جستجو در مقالات منتشر شده
۳ نتیجه برای ثواب
دوره ۷، شماره ۵ - ( شماره ۵ (پیاپی ۳۴)، ویژه نامه پاییز- ۱۳۹۵ )
چکیده
انسجام متن از به هم پیوستن مجموعهای از واژهها و جملاتی که متضمّن معنا و پیام خاصی است، بهوجود میآید. نویسنده، دنیای واقع و فراواقع خود را در قالب متن منعکس میکند و در این انعکاس اگرچه از زمان فاصله میگیرد، اما به مدد زبان و حفظ ارتباط بین عناصر دستوری و واژگانی، معنا را منتقل میکند و متنی منسجم میآفریند. متن سوررئالیستی که بازتابی از دنیای فراواقع است، به دلیل هجوم واژگان ناشی از نگارش خودکار، چنین تصوری را در اذهان ایجاد میکند که دور از انسجام و پیوستگی است و ارتباط معنایی در این متون گسسته مینماید. این پژوهش در پاسخ به این مسأله که آیا این متون، با وجود زیر پا گذاشتن زبان معیار و آزادی زبان و واژهها - نگارش خودکار- از انسجام واژگانی برخوردار هستند، به بررسی انسجام واژگانی داستان سوررئالیستی «بوف کور» صادق هدایت، بر پایۀ نظریۀ انسجام متن مایکل هالیدی و رقیه حسن میپردازد. پس از تحلیل و بررسی دادهها، این نتیجه حاصل شد که متن بوف کور، با ۳۲۸۲ گره انسجام واژگانی، از انسجام بالایی برخوردار است و نویسنده با بهرهمندی از عناصر انسجام واژگانی بهویژه عنصر تکرار و باهمآیی و ترادف توانستهاست، پیوندی ناگسستنی میان الفاظ و معانی ایجاد کند و به این طریق اندیشه و امیال درونی خود را در متن منعکس سازد.
فاطمه ثواب، محمد علی محمودی،
دوره ۸، شماره ۳۱ - ( پاییز ۱۳۹۴ )
چکیده
به اعتقاد گروهی از پژوهشگران، مربع معنایی گریماس در برخی از متون ساختاری مکانیکی و منجمد دارد و به خوبی نمایانگر معانی موجود در یک گفتمان نمیباشد؛ بنابراین مربع تنشی را که کاربردی پویا و سیّال دارد، برای این امر مناسب میدانند. این در حالی است که میتوان به مدد «مربعهای معنایی متوالی»، معانی موجود در ژرفساخت یک روایت را بهگونهای سیّال و متحرک به تصویر کشید و یا به عبارتی دیگر میتوان مراحل تولید معانی موجود در یک روایت را از معنای اولیه تا معنای نهایی آن به نمایش درآورد. در همین راستا، ما در این پژوهش با پیشنهاد الگوی جدید «نردبان معنایی»، به تجزیه و تحلیل چند روایت در ژانر غنایی پرداختهایم تا ضمن کشف معانی درونی و ژرفساختی آنها، به اثبات ویژگی دینامیکی معنا در مربع معنایی نیز بپردازیم. پس از تجزیه و تحلیل مشخص شد که فرایند نردبان معنایی به مدد مربعهای معنایی متوالی، نمایانگر جابجایی و سیّالیت معانی یک روایت است و مربعها کاربردی مکانیکی و منجمد ندارند و فرآیند نردبان معنایی در تمامی روایتها قابل تطبیق و اجرا است.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
الگوی مارکوویتز در تعیین سهم هر یک از سهام در سبد دارایی، بر مبنای انتخاب بهینه سهام جهت حداکثر نمودن درآمد انتظاری سبد استوار می باشد.
از طرفی تنها به دلیل توجه ویژه به مفهوم ریسک کل به مرز کارایی دست می یابد که مسلماً سهم بخش ریسک غیر سیستماتیک آن که بازار برای آن پاداشی را در نظر نمی گیرد الزاماً در سطح حداقل خود نمی باشد.
از طرف دیگر الگوی پیشنهادی شارپ با برخی مفروضات ساده کننده به مرز کارای جدیدی دست می یابد که اگرچه درآن به مفهوم ریسک سیستماتیک توجه شده است ،اما ضعف اساسی آن به کارگیری پرتفولیوی بازار توسط سرمایه گذاران در هنگام سرمایه گذاری می باشد.
در این مقاله از طریق ترکیب نظریات مارکوویتز و شارپ و پیشنهاد مدلی جدید الگوی جامع تری را معرفی می نماییم که نه تنها نسبت به مرز سنتی مارکوویتز کاراتر بوده ، بلکه ضعف موجود در الگوی پیشنهادی شارپ را برطرف می نماید.
برتری نظریه پیشنهادی نسبت به مدل سنتی مارکوویتز و شارپ به لحاظ نظری از طریق توجه به ریسک غیر سیستماتیک و حذف برخی مفروضات مدل سنتی شارپ و در انتها از طریق عملی با یافتن سبد بهینه سهام شرکت های بزرگ سیمان بورس تهران تایید می گردد.