایید گردید. با مقایسه ضریب همبستگی در همدماهای لانگمویر و فروندلیچ مشخص شد همدمای فروندلیچ مطابقت بهتری با یافتههای این پژوهش دارد؛ به عبارت دیگر جذب رنگزای مالاکیت توسط جاذب ساخته شده به صورت چند لایهای انجام شده است. مطالعات ترمودینامیکی نشان داد که با توجه به منفی بودن انرژی آزاد گیبس واکنش جذب رنگزای مالاکیت توسط جاذب ساخته شده خودبهخودی است.
دوره ۳، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۱ )
چکیده
فیزیکالیستها به استدلالهای آنتیفیزیکالیستی مبتنیبر شکافهای معرفتی/تبیینی پاسخهای متعددی دادهاند. یکی از مهمترین این پاسخها به استراتژی مفاهیم پدیداری معروف شده است. طرفداران این استراتژی شکاف تبیینی میان حقایق فیزیکی و پدیداری را میپذیرند، اما با توسل به ویژگیهای خاص مفاهیم پدیداری درصددند تا تبیینی از چرایی وقوع این شکاف ارایه دهند، تبیینی که با فیزیکالیسم سازگار باشد. چالمرز استدلالی به شکل یک دوراهی علیه این استراتژی ارایه کرده است. او ادعا میکند دنبالکردن هر دو حالت این دوراهی به شکست استراتژی منجر میشود. در این مقاله، استدلال چالمرز را توضیح میدهم. با تمرکز بر حالت دوم سعی میکنم نشان دهم که یکی از مقدمات استدلال او با اشکال روبهروست؛ همچنین، استدلال میکنم که با پیگیری حالت دوم، حتی اگر یکی از شرطهایی که او برای موفقیت استراتژی لازم میداند برآورده نشود، استراتژی میتواند موفق باشد.
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده
برای درمان بیماریهای ایسکمیک، سلولدرمانی بهعنوان روشی جدید و مؤثر مطرح است. سلولهای بنیادی مزانشیمی به دلایل مختلف مانند امکان جداسازی و تکثیر آسان بدون ازدست دادن توانایی تمایزی و تنظیم سامانه ایمنی جایگاه ویژهای دارند. سلولهای بنیادی پس از تزریق در بافتهای ایسکمیک با شرایط سخت کمبود اکسیژن رو به رو میشوند که با مرگ بیشتر سلولها همراه است. به همین دلیل کارایی سلول درمانی بسیار کاهش مییابد. همچنین سرنوشت این سلولها از نظر زنده ماندن و تمایز مورد بحث است. در مطالعات متعددی تأثیر مفید پیشآمادهسازی سلولها با هیپوکسی برای سلول درمانی بافتهای ایسکمیک گزارش شده است و تنظیمکنندهی اصلی در این فرایند، فاکتور رونویسی HIF-۱α است. در این پژوهش، ژن HIF-۱α با استفاده از لنتیویروسها به سلولهای بنیادی مزانشیمی منتقل میشود تا با افزایش بیان آن، شرایط پیشآمادهسازی با هیپوکسی، شبیهسازی شود. از طرفی پروتئین eGFP نیز به صورت Bisictronic همراه HIF-۱α بیان میشود. به این ترتیب هم میتوان اثر شبیهسازی پیشآمادهسازی هیپوکسی روی سلولهای بنیادی مزانشیمی را بررسی کرد و هم پیگیری و بررسی سرنوشت سلولهای تزریقشده در مدلهای حیوانی با استفاده از مارکر GFP،انجام میشود.
دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده
بیشتر بیماران کبدی مدت زیادی منتظر عضو پیوندی خواهند بود. توانایی سلولهای بنیادی مزانشیمی در تمایز به سلولهای شبهکبدی امید تازهای برای درمان بیماریهای کبدی است. مهندسی بافت، تمایز کبدی را با اتصال گروههای گوناگون مانند گلیکوزآمینوگلیکانهایی همچون هپارانسولفات به سطوح کشت، بهبود داده است. در تمایز کبدی، جدا شدن و مرگ سلولها مشکلی است که کارایی سلولدرمانی را کاهش میدهد. هدف این مطالعه، طراحی و ساخت بستری با الگوبرداری از ماتریکس خارج سلولی کبد است که بتواند از چسبندگی و تکثیر سلولهای بنیادی مزانشیمی حمایت کند. در این پژوهش، کلاژن بهگونهای فیزیکی روی سطح ظروف کشت پلیاستیرنی پوشش داده شد. برای تهیهی بستر کلاژن-گلیکوزآمینوگلیکان، مولکولهای هپارانسولفات، به صورت کووالان بهوسیلهی EDC به کلاژن متصل شد. میزان چسبندگی سلول به روش شمارش سلولی و تکثیر سلول به دو روش شمارش سلولی و MTT بررسی شد. وجود گلیکوزآمینوگلیکان روی کلاژن بهوسیله رنگآمیزی با سافرونین o تأیید شد. نتایج نشان داد که بیشترین میزان چسبندگی سلولها به ترتیب مربوط به ماتریکس کلاژن، کلاژن-هپارانسولفات و پلیاستیرن است. بستر کلاژن نیز بیشترین میزان تکثیر سلولی را نشان میدهد؛ پس از آن، ماتریکس کلاژن-هپارانسولفات توانست بستر مناسبتری نسبت به سطح پلیاستیرن برای تکثیر سلولها فراهم کند. این مطالعه نشان میدهد که ماتریکس شبیهسازیشده کبدی با استفاده از کلاژن همراه با گلیکوزآمینوگلیکان میتواند چسبندگی و ماندگاری سلولهای بنیادی مزانشیمی را در سطح بهتری در مقایسه با سطوح معمولی کشت سلولی حمایت کند.
دوره ۵، شماره ۰ - ( شماره - )
چکیده
- روشهای مختلفی برای حذف جمینگ وجود دارد که با توجه به شرایط عملکرد و نوع جمر، یکی از آنها انتخاب می شود. یکی از انواع جمرها، جمرهای FM۲ باند باریک هستند که برای حذف این نوع جمرها از روش زیرفضا استفاده می کنیم. در روش زیرفضا مقدار IF۳ سیگنال تخمین زده می شود و بردار زیرفضای متعامد بر جمر ایجاد می شود. اگر تعداد آنتنهای آرایهای افزایش یابد، عملکرد سیستم بهبود می یابد. در محاسبه زیرفضای آرایه دو آنتنی، اصلاحاتی انجام و این روش برای آرایه سه آنتنی تعمیم داده شد. روش زیرفضا توسط نرم افزار متلب۴ شبیهسازی و SINR۵ خروجی گیرنده در هر حالت محاسبه شده است. اگر تخمین IF دچار خطا شود، SINR سیستم کاهش می یابد؛ در این حالت استفاده از آنتن های آرایه ای عملکرد سیستم را نسبت به تک آنتن بهبود میبخشد
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
با بروز بحران های زیست محیطی، نظیر بحران انرژی، افزایش آلودگی و تغییرات اقلیمی که ناشی از افزایش جمعیت و مصرف بالای انرژی بودند، کیفیت زندگی به ویژه در محیط های شهری تنزل یافت. به همین منظور متخصصین شهری نیز مانند سایرین، به دنبال ارائه ی راه حل هایی، برای مقابله با این معضات بوده اند. از جمله راهکارهای ارائه شده برای این منظور، می توان به طراحی کم کربن اشاره نمود. این راهکارها که زیرمجموعه ای از راهکارهای طراحی شهری پایدار می باشند را م یتوان در سطوح مختلف به کاربست. در میان مقیاس های مختلف، می توان از محله بعنوان مقیاسی مناسب دربرگیرنده ،» واحد ساخت شهر « برای کاربست اصول و راهکارهای طراحی شهری کم کربن نام برد ؛ چرا که محله به عنوان تأثیرگذارند. عاوه براین، راهکارهایی که در این مقیاس مطرح CO عناصر و جریان هایی است که همگی بر میزان انتشار می گردند، می توانند از تنوع و جذابیت زیادی برخوردار باشند. این راهکارها، به صورت کلی بر مبنای خلق محله ای که مصرف انرژی پایینی داشته باشد، محیطی مطلوب برای زندگی محلی را فراهم ارائه نماید و از تاب آوری بیشتری برخوردار باشد، استوار است. در این مقاله تاش بر آن بوده تا با استفاده از روش های توصیفی وتحلیل داده های ثانویه )اسنادی(، معیارهایی را برای طراحی محله ی کم-کربن و بدون کربن استخراج نمود.
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده
هدف مقاله حاضر شناسایی عواملی است که بهطور مستقیم از برنامه آموزش و نحوه اجرای آن نشأت نمیگیرد، اما ذیل دو دسته «محیط سازمان» و «عوامل فراسازمانی» بر بهکارگیری آموزشها در سازمان اثر میگذارند. یافتههای این مقاله با استفاده از پژوهشی به دست آمد که با رویکرد کیفی و با روش مطالعه موردی اکتشافی انجام شد. واحد تحلیل پژوهش دانشگاه فردوسی مشهد در سال ۱۳۹۳ بود. برای جمعآوری دادهها، ۳۴ تن شامل ۱۳ مدیر، ۱۲ استاد و نه تن از کارمندان بهعنوان نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار پژوهش مصاحبه باز و نیمه ساختار یافته بود. یافتهها نشان داد که در مجموع عوامل مؤثر بر بهکارگیری آموزشها در دانشگاه، ذیل عوامل مربوط به محیط سازمان شامل هشت عامل فضای بهکارگیری آموزش، حمایت مدیر و همکاران، پیامد بهکارگیری، بسترسازی مناسب، تشویق در کار، فرهنگ سازمان، تضمین اشتغال و مطالبات سازمان و عوامل فراسازمانی شامل سه عامل انتظارات جامعه، منزلت اجتماعی و روند سریع رشد علم و تکنولوژی میباشند. در مجموع میتوان این عوامل را برای یادگیری فراگیران در آموزشهای سازمانی مورد نظر قرار داد. توجه به این عوامل میتواند سازمانها را در تحقق هدف «بهکارگیری آموزش» یا «انتقال آموختهها به میدان عمل» که دغدغه همیشگی مدیران و یک شاخص اصلی برای سنجش اثربخشی آموزش است، یاری نماید.
دوره ۷، شماره ۰ - ( شماره - )
چکیده
در این مقاله مدلی تعاملی برای بررسی رفتار عادی انفرادی رانندگان ارائه میشود که تأثیر متقابل وسایل نقلیه در آن بهکار رفته است. از ویژگیهای زمانی حاصل از ردگیری هر یک از وسایل نقلیه و تاریخچه حرکت آن وسایل، در ایجاد مدلی از رفتار عادی استفاده میشود. بهدلیل غیرایستان بودن رفتار، از مدل مخفی مارکف برای ساخت مدل تعاملی استفاده شده است. مدل مورد استفاده دارای سه بخش اصلی است. بخش اول تاریخچه مسیر حرکت پیشینیان، که به اینمنظور یک ماتریس گذر مراکز (CTM) پیشنهاد شده که نوعی پایگاهِ داده اطلاعات مکانی- زمانی از حرکات دیده شده در فریمهای پیشین است. بخش دوم ویژگیهای زبانی یا شناسایی نوع حرکت وسایل نقلیه است، این حرکات عبارت است از مستقیم، گردش بهراست و به چپ، انحراف بهراست و به چپ، تغییر باند بهراست و به چپ. بخش سوم ویژگیهای سطح پایین شامل سرعت و فاصله تا شیء مجاور است. همچنین CTM در جستجوی تکههای مشابه، کارامد است و میتواند شعاع و موقعیت جستجو را تعیین کند. این فیدبک بالا به پایین، باعث افزایش کارایی ردیاب RLS و جستجوی شیء شد.
در سیستم ارائه شده، مقدار متوسط تعلق درست به مدل مخفی مارکف ۲/۸۱% برای رفتار عادی بهدست آمد. همچنین نوع حرکت با مدل مخفی مارکف با نرخ ۷/۸۲% روی دادههای آزمون شناسایی شد و با استفاده از فیدبک CTM خطای پیشبینی روی تعداد زیادی از وسایل نقلیه حداقل۸۰% کاهش یافت.
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۷۸ )
چکیده
-
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
ذخیرههای ساختمانی، مهمترین ظرفیت کالبدی توسعه درونزای شهری بوده، و برنامهریزی برای مرمّت، ارتقاء و استفاده دوباره از آن، یکی از مهمترین سرفصلهای حفاظتشهری فعّال طی دهههای اخیر بوده است. این روند، عاملی مهم در راه صیانت از هویّت کالبدی، و تقویت مکانبودگی هستههای تاریخی شهرها است. در ادبیات معاصرِ مرمّتشهری نیز، ویژگی های مثبتی مانند پایداری اجتماعی و زیستمحیطی، تقویت حسّ مکان، به روزرسانی سازوکار برنامه ریزی، بهرهوری اقتصادی و حفظ اصالت محیط انسانساخت، از جمله مزیّتهای استفاده دوباره از ساختارهای ارزشمند و واجد قدمت، شناخته شده است. این مقاله، ضمن بازخوانی همین روند، و استفاده از واژه ترکیبی بازکاربستهمساز به مثابه معادلی برای عنوان Adaptive Re-use ، به بازخوانی و تطبیقپذیر نمودن مدل «بالقوّگی بازکاربست همساز» یا ARP (Adaptive Re-use Potential) می پردازد. بازخوانی معادله منحنی فرسودگی، و شناخت دقیق عوامل فرساینده-منسوخکننده ساختارهای واجد قدمت، مدل «بالقوّگی بازکاربست همسازی» را به برآورد عمر مفید ساختار، و بهترین زمان مداخله با هدف مرمّت و روزآمدسازی آن نائل می کند. حاصل پیادهکردن این مدل برای یک بنای مشخّص، فهم شرایط منسوخشدگی آن، و موقعیت کیفی-زمانی ساختار در ارتباط با میزان بازگشتپذیری به چرخه حیات دوباره است. استفاده از این مدل، در تعیین شرایط فرسودگی و بالقوّگی بازکاربست همساز برای نمونهای از بناهای واجد ارزش بافت میانی تهران، به این فرضیه قوّت می بخشد که بسیاری از ساختارهای ارزشمند در بافت های تاریخی و میانی، در شرایطی قرار گرفتهاند که امروز همچنان می توانند هدف طرحهای موفّق بازکاربست همساز باشند، ولی در صورت از دست دادن فرصت، امکان بازگشت به چرخه حیات، و ارتقاء به منظور استفاده دوباره و منطبق با نیاز روز را از دست خواهند داد، و منحنی فرسودگی را به سوی درغلتیدن به وادی بازسازی اجباری، پیش خواهند برد.
دوره ۷، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
کرم طوقهبر Agrotis segetum (Denis & Schiffermüller) یکی از آفات مهم پلیفاژ مزارع چغندرقند در بسیاری از مناطق جهان از جمله ایران میباشد. بهکارگیری آفتکشهای زیست سازگار جایگزین خوب و کمخطر سموم شیمیایی میباشد که با اهداف برنامه IPM سازگار میباشد. در این مطالعه، کارایی سه حشرهکش زیستسازگار آزادیراختین (نیم آزال)، BT (در فرمولاسیون پودر وتابل) ، Bt (در فرمولاسیون امولسیون) و یک سم شیمیایی رایج (دلتامترین با نام تجاری دسیس) روی جمعیت و خسارت این آفت و سوسکهای کارابید (بهعنوان شکارگران مهم آن) در مزرعه چغندرقند طی دو سال زراعی (۱۳۹۴-۱۳۹۵) مورد مطالعه قرار گرفت. نمونهبرداری از تودههای تخم و لاروهای این آفت و سوسکهای کارابید در یک روز قبل از تیمار (DBT)، یک، سه، هفت و ده روز بعد از تیمار (DAT) صورت گرفت. در پایان، عملکرد کل و عیار قند محصول چغندرقند در تیمارهای مختلف در طی فصول زراعی مورد تحقیق ارزیابی شد. نتایج نشان داد که نیم آزال دارای خاصیت ضد تخمگذاری برای
شبپرههای مادهی A. segetum بود. در طول هر دو فصل زراعی، بیشترین و کمترین اثرات حشرهکشی بهترتیب در تیمارهای دسیس و Bt (امولسیون) دیده شد. ده روز بعد از سمپاشی، ۴۰، ۶۰، ۱۳ و ۷۳ درصد کاهش جمعیت لارو بهترتیب در تیمارهای نیم آزال، Bt (پودر وتابل)، Bt (امولسیون) و دسیس در مقایسه با تیمار شاهد دیده شد. میزان عملکرد کل در تمامی تیمارهای حشرهکش بهصورت
معنیداری بیشتر از تیمار شاهد بود. میزان عملکرد کل در تیمارهای نیم آزال، Bt (پودر وتابل)، Bt (امولسیون) و دسیس بهترتیب ۵/۱۷، ۶/۲۵، ۹/۱۲ و ۷/۴۳ درصد در سال زراعی ۱۳۹۴ و ۷/۸، ۷/۱۹، ۸/۴ و ۱/۳۷ درصد در طول سال زراعی ۱۳۹۵ نسبت به شاهد بیشتر بود، ولی میزان عیار قند در تیمارهای مختلف آزمایشی اختلاف معنیداری نشان نداد.
دوره ۹، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
اﻫﺪاف: ﻫﺪف ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ اﻧﺪازهﮔﯿﺮی ﮐﯿﻔﯿﺖ ادراﮐﯽ ﺻﻮت در ﻓﻀﺎی ﻣﻮردﭘﮋوﻫﯽ دروازه اﺻﻔﻬﺎن ﺷﯿﺮاز در دو ﺑﻌﺪ ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ اﺳﺖ.
ﻣﺸﺎرﮐﺖﮐﻨﻨﺪﮔﺎن و روشﻫﺎ: روش ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ در ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﯿﻨﯽ، اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار ﺗﺨﺼﺼﯽ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺻﻮﺗﯽ و ﺳﻨﺠﺶ ﭘﻨﺞ ﻣﻮﻟﻔﻪ ﺻﻮﺗﯽ و ویژﮔﯽﻫﺎی ﺻﺪا ﺷﺎﻣﻞ ﺗﺮاز ﺷﺪت ﺻﻮت، ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ ﺻﻮﺗﯽ و ﺷﺎﺧﺺ ﻋﺒﻮر ﺻﺪا اﺳﺖ. ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺑﻌﺪ ذﻫﻨﯽ، از ﻃﺮیق ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺑﺎ اﻓﺮاد ﺣﺎﺿﺮ در ﻓﻀﺎ در ﻃﯽ روز و در ﺳﻪ ﺑﺎزه زﻣﺎﻧﯽ ﺻﺒﺢ، ﻇﻬﺮ و ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ اﻧﺠﺎم ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﻓﺮآیند ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ از ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﺷﻮﻧﺪﮔﺎن ﺧﻮاﺳﺘﻪﺷﺪه ﺗﺎ ﺑﻪ ﺳﻪ ﻣﻮﻟﻔﻪ ﺻﻮﺗﯽ اﻃﻼﻋﺎت ﺻﻮت، زﻣﯿﻨﻪ درک ﺻﻮت و درﺟﻪ ﺷﻨﯿﺪاری ﺻﻮت ﭘﺎﺳﺦ دﻫﻨﺪ. ﻫﻤﺰﻣﺎن ﺑﺎ ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ، ﻣﺤﺘﻮای ﺻﻮﺗﯽ ﻓﻀﺎی ﻣﻮردﭘﮋوﻫﯽ ﺛﺒﺖ ﺷﺪه اﺳﺖ.
یاﻓﺘﻪﻫﺎ: ﻧﺘﺎیج ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎ در ﺑﻌﺪ ﻋﯿﻨﯽ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه ﻋﺪم ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ ﺻﻮﺗﯽ ﻓﻀﺎ در ﻣﻮﻟﻔﻪﻫﺎی ﺳﻨﺠﺶ ﺻﺪاﻫﺎی ﻣﯿﺎن زﻣﯿﻨﻪای و ﭘﺲزﻣﯿﻨﻪای اﺳﺖ. ﺑﺎ وﺟﻮدی ﮐﻪ درﺟﻪ ﺷﻨﯿﺪاری ﺻﻮت در ﻫﺮ ﺳﻪ ﺑﺎزه زﻣﺎﻧﯽ، در ﺣﺎﻟﺖ ﻋﺎدی ﻗﺮار دارد، اﻣﺎ در ﺑﺮﺧﯽ ﻣﻮارد، ﺗﺮاز ﺷﺪت ﺻﻮت، ﻧﺎﻣﻄﻠﻮب اﺳﺖ. ﺷﺎﺧﺺ ﻋﺒﻮر ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ﺻﺪا، در ﺷﺮایط ﻋﺎدی ﻗﺮار دارد. در ﺑﻌﺪ ذﻫﻨﯽ، ﻣﺤﺘﻮاﻫﺎی ﺻﻮﺗﯽ ﻣﺘﻔﺎوﺗﯽ در ﻣﺪت ﺳﻪ ﺑﺎزه زﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﯿﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺻﺒﺢ، ﻣﺼﺎﺣﺒﻪﺷﻮﻧﺪﮔﺎن، ﺻﺪای ﮔﺎری، ﺣﺮﮐﺖ ﻣﻮﺗﻮرﺳﯿﮑﻠﺖ، راه رﻓﺘﻦ و ﮔﻔﺖوﮔﻮ را ﺗﺸﺨﯿﺺداده اﻧﺪ. در ﻇﻬﺮ ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻣﺤﺘﻮاﻫﺎی ﺻﻮﺗﯽ ذﮐﺮﺷﺪه، ﺻﺪای ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﻧﯿﺰ ﺷﻨﯿﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ. در ﺑﻌﺪ از ﻇﻬﺮ، ﺣﺮﮐﺖ ﻣﻮﺗﻮرﺳﯿﮑﻠﺖ، ﺧﻮدرو و ﮔﻔﺖوﮔﻮی اﻓﺮاد، اﺻﻠﯽﺗﺮین ﻣﺤﺘﻮای ﺻﻮﺗﯽ ﻓﻀﺎ ﺑﻮده اﻧﺪ.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: ﺑﺮﻫﻢﻧﻬﺎد ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎی ﻋﯿﻨﯽ و ذﻫﻨﯽ، زیرﻣﺤﺪودهﻫﺎی ﻓﻀﺎی ﻣﻮردﭘﮋوﻫﯽ ﮐﻪ در ﮐﯿﻔﯿﺖ ادراﮐﯽ ﺻﻮت ﺑﺎ ﻣﺸﮑﻞ ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ را ﻣﺸﺨﺺ ﮐﺮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، راﻫﮑﺎرﻫﺎی ﻣﮑﺎنﻣﺒﻨﺎی ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی ﺑﺮای ﺑﻬﺒﻮد ﮐﯿﻔﯿﺖ ادراﮐﯽ ﺻﻮت در زیرﻣﺤﺪودهﻫﺎی دارای ﻣﺸﮑﻞ ارایه ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺎ وﺟﻮد اینکه ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﻣﻤﮑﻦ اﺳﺖ ﺑﻪ یک ﻓﻀﺎی ﺷﻬﺮی در ﺷﯿﺮاز ﻣﺤﺪود ﺑﺎﺷﺪ، اﻣﺎ ﻧﺘﺎیج آن ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺒﻨﺎی ﻣﻮﺛﺮی را ﺑﺮای ﺗﺪوین راﻫﻨﻤﺎی ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺳﺮزﻧﺪﮔﯽ ﺻﻮﺗﯽ در ﻓﻀﺎﻫﺎی ﻫﻤﮕﺎﻧﯽ، ﻓﺮاﻫﻢ ﮐﻨﺪ.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴- )
چکیده
یکی از مشکلات فیلترهای FIRوفقی در شناسایی سیستمهای با پاسخ ضربه طولانی، هزینه بسیار بالای محاسباتی است. به تازگی نوع جدیدی از فیلترهای وفقی بر پایه برش سهسطحی سیگنال ورودی برای کاهش پیچیدگی محاسباتی آنها ارائه شده است. در مقاله حاضر تحلیلی نظری برای خطای عدم انطباق فیلتر وفقی LMS مبتنی بر برش سهسطحی سیگنال ارائه شده و به کمک این تحلیل، حداقل میزان متوسط مربع خطا بهدست آمده است. این تحلیل میتواند پایهای برای طراحی دقیقتر این فیلترها با توجه به مقدار مناسب آستانه برش و طول گام باشد.
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده- در این پژوهش خواص و رفتار حرارتی چوب پلاستیک با استفاده از آزمایش گرماسنجی پویشی تفاضلی و وزن سنجی حرارتی اندازه گیری شده است. نمونه های مورد آزمایش عبارتنداز: پلی اتیلن با چگالی بالا، ذرات چوب و چوب پلاستیک. نمودارهای به دست آمده از آزمایش گرماسنجی نشان داد که افزودن ذرات چوب به زمینه پلی اتیلن باعث کاهشی در سطح زیر نمودار گرماسنجی می شود. در نتیجه، چوب پلاستیک گرمای نهان ذوب کمتری نسبت به پلی اتیلن خالص دارد اما دمای نقطه ذوب آن تغییر قابل ملاحظه ای نمی یابد. ظرفیت گرمایی ویژه پلی اتیلن و ذرات چوب و هم چنین چوب پلاستیک با استفاده از آزمایش گرماسنجی به دست آمد. نمونه ها ی چوب پلاستیک گرمای ویژه کمتر از پلی اتیلن و بیشتر از چوب داشتند. در ادامه گرمای ویژه چوب پلاستیک با روش دیگری و با استفاده از قانون مخلوط ها به دست آمد و با نتایج حاصل از آزمایش گرماسنجی مقایسه شد. هم چنین نتایج آزمایش وزن سنجی حرارتی نشان داد که افزودن ذرات چوب در ماتریس پلیمری، سبب کاهش دمای تخریب چوب پلاستیک می شود. این نتایج در تولید اکستروژن چوب پلاستیک به کار رفت و پس از حل معادله انتقال حرارت، دمای خروجی مذاب به دست آمد که با نتایج تجربی همخوانی قابل ملاحظه ای داشت. پس از محاسبه دمای انجماد مذاب در قالب، پیش بینی لازم برای بالابردن سرعت تولید با افزایش دور ماردون انجام شد و نمونه های تجربی سالمی در تولید پیوسته به دست آمد.
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۹۹ )
چکیده
فرایند بیولومینسانس، یک پدیده گسترده در طبیعت بوده و آنزیمهای لوسیفرازی در بخشهایی گستردهای از حیات شناسایی شدهاند اما آنزیم لوسیفراز شناسایی شده در خانوادهlampyrid به دلیل ویژگیهای برتر کاربردهای زیستی گستردهای یافته است. به تازگی، کلونینگ یک ژن جدید از آنزیم لوسیفراز کرم شب تاب ایرانی با نام Lampyroidea maculata گزارش شده است. در این مطالعه، در این مطالعه، آنالیز کدونهای نادر از ژن لوسیفراز حشره شبتاب ایرانی با استفاده از پایگاههای محاسباتی ATGme، RACC،LaTcOm و Sherlocc مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین، فرایند مدلسازی ساختاری این آنزیم انجام شد. در ادامه، وضعیت این کدونهای نادر در این مدل ساختاری به کمک نرمافزارهای SPDBV و PyMOL مورد مطالعه قرار گرفت. جایگاه اتصال سوبسترا در دهانه فعال آنزیم به کمک نرمافزارهای داکینگ AutoDock Vina بررسی شد. به کمک مدلسازی مولکولی، برخی از کدونهای نادر شناسایی شدند که ممکن است نقش مهمی در ساختار و عملکرد این آنزیم داشته باشند. فرایند داکینگ مولکولی به کمک AutoDock Vina انجام شد و Asp۵۳۱ را که در اتصال به لوسیفرین و AMP نقش دارد شناسایی شد. این آنالیزهای بیوانفورماتیکی نقش مهمی در طراحی داروهای جدید دارد.
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
امروزه بنابر اثبات وجود ترکیبات پلی فنولی با خواص ضداکسیدان در پوست انار، بررسی پتانسیلهای کاربردی آن در سلامت مواد غذایی و فرآوردههای شیلاتی در کانون توجه محققین قرار گرفته است. در مطالعه حاضر، تأثیر تجویز خوراکی عصاره الکی پوست انار(Punica granatum L.) (غلظت:mg/kg ۶۰۰) بر تغییرات عملکردی سیستم دفاع ضداکسیدانی و فراسنجههای بیوشیمیایی سرم خون بچه ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) طی یک مواجهه ۴۵ روزه با تنش تراکم ذخیرهسازی پایش گردید. در این راستا، ماهیان در ۶ گروه (۳ گروه تیمار و ۳ گروه شاهد) با سطوح مختلف تراکم ذخیرهسازی (۳، ۵ و۱۰ کیلوگرم در مترمکعب) به صورت تصادفی و در سه تکرار دستهبندی شدند. در انتهای دوره تیمار، خونگیری از ماهیان و تهیه سرم انجام پذیرفت. نتایج این تحقیق افزایش معنیداری را در فراسنجههای بیوشیمیایی (فسفر، کلر، منیزیم، کلسیم و تریگلیسرید) و نیز سطوح فعالیت برخی آنزیمها و ترکیبات ضداکسیدانی نظیر SOD و MDA سرم خون بچه ماهیان نسبت به گروه شاهد نشان نداد، ولی در مورد شاخصهای استرسی چون گلوکز، کلسترول و نیز فعالیت ضداکسیدانها نظیرCAT و GSH تغییرات معنیدار بود. بنابر یافتههای ارائه شده تجویز خوراکی مکمل غذایی عصاره پوست انار، جهت مصرف در مراکز پرورش متراکم ماهیان کپور معمولی قابل توصیه می باشد.