جستجو در مقالات منتشر شده
۴ نتیجه برای جرفی
دوره ۹، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: ارزیابی و پایش مداوم تنوع ژنتیکی جمعیتهای مختلف آبزیان پرورشی در کارگاههای تکثیر آبزیان یکی از ضروریترین نیازمندیها برای حفاظت از پویایی و پایداری صنعت آبزیپروری است. هدف این پژوهش، کلونینگ، توالییابی و شناسایی چندشکلیهای جایگاه ژنی MHC-DAB II در ماهی فیتوفاگ بود.
مواد و روشها: در این پژوهش تجربی، چندشکلی ژن MHC class II β در ۱۳۸ نمونه بالهماهی فیتوفاگ پرورشی در چهار کارگاه تکثیر ایران (گیلان، مازندران، گلستان، استان خوزستان) و نمونههای لاین وارداتی از چین مطالعه شد. با انجام واکنش زنجیرهای پلیمراز، ضمن تکثیر قطعه ژنی Hymo-DAB، الگوهای هاپلوتایپی مختلف نمونهها با روش SSCP بررسی و توالیهای بهدستآمده با ClustalW۲ در نرمافزار Geneious ۴.۸.۵ همردیف و مرتب شدند و درخت فیلوژنی توالیها رسم شد.
یافتهها: محصول واکنش PCR مربوط به جایگاه DAB ژنوم MHC کلاس II ماهی فیتوفاگ با وزن حدود ۳۵۰جفتباز بدون باند جانبی در نمونههای مورد مطالعه به دست آمد که بیانگر تکثیر جایگاه ژنی ۱*DAB۲Hymo-DAB۱*۰۱/ در ماهی فیتوفاگ بود. بیشترین و کمترین تنوع هاپلوتایپی بهترتیب در جمعیتهای خوزستان و مازندران مشاهده شد. میانگین اختلاف جایگاههای همسان (dS) و جایگاههای غیرهمسان (dN) بین آللها بهترتیب ۰/۲۵ و ۰/۳۰ و نسبت این دو عامل ۱/۲ بود. بالاترین غنای آللی در نمونههای وارداتی از چین (۵) و کمترین غنای آللی میان نمونههای مازندران (۳/۸) مشاهده شد.
نتیجهگیری: تنوع هاپلوتایپی حاصله در ماهی فیتوفاگ به ژن ۱*DAB۲Hymo-DAB۱*۰۱/ تعلق دارد و میان گروههای مختلف این گونه، بیشترین تنوع هاپلوتایپی در جمعیت خوزستان و بالاترین غنای آللی مربوط به نمونههای وارداتی از چین است.
حسن رحمانی، قاسم مختاری، محمد جرفی، ابراهیم اناری بزچلویی، محمود شهبازی،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
اراده گرایشی درونی است که آدمی را به انجام کاری برمیانگیزد. مراد از این مفهوم در دانشهای زبانی، تحقق اراده متکلم هنگام ایراد کلام است؛ بدین معنا که متکلم کلام خود را آگاهانه ایراد کند و در حالتهایی همچون خواب، مستی و جنون نباشد. ظاهر برخی سخنان بلاغیون محتمل معنای غیرارادی بودن فنون بدیعی است. پژوهش حاضر برآن است تا با رویکردی کاربردشناختی و تکیه بر روشی توصیفی ـ تحلیلی، به تبیین جایگاه و کارکرد مفهوم اراده در برخی فنون بدیعی بپردازد و اهمیت آن را در فرایند پیدایش این فنون روشن کند. از این رهگذر، سعی شده هم سخنان بزرگان بلاغت بهطور صحیح تبیین شود و هم با تفکیک و تجزیه فنون بدیعی برمبنای مفهوم اراده، تصویر کاملتر و روشنتری از روند آفرینش این فنون، از مرحله پیدایش در نزد متکلم تا مرحله دریافت و خوانش توسط مخاطب، فراهم آید. نتایج بررسی نمونهای شش فن بدیعی مشاکله، مدح شبیه به ذم و ذم شبیه به مدح، اسلوب حکیم، توجیه، مذهب کلامی و مبالغه حاکی از آن است که مفهوم اراده در آفرینش فنون مذکور نقشی اساسی داشته؛ چنانکه عدم نظرداشت این مفهوم در فنون مذکور، ارزش و ماهیتشان را ازاساس مخدوش میکند. همچنین حمل سخنان بلاغیون بر غیرارادی بودن فنون بدیعی امری غیرموجه بوده و «قصد» در اینگونه سخنان نه همسنگ با مفهوم «اراده»، بلکه ذیل مفهوم «تصنع و تکلف» و دربرابر «طبع» بهکار رفته است.
دوره ۲۴، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده
ازآنجاکه شرکتهای تجاری وجودی اعتباری دارند، امضای اسناد تجاری شرکت توسط اشخاص حقیقی (مدیران) صورت میگیرد. حدود اختیارات و مسؤولیت مدیران در امضای اینگونه اسناد نهتنها از لحاظ نظری بلکه از حیث عملی آثار مهمی در روابط تجاری شرکت و اشخاص ثالث خواهد داشت. حقوق انگلیس، با در نظر گرفتن اختیارات وسیع برای مدیران، ایشان را بهعنوان رکن شرکت در نظر گرفته است؛ به این صورت که چنانچه مدیر، سندی را خارج از حدود اختیارات یا حتی خارج از موضوع شرکت امضا نماید، درهرحال شرکت مسؤول تعهد براتی در برابر اشخاص ثالث خواهد بود؛ هرچند این امر مانع از رجوع شرکت به مدیر متخلف نمیگردد. حقوق ایران، در رابطه با مسؤولیت مدیران، بین شرکتهای سهامی و غیرسهامی تفاوت قائل شده است. در شرکتهای سهامی قانونگذار هیأتمدیره را رکن شرکت در نظر گرفته است، ازاینرو اصولا امضای اسناد تجاری توسط ایشان، منجر به مسؤولیت شرکت سهامی میگردد ولی در شرکتهای غیرسهامی، اختیارات مدیران محدود به اختیارات تفویض شده میباشد درواقع قانونگذار مدیران این نوع شرکتها را وکیل شرکت محسوب نموده ازاینرو چنانچه مدیران از حدود اختیارات خود خارج شوند، شرکت مسؤولیتی در قبال سند تجاری نخواهد داشت و شخص ثالث برای جبران خسارت میبایست به مدیر متخلف مراجعه کند. در خصوص چک به دلیل وجود مقررهای خاص در ماده ۱۹ قانون صدور چک (۱۳۵۵)، چنانچه مدیر شرکت چکی را در حدود اختیارات صادر نماید، به صورت تضامنی با شرکت مسؤول پرداخت وجه چک است.
دوره ۲۸، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
چکیده
هوش مصنوعی به طور گسترده و به سرعت در بخش های مختلف صنعت از جمله وسایل حمل و نقل دریایی در حال پیشرفت و توسعه است. هرچند بهکارگیری کشتیهای خودران میتواند تصادمها که تعداد قابلتوجهی از آنها ناشی از خطای انسانی است را کاهش دهد؛ با وجود این انواع مختلفی از تهدیدها و خطرات مبتنی بر هوش مصنوعی ایجاد خواهد شد. از جمله این موارد، تصادم این نوع کشتی هاست که در آن احراز تقصیر بسیار دشوار یا غیرممکن است. مطابق کنوانسیون بروکسل ۱۹۱۰ مالک کشتی بر اساس مسئولیت مبتنی بر تقصیر، مسئول جبران خسارت است. زمانی که کشتی خدمه انسانی نداشته باشد، مبانی مسئولیت ناشی از خسارت کشتیهای خودران و همچنین نوع تقسیم این مسئولیت یکی از چالشهای مهم محسوب میگردد. یافته های پژوهش نشان می دهد با توجه به استقلال کامل کشتی و دشواری اثبات تقصیرمالک نمی توان مبانی سنتی مسئولیت مدنی را به کشتی های خودران تسری داد؛ لذا می بایست در تصادمات ناشی از کشتی خودران مالک کشتی را به دلیل به کارگیری این نوع کشتی ها و سود بردن از آن ها دارای مسئولیت محض دانست. قوانین مسئولیت برای تصادم کشتی های خودران مستلزم مبانی و اصلاحات جدیدی است که با قوانین سنتی متفاوت است. در این مرحله لازم است اقدامات نظارتی و قضایی در سطح بین المللی و داخلی برای استفاده از این نوع کشتی ها اتخاذ گردد
واژگان کلیدی: تقصیر، شخصیت حقوقی، کشتی خودران، مبتنی بر خطر، مسئولیت محض.