جستجو در مقالات منتشر شده
۷ نتیجه برای آقا گل زاده
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده
مقاله حاضر بر آن است تا در چارچوب دستور نقش گرای هلیدی و متیسن (۲۰۱۴) به تحلیل گفتمان شش داستان فارسی معاصر بر اساس مولفه آغازگر مبتدایی در فرانقش متنی به پردازد. در این دستور، پیام و معانی متنی بندها بدون شناسایی آغازگرهای مبتدایی و عوامل گفتمانی دخیل در این برجسته سازی برای خواننده برملا نمی شود و خوانش کاملی از پیام حاصل نمی گردد. این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه ساخت آغازگری در بند به برجسته سازی و انتقال پیام نویسنده کمک می کند. فرضیه پژوهش این است که ساخت آغازگری با برجسته سازی پیام با ابزارهای نحوی به انتقال پیام مورد نظر نویسنده مبادرت می نماید. پیکره پژوهش شش داستان کوتاه معاصر مشتمل بر ۳۷۳۶ بند است. تمامی ۳۷۳۶ بند پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی بر اساس ساختار آغازگری در فرانقش متنی تحلیل شدند. تحلیل ها نشان داد که بطور معمول برای حفظ و تداوم موضوع از فاعل و عمدتا از مشارکین در بندهای بینشان خبری بهعنوان آغازگر مبتدایی برای انتقال پیام استفاده شد. اما هنگامی که دلایل گفتمانی موجهی در کار بود عمدتا از افزودهای پیرامونی پیشایند شده برای معرفی رویدادی تازه، تغییر موضوع، یا معنی خاص در داستان در بندهای نشان دار و از فرایند برای نشان دادن جایگاه عاملان سخن در بندهای امری بعنوان آغازگرهای مبتدایی استفاده شد. بنابراین، خوانندگان با شناسایی آغازگرهای مبتدایی در ساخت های بی نشان و نشاندار با استفاده از ساخت آغازگری می توا نند به پیام و معانی متنی مورد نظر نویسنده دست می یابند.
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
این تحقیق به بررسی واج آرایی زبان فارسی باستان بر اساس خوانش کتیبه ها از کنت (١٩٥٣) و مشخص کردن ساخت هجایی مجاز در این زبان می پردازد. همچنین به بررسی «اصل توالی رسایی» و چگونگی تبعیت واژگان این زبان از این اصل درخوشه های همخوانی آغازه و پایانه هجا پرداخته می شود. به عبارت دیگر، ساخت هجا در زبان فارسی باستان چگونه است؟ همچنین آیا اصل سلسله مراتب رسایی در این زبان در ساخت هجا رعایت می شود؟ برای پاسخ به این سؤالات، ابتدا تمامی توالی¬های همخوانی موجود در آثار مربوط به فارسی باستان در آغاز، میان و پایان واژه¬ها، بدون در نظر گرفتن تقطیع هجایی، شناسایی و استخراج شده اند و سپس بر اساس اصول مربوط به هجابندی، خوشه های موجود در هجا ها شناسایی شده و با اصل توالی رسایی مطابقت داده شده اند. بررسی خوشه های آغازی و میانی نشان می دهد که ساخت هجا در این زبان به صورت (c)(c)(c)v(c)(c) است و اصل سلسله مراتب رسایی در همه داده ها رعایت شده، به جز زمانی که یکی از دو همخوان s و ŝ در ابتدای هجا به عنوان عضو اول خوشه حضور داشته باشد. به علاوه، به دلیل وجود پایانه¬های صرفی در انتهای کلماتی چون فعل، اسم و صفت، خوشه¬های همخوانی در پایان واژگان این زبان دیده نمی شود.
دوره ۵، شماره ۴ - ( شماره ۴ (پیاپی ۲۰)- ۱۳۹۳ )
چکیده
در این پژوهش که در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی انجام شده است، خبر رسانهها بررسی میشود؛ زیرا رسانهها بیش از متون دیگر، موضوع تجزیه و تحلیل گفتمان قرار میگیرند. هدف کلی مقاله، پایهریزی یک چارچوب تحلیلی برای پژوهش در نظم گفتمان رسانهای معاصر است. نگارندگان میخواهند تأثیر عوامل غیرزبانی را بر گزینش واژگان به کار رفته در خبر رسانهها، بررسی و تحلیل کنند. دادههای پژوهش از اخبار چهار رادیوی جمهوری اسلامی ایران، آمریکا، فردا و اسرائیل جمعآوری شدهاند که خبر فارسی پخش میکنند. این دادهها در چارچوب راهکارهایی مانند تعمیمشدگی واژگانی، عبارات خطابی و واژگانیشدگی افراطی ارزیابی میشوند. روش انجام این پژوهش مقایسهای است و خبرهای مشترک رادیوهای مورد بررسی با هم مقایسه میشوند.
دوره ۵، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۲ )
چکیده
دوره ۵، شماره ۱۸ - ( ۱۱-۱۳۹۶ )
چکیده
در زبان فارسی تلویح نقش مهمی در گفتمان دارد، همچنین استنباط آن از طرف شنونده بسیار مهم میباشد. هدف از این تحقیق تحلیل دادههای زبان فارسی با توجه به فرهنگ فارسی زبانان در تهران و طبقهبندی انواع تلویح بر اساس رویکردهای مختلف میباشد. مسئلهای که وجود دارد این است که سخنگویان فارسی زبان پیام مورد نظر گوینده را چگونه استنباط مینماید. این پژوهش با توجه به موضوع مقاله مبتنی بر روش توصیفی-تحلیلی است که دادهها به روش میدانی از مکالمات روزمره مردم عادی کوچه و خیابان شهر تهران بدست آمده است. برای بدست آوردن و استخراج جملات تلویحی،۵۰ ساعت از مکالمههای فارسیزبانان در ۱۳ موقعیت متفاوت ضبط و ثبت شده است. بعد از استخراج جملات حاوی تلویح، آنها را طبقهبندی نموده و بر اساس فرضیه-های تحقیق مورد توصیف و تحلیل کیفی قرار گرفتند. دستاورد تحقیق نشان میدهد که تلویح در ارتباطات و تعاملات فارسیزبانان در قالب معنای تلویحی به صورت تلویح مکالمهای عام، تلویح سنجشی،تلویح مکالمهای خاص و تلویح قراردادی بازنمایی میشود و همچنین ساخت های دستوری همچون جملات شرطی و ساخت پرسشهای توضیحی میتواند با پیشفرض موارد خاص در بوجود آوردن متون دارای معانی تلویحی تاثیرگذار باشد.در پایان به این نتیجه رسیدیم که بافت موقعیت و فرهنگ عامل بسیار تعیین کننده و موثری در تحلیل مکالمات بودند. چرا که معانی و تفاسیر در بافت موقعیت قابل دستیابی بودند.
مرضیه لطفی، فردوس آقا گل زاده، بهرام مدرسی، حیات عامری،
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
عنوان آثار پوچنما عناصری ازقبیل بازیهای زبانی، کلیشههای اغراقآمیز، تکرار، ترکیبات بیربط و حتی عبارات ابتکاری را بهدنبال دارد که از زبان شخصیتهایی بیان میشود که معمولاً در تراژدیکمدی اسیر شرایط جبری و فشارهای ناخوشایند ناخودآگاهاند. آخر بازی و در انتظار گودو دو نمایشنامه پوچنمای ساموئل بکت است که مسئله محوری آنها، تواناییها و ناتوانیهای زبانی است. در این دو اثر، زبان هرگز بهعنوان ابزاری برای ارتباط مستقیم بهکار نمیرود یا همچون پردهای درنظر گرفته نمیشود که فرد بتواند حرکات تاریک ذهنی شخص را بر آن مشاهده کند؛ بلکه تمامی قابلیتهای نحوی، دستوری، و بهویژه قابلیتهای بینامتنیِ زبان بهکار گرفته میشود تا خواننده بداند که وابستگی ما به زبان تا چه حد است و به چه میزان به مراقبت دربرابر قواعد تحمیلی زبان نیازمندیم. در نمایشنامه اتاق، هارولد پینتر با بهکارگیری اغراق، کلیشه، تکرار، مکث و سکوت در کنار دیالوگهای معمولی، مکتب فکری پوچنمایی را به خواننده منتقل میکند. ویرخیلیو پینیرا نیز در نمایشنامه هوای سرد با استفاده از المانهای پوچنمایی،درماندگی، افسردگی و سرگشتگی را درنهایت به پوچی ختم میشود، بهتصویر درآورده است. درنهایت صادق هدایت در رمان بوف کور، مانند دیگر نویسندگان نامبرده، پوچنمایی را ارائه کرده است. تحقیق حاضر از آن جهت که به تحلیل آثار پوچنما از نگاه روایتشناختی میپردازد، حائز اهمیت است. بسیاری از پژوهشهای انجامشده در این زمینه بُعد روایتشناختی و زبانشناختی را در تحلیل اینگونه آثار لحاظ نکرده و بیشتر به جنبههای دیگر ازجمله فلسفی پرداختهاند. نگارندگان در این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی، ساختار روایتشناختی این پنج اثر پوچنما را بررسی و تحلیل کردهاند تا عملگرهای روایتشناختی را در این آثار شناسایی کنند. ضرورت تحقیق نیز ارائه عملگرهای روایی برای شناسایی آثار پوچنماست. نویسندگان با مقایسه و بررسی عملگرهای گِرِمس (۱۹۶۶)، کنشگرهای روایتشناختی را برای شناخت آثار پوچنما ارائه دادهاند. گِرِمس شش عملگر در روایتشناسی آثار ساختگرا پیشنهاد داده و نگارندگان با تحلیل مقایسهای عملگرهای وی در الگوی پیشنهادیاش، الگویی درباره شناختن عملگرهای پوچنمایی ارائه کرده و به این نتیجه رسیدهاند که فاعل که یکی از عملگرهای پیشنهادی گِرِمس است، همواره دارد رنج میکشد؛ از این رو مفهوم فاعل گِرِمس با مفهوم فاعل اثر پوچنما منطبق نیست. هدف در آثار پوچنما محقق نمیشود و شخصیتها با ناکامی مواجهاند. از یاریگر به مفهومی که گِرِمس بیان کرده، اثری نیست و شخصیتها بهناچار از تکرار جهت گذران وقت کمک میگیرند و اَبَریاریگری که با قدرت مافوق طبیعی به یاری شخصیتها بشتابد، هرگز در آثار پوچنما ظاهر نمیشود. در این آثار، شخصیتها از هیچ چیزی نفع نمیبرند؛ بلکه همواره درد مشترک دارند و آن، تنهایی و انزواست. المانهای تکرار، قدرت، درد مشترک و ناکامی، مکمل دیگر عملگرهای پیشنهادی در آثار پوچنماست.
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( ۷- )
چکیده
ترجمه حقوقی، نوعی ترجمه برای هدف خاص است که ارتباطی بین زبانی در بافت قانون تلقی می شود و عناصر فرهنگ وابسته دیگری را نیز دربر می گیرد. از آنجا که زبان حقوقی کارکردی تجویزی و کنشی دارد، بنابراین آگاهی از هدف اصلی ترجمه متن حقوقی حائز اهمیت است. از سوی دیگر مترجمان حقوقی می بایست متونی را تولید کنند که در زبان مقصد تاثیر حقوقی مشابهی داشته باشد. بنابراین علاوه بر آشنایی با مفاهیم حقوقی و تاثیر آنها در نظام حقوقی مربوطه میبایست قادر به انتقال این مفاهیم و ایجاد تاثیر حقوقی مشابه در زبان مقصد باشند. تفاوت فراوان میان نظام و فرهنگ حقوقی ایران و انگلستان و بالطبع ناهماهنگی در اصطلاحات و مفاهیم حقوقی آن حاکی از وجود چالشهای متعددی در ترجمه حقوقی است. لذا در این مقاله می کوشیم تا با ارائه راهکاری ضمن انتقال فرهنگ حقوقی زبان مبداء (فارسی) به زبان مقصد (انگلیسی) ، با اتکا بر روشهای ترجمه ونوتی (۱۹۹۸)، غرابت زدایی و آشنایی زدایی، بتوان تاثیر حقوقی مشابهی را در زبان مقصد ایجاد کرده و کیفیت ترجمه حقوقی را ارتقاء داد. به همین منظور در حوزه حقوق خصوصی تعداد ۲۰ طلاقنامه و ترجمه انگلیسی آن که علی رغم کاربرد فراوان در جامعه، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته به عنوان پیکره دادها انتخاب شد. در نهایت تحلیل داده ها نشان داد که متون متعلق به دو نظام حقوقی متفاوت قابل ترجمه اند و همچنین می توان تاثیر حقوقی مشابهی را در زبان مقصد ایجاد کرد به شرط آنکه ضمن حفظ ژانر حقوقی متن مبداء ، برای ترجمه مفاهیم حقوقی و فرهنگ وابسته به طریق غرابت زدایی از "معادل نقشی" و به طریق آشنایی زدایی از "معادل مفهومی" استفاده شود.