جستجو در مقالات منتشر شده
۷ نتیجه برای دادرس
دوره ۶، شماره ۲ - ( شماره ۲ (پیاپی ۲۳)- ۱۳۹۴ )
چکیده
پسوند نامآواساز /-ast/ از پسوندهای کهنی است که در متون دری حوزه خراسان بهکار رفته است. جلال متینی، علی رواقی، نجیب مایل هروی و دیگران، با استناد به شواهد گویشی خراسانی، این پسوند را پسوندی خراسانی دانستهاند. پس از ایشان، حسن حاتمی به وجود صورت دیگری از این پسوند در گویش کازرونی اشاره کرده است؛ بی آنکه به پیشینه یا ریشه آن بپردازد. در مقاله حاضر، نگارندگان کوشیدهاند ضمن ارائه شواهدی از کاربرد این پسوند در گویشهای خوزستان و متون کهن فارسی، فرضیهای درمورد چگونگی شکلگیری آن ارائه کنند. طبق این فرضیه، پسوند مذکور در پسوند اسممصدرساز /-išt/ ریشه دارد؛ بهنظر میرسد که پسوند اخیر (-išt) در برههای خاص بهطور وسیع در ساخت نامآواها بهکار رفته است. ازسوی دیگر، در «قرآن قدس» که از متون حوزه گویشی جنوب ایران (سیستان) است، شواهدی از کاربرد /-ast/ یا /-ist/ در مقام پسوند اسممصدرساز دیده میشود. ظاهراً این شواهد شاذ، حلقه پیوند تاریخی پسوند نامآواساز خراسانی (-ast) و پسوند نامآواساز جنوبی (-ešt) هستند.
دوره ۹، شماره ۳۷ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ )
چکیده
مقالۀ حاضر مطالعهای تطبیقی میان شعر عامۀ بختیاری و ادبیات کلاسیک فارسی است که با رویکردی تاریخی میکوشد سرچشمهها و ریشههای پارهای از مضامین شعریِ بختیاری را در شعر کهنِ فارسی شناسایی کند. این مضامین در چند دستۀ اصلی قرار میگیرند: تصاویر (صور خیال) و توصیفات، باهماییها، تلمیحات تاریخی ـ ادبی، و رسومی که دستمایۀ مضمونآفرینی قرار گرفتهاند. وجود این مضامین مشترک، گرچه گاه چیزی جز تصادف و توارُد نیست، اما
بهنظر میرسد اغلب در گذشتۀ مشترک این اقوام ریشه داشته باشد، زیرا بهدلیل انزوا و دورافتادگیِ اقوام لُر از جریان ادبیات مکتوبِ فارسی، اقتباس و اخذ مستقیم از این ادبیات چندان گسترده نیست؛ هرچند بیشک برخی مضامین شعر لُری برگرفته از ادب فارسی است. تأثیر ادبیات فارسی را بهوضوح میتوان در تلمیحاتِ اشعار بختیاری به افسانههای ایرانی، خاصه شاهنامۀ فردوسی، دید. در پایان، با نظر به پیوند عمیق و دیرینۀ ادب پارسی و تازی، مقایسهای نیز میان مضامین مشترک در اشعار بختیاری و معلّقات سبع ــ بهمنزلۀ نمونهای از شعر کهن تازی ــ صورت گرفته است.
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( مهر و آبان ۱۳۹۸ ۱۳۹۸ )
چکیده
تلفیق مفهومی از چارچوبهای معنیشناسی است که بر پیدایش و تبیین مفهوم یا ساختار نوظهور تأکید دارد. در این نظریه، چهار فضای ذهنی (دو درونداد، یک فضای عام و یک فضای تلفیق) پیشنهاد شده است که روابط بین این فضاها، نگاشت درونفضایی و بینفضایی، فرافکنی انتخابی، ترکیب، تکمیل و گسترش/ تفصیل ابزارهایی هستند که کمک میکنند بتوانیم مفاهیم یا ساختارهای نوظهور را در انگارههایی بازنمایی کنیم. این نظریه پس از نظریههای استعارۀ مفهومی و فضاهای ذهنی عنوان شده است. هدف از انجام این پژوهش در وهلۀ نخست، معرفی نظریۀ تلفیق مفهومی، چگونگی عملکرد آن و مقایسۀ آن با سایر نظریههای رقیب است. برای نیل به این هدف، با مثالهای متعدد زبانی و حتی غیرزبانی کفایت تبیینی تلفیق مفهومی را در بازنمایی مفاهیمی که بههنگام مفهومسازی برانگیخته میشوند، ارزیابی میکنیم. نتایج پژوهش نشان میدهد پویایی مفهومسازی در فضاهای ذهنی و عدم یکسویه بودن نگاشت، عدم تکنگاشتی بودن، فرافکنی انتخابی و عدم لزوم وجود مفهوم همتا برای هر عنصر در فضاهای ذهنی و همچنین، عدم منفک پنداشتن کارکردهای ذهنی از ویژگیهای نظریۀ تلفیق مفهومی هستند که قابلیت تبیین آن را در مقایسه با سایر نظریههای رقیب بالا میبرد.
سیدمهدی دادرس،
دوره ۱۴، شماره ۵۵ - ( پاییز ۱۴۰۰ )
چکیده
روایات صوفیانه بهلحاظ عمق و نوع تجربهای که بیان میکنند و کارکرد اصلی آنها، یعنی برانگیختنِ نوعی تجربۀ عرفانی در خواننده، و تنبّه، استحاله و هدایتِ او، قابلیت بررسیهای روانکاوانۀ جدی را دارند. مقالۀ حاضر بهنوبۀ خود میکوشد با چنین رویکردی، طبقهبندیِ جدیدی از این روایات، با نظر به مفهوم روانکاوانۀ «انتقال»، ارائه دهد. در این طبقهبندی، مجموعۀ روایات صوفیانه ـ و حکایات اسرارالتوحید بهطور خاص ـ بهعنوان روایتی کلان درنظر گرفته شده که فرایند رواندرمانی را به محوریت مفهوم انتقال، بهتصویر میکشد؛ و هر خردهروایتی ذیل یکی از مراحل این فرایند قابلطبقهبندی است. با این نگاه، کارکرد اغلب روایاتِ تذکرهها را میتوان با یکی یا شماری از این مراحل متناظر دانست. پس درواقع، خوانندۀ متنی واحد در خاتمۀ خواندنِ متن، به انحاء مختلف، مجموع این مراحل را ـ گرچه در روندی غیرخطی ـ ازسر میگذراند. این مراحل که با ارجاع به آراء زیگموند فروید و شارح ساختارگرای او، ژاک لکان، تبیین شدهاند، عبارتاند از: ۱) برساختنِ سوژۀ مفروضبهدانستن، ۲) مقاومت/ انکار، ۳) ابژۀ تصادفیِ نشانه، و ۴) رسالت. اما انتخاب اسرارالتوحید در این مطالعۀ موردی، به دلایل متعدد صورت گرفته است؛ ازجمله، اشتمال بر روایاتِ فراوانتر و متنوعتر نسبتبه دیگر مقامات و تذکرهها، و دیگر، تأثیر عمیقِ این متن بر روایات صوفیانۀ پسین.
سیدمهدی دادرس،
دوره ۱۵، شماره ۵۹ - ( پاییز ۱۴۰۱ )
چکیده
مقالۀ حاضر به مقایسۀ تطبیقی اصول خوابگزاری سنّتی ایرانی با خوابگزاری روانکاوانه، با تأکید بر آرای زیگموند فروید، میپردازد. عمدۀ مطالعاتی که تا به امروز در باب متون خوابگزاری اسلامی صورت گرفته، به بررسی جنبههای تاریخی، ادبی، نسخهشناختی، فلسفی و اجتماعیِ این متون اختصاص داشته است. باوجوداین، شماری از محققان، اشارات گذرایی به دقتهای روانکاوانۀ قدما کردهاند. در این پژوهش، علاوهبر گردآوری این اشارات، برای بسیاری از مصطلحات روانکاوانه در زمینۀ تفسیر رؤیا، شواهدی از خوابگزاریهای فارسی نقل شده است. این مواد و یافتهها، نشانگر همسانی فراوان میان روانکاوانیِ نوین و خوابگزاری کهن، چه دراصول و چه در فروع و جزئیات، است. برای نمونه، اصول فلسفی و حرفهای مشابهی نزد اصحاب خوابگزاری و اصحاب روانکاوی ملاحظه شده است؛ و یا شرح کارکردهای رؤیا و تبیین فرایندهای تولید رؤیا، در هر دو مکتب، مشابهت چشمگیری دارد. نگارنده به پیروی از روانکاوی لَکانی، به مبحث انواع استعاره و مَجاز ورود کرده و نهایتاً برخی مضامین استعاری نادر را در شعر دَری، مأخذیابی کرده است.
دوره ۱۹، شماره ۱۲۴ - ( خرداد ۱۴۰۱ )
چکیده
هدف این پژوهش مدلسازی و تأثیر شوکهای اقتصادی بر بازده سهام صنایع غذایی در طی دوره زمانی۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ است. در این پژوهش به مدلسازی متغیرهای کلان اقتصادی بهینه بر بازده سهام شرکتهای غذایی با استفاده از روش تابع تقریب الگوریتم ژنتیک پرداخته شده و سپس با روش خود رگرسیون برداری پانل تکانهها و شوکهای متغیرهای کلان اقتصادی موثر بر بازده سهام صنایع غذایی تجزیه و تحلیل شده است. در ابتدا با روش الگوریتم تقریب تابع ژنتیک، چهار متغیر قیمت نفت اوپک، حجم نقدینگی، قیمت زمین و شاخص قیمت سهام از میان هشت متغیر کلان اقتصادی به عنوان متغیرهای تاثیرگذار در مدل رگرسیون بهینه شناسایی شدند. قیمت نفت اوپک و قیمت زمین تاثیر منفی و معناداری بر بازده سهام شرکتهای غذایی داشته در حالی که حجم نقدینگی و شاخص قیمت سهام تاثیر مثبت و معناداری بر بازده سهام شرکتهای غذایی دارند. با توجه به توابع عکسالعمل آنی، واکنش بازده سهام نسبت به قیمت نفت اوپک و حجم نقدینگی در ابتدا مثبت بوده است. در روش تجزیه واریانس، بیشترین سهم ناشی از شوک بازده سهام صنایع غذایی به خودش بوده و بعد از آن مربوط به حجم نقدینگی است. با توجه به تاثیر مثبت حجم نقدینگی بر بازده سهام شرکتهای صنایع غذایی، پیشنهاد میشود سیاستگذاران و برنامهریزان به منظور توسعه سرمایهگذاری صنایع غذایی، سیاستهای را اعمال کنند تا حجم نقدینگی را به سمت شرکتهایی صنایع غذایی افزایش دهند.
دوره ۲۵، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
این پژوهش بهدنبال بررسی ارتباط بین عوامل اقتصادی و سطح زیرکشت محصولات زراعی است. مدل در قالب اقتصادسنجی فضایی برای شش استان با اقلیم خشک شامل استانهای اصفهان، سیستان و بلوچستان، فارس، کرمان، هرمزگان، یزد، در بازه زمانی سالهای ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۷، تصریح شد. در این پژوهش بهدلیل بُعد مکانی دادهها، از تکنیک اقتصاد سنجی فضایی استفاده شد. به عبارتی ارتباط مثبتی بین مشاهدات مربوط به سطح زیرکشت این استانها وجود دارد، که عدم لحاظ کردن آن در مدل، نتایج تورشداری به همراه خواهد داشت. پس از جمعآوری دادهها و تشکیل ماتریس مجاورت، با استفاده از نرم افزار Ststa۱۵ مدل تخمین زده شد. با توجه به آزمون موران و تحلیل نتایج حاصل از چهار مدل فضایی، مدل دوربین فضایی انتخاب شد. در این مطالعه اثرات مستقیم و اثرات غیرمستقیم متغیرهای توضیحی برآورد شد، که نتایج بیانگر معنادار بودن اثرات مستقیم و اثرات سرریز بر اساس اثرات غیرمستقیم است. نتایج حاصل از تحلیل یافتههای مدل دوربین فضایی نشان داد که توزیع درآمد در مناطق روستایی، توزیع درآمد در مناطق شهری، نرخ تورم، نرخ بیکاری، نرخ شهرنشینی، نسبت جوانی جمعیت، نرخ مشارکت اقتصادی و محصول ناخالص داخلی عوامل تأثیرگذار بر سطح زیرکشت محصولات زراعی در استانهای مورد بررسی میباشد.