دوره 6، شماره 22 - ( 1392 )                   جلد 6 شماره 22 صفحات 7-28 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشگاه شیراز
چکیده:   (3705 مشاهده)
تاریخ گرایی نو به عنوان رویکردی که به ادبیات و تاریخ از منظری نو نگریسته و به رابطۀ متقابل تاریخ و ادبیات توجّه می کند تاکنون مورد استقبال گسترده ای قرار گرفته است، هرچند این استقبال با ابهامات و گاه کج فهمی هایی نسبت به اصول این رویکرد نیز همراه بوده است. از زمان پیدایش این رویکرد در دهۀ هشتاد میلادی تا به امروز برداشت های گوناگون و گاه متناقضی از این رویکرد عرضه شده و به نوعی می توان گفت هرکسی از ظنّ خود یار این رویکرد شده است. بخشی از این برداشت های متناقض به ماهیّت چارچوب گریز این رویکرد و خلاصه نشدن آن در قالب یک روش و اسلوب علمی مشخّص برمی گردد. مشکلات یاد شده که از ماهیّت این رویکرد ناشی می شود به علاوۀ کمبود منابع نظری فارسی، شناخت درست این رویکرد را در کشور ما با دشواری دو چندانی روبه رو ساخته است. با وجود گذشت سه دهه از پیدایش این رویکرد، تنها چند سال است که در ایران شاهد پژوهش های جدّی در این حوزه هستیم. نگاهی به این پژوهش ها، که غالباً کاربردی هستند، ضعف هایی جدّی را آشکار می سازد که از عدم درک صحیح رویکرد ناشی شده است. نوشتار پیش رو ضمن بررسی این ضعف ها، به ارائۀ راهکارهایی در جهت شناخت دقیق تر این رویکرد می پردازد.  
متن کامل [PDF 242 kb]   (1748 دریافت)    
نوع مقاله: نظری | موضوع مقاله: نظریه ادبی
دریافت: ۱۳۹۱/۱۱/۲۸ | پذیرش: ۱۳۹۲/۴/۳ | انتشار: ۱۳۹۲/۴/۲۸