جستجو در مقالات منتشر شده


۱ نتیجه برای اصغری جعفری

زهرا حیاتی، ساناز باروتی اردستانی، هدی اصغری جعفری،
دوره ۷، شماره ۲۵ - ( بهار ۱۳۹۳ )
چکیده

از آنجا که میان دو دانش سبک­شناسی و نقد ادبی رابطه و همبستگی هست و تحلیل­های منتقدانه برپایه داده­های سبکی بنا می­شوند، بررسی وضع موجود مطالعات سبک و نقد می‌تواند زمینه­های نهادینه­سازی و سامان‌دهی این شاخه­های مطالعاتی را هموار کند. بررسی مقالات علمی- پژوهشی دو مجله تخصصی بهار ادب (سبک‌شناسی نظم و نثر) و نقد ادبی در سال ۱۳۸۹- که پایان دهه هشتاد شمسی است- دورنمایی از شاخصه­های این نوع مطالعات را در این دهه به­دست می­دهد. در این بررسی، از دو شاخص کمّی و کیفی استفاده شده است. شاخص­های کمّی به مواردی، مانند حوزه نظری و عملی، متون مورد مطالعه، رویکردهای سنتی و جدید، تعداد نویسندگان، جنسیت نویسندگان و مانند آن‌ها ناظر است. شاخص‌های کیفی براساس مبانی دانش‌های سبک­شناسی و نقد ادبی تنظیم شده است و به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد: آیا مقالات نقد ادبی از توصیف به‌سمت تحلیل و واکاوی معنا پیش رفته‌اند؟ آیا بر تحلیل­ها تفکر انتقادی حاکم است؟ آیا مقالات سبک­شناسی اثر را به­عنوان نمود فردیت بررسی کرده­اند؟ آیا داده­های سبکی وجه تمایز اثر مورد بررسی را با آثار دیگر نشان داده­اند؟ و مانند آن‌ها. نتیجه کلی این بررسی­ها نشان می­دهد اگرچه مطالعات سبک و نقد در برخی حوزه­ها که از گفتمان اجتماعی یا دانشگاهی پیروی می­کنند، همسو و هم­مسیر هستند، تفاوت‌هایی دارند که رابطه و همبستگی این دو شاخه مطالعاتی را پوشش نمی­دهد. برای مثال، منتقدان در انتخاب متن بیشتر به داستان گرایش دارند و سبک­شناسان متون شعری را ترجیح می‌دهند؛ در مقالات نقد، بیشتر از مقالات سبک­شناسی، با نظریه­ها و رویکردهای جزئی و مستقل روبه‌روییم و گرایش­های سبک­شناختی هنوز به استقلال نرسیده‌اند؛ همچنین تعداد بیشتری از مقالات نقد به صبغه اصلی خود، یعنی تحلیل و واکاوی معنا نزدیک شده و از توصیف گذر کرده­اند، درحالی که مقالات مرتبط با سبک که به‌طور مشخص سبک را نمودی از فردیت مؤلف نشان دهند یا ویژگی سبکی را معادل تکرارِ انحراف از معیار بدانند، درحد نیمی از کل مقالات است.

صفحه ۱ از ۱