عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی
چکیده: (۱۱۱۰۴ مشاهده)
بینامتنیت نظریه تطوریافته چندآوایی میخائیل باختین است که براساس آن، متون ادبی گذشته و حال، با همدیگر در گفتوگو هستند و هیچ متنی خودبسنده و تهی از متنهای پیش از خود نیست. ویژگی میانمتنی در آثار هنری و متون ادبی باعث میشود تا استقلال این آثار به چالش گرفته شود و در مراتب بعد، مرزهای استقلال یافتگیشان از میان برداشته شود. پژوهش حاضر با تکیه بر این اندیشه، داستان کوتاه «میرزا یونس» از مجموعه داستان «آینه و سه داستان دیگر» سیروس شمیسا را کاویده است. نگارنده بر آن است که تزلزل و تعلیق مرزها میان متون ادبی، افزون بر آنکه نمودی از ویژگی دوران پسامدرنیستی است، هدفمند هم هست و در ساحت داستانی، میتواند عنصری تحکیمبخش برای سویه هستیشناسانه فضای تخیلی باشد و از رهگذر آن، متنوارگی تاریخ / واقعیت تحقق میپذیرد. براین اساس، بینامتنهای متعدد در یک متن میتوانند بستری فراهم آورند که تجربههای زیسته و نازیسته بهگونهای درهم تنیده شوند که اساسا تشخیص حدود و ثغور آنها امری دشوار گردد. نگارنده پژوهش همچنین بر آن است که متون ادبی صرفا با متونی مکتوب در گفتوگو نیستند بلکه قلمرو معنایی واژه «متن» گستردگی بیشتری مییابد و سویههای جدیدی را دربرمیگیرد. کمااینکه در سایه ورود دانشهای گوناگون و ژانرهای مختلف به ساحت داستانی، اکنون باید از مفهوم «میانْژانر» سخن به میان آورد و داستان را زیرشاخه این مفهوم قرار داد.
نوع مقاله:
نقد عملی |
موضوع مقاله:
ادبیات عامیانه دریافت: 1395/1/30 | پذیرش: 1395/6/1 | انتشار: 1395/6/11