جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای اکبری گندمانی


دوره ۶، شماره ۲۱ - ( مرداد و شهریور ۱۳۹۷ )
چکیده

این مقاله در صدد پاسخ دادن به این پرسش‌هاست که تجربۀ کوچ چه تأثیری بر شعر بختیاری داشته است و اینکه این اشعار چگونه دنیای درون و بیرون یک ایلیاتی کوچنده را تعبیر و تفسیر می‌کند. در این جستار تلاش شده است تا آن بخش از وجوه صوری و محتوایی شعر بختیاری ـ که از تجربۀ بزرگ و محوری کوچ شکل گرفته است ـ تحلیل و بررسی شود و وجوه فلسفی و زیبایی‌شناختی این تجربه از خلال ابیات و سروده‌های عامیانه بازنمایی و تبیین گردد. مبنای نظری این پژوهش بر اساس کتاب هنر به­مثابۀ تجربه نوشتۀ جان دیویی شکل گرفته است که در آن از دو گونه تجربه نام می­برد: «تجربۀ منقطع» و «تجربۀ کامل». در این نوشتار، به این مسئله پرداخته شده است که تجربۀ کوچ تجربه­ای است که هر سال در فرمی نظام­مند و آیینی تکرار می­شود و تجربه­ای کامل را شکل
می­دهد. حاصل آنکه این تحقیق نشان می‌دهد که تجربۀ کوچ به­عنوان یک تجربۀ محوری و بزرگ، چگونه ذهن و عین انسان کوچنده را به­شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ به­طوری که شعر عامیانۀ بختیاری، هم از حیث فرم و هم از نظر محتوا، تحت تأثیر تجربۀ کوچ شکل گرفته و بدین ترتیب دنیای ذهنی و نظام معرفتی و زیبایی‌شناختی انسان کوچنده را در فرمی کلی‌تر به شیوۀ زندگی او پیوند داده است.

مهرداد اکبری گندمانی، مهدی رضا کمالی بانیانی،
دوره ۱۲، شماره ۴۵ - ( بهار ۱۳۹۸ )
چکیده

مقالات شمس یکی از معتبرترین متون منثور عرفانی است که بسیاری از سخنان نویسنده در آن، حاصل درهم­آمیختگی و تلاقی امور مختلف در سطوح عینی و ذهنی بوده است. در این متن، همچون بسیاری از متون عرفانی دیگر، نظام دلالت گشوده است و این امر توان کشف و خلق افق­ها و تجربه‌های تازه را در زبان به‌وجود می­آورد. شمس نیز در بسیاری از موارد دیدگاه­های سنتی مبتنی بر امور و سطوح معهود را درهم شکسته و با دیدگاهی متفاوت و چینشی متمایز، کارکردهای مجازی زبان را به‌خدمت گرفته و معناهای متفاوت تازه­ای را خلق کرده است. پس از تحقیق صورت­گرفته، مشاهده شد که نویسنده در نقش سوژه، برای دستیابی به سطحی جدید، گاه در ابتدا، چارچوب باور و یا اعتقاد مرسوم را شکسته است و سپس، با پیوندی که میان سطوح انتزاع جدید برقرار کرده، از مسیر پیشین منحرف شده و با فرایندی انحرافی و خوانشی مخالف، سطح تازه­ای از معنا را خلق کرده است. زدوده شدن لایه­های معنایی رایج در تفسیر آیات و احادیث، خلق معیارها و نگرش­های تازه درباب اعتقادات و باورهای عوام، وارونگی و تقدس­زدایی از امور مقدس از یک سو و تقدس‌­بخشی به اموری منفور یا مهجور همگی از ویژگی­های مخالف­خوانی در مقالات شمس بوده است. روش تحقیق در پژوهش پیشِ رو، تحلیلی ـ توصیفی بوده است.
 
جواد ستاری، حسن حیدری، محسن ذوالفقاری، مهرداد اکبری گندمانی،
دوره ۱۵، شماره ۵۷ - ( بهار ۱۴۰۱ )
چکیده

«زشتی» مفهومی فلسفی است که در طول تاریخ، رویکردهای مختلفی به آن اتخاذ شده است. برخی آن را عدم و بعضی منفی، شر بنیادین، بی‌ارزش و بدشکل می‏پنداشتند؛ عده‌ای نیز آن را روی دیگر زیبایی و بخشی از هستی که قادر است وجوهی جدید از کل هستی را برملا سازد، می‌انگاشتند و بر نقش مثبت زشتی در برجسته کردن زیبایی تأکید می‌کردند. موضوع این مقاله ضرورت پرداختن به مفهوم زشتی در تحقیقات ادبی در قالب الگوی منسجم است. در این پژوهش، دلایل فقدان زشتی‌شناسی در تحقیقات ادب فارسی واکاوی و سپس فواید و کاربردهای زشتی‏شناسی توضیح داده شده و برای نمونه یک غزل حافظ بررسی شده است. نتیجۀ تحقیق نشان می‏دهد هرچند تاکنون حضور زیبایی‌شناسی در عرصۀ تحقیقات ادبی، غیبت زشتی‏شناسی را به‌دنبال داشته، درواقع زشتی‏شناسی روی دیگر سکۀ زیبایی‏شناسی است و بررسی این دو مفهوم جدا از هم نیست. در زشتی‏شناسی غزلیات حافظ، بسیاری از حقایق از دید شارحان و محققان پنهان مانده است؛ برای مثال کاربست زشتی‏شناسی در یک غزل حافظ گویای این است که غزل مورد بررسی برخلاف گفتۀ برخی محققان، انسجام و یکپارچگی دارد. درنتیجه کاربرد نظریۀ زیبایی‏شناسی زشتی در بازنگری این اثر الزامی است.

بهروز آقابابایی رودباری، جلیل مشیدی، حسن حیدری، مهرداد اکبری گندمانی،
دوره ۱۵، شماره ۵۷ - ( بهار ۱۴۰۱ )
چکیده

سیمین بهبهانی، حسین منزوی و محمدعلی بهمنی، سه ضلع مثلث غزل نو، به این توفیق دست یافتند تا تغییراتی اساسی در غزل معاصر ایجاد کنند. در ادبیات معاصر، سمبولیسم یا نمادگرایی از مکاتب مهمی است که به‌سرعت جای خود را در شعر و نثر فارسی باز کرد. در این پژوهش، نگارندگان حدود چهارصد نماد را در غزل نو از شاعران نام‌برده استخراج و سپس براساس دسته‌بندی محمود فتوحی از نماد، آن‌ها را در سه بخش خُردنمادها، کلان‌نمادها و نمادهای ساختمند تجزیه‌وتحلیل کردند. نگارندگان در پژوهش خود در پی چند مقوله بوده‌اند: بررسی آماری و بسامدی نمادها، خاستگاه‏های آن‏ها، مفاهیم آن‏ها، نوآوری‏ها، عوامل پدیدآورنده نمادها، مقایسه و تحلیل نمونه‏ها و داده‏ها. در بررسی نمادهای خُرد، با فراوانی ۳۲۶ مورد، عنصر طبیعت با حدود ۷۳ درصد، مهم‏ترین خاستگاه را دارد. نمادهای انسانی با حدود ۱۴ درصد و دست‏ساخت‏های بشری با حدود ۱۱ درصد در مراحل بعد قرار می‏گیرد. در  غزل این دوره، کلان‌نمادها کاربرد اندکی دارد؛ اما نمادهای ارگانیک که فرم تازه‏‌ای را به‌لحاظ هنری در ادبیات معاصر شکل داده‏، در غزل سیمین با فراوانی ۶۹ مورد، بسامد چشمگیری دارد که در چرخۀ زیبایی‌شناختی غزل او، کاربست این تکنیک ادبی و هنر بلاغی را می‏توان بیانگر نگاه ویژۀ شاعر به آن و از ویژگی‏های مختص او و فصل ممیز غزلش از دیگران دانست. به‌منظور آشنایی خوانندگان با فضای فکری و مفهومی این قسم نمادها، چند نمونه از این نمادها تحلیل شده است.           


صفحه ۱ از ۱