دوره 4، شماره 16 - ( 1390 )                   جلد 4 شماره 16 صفحات 85-104 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشجو دکتری ادبیات نمایشی
2- استادیار دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران
چکیده:   (3922 مشاهده)
تجربه زمان مثل هرچیز دیگری در جهان می تواند در هر متنی نمود پیدا کند. عنصر زمان، عنصر سازه ای متن به شمار می آید. مختصه روایت به این است که در آن، زمان مؤلفه اصلی ابزار بازنمایی (زبان) و شی ء بازنموده به شمار می آید. بنابراین، زمان در پرتو روابط گاهشماری میان داستان و سخن بازنموننده آن معنا می یابد. با تحلیل زمان داستان و زمان سخن بازنموننده آن، نشان داده می شود که در هر چهار نمایشنامه مورد بررسی در این پژوهش، روایت دارای دو نوع زمانمندی است: زمانمندی یادواره‎ای و زمانمندی خطی. زمانمندی خطی خصلتی دراماتیک به متن می دهد و زمانمندی یادواره ای خصلتی روایی. زمانمندی یادواره ای همیشه در پیوند با مکان خاصی قرار می گیرد و به نوعی می تواند نشان دهنده ذهنیت زنانه حاکم بر متن باشد. در این مقاله، برآنیم تا نشان دهیم درحالی که در هر چهار نمایشنامه هر دو زمانمندی وجود دارد، در هر نمایشنامه ای که در آن زمانمندی خطی غلبه بیشتری دارد، متن خصلت دراماتیک دارد و هر نمایشنامه ای که در آن زمانمندی یادواره ای غلبه دارد، متن خصلت روایی دارد.
متن کامل [PDF 291 kb]   (6025 دریافت)    
نوع مقاله: نقد عملی | موضوع مقاله: روایت شناسی|نقد ساختارگرا
دریافت: ۱۳۹۰/۷/۲۷ | پذیرش: ۱۳۹۰/۹/۲ | انتشار: ۱۳۹۰/۱۲/۱۸
* نشانی نویسنده مسئول: تهران